دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢١٦١
بِهاباد ، بخش و شهری در استان یزد.
١) بخش بهاباد . در شهرستان بافق در مشرق استان یزد واقع و مشتمل بر سه دهستان است . از قسمتی از شمال به شهرستان طبس در استان خراسان و بخش خَرانَق در شهرستان اردکان ، از مشرق و قسمتی از جنوب به بخش کوهبُنان /کوه بُنان / کوبنان در شهرستان زرند کرمان ، و از قسمتی از جنوب و مغرب به بخش مرکزی شهرستان بافق محدود است . در مغرب آن رشته کوههایی در جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی امتداد دارد که در جنوب کوه سیاه (ارتفاع : ح ٤١٠ ، ٢ متر در شمال ده تقی آباد) و دوهِلّه (ارتفاع : ح ٩٨٥ ، ٢ متر در مغرب ده حامی جان ) خوانده می شود. کوه چاه محمدو (ارتفاع : ح ٣٠٩ ، ٢ متر) در مغرب و کوه بُن لَخت (ارتفاع : ح ٠٠٢ ، ٣ متر) در جنوب غربی آن قرار دارد. ارتفاعات مرکزی شهرستان بافق ، بخش مرکزی را از بخش بهاباد جدا می کند. رود فصلی شوراب (رود شور یا رود دره سر) از آنجا می گذرد. زمینهای کشاورزی آن با آب قنات آبیاری می شود. از گیا دارای بادام کوهی و پستة وحشی ، و از زیا، دارای روباه ، شغال ، گرگ ، پلنگ و یوزپلنگ است . محصولات عمدة آن گندم ، جو، ارزن و ذرت است . باغداری آن شایان توجه است . پرورش بز و گوسفند در آنجا رواج دارد. پسته و میوة آن به خارج صادر می شود. صنایع دستی آن جاجیم بافی و قالی بافی است و فرش آن نیز به خارج صادر می شود. در گذشته ، جادة یزد ـ طبس (گلشن ) از آن می گذشت . امروزه ، راه اصلی بافق ـ کوهبنان از این بخش می گذرد.
از جمله آثار باستانی آنجاست : برج کهن (در ده حسین آباد در ٢٥ کیلومتری جنوب بهاباد)؛ مسجد کهن (در ده حسین آباد در ٣٢ کیلومتری جنوب شرقی بهاباد)؛ زیارتگاهی به نام قدمگاهِ هدیله (در آبادی ده جمال در ٨٤ کیلومتری شمال غربی کوهبنان )؛ و زیارتگاههای پیرملاّ جلال ، ملاّ جلال و ملاّ علی (در آبادی ده ملاّ در ٨٧ کیلومتری شمال غربی کوهبنان ).
بهاباد دارای معادن آهن در چاه دَرمَلو/ چادرملو (٨٥ کیلومتری شمال معدن چغارت ) با ذخیرة چهارصد میلیون تُن ، و عیار متوسط ٥٥%، و نیز معدن مس است (رجوع کنید به جغرافیای کامل ایران ، ج ٢، ص ١٣٧٠، پانویس ٢؛ نیز رجوع کنید به بافق * ). بهاباد در منطقة زلزله خیز قرار گرفته ، به طوری که در ٧ آذر ١٣١٢ بر اثر زمین لرزه های متعدد، تعدادی از آبادیهای شمال غربیِ آن ویران شد (امبرسز و ملویل ، ص ٢٢٦ـ٢٢٩). مرکز آن شهر بهاباد است . بهاباد در ١٣٣٢ ش از دهستانهای یزد به شمار می آمد و در ١٣٤٨ ش به بخش تبدیل شد.
٢) شهر بهاباد (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٨٢٦ ، ٤ تن ). در ارتفاع حدود ٣٩٥ ، ١ متری از سطح دریا، و در ٧٤ کیلومتری شمال شرقی شهر بافق واقع است . بهاباد و حومة آن در دهستان اَسْفیج در دره ای بین دو رشته کوه در مشرق و مغرب با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی قرار گرفته است . رود شور در مشرق شهر با جهت جنوب شرقی ـ شمال غربی جریان دارد. دمای آن گاهی در تابستان به ْ٤٠ می رسد. بهاباد مشتمل بر دو محله به نامهای قلعه و باغستان است . زیارتگاههایی به نامهای مزار ملاّ عبدالله ، مزار شیخ محمدو و مزار شیخ ضیاءالدین دارد. در دو سه دهة اخیر، به سبب استخراج معادن آهن در پیرامون آن ، به اهمیت نسبی شهر افزوده شده است . شهر بهاباد با راههای اصلی و فرعی ، با بافق و کوهبنان و خرانق و ساغند پیوند دارد.
