دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٨٥
بُهلول ، ابووُهیب بن عمروبن مغیره ، فرزانه ای دیوانه نما (از عُقلاء المجانین ) در سدة دوم . در کوفه به دنیا آمد (شوشتری ، ج ٢، ص ٤؛ ابن شاکر کتبی ، ج ١، ص ٢٢٨). از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست . به گفتة حمدالله مستوفی (ص ٦٣٧)، عموزادة هارون (حک :١٧٠ـ١٩٣) بود. اما در واقع ، جز همزمانی این دو با یکدیگر، دربارة دیگر داستانها و خویشاوندیِ این دو دلیل موجهی وجود ندارد. نام او در لغت به معنای مرد خنده رو (غیاث الدین رامپوری ؛ شاد؛ شرتونی ؛ تاج الاسامی ، ذیل مادّه ؛ صفی پوری ، ذیل «ب ه ل »)، مهتر نیکوروی (زنجی سجزی ، ج ١، ص ٥١) و پیشوای قوم (غیاث الدین رامپوری ، همانجا) و جامع همة خیرات (جر، ذیل مادّه )، و در حوزه های فرهنگی غیر عرب نظیر تاجیک به معنای گول و لوده ( د.تاجیکی ، ج ١، ص ٣٩٢) و در شمال افریقا به معنای عام ساده دل است و شاید با واژة هُبالی / بُهالی به همین معنا خلط شده باشد ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ). ابن عربی (ج ٤، ص ٩٨)، با ذکر شکل جمع آن (بَهالیل )، بهلولِ تاریخی را نمونة نوعیِ مجانینی دانسته که بر اثر «وارد»ی ، «عقول » خود را از کف می دهند و در زمرة مجذوبان الهی درمی آیند. مجلسی نیز به صورت صفت ، آن را در معنای زیرک و شجاع به کار برده است (ج ٢١، ص ٣٠٧، ج ٤٢، ص ١٣٤، ج ٤٥، ص ١٣٩، ج ٤٧، ص ٣١٥).
نخستین کسی که از بهلول نام برده ، جاحظ (متوفی ٢٥٥) در البیان و التبیین (ج ٢، ص ١٨٢) است و پس از او ابن قتیبه (متوفی ٢٧٦) در عیون الاخبار (مجلد ٢، ج ٤، ص ٥١)، ابن عبدربه (متوفی ٣٢٨) در عقدالفرید (ج ٦، ص ١٦٢)، و سرانجام حسن بن محمد نیسابوری (متوفی ٤٠٦) در عقلاء المجانین (ص ٧٣ـ ٨١). اما ظاهراً توجه قاضی نورالله شوشتری (ج ٢، ص ١٤ـ ١٥) به او و آوردن نام وی در زمرة مریدان امام جعفر صادق علیه السلام ، موجب اقبال نویسندگان شیعی به او گردید (برای نمونه رجوع کنید به خوئی ، ج ٣، ص ٣٧٤؛ قهپائی ، ج ١، ص ٢٨٣). لیکن این داوری (رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل مادّه ) چندان درست به نظر نمی رسد که شوشتری وی را با بهلول بن محمد ـ که شیخ طوسی (ص ٢١٣ـ٢١٤) او را یار امام صادق علیه السلام ذکر کرده ـ درآمیخته است . زیرا ابن حجر عسقلانی (متوفی ٨٥٢) بصراحت از ارتباط بهلول مجنون با امام جعفر صادق علیه السلام سخن گفته و او را در سلسلة سند حدیثی از ابوحنیفه ذکر کرده است (ص ٦٨). مامقانی در تنقیح المقال (ج ١، بخش ٢، ص ١٨٤ـ ١٨٥) نیز از هر دو بهلول نام برده است . صفدی (ج ١٠، ص ٣٠٩) مرگ او را در حدود ١٩٠ ذکر کرده است . کارستن نیبور مزار وی را در بغداد وصف کرده است ( د. اسلام ، همانجا).
