دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢١٢
بهبهانی ، آقااحمد ، عالم شیعی سدة سیزدهم ، و یکی از چهره های برجستة خاندان وحید بهبهانی (آل آقا). وی افزون بر مقام علمی و تألیفاتش ، به دلیل سیر و سیاحتش در ایران ، عراق و هند و بر جای نهادن خاطرات باارزشش ، منزلت ویژه ای دارد. آقااحمد، به نوشتة خودش در مرآت الاحوال که شرح حال وی به قلم خود اوست ، در ١١٩١ در کرمانشاهان به دنیا آمد. از شش سالگی تحصیل عربی و فارسی و نیز متون فقهی را نزد پدرش آقامحمدعلی بهبهانی * (متوفی ١٢١٦) و برادرش آقامحمد جعفر (متوفی ١٢٥٩) آغاز کرد. در هفده سالگی مادرش را از دست داد و در بیست سالگی برای ادامة تحصیل عازم عتبات عالیات شد و در مسیر خود، با عالمان شهر کاظمین دیدار کرد و پس از سکونت در نجف و ازدواج ، تحصیل خود را به سرعت ادامه داد (ج ١، ص ١٩٨ـ ١٩٩، ٢٠٤ـ٢٠٦). برخی از استادان وی عبارت بودند از: ملامحمد اسماعیل عَقْدائی یزدی (متوفی ١٢٤٠)، آقاسید مهدی طباطبائی مشهور به بحرالعلوم (متوفی ١٢١٢)، و شیخ جعفر نجفی (متوفی ١٢٢٨)، در فقه (همان ، ج ١، ص ٢٠٥ـ٢٠٦، ٢٠٩ـ٢١٠). وی همچنین ، علاوه بر پدرش ، از چند تن از عالمان برجستة روزگار خود اجازة علمی به دست آورد که متن آنها را در مرآت (ج ١، ص ٦٤٥ـ٦٥٣) درج کرده است ، از جمله : شیخ جعفر نجفی ، میرسید علی طباطبائی ، سید محسن اعرجی بغدادی ، میرزاابوالقاسم قمی صاحب قوانین . اجازه ای نیز از آقا سید محمد مجاهد داشته که قسمتی از آن در اعیان الشیعة (ج ٣، ص ١٣٦) آمده است .
آقااحمد در ١٢١٥ برای دیدار پدر به کرمانشاهان بازگشت . چند ماه پس از بازگشت وی ، پدرش درگذشت و او برای مدتی در این شهر ماند. با شنیدن خبر حملة وهابیها به کربلا در ١٢١٦، به عتبات رفت و پس از بازگرداندن خانواده اش به کرمانشاهان ، عازم قم شد. او در مدت شش ماه اقامت در این شهر، از محضر میرزاابوالقاسم قمی استفاده کرد و در ضمن به تدریس و تألیف پرداخت . پس از آن به شهرهای مختلفی از جمله بروجرد، نهاوند و بار دیگر به عتبات سفر کرد و در ١٢١٩ به مشهد مشرّف شد و سپس به عزم سفر به هندوستان به سوی بندرعباس و مسقط حرکت کرد و از آنجا راهی بمبئی شد (بهبهانی ، ج ١، ص ٢١٤ـ ٢١٥، ٢٢٥ـ٢٤٧). وی دربارة شهرها و مناطقی که در هند دیده سخن گفته و اوضاع اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و احیاناً مذهبی آن شهرها را شرح داده است (ج ١، مقصد دویّم ). آقا احمد در محرم ١٢٢٥ در شهر عظیم آباد بوده و ضمن وصفِ «کیفیت عزاداری بی خردان آن بلده » (ج ١، ص ٦٣٨) از آخرین واقعه ای که یاد کرده ، تولد فرزندش آقاعلی در عظیم آباد است (ج ١، ص ٦٤١). پس از آن وی به ایران بازگشته است . از این پس اطلاع دقیقی از زندگی وی وجود ندارد. به روایتی ، آقا احمد در ١٢٣٣ در عراق بوده (آقابزرگ طهرانی ، ١٤٠٤، ج ٢، قسم ١، ص ١٠٠) و گویا پس از مدتی به ایران بازگشته است . وی در ١٢٣٥، در ٤٤ سالگی درگذشت و کنار مرقد پدرش در کرمانشاهان به خاک سپرده شد. تاریخ وفات وی بر روی جلد کتاب مرآت الاحوال ، به پیروی از اعیان الشیعه (همانجا)، ١٢٤٣ آمده ، که درست نیست (رجوع کنید به حبیب آبادی ، ج ٣، ص ٩٩٨).
