دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢١٦٢
بَهاتیا (نیز بهاطیه ، بهاطیا، باتیه ، بهاتیه )، شهری تاریخی و محصور (دارای دیوار گرداگرد شهر) برکنار رود سند در پاکستان . نام آن نخستین بار در چَچْنامه ( تألیف علی بن حامد کوفی در ٦١٣ ) آمده است . چَچ ، پسرِ داهِر، و داهر راجة معروفِ اَلْوَر (یا اَلْوُر/اَلُر، ارور، پایتخت قدیمی سند) بود که فرمانده معروف اموی ، محمدبن قاسم (متوفی ٩٨)، او را شکست داده بود.
سِر هنری الیوت ، محمد ناظم و برخی نویسندگان متعدد دیگر، پیرامون درستی یا نادرستی نام بهاتیا بحث کرده و آن را با بهیره * (در پنجاب ) و اُچَّه ، و بهتنیر (در بیکانیرِ هند) خلط کرده اند (رجوع کنید به محمدناظم ، ص ١٩٧). اما همة این اختلافات با دلایل تردیدناپذیر چچنامه به پایان می رسد. در این کتاب ، چندبار به وضوح نام شهرِ بهاتیا آمده و محل آن میان مُلتان و الور گفته شده است .
در تاریخ قبیلة بَهطّی / بَهتّی ، بنای این شهر را به راجة بهطّی نسبت داده اند. تاریخ بنیان این شهر، قرن دوم میلادی تصور می شود.
در چچنامه (ص ١٥، ٣٣ـ٣٤، ١٩٧، ٢٣٥ـ٢٣٦) نام بهاتیا هنگام وصف سه واقعة مهم ذکر شده است : لشکرکشی چچ به اَلوَر در شمال پیش از ١٢/٦٣٣ که در آن قلعة بهاتیا گشوده شد؛ ضمن بیان واقعه ای که پس از فتح راؤر (ارور)، به دست محمدبن قاسم ثقفی * ، رخ داده بود (٩٣/٧١١)؛ و در بیان واقعة ورود محمدبن قاسم به سند و سفر او در ٩٥/٧١٣. هنگام پیشروی محمدبن قاسم به سوی ملتان ، بهاتیا اولین قلعة آن منطقه بود که وی با آن مواجه شد. حاکم قلعه ـ که پسرعموی راجه داهر بود ـ در فتوحات بعدی محمدبن قاسم به او کمک کرد.
پس از این فتح ، سیاحان و جغرافی نویسانی که بارها به سند و پنجاب رفته اند، از بهاتیا سخنی نگفته اند. عُتْبی ضمن گزارشِ لشکرکشی سلطان محمود غزنوی در ٣٩٥، جنگ «بُهاطیه » را ذکر کرده است (ص ٢٧٥). در این جنگ ، سلطان محمود این شهر را فتح کرد. عتبی حصار آن و تدابیر دفاعی شهر را وصف کرده است (ص ٢٧٥ـ٢٧٦). گردیزی نیز این نبرد را ذکر کرده و نوشته که سلطان محمود از طریق والشتان (بلوچستان ) و حصار (قلعة سیف الله ) به آنجا رسیده بود (ص ٣٨٧). به این اعتبار، قلعة بهاتیا بر مرز قُصدار/ قُزدار بوده که سلطان محمود اندکی پیش آن را فتح کرده بوده است . گردیزی ، همچنین از «بهاطیه » هنگام وصف لشکرکشی سلطان محمود برای سرکوبی جاتها (رجوع کنید به جَتّ * ) نام برده و محل آن را بر ساحل سیحون (سند) نوشته است (ص ٤١٤). عنصری ، شاعر دربار محمود غزنوی ، شرح این لشکرکشی را در قصیده ای آورده است (ص ١٣١).
در تاریخ مبارکشاهی ، لشکرکشی سلطان شهاب الدین محمد غوری در ٥٧١ به اُچ و بهاطیا، برای مجازات قبیلة بهطّی وصف شده است . او پس ازفتح ملتان و بهاطیا سپهسالار خویش ، علی کرماغ / کرماخ ، را به فرماندهی اُچ و ملتان تعیین کرد. در طبقات ناصری و طبقات اکبری نیز این لشکرکشی ثبت شده است .
توضیح دیگری دربارة بهاطیا هنگام وصف حملة میرزا پیر محمد، نوة امیرتیمور، در تاریخ معصومی آمده است . او در حدود ٨٩٥ برای سرکوبی «بهطّی »ها، بر بهاطیا (در آن زمان «بهاتی واهن ») یورش برد و شهر را ویران کرد (بکری ، ص ٦٩). در تاریخ معصومی آمده است که قبیلة واهن بر این شهر حکومت داشت . این قبیله بر شاه حسن ارغون (متوفی ٩١٨)، حکمران سند، نیز شوریدند. این شورش را بابااحمد، سپهسالار شاه حسن ارغون ، فروخواباند (ص ١٤٤ـ ١٤٥).
طبق روایات محلی ، نامهای این شهر بهاتیا، بهاتی ، واهن ، بُهتاواهن بوده ، و این نامها در یک زمان نیز رواج داشته است . در حال حاضر، بهتاواهن در بهاولپورِ پاکستان قرار دارد. در این محل خرابه های بسیاری دیده می شود که جای شهر قدیمی را برکنار رود سند نشان می دهد. با تغییر مسیرسند در حدود ١١١١، این محل اهمیت نظامی خود را از دست داد.
براساس روایتی محلی ، این شهر زادگاه سَسّی (قهرمان زن معروفترین داستان عشقی پاکستان به نام سسّی پُنّون ) بوده است . این مکان را مولِدِ ابوالفضل ( علامی دکنی ) و فیضی ( دکنی ) ، از رجال معروف عهد اکبری ، می دانند.
منابع :
(١) محمد معصوم بکری ، تاریخ سند، المعروف به تاریخ معصومی ، چاپ عمربن محمد داود پوته ، بمبئی ١٩٣٨؛
(٢) یحیی بن احمد سرهندی ، تاریخ مبارکشاهی ، کلکته ١٩٣١، ص ٥ ـ٦؛
(٣) ( محمدبن عبدالجبار عتبی ، ترجمة تاریخ یمینی ، از ناصح بن ظفر جرفادقانی ، چاپ جعفر شعار، تهران ١٣٥٧ ش ) ؛
(٤) علی بن حامد کوفی ، فتحنامة سند، المعروف به چچنامه ، چاپ عمربن محمد داود پوته ، دهلی ١٣٥٨/ ١٩٣٩؛
] حسن بن احمد عنصری ، دیوان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ،
(٥) تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٦) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٧) عثمان بن محمد منهاج سراج ، طبقات ناصری ، یا، تاریخ ایران و اسلام ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش [ ؛
(٨) احمدبن محمد مقیم هروی ، طبقات اکبری ، کلکته ١٩٢٧ـ ١٩٣٥، ج ١، ص ١٦؛
(٩) Sir Henry Elliot, Muslim historians , vol. I, s.v. "Rash ¦âd A l-D ¦ân";
(١٠) Muh ¤ammad Na ¦zim, The life and times of Sulta ¦n Mahmu ¦d of Ghazna , Cambridge ١٩٣١, ١٩٧, ٢٠٢.
(١١) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اردو ، ذیل «بهاطیا».
/ سلطان احمد ، تلخیص از ( د.اردو ) /