دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٢١
بِهتوئی ، طایفه ای از کردانِ قدیمی کرمانشاهان . این طایفه پیش از تشکیل دولت زندیه (نیمة دوم قرن دوازدهم ) در ناحیة کاوردان متصل به خاک زُهاب ، از نواحی مرزی ایران و عثمانی ، سکونت داشتند (گلستانه ، ص ٣٠٠) و تا اوایل قرن سیزدهم به سه دسته تقسیم شده بودند: گروهی به نام همه وند (صورت کُردی احمدوند)، که ظاهراً در ١١٨٠ یا ١١٩٠ به شهرزور مهاجرت کرده و در نواحی بازیان و چَمْچَمال * سکونت گزیده بودند (عزّاوی ، ج ٢، ص ٧٧؛ ادموندز، ص ٥٠)؛ گروهی دیگر که به قولی ، در زمان آقامحمدخان قاجار (١٢١٠ـ١٢١١) به قزوین تبعید شده بودند (میرزاابراهیم ، ص ١٧٦)؛ و گروه سوم ، همچنان با نام احمدوند بهتوئی در کرمانشاهان باقی مانده اند (کریمی ، ص ١٦٣). همه وندهای عراق در یاغیگری و غارت مشهور بودند و تا هنگامی که دولت عثمانی برقرار بود، دمی از شورش و جنگ با دولت عثمانی و دیگر طوایف همجوار دست برنمی داشتند و منطقة آنان ناامن بود (عزّاوی ، همانجا؛ ادموندز، ص ٥٠، ٥٤ ـ ٥٥؛ نیکیتین ، ص ٣٥٤). از وقایع مهم زندگی همه وندها، شرکت در جنگهای روس و عثمانی در ١٢٩٤ـ ١٢٩٥/ ١٨٧٧ـ١٨٧٨ است که در ازای آن به امتیازاتی در بازیان و چمچمال دست یافتند (نیکیتین ، همانجا). جوانمیر همه وند، سرکردة این طوایف ، در اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم ، قصر شیرین و زهاب را تصاحب کرد و با اقتدار خود، حکومت کرمانشاه و دولت ایران را به تأیید حکومت خود بر آن نواحی واداشت . استقرار همه وندها در قصرشیرین و زهاب سبب آزردگی دولت عثمانی شد. این آزردگی بویژه از آنجا تشدید می گردید که اینان از خاک ایران به کردستان عثمانی می تاختند و پس از غارت به زهاب و قصر شیرین می گریختند. سرانجام در ١٣٠٤ حسام الملک قراگوزلو، حاکم کرمانشاه ، با همدستی خوانین طایفة احمدوند بهتوئی ، جوانمیر و تعدادی از کسان او را کشت و گروهی را دستگیر کرد (اعتمادالسلطنه ، ص ٤٩١؛ بهتوئی ، ص ٢٥١ـ٢٥٢). بازماندگان و اتباع جوانمیر ناگزیر به خاک عثمانی گریختند، اما در آنجا نیز دولت عثمانی ، هر کس را که توانست دستگیر و به طرابلس تبعید کرد، اما همه وندها پس از مدتی از تبعیدگاهها گریختند و خود را پیاده به بازیان رساندند و با تهدید دولت عثمانی به شورش ، خانواده های خود را که هنوز در تبعیدگاهها بودند به منازلشان بازآوردند (ادموندز، ص ٥١؛ نیکیتین ، همانجا).
گروهی از این طوایف نیز به رهبری کریم فتاح بیگ در قیام شیخ محمود برزنجی * در ١٣٣٧ شرکت داشتند (ادموندز، ص ٢٦٨) و گروهی دیگر به انگیزة مخالفت و رقابت با کریم فتاح بیگ به همکاری با ارتش انگلیس و حکومت عراق پرداختند. رهبر این دسته از طوایف همه وند عراق ، امین رشیدآغا از طایفة رمه وند بود که از طرف ادموندز، کارگزار و نمایندة بریتانیا در عراق تا کودتای عبدالکریم قاسم در ١٣٣٧ ش / ١٩٥٨، قائم مقام چمچمال شده بود (همان ، ص ٣٤٩). طوایف همه وند عراق از چندین تیره و طایفه کوچک و بزرگ تشکیل می شدند که معروفترین آنها عبارت اند از: رشه وند، رمه وند، سه تا پسر، بگزاده ، خورده همه وند یا همه وند چلبی و صفروند (عزاوی ، ج ٢، ص ٧٨ـ٧٩؛ ادموندز، ص ٥١).