پیشینه . ظاهراً نام بهاباد، بَغ آباد بوده است (باستانی پاریزی ، ص ٩٦). از گذشتة پیش از اسلامِ بهاباد و حتی اوایل دورة اسلامی ، منابعی سراغ نداریم . نخستین بار نام بهاباد را مقدسی در قرن چهارم «بَهاوَذ» ضبط کرده است (ص ٤٦٢). در ٥٣٧، در زمان سلطنت محمدبن ارسلانشاه سلجوقی (٥٣٧ ـ٥٥١)، نام بهاباد مکرر در کتابهای تاریخی دیده می شود. به نوشتة محمدبن ابراهیم در تاریخ کرمان (ص ٤٠)، در میان بافق و بهاباد، سپاهیان سلجوقشاه بر سواران یزدی در جنگی پیروز شدند. در ٥٨٧، بهاباد جزو یزد بود (همان ، ص ١٨٠). در ٦٠١، هنگام آمدن ملک زوزن و تغان تگین از خراسان به کرمان ، جمعی از سواران و پیادگان فارسی در شهر کرمان شوریدند و راور و کوهبنان و بهاباد را گرفتند (همان ، ص ٢١٨). در ٦١٩، هنگام هجوم مغولان ، بهاباد با راور و خُبیص (شهداد) در دست خواجه رضی از حکام محلی بود (همان ، ص ٢٢٢). در همان هنگام ، به نوشتة یاقوت حموی ، بهاباد از قرای کرمان شمرده می شد و در کنار آبادی لوبیان قرار داشت (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٧٦٧). به نوشتة سون هدین ، در نیمة دوم قرن هفتم ، مارکو پولو از راه بهاباد به طبس رفته است (ص ٤٦٤). در ٧٦٦ شاه شجاع (حک :٧٥٩ـ٧٨٦)، حکومتِ بهاباد و بافق و کوهبنان را به اختیارالدین حسن واگذار کرد (عبدالرزاق سمرقندی ، ج ١، ص ٣٦٣). در ٨٥٣ یاراحمد، هنگامی که شاهزاده علاءالدوله از شاهزاده بابر شکست خورد و قصد بازگشت به یزد را داشت ، از کرمان به یاری وی شتافت و از طریق بهاباد عازم طبس شد تا به خراسان رود (کاتب یزدی ، ص ٢٥٦ـ٢٥٧). در ١٠٣٤، به نوشتة بافقی (ج ٣، ص ١٩٠)، میرزا خلیل ، از اعیان و اشراف بهاباد، به وزارت منصوب شد. از ١٠٤٠ تا ١٠٨٤، حکومت بافق و بهاباد و نواحی اطراف آن ( بهاباد ) در دست مین باشیان و یوزباشیان ( به ترتیب : سرکردگان هزار نفر و صد نفر ) بود (همان ، ج ٣، ص ٢٧٩، ٢٩٥).
در ١١٣٢، در حملة محمود افغان (حک : ١١٣٥ـ١١٣٧) به کرمان ، قلعة بهاباد به سختی مقاومت کرد (کوهبنانی ، گ ٧). در ١١٧٢، پس از اینکه خدا مرادخانِ زند، به سرداری برگزیده شد، برای تنبیه شاهرخ خان که هجده سال در ناحیة کرمان ( از جمله بهاباد ) حکومت کرده بود، لشکر کشید. شاهرخ خان ، قلعه بهاباد را که محلی از مَحال کرمان بود، در محاصره داشت (موسوی اصفهانی ، ص ٩١؛
میرخواند، ج ٩، ص ٧٢). در ١٢٤٧، عبدالرضاخان حاکم محل ، قلاع بهاباد و بافق را تسخیر کرد و علم طغیان برافراشت ، اما سرداران قاجار، یوسف خان و سلیمان خان ، شورش او را در هم شکستند (همان ، ص ٧٤٦). از ١٢٦٤ مردم «بهاءآباد» (بهاباد) برای نپیوستن آنجا به کرمان جنگیدند، زیرا می خواستند در ولایت یزد بمانند (کوهبنانی ، گ ٢٤ـ٢٥).
منابع :
(١) نیکلاس امبرسز و چارلز ملویل ، تاریخ زمین لرزه های ایران ، ترجمة ابوالحسن رده ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢) ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٨٤ : راور، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٣) ایران . وزارت راه و ترابری ، دفترچه مسافات راههای کشور ، تهران ?( ١٣٦٦ ش ) ؛
(٤) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٥) محمدابراهیم باستانی پاریزی ، خاتون هفت قلعه ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(٦) محمدمفیدبن محمود بافقی ، جامع مفیدی ، چاپ ایرج افشار، ج ٣، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٧) جدیدترین نقشة راهها و تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، مشهد: مؤسسة جغرافیایی و انتشارات ماهوان ، ١٣٧٧ ش ؛
(٨) عباس جعفری ، گیتاشناسی ایران ، ج ١: کوهها و کوهنامة ایران ، تهران ١٣٦٨ش ؛
(٩) جغرافیای کامل ایران ، تهران : سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، ١٣٦٦ش ؛
(١٠) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ١٠: استان دهم ( اصفهان )، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١١) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج ١، چاپ عبدالحسین نوایی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(١٢) احمدبن حسین کاتب یزدی ، تاریخ جدید یزد ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٣) ابوالحسن کوهبنانی ، در ذکر وصف کوه بنان و توابع آن ، نسخة خطی کتابخانة روح الامین (کرمان )، تألیف ١٣٠١؛
(١٤) محمدبن ابراهیم ، تاریخ کرمان : سلجوقیان و غز در کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(١٥) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٦) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٧) محمد صادق موسوی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با مقدمة سعید نفیسی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٨) محمدبن خاوندشاه میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، تهران ١٣٣٨ـ ١٣٣٩ ش ؛
(١٩) سون اندرسن هدین ، کویرهای ایران ، ترجمة پرویز رجبی ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٢٠) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ خسرو خسروی /