آقااحمد فهرست هجده تألیف یا اثر در دست تألیف خود را در مرآت الاحوال (ج ٢، ص ٦٤١ـ٦٤٤) آورده است . در مقدمة این کتاب (ص ١٦ـ١٧) و مکارم الا´ثار حبیب آبادی (ج ٣، ص ٩٩٥ـ٩٩٧) نیز آثار دیگری برای وی برشمرده شده است که احتمال می رود از برخی کتابها با چند عنوان یاد شده باشد. از جمله آثار اوست : محمودیّه ، حاشیه ای بر صمدیّة شیخ بهائی که در پانزده سالگی نوشته است (بهبهانی ، ج ١، ص ١٨٦)؛ نورالانوار ، در شرح بسمله ؛ الدرّر الغرویّة فی اصول الاحکام الالهیّة ؛ رسالة قوت لایموت و شرح آن با عنوان مخزن القوت ؛ ربیع الاَزهار ؛ تاریخ ولادت و وفات سادات اطهار علیهم السّلام ؛ تاریخ نیک و بد ایّام ؛ تاریخ بغلی یا تحفة الاخوان ، در شرح احوال مشاهیر انبیا و خلفا و امامان و شرح غزوات امیرالمؤمنین علیه السّلام ؛ تنبیه الغافلین ؛ کشف الرّیب و المَین عن حکم صلاة الجمعة و العیدین ؛ کشف الشّبهة عن حکم المتعة ؛ تحفة المحبیّن ، در اثبات خلافت امیرالمؤمنین و فضیلت اهل بیت علیهم السّلام ؛ مناهج الاحکام فی القضاء و الشّهادات ؛ جدول در شکوک صلاة ؛ مناهج الفقه ؛ تفسیر قرآن مجید؛ و نیز رسایلی در جواب مسائل فیض آباد، مرشدآباد و حیدرآباد دکن و شروحی بر المختصر النّافع تألیف محقق حلی ، خلاصة الحساب شیخ بهائی و تفسیر بیضاوی . مؤلف در مرآت الاحوال از ناقص بودن برخی از این آثار یاد کرده و روشن نیست که آنها را تا چه اندازه تکمیل کرده است . آقابزرگ طهرانی از تألیفات وی ، با اشاره به چگونگی آنها، یاد کرده است (١٤٠٤، ج ٢، قسم ١، ص ١٠١؛ و نیز همو، ١٤٠٣، ذیل موارد).
مهمترین کتاب مؤلف ، مرآت الاحوال است که نخستین بار، در ١٣٧٠ ش ، مجلد نخست آن و چندی بعد، متن کامل آن با تصحیح مجدد به چاپ رسید. بخش نخست کتاب ، شرح حال خاندان علامة مجلسی و وحید بهبهانی است که در اصل شرح و بسط و تکمیل رساله ای است که میرزاحیدرعلی مجلسی در ١١٩٤ دربارة خاندان مجلسی تألیف کرد (آقااحمد، ج ١، ص ٥٠). بخش دوم کتاب شرح حال خود مؤلف و به عبارتی سفرنامة اوست که در آن خاطرات تحصیل و سفر به شهرهای گوناگونِ ایران و عراق را آورده است . این بخش تا آغاز ورود مؤلف به بمبئی ادامه یافته است . بخش سوم کتاب شامل شرح سفر مؤلف از ورود به بمبئی و پس از آن سفر به دیگر شهرهای هند تا ١٢٢٥ است . بخش پایانی کتاب ، ضمن پرداختن به مطالبی چون تاریخ شاهان فرنگستان ، دربارة کشورهای اروپایی ، امریکایی و افریقایی ، و نیز چگونگی حکومت انگلیسیها و کمپانی هند شرقی در هند اطلاعاتی داده است (ج ٢، ص ٦٥٧ـ٨٨٩). خاتمة کتاب نصایحی به ملوک و غیرملوک است که ضمن آن به برخی رخدادهای اواخر عصر صفوی و دورة نادری نیز اشاره شده است (ج ٢، ص ٩٠٠ـ٩٥٢).
در مجموع ، مرآت الاحوال حاوی شرح حال بسیاری از چهره های علمی و سیاسی و اجتماعی ایران و هند در دهة سوم قرن سیزدهم است و افزون بر آن ، مشتمل بر دیدگاههای یک عالم شیعی در برخورد با دنیای جدید است .
منابع :
(١) محمد محسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة ، جزء٢: الکرام البررة ، مشهد ١٤٠٤؛
(٣) محسن امین ، اعیان الشیعة ، چاپ حسن امین ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
آقا احمدبن
(٤) محمد علی بهبهانی ، مرآت الاحوال جهان نما ، قم ١٣٧٣ ش ؛
(٥) محمد علی حبیب آبادی ، مکارم الا´ثار ، اصفهان ١٣٥١ ش .
/ رسول جعفریان /