جز این ، آنچه دربارة بهلول در منابع قدیم نقل شده ، مجموعه ای است از داستانهای جذاب و طنزآمیز که شخصیتی فرزانه اما دیوانه نما را تصویر می کند و بر خصلتهایی چون قناعت ، بی اعتنایی به قدرت ، ظلم ستیزی ، لطافت روح ، حضور ذهن و نکته دانی او دلالت دارد (برای نمونه رجوع کنید به ابن قتیبه ؛
ابن عبدربه ، همانجا؛
ابن شاکر کتبی ، ج ١، ص ٢٢٩ـ٢٣١؛
نراقی ، ص ٣٩٦ـ٣٩٧؛
مُستملی ، ج ٤، ص ١٦٣٩؛
جزایری ، ص ٥٥؛
ابن جوزی ، ص ٢١٦ـ٢١٧؛
حمدالله مستوفی ، همانجا؛
شعرانی ، ج ١، ص ٦٨؛
امین ، ج ٣، ص ٦١٩ـ٦٢٢؛
خوانساری ، ج ٢، ص ١٤٧). برخی از این داستانها که در آن بهلول هوشمندانه نظریات کلامی مخالف شیعه ، از جمله «رؤیت اللّه » و «جبر در برابر اختیار»، را رد می کند یا آشکارا از سبِّ اهل بیت پیامبر علیهم السلام دوری می جوید، نشانة تمایلات شیعی اوست (امین ، ج ٣، ص ٦١٨ـ٦١٩، ٦٢٢؛
مدرس تبریزی ، ج ٥، ص ٢٠٩ـ ٢١٠؛
ابن عبدربه ، همانجا).
در باب ویژگی بارز او، یعنی جنون و دیوانه نمایی ، و انگیزه اش ، گفته ها گوناگون است ؛
مشهورترین سخن ، توصیة امام موسی کاظم علیه السلام به او برای اظهار جنون به منظور صیانت نفس و رهایی از آزار خلیفة عباسی است و ایجاد گریزگاهی تا در مقامی قرار نگیرد که ناگزیر از تأیید فتوای قتل امام (شوشتری ، ج ٢، ص ١٤) یا قضاوت به طور کلی شود (امین ، ج ٣، ص ٦١٧). به این ترتیب ، جنون بهلول ، نوعی تقیه با انگیزه های سیاسی بوده است .
اما در متون عرفانی ، جنون بهلول و نظایر او به سبب غلبة سرمستی عشق الهی و امری بی اراده است که ارتباط آنان را با مردمان دیگر دشوار و گاه ناممکن می کند و سخنان آنان را دیوانه وار می نمایاند (ابن عربی ، همانجا؛
مستملی ، ج ٤، ص ١٤٩١؛
روزبهان بقلی ، ص ٢١٤ـ ٢١٥؛
ابن خلدون ، ج ١، ص ٢٠٤) و صفت بهلولی (بهلله ) جلوه ای از واردات غیبی بر قلب عارف است . این تأویل در آثار معاصران نیز آمده است (ستاری ، ص ٣١٧).
جز حکایات مذکور، اندکی اشعار عمدتاً اخلاقی (ابوحیان توحیدی ، ج ١، ص ١٩٢؛
امین ، ج ٣، ص ٦٢٢) و نیز قصیده ای طنزآمیز به نام فیّاشیه (موسوی حسینی ، ج ١، ص ٥٧٩) به او نسبت داده اند که احتمالاً مجعول و سرودة سدة نهم یا دهم است (بروکلمان ، ج ٤، ص ٥٥ـ٥٦؛
زرکلی ، ج ٢، ص ٧٧؛
شعرانی ، همانجا).
بهلول در ادب مکتوب فارسی (برای نمونه رجوع کنید به سنایی ، ص ٣٦٦؛
عطار، ١٣٦٨ ش ، ص ١٤٢ـ١٤٣، ١٦٠، ١٦٣، ٢٠٨، ٢١٤، ٢٦٤؛
همو، ١٣٥٦ ش ، ص ٩٠ـ٩١، ١١٤، ١١٧، ١٤٥، ٢١٠ـ٢١١؛
شمس تبریزی ، ص ١٣٧؛
مولوی ، ج ٢، دفتر سوم ، ج ٢، ص ٤٠، بیت ٧٠٠؛
سعدی ، ص ٢٥٩، ٤٩٧؛
جامی ، ص ٧٧ـ ٨٢؛
مجد خوافی ، ص ١١٤، ٢٤٩؛
یغما، ج ٢، ص ١٩٩) و در ضرب المثلها و روایات شفاهی (برای نمونه رجوع کنید به بقایی ، ص ٧٠؛
شهری باف ، ص ٨٤، ١٧٠، ١٨٩، ٧٩٧) و سرانجام در روایات «اهل حق » کردستان جایگاهی ویژه دارد.
