دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٤٠
بهرام سقای بُخاری ، درویش و شاعر فارسی و ترکی گوی قرن دهم . نام او شاهْ بِردی ، معروف به بهرام سقا، و از قبیلة ترکان بیات بود. امین احمد رازی (ج ١، ص ٤٧٢) او را تُرکِ چغتایی (جغتایی ) دانسته است که درست نیست . بایزید بیات ، مؤلفِ تذکرة همایون و اکبر ، برادرِ کوچک او بود (بیات ، ص ٢٣٤). میرزا کامران ، پسر بابر که در حدود ٩٥٠ در افغانستان کنونی حکومت می کرد، ادارة امور شهرهای گَرْدیز، نَغَر، بَنْگَش ، غوربند، ضحاک و بامیان را به بهرام واگذاشته بود؛ اما روزی در موقع آذین بندی کابل حالتِ جذبه بر بهرام مستولی شد و او سپاهیگری را ترک گفت و سقایی اختیار کرد و از آن پس خود را بهرام سقا نامید و به ترکستان رفت (همان ، ص ٥٤ـ٥٥؛ بهرام سقای بخاری ، گ ٥٨ ر). تذکره نویسان او را از مریدانِ حاجی محمد خبوشانی (متوفی ٩٥٨) دانسته اند (شفیق اورنگ آبادی ، ص ١٢٤؛ هاشمی سندیلوی ، ج ٢، ص ٥٨٣؛ گوپاموی ، ص ٣٣٨؛ بهوپالی ، ص ٤٠)؛ اما بهرام سقای بخاری در دیوان خود (گ ١٩٣پ ) قاسم کاهی را «خضر ره خود» ذکر کرده است ، و او همان سیّد نجم الدین ابوالقاسم محمد میانکالی کابلی (متوفی ٩٨٨) است که نخست از ٩٣٥ تا ٩٥٦، سپس از ٩٦١ تا ٩٨٨، به هندوستان رفت و در آگره (اکبرآباد قدیم ) زندگی می کرد و مردی آزادمنش و وارسته بود. همچنین او از میان مشایخ پیشین ، خود را بندة سالار مسعود (مقتول ٤٢٤) و شیخ علی لالا (متوفی ٦٤٢؛ گ ١٩٨پ ) و «خاکِ رهِ» خواجه بهاءالدین نقشبند بخارایی (متوفی ٧٩١) نامیده (گ ٢٠٠ر) و در ستایش خواجه عبیداللّه احرار نقشبندی (متوفی ٨٩٥) دو قصیده سروده است (گ ١٢٥ ر، پ ).
او از موطن خود به هندوستان رفت و ظاهراً در ٩٥٤ در آن دیار به سر می برده است . در دیوانش (گ ١٨٩ ر) قطعه ای متعلق به واقعة سال ٩٥٤ دیده می شود که به فرمایش شاه گجرات ، ظاهراً محمود شاه سوم فرزند لطیف (حک : ٩٤٤ـ٩٦١)، سروده است . وی مدتی در چلّه خانة شیخ نظام الدین اولیا (متوفی ٧٢٥) در دهلی بود. سقاخانة او در دروازة قلعة دهلی قرار داشت (بیات ، ص ٢٣٤، ٢٣٧). سپس به آگره رفت و آنجا در محوطة منزل برادر خود سقاخانه ای درست کرد. مرید او، درویش نظر، هم در آن شهر در دروازة قلعه سقاخانه ای داشت که هر گاه ملازمانِ اکبر پادشاه (حک : ٩٦٣ـ١٠١٤) از آنجا عبور می کردند، آب می خوردند (همان ، ص ٢٤٢ـ٢٤٣). شهرت بهرام سقّا در هند بیشتر به سبب جذبه ای بود که گاهی بر او استیلا می یافت ، و پس از چندی ، او دوباره به خود می آمد (همان ، ص ٢٣٥). عده ای از مردمِ هند به او عقیده پیدا کردند و به وی پیوستند و به پیروی از او به سقایی فی سبیل اللّه پرداختند. بهرام سقای بخاری کفالت آنان را بر عهده داشت و از اکبرشاه برای