دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٥٠
بهرامی ، فرج الله ، ملقب به دبیر اعظم ؛ روزنامه نگار، هم پیمان و مشاور سردار سپه در خلع قاجاریه ، رئیس دفتر مخصوص رضاشاه . پدر وی محمدعلی خان تفرشی پزشک مجاز و از محترمین تبریز بود. بهرامی در ١٣٠٠ (١٢٦١ ش ) به دنیا آمد و پس از اتمام تحصیلات وارد خدمات دولتی شد و در زمان کودتای ( حوت / اسفند ) ١٢٩٩ منشی وزارت جنگ بود (مرسلوند، ج ٢، ص ١١٣)؛ بعد از آن در وزارت جنگ رئیس دفتر شد (بهار، ج ١، ص ٢٤٣). هنگام قشون کشی رضاخان سردار سپه به گیلان برای نبرد با میرزاکوچک خان (١٣٠٠ ش ؛ همان ، ج ١، ص ١٦٦) و نیز در سفر خوزستان برای سرکوب شیخ خزعل * ( «قیام سعادت » ) رضاخان را همراهی کرد (لورین ، ص ٢١٢). حاصل این سفرها، سفرنامة خوزستان است که به قلم بهرامی است لیکن به نام رضاخان به چاپ رسیده است (رجوع کنید به مکی ، ١٣٥٨ـ١٣٥٩ ش ، ج ٢، ص ٥٦٢). بهرامی در قضیة جمهوریخواهی رضاخان ، از این فکر جانبداری می کرد و از جمله کسانی بود که به قانون اساسی اهمیت نمی دادند (عشقی ، ص ٢٥٥، و پانویس ).
مقالات بهرامی در جریدة نوبهار مورد توجه یاران سردار سپه واقع شد (بهار، ج ١، ص ٢٤٣). وی عضو کمیتة تحولات و انقلاب گردید، که از یاران نزدیک سردار سپه تشکیل شده بود و هدف آن ، خلع سلسلة قاجار و جایگزینی سلسلة پهلوی و ایجاد ایران نوین بود (مکی ، ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش ، ج ٦، ص ٢٢٠). در جلسات کمیته ، بهرامی مانع حملة اعضای نظامی به مجلس می شد و آنان را تشویق به اتخاذ تدابیر سیاسی می کرد (بهار، همانجا).
در اوایل آبان ١٣٠٤، رضاخان سردار سپه ، تدین ، رهنما، بهرامی ، سید محمد صادق طباطبایی ، سلیمان میرزااسکندری و احیاءالسلطنه را به منزل خود خواست و با آنان ، ـ با تسبیحی که برایشان مقدس بود ـ پیمان بست تا قاجار را از سلطنت خلع کنند (مکی ، ١٣٥٨ـ١٣٥٩ ش ، ج ٢، ص ٦٨٧ـ ٦٨٨). بهرامی در ١٣٠٤ ش ، از شهر تبریز به عضویت اولین مجلس مؤسسان برای خلع قاجاریه انتخاب شد ( سالنامة پارس ، ص ٥). وی با آغاز سلطنت رضاشاه ، به پاس خدماتش ، توقع وزارت دربار را داشت (مکی ، ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش ، ج ٥، ص ٩٨)، لیکن رئیس دفتر مخصوص شاه شد (١٣٠٤ ش ؛ مرسلوند، همانجا). از این پس به شاه نزدیکتر گردید و جزو هفت نفری بود که وظیفة تعلیم به شاه را بر عهده داشتند و بهرامی مسئول آموزش تاریخ و جغرافیا به او شد (مکی ، ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش ، ج ٦، ص ١٦٢ـ ١٦٣). بهرامی در دربار وظیفة منشیگری و نگارندگی رضاشاه را نیز بر عهده داشت و بسیاری از احکام را او تحریر می کرد؛ از جملة آنها حکم عمومی قشون به شمارة ٣٦١ بود ( نشریة قشون ، ص ٣٥٨ـ٣٦١؛ مکی ، ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش ، ج ٥، ص ٥٣). بهرامی در کابینة مخبرالسلطنه (١٣٠٦ ش ) وزیر پست و تلگراف شد (بهنود، ص ٩٩) و هنگامی که از چشم شاه افتاد (غنی ، ص ١٥٤)، سرپرستی محصلین اعزامی به اروپا در ١٣٠٧ ش بر عهدة او و حسین علا نهاده شد (بهنود، ص ١٠٧). او پس از بازگشت از اروپا استاندار اصفهان و فارس گردید، و در دورة تصدی او بود که آرامگاه حافظ تعمیر شد و در گشایش آن بهرامی خطابة شاعرانه ای ایراد کرد (مرسلوند، ج ٢، ص ١١٤). در ١٣١٣ ش ، به حکومت خراسان رسید. مسئولیت او در این سمت همزمان با کنگرة هزارة فردوسی بود و وی مسئولیت استقبال از میهمانان را داشت (همانجا).
بهرامی سپس مورد خشم شاه قرار گرفت و بازداشت شد، لیکن پس از چندی با وساطت مخبرالسلطنه مهدیقلی هدایت در ١٣١٤ ش به همراه رهنما، دشتی و تجدد آزاد شد؛ پس از آن بهرامی به بروجرد و دشتی به بهبهان تبعید شدند ( هدایت ، ص ٤١٢). او در ١٣١٩ ش ، به جرم تماس با سفارت آلمان ، بار دیگر توسط رکن الدین مختاری بازداشت و پس از شهریور ١٣٢٠ آزاد شد (عبده ، ج ٢، ص ١٠٠٢، ١٠٣٤). از آن پس به روزنامه نگاری روی آورد و در شفق سرخ به تألیف مقاله پرداخت و به زندگی ادبی اکتفا کرد (مرسلوند، همانجا). وی در سال ١٣٣٠ ش درگذشت .
منابع :
(١) محمدتقی بهار، تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران ، تهران ١٣٥٧ـ١٣٦٣ ش ؛
(٢) مسعود بهنود، دولتهای ایران از سید ضیاء تا بختیار ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٣) سالنامة پارس ، سال ١ (١٣٠٥ ش )؛
(٤) جلال عبده ، چهل سال در صحنة قضایی ، سیاسی ، دیپلماسی ایران و جهان ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٥) محمدرضابن ابوالقاسم عشقی ، کلیات میرزادة عشقی ، چاپ علی اکبر مشیر سلیمی ، تهران ١٣٢٤ ش ؛
(٦) قاسم غنی ، زندگی من ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٧) سر پرسی لورین ، شیخ خزعل و پادشاهی رضاخان ، ترجمة محمد رفیعی مهرآبادی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٨) حسن مرسلوند، زندگینامة رجال و مشاهیر ایران ، ج ١، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٩) حسین مکی ، تاریخ بیست سالة ایران ، تهران ١٣٦٢ـ ١٣٦٤ ش ؛
(١٠) همو، مدرس قهرمان آزادی ، تهران ١٣٥٨ـ ١٣٥٩ ش ؛
(١١) نشریة قشون ، سال ٥، ش ١١ (١٣٠٥ ش )؛
(١٢) مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
/ منیژه ربیعی /