در متون اهل حق ، بهلول از شخصیتهای طراز اول مذهبی و همان شخصیت تاریخیِ معاصر هارون الرشید است ؛
با این فرق که در دینور (ماه الکوفه ) زاده شده و ازینرو به بهلول ماهی معروف شده و کُرد است . او با جمعی از یارانش ، مسلک یارسان (اهل حق ) را در اورامان پدید آورد (صفی زاده ، ١٣٦٣ ش ، ص ٢٣ـ٢٦) و با یاران لُر خود به خدمت امام جعفر صادق علیه السلام رفت ، اما چون خود ـ به نظر اهل حق ـ نمودار
فروغ ایزدی ، «ذات علی » و «مظهر مرتضی » (مجرم جیحون آبادی ، ص ٢٢٢ـ٢٢٣، ٢٢٥) بوده است نه پیرو امام ، هادی و راهبر ایشان محسوب شده است . در واقع اهل حق با «غلو» در شخصیت بهلول و نیز بر اساس باور به تناسخ و اعتقاد به حلول روح علی علیه السلام در وی چنین مرتبتی برای او قائل شده اند. بر اساس روایات اهل حق ، بهلول در ٢١٩ در تنگه گول چشمه سفید، نزدیک اسلام آباد غرب ، درگذشت (صفی زاده ، ١٣٧٥ ش ، ص ٢٣). دوبیتیهایی (فهلویاتی ) به گویش گورانی و زبان عربی به بهلول منسوب است (همو، ١٣٧٦ ش ، ص ٤٠ـ ٤٢؛
همو، ١٣٦١ ش ، ص ١٠ـ ٥٥). او در موسیقی و تنبورنوازی شهرت داشته (همو، ١٣٦٣، ص ٢٤) و در متون یارسان نیز، همانند ادبیات عرفانی ، صاحب کراماتی حتی خارق العاده تر است (مجرم جیحون آبادی ، ص ٢٢٥ـ ٢٢٨).
نام بهلول در ادبیات غرب به عنوان دلقک دربار هارون الرشید راه یافته است ( ایرانیکا ، همانجا). بهلول جذابیت خود را بویژه در میان ایرانیان تا عصر حاضر نیز حفظ کرده است . در میان تاجیکها داستانهای عامیانة بسیاری دربارة او رواج دارد ( د. تاجیکی ، همانجا) و در ایران پس از مشروطیت ، هفته نامه ای طنزآمیز به نام بهلول به طرفداری از دموکراتها و با مواضع انتقادی تند منتشر می شد (براون ، ج ٢، ص ٢٦٧؛
صدر هاشمی ، ج ٢، ص ٣٦ـ ٣٨). در دهه های اخیر، مجموعة حکایات او به فارسی و به زبانی ساده بارها به چاپ رسیده است (رجوع کنید به غلامرضا آبردی ، قصّه های بهلول ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
علی صدر، بهلول : عاقل دیوانه نما ؛
تهران ١٣٤٣ش ؛
حسن مصطفوی ، بهلول عاقل ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
عبدالله نیازمند، لطیفه ها و حکایات شیرین بهلول عاقل ، تهران ١٣٧٢ ش ).
منابع :
(١) ابن جوزی ، اخبار الاذکیاء ، چاپ محمد مرسی خولی ، ( بی جا ) ، ١٩٧٠؛
(٢) ابن حجر عسقلانی ، تعجیل المنفعة ، چاپ ایمن صالح شعبان ، بیروت ١٤١٦؛
(٣) ابن خلدون ، مقدمة ابن خلدون ، ترجمة محمد پروین گنابادی ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٤) ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٥) ابن عبدربه ، العقد الفرید ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤٠٨ـ١٤١١/١٩٨٨ـ١٩٩٠؛
(٦) ابن عربی ، الفتوحات المکیة ، ج ٤، چاپ عثمان یحیی ، قاهره ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٧) ابن قتیبه ، کتاب عیون الاخبار ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٨) ابو حیان توحیدی ، البصائر و الذخائر ، چاپ وداد قاضی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
محسن امین ، اعیان الشیعة ،
(٩) چاپ حسن امین ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٠) ادوارد گرانویل براون ، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دورة مشروطیت ، ج ٢، ترجمة محمد عباسی ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٣٧ ش ) ؛
(١١) کارل بروکلمان ، تاریخ الادب العربی ، ج ٤، نقله الی العربیة یعقوب بکر و رمضان عبدالتواب ، قاهره ١٩٧٥؛
(١٢) ناصر بقایی ، امثال فارسی در گویش کرمان : هزارة نخست ، کرمان ١٣٧٠ ش ؛
(١٣) تاج الاسامی ( تهذیب الاسماء ) : فرهنگ عربی به فارسی ، چاپ علی اوسط ابراهیمی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(١٤) عمروبن بحر جاحظ ، البیان و التبیین ، چاپ حسن سندوبی ، قاهره ١٣٥١/١٩٣٢؛
(١٥) عبدالرحمان بن احمد جامی ، بهارستان ، چاپ اسماعیل حاکمی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(١٦) خلیل جر، فرهنگ عربی به فارسی ، ترجمة حمید طبیبیان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٧) نعمت الله بن عبدالله جزایری ، زهرالربیع ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(١٨) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٩) محمدباقربن زین العابدین خوانساری ، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات ، چاپ اسدالله اسماعیلیان ، قم ١٣٩٠ـ١٣٩٢؛
