دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢١٨
بهتان ، واژه ای قرآنی و حدیثی با مفهوم اخلاقی . این واژه از مادة «بهت » به معنای متحیّرساختن و شدن ، عاجز و ناتوان شدن ، و در لغت به معانیِ کذب ، دروغ بستن و افترا زدن است (ابن فارس ؛ شرتونی ؛ طریحی ؛ راغب اصفهانی ؛ شعرانی ؛ ابن منظور؛ فراهیدی ؛ محقّق ، ذیل «بهت »). بهتان در اصطلاح قرآن ، حدیث و اخلاق به دروغ نسبت دادن گناه یا خطا به دیگری است (رجوع کنید به ابن فارس ؛ شرتونی ؛ طریحی ؛ راغب اصفهانی ؛ شعرانی ؛ ابن منظور؛ محقّق ، همانجاها؛ نراقی ، ج ٢، ص ٣١٥؛ نیز برای احادیث رجوع کنید به ادامة مقاله ). بنابر منابع لغت و تفسیر، بهتان از آن رو بر افترا و دروغ بستن اطلاق می شود که چنین کاری شنونده یا فرد مورد افترا را مبهوت و متحیّر می سازد. برخی منابع مزبور (شرتونی ؛
طریحی ؛
شعرانی ، همانجاها)، مراد از بهتان را صرفاً افترا و کذبی می دانند که موجب بهت و حیرت شود.
واژة «بهتان » در قرآن کریم شش بار آمده است . همچنانکه نراقی (همانجا) متذکّر شده ، مفهوم قرآنیِ بهتان در آیة ١١٢ سوره نساء بیان شده ، که در آن انتساب خطا و گناهان خود به فرد بی گناه بهتان تلقّی شده است (دربارة آرای مفسّران رجوع کنید به طبرسی ، ١٤٠٨؛
همو، ١٣٧٩؛
طباطبائی ؛
قرطبی ؛
زمخشری ، ذیل آیه ). برخی مفسران (قرطبی ، ذیل احزاب :٥٨) مفاد آیة ٥٨ سورة احزاب را، که آزار مؤمنان را بدون آنکه جرمی مرتکب شده باشند بهتان تلقّی کرده ، مشابه آیة مذکور می دانند. بعضی تفاسیر این آیه را متضمّن تشبیه جرم ایذاء به بهتان دانسته (رجوع کنید به طبرسی ، ١٤٠٨؛
طباطبائی ، ذیل آیه ) و برخی دیگر مراد آن را آزار زبانی شمرده اند که از مصادیق بهتان است (طبرسی ، ١٤٠٨؛
همو، ١٣٧٩، ذیل آیه ).
در برخی آیات ، مصادیقی از بهتان ذکر و نکوهیده شده است ؛
از جمله در دو آیة ١٥٦ سورة نساء و ١٦ سورة نور دربارة سخن بنی اسرائیل دربارة مریم علیهاالسلام و اتّهام فحشا به وی و نیز ماجرای اِفک * ، تعبیر «بهتان عظیم » به کار رفته است (رجوع کنید به همان تفاسیر؛
زمخشری ، ذیل این دو آیه ). مراد از بهتان در آیة بیستم سورة نساء ظاهراً نسبت فحشا به زوجه از سوی زوج یا نسبت دروغ می باشد (رجوع کنید به زمخشری ، ذیل آیه ). به گفتة طباطبائی (ذیل نساء:٢٠) کاربرد «بهتان » در مورد دروغ از آن جهت است که غالباً بهتان متضمّن کذب هم هست . همچنین در آیة دوازدهم سورة ممتحنه ، بنابر تفاسیر، مفهوم بهتان انتسابِ کودک پیدا شده (لقیط ) یا ناشی از زنا، از سوی زن به شوهر است (برای تفصیل اقوال رجوع کنید به همان تفاسیر، ذیل آیه ).
در احادیث نیز بهتان به همین مفهوم عام به کار رفته و بدان تصریح شده است (مثلاً: والبُهت'انُ اَنْ تقولَ فیهِ م'ا لَیْسَ فیه ؛
رجوع کنید به کلینی ، ج ٢، ص ٣٥٨، حدیث ٦ ، ٧؛
حرّعاملی ، ج ٨، ص ٦٠٣ـ ٦٠٤، حدیث ٢، ص ٦٠٤ ، حدیث ٣؛
نیز برای احادیث اهل سنّت رجوع کنید به ونسینک ، ذیل «بهت »). در احادیثِ متعدّدی ، از جمله در سفارش پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم به ابوذر، بهتان با غیبت مقایسه شده و آمده که غیبت ابراز و آشکار کردن چیزی است که در وجود مؤمن پنهان و مخفی است ، ولی بهتان انتساب چیزی به مؤمن از روی دروغ است (حرّعاملی ، ج ٨، ص ٥٩٨ ـ ٥٩٩، حدیث ٩، ص ٦٠٠، حدیث ١٤، ص ٦٠٢ـ٦٠٣، حدیث ٢٢؛
کلینی ، همانجا). در احادیث ، بر بزرگیِ گناه بهتان و عقوبت سنگین اخروی آن تأکید شده است (رجوع کنید به مجلسی ، ج ٧٢، ص ١٩٤، حدیث ٣، ٥، ٦؛
کلینی ، ج ٢، ص ٣٥٧ـ٣٥٨، حدیث ٥؛
حرّعاملی ، ج ٨، ص ٥٢٨، حدیث ٧، ص ٦٠٣ـ٦٠٤، حدیث ١، ٢). به گفتة نراقی (ج ٢، ص ٣٢٤) گناه بهتان از غیبت و دروغ بزرگتر است و، علاوه بر احادیث خاصّ بهتان ، احادیث وارده دربارة نکوهش «گناهان ناشی از زبان » نیز بر حرمت و ذمّ بهتان دلالت دارد.
منابع :
(١) ابن فارس ، معجم مقاییس اللغة ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قم ١٤٠٤؛
(٢) ابن منظور، لسان العرب ، قم ١٣٦٣ ش ؛
(٣) محمدبن حسن حر عاملی ، وسائل الشیعة الی تحصیل مسایل الشریعة ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سید کیلانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٥) محمودبن عمر زمخشری ، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٦) سعید شرتونی ، اقرب الموارد فی فصح العربیة و الشّوارد ، قم ١٤٠٣؛
(٧) ابوالحسن شعرانی ، نثر طوبی ، یا، دائرة المعارف لغات قرآن مجید ، تهران ١٣٩٨؛
(٨) محمد حسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٤/ ١٩٧١ـ ١٩٧٤؛
(٩) فضل بن حسن طبرسی ، جوامع الجامع فی تفسیر قرآن المجید ، تبریز ١٣٧٩؛
(١٠) همو، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١١) فخرالدین بن محمد طریحی ، مجمع البحرین ، چاپ احمد حسینی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٢) خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرایی ، قم ١٤٠٩؛
(١٣) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، ج ٥، بیروت ١٩٦٥، ج ١٤، قاهره ١٩٦٧، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٤) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، تهران ١٣٨١ـ ١٣٨٨؛
(١٥) محمدباقربن محمد تقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٦) محمد باقر محقق ، دائرة الفرائد در فرهنگ قرآن ، ج ١، تهران ( بی تا. ) ؛
(١٧) مهدی بن ابی ذر نراقی ، جامع السعادات ، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(١٨) آرنت یان ونسینک ، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی ، لیدن ١٩٣٦ـ١٩٦٩.
/ سیدرضا هاشمی /