جمعیت طایفة بهتوئی قزوین در نیمة دوم قرن سیزدهم بالغ بر دویست خانوار بود که بیشتر آنان در روستاهای اطراف قزوین سکونت داشتند. ریاست این مردم را در آن سالها، بهزادخان بهتوئی برعهده داشت و یکصد سوار ابواب جمعی او بودند (میرزاابراهیم ، همانجا). وضع طوایف بهتوئی قزوین در سالهای بعد دگرگونی یافت و نظام طایفه ای آنان بویژه پس از مرگ اسدخان ، پسر بهزادخان و آخرین سرکردة آنان ، تقریباً از میان رفت . خانواده های بهتوئی قزوین اکنون در بعضی روستاهای رودبار، خَرَقان ، بلوک زهرا و دشتبی سکونت دارند (گلریز، ج ١، ص ٣٨٢، ٨٩٩؛ ورجاوند، ص ٤٥٩).
طوایف بهتوئی کرمانشاهان در سالهای سلطنت ناصرالدین شاه قاجار (١٢٦٤ـ١٣١٣) و بعد از آن ، صاحب اعتبار بودند و در بعضی امور، مورد توجه حکام کرمانشاه و کردستان قرار داشتند. یکی از سران این طوایف در عصر ناصرالدین شاه ، شاهمرادخان سرتیپ بود. شرف الملک اردلان و فرهاد میرزامعتمدالدوله در گزارشهایی که دربارة کردستان و کرمانشاهان برای ناصرالدین شاه تهیه کرده اند، شاهمرادخان سرتیپ را از عاملان آشوب در کرمانشاهان شمرده اند (سنندجی ، ص ٣٢٠).
طوایف بهتوئی ، در سالهای بعد، از اعتبار افتادند (فرمانفرما، ج ٢، ص ٧٩٥). نام حکام بهتوئی کرمانشاهان در قرون سیزدهم و چهاردهم قمری در منابع آمده و ظاهراً آخرین حاکم موروثی آنان خیرالله خان بوده است که در ١٣٧١ ش درگذشته است (بهتوئی ، ص ٢٦٠).
اسامی طوایف احمدوند بهتوئی کرمانشاهان و بعضی طوایف وابسته به آنها عبارت است از: بهتوئی ، دم صفاوند، یاره میروند، جانی خانی ، سالاروند، قیطاسوند و احمدوند شیرازی (همان ، ص ٢٨١، ٣٠٣، ٣١٤، ٣٩٩، ٤٠٩، ٤١٥، ٤٢٣؛
کریمی ، ص ١٦٣ـ١٦٤). جمعیت این طوایف در نیمه های اول قرن حاضر قریب هزار خانوار بود که عمدتاً در شمال غربی کرمانشاه سکونت داشتند (کیهان ، ج ٢، ص ٦٠)، چنانکه طایفة احمدوند شیرازی در شرق کرمانشاه در منطقة دُروفرامان به سر می بردند. طبق گزارش فرمانفرما (ج ٢، ص ٧٩٦) که در سالهای آخر سلطنت قاجار تهیه شده ، جمعیت این طایفه حدود پانصد خانوار بوده است .
منابع :
(١) سیسیل جان ادموندز، کردها، ترکها، عربها ، ترجمة ابراهیم یونسی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢) محمد حسن بن علی اعتمادالسلطنه ، روزنامة خاطرات اعتمادالسلطنه ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٣) حیدر بهتوئی ، کرد و پراکندگی در گسترة ایران زمین ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٤) شکرالله بن عبدالله سنندجی ، تحفة ناصری در تاریخ و جغرافیای کردستان ، چاپ حشمت الله طبیبی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٥) عباس عَزّاوی ، عشائر العراق ، بغداد ١٩٣٧ ـ١٩٥٦، چاپ افست قم ١٣٧٠ ش ؛
(٦) عبدالحسین میرزافرمانفرما، گزیده ای از مجموعة اسناد عبدالحسین میرزافرمانفرما: ١٣٤٠ـ١٣٢٥ هجری قمری ، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و سیروس سعدوندیان ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٧) بهمن کریمی ، جغرافیای مفصل تاریخی غرب ایران ، تهران ١٣١٦ ش ؛
(٨) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(٩) محمدعلی گلریز، مینودر، یا، باب الجَنَّة قزوین ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(١٠) ابوالحسن بن محمد امین گلستانه ، مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(١١) میرزاابراهیم ، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان و... ، چاپ مسعود گلزاری ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٢) واسیلی نیکیتین ، کرد و کردستان ، ترجمة محمد قاضی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٣) پرویز ورجاوند، سرزمین قزوین ، تهران ١٣٤٩ ش .
/ علی پورصفر قصابی نژاد /