(٢٠) ابوالقاسم خوئی ، معجم رجال الحدیث ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٢١) روزبهان بقلی ، شرح شطحیات ، چاپ هانری کوربن ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٢٢) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٨٦؛
(٢٣) محمودبن عمر سجزی ، مهذب الاسماء فی مرتب الحروف و الاشیاء ، چاپ محمد حسین مصطفوی ، ج ١، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٤) جلال ستاری ، حالات عشق مجنون ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢٥) مصلح بن عبدالله سعدی ، متن کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی ، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٢٦) مجدودبن آدم سنایی ، حدیقة الحقیقة و شریعة الطریقة ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٢٧) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٨) سعید شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیة و الشوارد ، قم ١٤٠٣؛
(٢٩) عبدالوهاب بن احمد شعرانی ، الطبقات الکبری ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٣٠) محمدبن علی شمس تبریزی ، مقالات شمس تبریزی ، چاپ محمد علی موحد، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٣١) نورالله بن شریف الدین شوشتری ، مجالس المؤمنین ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٣٢) جعفر شهری باف ، قند و نمک : ضرب المثلهای تهرانی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣٣) محمد صدر هاشمی ، تاریخ جراید و مجلات ایران ، اصفهان ١٣٦٣ـ١٣٦٤ ش ؛
(٣٤) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج ١٠، چاپ ژاکلین سوبله و علی عمارة ، ویسبادن ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٣٥) عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری ، منتهی الارب فی لغة العرب ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٧ـ ١٢٩٨، چاپ افست تهران ١٣٧٧؛
(٣٦) صدیق صفی زاده ، دانشنامة نام آوران یارسان ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٣٧) همو، دورة بهلول : یکی از متون کهن یارسان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٨) همو، نامة سرانجام ، یا، کلام خزانه ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٣٩) همو، نوشته های پراکنده دربارة یارسان اهل حق ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٤٠) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٤١) محمدبن ابراهیم عطار، الهی نامه ، چاپ هلموت ریتر، استانبول ١٩٤٠، چاپ افست تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٤٢) همو، مصیبت نامه ، چاپ نورانی وصال ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٤٣) محمدبن جلال الدین غیاث الدین رامپوری ، غیاث اللغات ، چاپ منصور ثروت ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٤٤) عنایة الله قهپائی ، مجمع الرجال ، چاپ ضیاءالدین علامة اصفهانی ، اصفهان ١٣٨٤ـ١٣٨٧، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٤٥) عبدالله مامقانی ، تنقیح المقال فی علم الرجال ، چاپ سنگی نجف ١٣٤٩ـ١٣٥٢؛
(٤٦) مجد خوافی ، روضة خلد ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٤٧) نعمة الله بن بهرام مجرم جیحون آبادی ، حق الحقایق ، یا، شاهنامة حقیقت ، چاپ محمد مکری ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٤٨) محمدباقر بن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٤٩) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٥٠) اسماعیل بن محمد مُستَملی ، شرح التّعرف لمذهب التصوف ، چاپ محمد روشن ، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٦ ش ؛
(٥١) عباس بن علی موسوی حسینی ، نزهة الجلیس و منیة الادیب الانیس ، ج ١، نجف ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٥٢) چاپ افست قم ١٣٧٥ ش ؛
(٥٣) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، کتاب مثنوی معنوی ، چاپ رینولد آلن نیکلسون ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٥٤) احمدبن محمدمهدی نراقی ، خزائن ، چاپ سنگی ( بی جا، بی تا. ) ؛
(٥٥) ابوالقاسم حسن بن محمد نیسابوری ، عقلاء المجانین ، دمشق ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٥٦) ابوالحسن بن ابراهیم قلی یغما، مجموعه آثار یغمای جندقی ، ج ٢، چاپ علی آل داود، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥٧) EI ٢ , s.v. "Buhlu ¦l";
(٥٨) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bohlu ¦l" (by Ulrich Marzolph);
(٥٩) Ensiklopediya ¦yi Sa ¦vetii Ta ¦jik , I, Dushanbe ١٩٧٨.
/ افسانه منفرد /