معاش آنان یاری می خواست (گ ١٨٦پ ، ١٩٠پ ). اکبر نیز به او بسیار احترام می گذاشت و التفات داشت (صبا، ص ٣٦٠؛ خوشگو، ج ١، گ ٣٧پ ؛ خلیل ، ج ٣، ص ٣٠٦). وی که آرزو داشت به مصر و مدینه و بطحا و شام و بغداد سفر کند (بهرام سقای بخاری ، گ ١٠٩ر)، در ٩٤٧ از بخارا به مکه و مدینه رفت (گ ١٨٨ر). غزلهایی که پس از مشرّف شدن به حرمین شریفین سروده ، در دیوانش مضبوط است (گ ١٠٩ر، ١١٣ر، ١١٥ر). وی به مشهد، مزار حضرت رضا علیه السلام نیز رفت (گ ١٥٧پ ). در دیوان او منظومه هایی در ستایش پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم چهار خلیفة اول ، امام حسین و امام رضا علیهماالسلام دیده می شود (گ ٤ر، ٣٨ر، ٥٧پ ، ١٠٦ب ). بهرام سقای بخاری در راه سفر از هندوستان به سراندیب (سریلانکای کنونی ؛ گ ١٩٣پ ) درگذشت . سالِ وفات وی را ٩٦٢، ٩٦٦ و ٩٧٠ ضبط کرده اند، اما از او مثنویهایی در دست است (رجوع کنید به دنبالة مقاله ) که در ٩٦٦ سروده ، ازینرو ٩٧٠ باید صحیح باشد. قبر او در بَرْدَوان (ایالت بنگال ) واقع و معروف است .
علی ابراهیم خان خلیل (متوفی ١٢٠٨) مؤلفِ صحف ابراهیم آن را دیده است (همانجا). بهرام همسر داشت (بیات ، ص ٢٣٥)، و می گویند که صحبتِ خضر را دریافته بود (علامی ، ج ١، ص ١٧٥).
اشعار بهرام ، نزد مردم شبه قاره شهرت دارد. ظاهراً در ابتدا از شعر و شاعری بی خبر و حتی از تحصیل علم محروم بوده ، اما گفته اند که ناگهان در ٩٥٣ به توجه باطنی شاه قاسم انوار * تبریزی (متوفی ٨٣٧) شاعر می شود (بیات ، همانجا) و در ٩٥٤ اولین دیوانِ خود را به پیروی از دیوان قاسم انوار به اتمام می رساند (رجوع کنید به بهرام سقای بخاری ، گ ١٨٧ر؛ بیات ، ص ٥٥). وی به فارسی و ترکی شعر می سرود و چندین دیوان داشت (بدائونی ، ج ٣، ص ٢٤٣ـ٢٤٤) و نقل است که بیش از سی هزار بیت غزل سروده بود (نفیسی ، ج ٢، ص ٨٢٢) اما هر گاه که بیخود می شد، اشعار خود را می شُست (رجوع کنید به بدائونی ، ج ٣، ص ٢٤٣ـ٢٤٤؛ صبا، همانجا). با وجود این ، دیوانش در زمانِ او موجود و میان مردم مقبول بوده است (بیات ، ص ٥٥، ٢٣٥، ٢٤٣؛ خلیل ، همانجا؛ بدائونی ، ج ٣، ص ٢٤٤). آنچه امروز از دیوان فارسی او در دست است ، مشتمل بر غزلیات ، مسدسات ، مخمسات ، قطعات تاریخ ، رباعیات ، ترجیع بندها، قصاید، مثنویات و متفرقات است . دیوان سقا (نسخة کتابخانة خدابخش پتنه ، ش ٢٤١، مورخ ١٠٧٣) حاوی چهار هزار بیت است ؛ و مؤلف عرفات العاشقین ، دیوان چهار هزار بیتی او را دیده است (بلیانی ، نسخة خطی خدابخش پتنه ، گ ٣٠٩پ ). این دیوان تاکنون چاپ نشده اما نسخه های دستنویس آن در کتابخانه های اروپا، تاجیکستان و هند و پاکستان موجود است (رجوع کنید به منزوی ، ج ٧، ص ٧٢٢ـ٧٢٣، ج ٩، ص ٢١٢٠؛ اسپرنگر ، ص ٥٥، ٥٥٩).
اشعار عارفانة او تقلیدی از جلال الدین محمد مولوی ، قاسم انوار و حافظ شیرازی است . در اشعار ترکی خود از دیوان نسیمی * (متوفی ٨٢٠) تتبّع کرده است ؛ دیوان ترکی او در زمان حیاتش موجود بوده است (بیات ، ص ٥٥، ٢٣٥). علی ابراهیم خان خلیل ، نظر برخی را که معتقد بودند بهرام سقای شاعر غیر از بهرام سقای عارف بوده است ، رد می کند؛ به اعتقاد او دیوان سقا از همان کسی است که هم عارف و هم سراینده بوده است (خلیل ، همانجا).
منابع :
(١) امین احمد رازی ، هفت اقلیم ، چاپ جواد فاضل ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٢) عبدالقادربن ملوک شاه بدائونی ، منتخب التواریخ ، چاپ ولیم ناسیولیس و احمد علی صاحب ، کلکته ١٨٦٥ـ١٨٦٩؛
(٣) تقی الدین بلیانی ، عرفات العاشقین و عرصات العارفین ، نسخة خطی کتابخانة خدابخش پتنه ، ش ٦٨٥؛
(٤) بهرام سقای بخاری ، دیوان سقا ، نسخة عکسی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ٢٦٣٩ـ٢٦٤٠، از روی نسخة بادلیان ، ش ٣٩ Whinfield ، مورخ ١٠٢٨ق ؛
(٥) نورالحسن خان بن محمد صدیق خان بهوپالی ، نگارستان سخن ، بهوپال ١٢٩٢؛
(٦) بایزید بیات ، تذکرة همایون و اکبر ، چاپ محمد هدایت حسین ، کلکته ١٣٦٠/١٩٤١؛
(٧) علی ابراهیم خلیل ، تذکرة صحف ابراهیم ، نسخة عکسی از نسخة خطی موجود در کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ٦٦٣؛
(٨) بندربن داس خوشگو، سفینة خوشگو ، نسخة عکسی از روی نسخة خطی کتابخانة موزة بریتانیا، ش ٤٦٧٢ ٥٧٠ ؛
(٩) لچهمی نراین شفیق اورنگ آبادی ، شام غریبان ، چاپ محمد اکبرالدین صدیقی ، کراچی ١٩٧٧؛
(١٠) محمد مظفر حسین بن محمد یوسفعلی صبا، تذکرة روز روشن ، چاپ محمد حسین رکن زادة آدمیت ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(١١) ابوالفضل بن مبارک علامی ، آئین اکبری ، نولکشور ١٨٩٣؛
(١٢) محمد قدرت الله گوپاموی ، کتاب تذکرة نتایج الافکار ، بمبئی ١٣٣٦ ش ؛
(١٣) احمد منزوی ، فهرست مشترک نسخه های خطی فارسی پاکستان ، اسلام آباد ١٣٦٢ـ١٣٧٥ ش ؛
(١٤) سعید نفیسی ، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٥) احمد علی هاشمی سندیلوی ، تذکرة مخزن الغرائب ، چاپ محمد باقر، لاهور ١٩٦٨ـ١٩٧٠؛
(١٦) A. Sprenger, A catalogue of the Arabic, Persian and Hindustani manuscripts of the libraries of Oudh , Calcutta ١٨٥٤.
/ عارف نوشاهی /