دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٩٨
بُوقا(٣) (یا «بوقای » از واژة مغولی «بوگا») ، از امیران و وزیران عصر ایلخانان مغول . به رغم شهرت او در دورة اباقاخان * (٦٦٣ـ٦٨٠) از زندگی و چگونگی پیوستنش به دربارِ اباقا اطلاع چندانی در دست نیست . نخستین بار، از او در درگیریهای احمد تَگودار (حک : ٦٨١ـ٦٨٣) سومین ایلخان مغول با اَرغُون (حک :٦٨٣ـ٦٩٠) یاد شده است . ارغون در اولین تلاش خود برای برانداختن احمد تگودار، در صفر ٦٨٣ در حوالی آق خواجه در نزدیکی قزوین ناکام ماند و از تگودار درخواست مصالحه کرد، ولی ایلخان با هیئتی از شاهزادگان و امیران از جمله بوقا، که پنهانی با ارغون ارتباط داشت ، پیام فرستاد (بویل ، ص ٣٦٥) که برای اثبات وفاداری باید ارغون یا برادرش گیخاتو به خدمت آیند (رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١١٣٩). بوقا به این شرط که ایلخان ارغون را نیازارد، وی را نزد احمد تگودار آورد، اما او سه روز پس از آن ، تصمیم به قتل ارغون گرفت . بوقا از قصد ایلخان آگاه شد و مغولان را باخبر کرد (ابن عبری ، ص ٣٤٧). احمد تگودار، بوقا را از منصب خود برکنار ساخت و او به سبب این رفتار در هواداری از ارغون به جِدّ ایستاد (رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١١٤٠). ایلخان ، ارغون را به اِلیناق سپرد تا به احترام نگاهش دارد، اما الیناق در پی قتل ارغون برآمد (همان ، ج ٢، ص ١١٤١). بوقا وقت را مناسب یافته ، ارغون را از بند رهانید و الیناق و بقیة هوادارانِ احمد را کشت (حمدالله مستوفی ، ص ٥٩٤). ارغون پس از استقرار، در آغاز حکومتش ، فرمان وزارت به نام بوقا نافذ گردانید و برای قدردانی از خدمات بوقا، دستور داد تا چندان زر بر سر وی ریختند که نزدیک بود در میان تودة زر مدفون شود (رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١١٥٥ـ١١٥٦؛ رجوع کنید به بناکتی ، ص ٤٤٢؛ خواندمیر، ١٣١٧ ش ، ص ٢٩٥). در این میان ، شمس الدین جوینی ، وزیر پیشین ، به اردوی ارغون پیوست و با پشتیبانی بوقا به نیابت ایلخان جدید منصوب شد. اما همکاری میان بوقا و جوینی دیری نپایید و در پی توطئه ای ، جوینی را به اتهام غَدْر و خیانت محاکمه کردند و در ٤ شعبان ٦٨٣ به قتل رساندند (رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١١٥٧؛ بافقی ، ج ٣، ص ١٣٧ـ ١٣٨؛ حمدالله مستوفی ، ص ٥٩٥). اندکی پس از قتل جوینی ، ایلخان مغول برای برقراری آرامش بوقا را به شیراز فرستاد تا جنبشهای استقلال طلبانة فارس را، که آبش خاتون با عنوان اتابک بر آن حکم می راند، فرونشاند ( ایرانیکا ، ذیل مادّه ؛ رجوع کنید به اشپولر، ص ٨٣).
پس از قتل جوینی ، ادارة امور دیوانی و مالی دچار اختلال شد، اما کار بوقا بالا گرفت و ثروتی بسیار اندوخت (آقسرایی ، ص ١٤٤ـ ١٤٥؛ رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١١٦٦). او در دوران چهارسالة وزارتش ، از طرف ایلخان عنوان تشریفاتی چینگ سانگ (امیر بزرگ ) را دریافت کرد و با یاری نایب خود، خواجه فخرالدین محمد مستوفی قزوینی ، و خواجه حسام الدین قزوینی به ادارة امور ممالک ایلخانی پرداخت (ناصرالدین منشی کرمانی ، ص ١٠٥ـ١٠٦؛ حمدالله مستوفی ؛ بناکتی ، ص ٤٤٣). وی ، برادرش اَروق را نیز بر بغداد، آذربایجان و سرزمین هند مسلط گردانید و این دو، سیاست دولت مغول را شش سال با اقتدار و خودکامگی به دست داشتند. در این دوره ، روز به روز نفوذ و قدرت امیر بوقا فزونی گرفت (ابن عبری ، ص ٣٥٣) به گونه ای که به دستور ارغون چنین مقرر شد تا نُه گناه بزرگ از او سر نزند محاکمه نشود و کسی غیر از ایلخان از او سخن نپرسد و بدون مُهر قرمزِ او هیچ حکمی رسمیت نداشته و فرمانهای او، حتی بدون تأیید ایلخان ، لازم الاجرا باشد. به گفتة وصاف حضرة ، ایلخان جز نام خان همة عنوانها را به بوقا داد و امور سپاه و احوال خاتونان حرم را نیز به مصلحت او واگذاشت (ص ١٣٧؛ میرخواند، ج ٥، ص ٣٥٤). بنابراین ، قدرت مطلق جوینی به بوقا تفویض شده بود (بیانی ، ج ٢، ص ٤٢١). اما خودخواهی بوقا گروهی از نزدیکان ارغون از جمله طُغانْ چار، قُونْجُقْبال و طُغان شحنة قهستان را به دشمنی با او واداشت و ایلخان نیز از نفوذ او کاست . بوقا خواست شاهزادگان را به وساطت برانگیزد، پس نامه ای به جُوشکاب ، در کرانة فرات فرستاد و به وی وعده داد که اگر به پشتیبانی از وزیر برخیزد، تخت را برایش آماده می سازد (رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١١٦٦ـ ١١٦٩). جوشکاب در نهان به ارغون خبر فرستاد. بوقا مجبور به فرار شد، اما دیری نگذشت که امیر زنگی که به بوقا پناه داده بود، وی را به دُولادای و طغان واگذار کرد. بوقا را به حضور ایلخان بردند و او دستور قتل وی را صادر کرد. جوشکاب این فرمان را در ٢١ ذیحجة ٦٨٧ (برای روایت دیگر رجوع کنید به ابن فُوطی ، ص ٢١٧) اجرا کرد. گروهی از طرفداران بوقا از جمله امیر علی تَمغاچی ، اَروق ، شمعون ، طغلق قراوْناس ، ماجو، سُوانابَخشی ، بهاءالدوله ابوالکرام نصرانی و توشکنا نیز به «یاسا» رسیدند (رشیدالدین فضل الله ، ج ٢، ص ١١٧٠ـ١١٧١؛ وصاف حضرة ، ص ١٤٠ـ١٤١؛ خواندمیر، ١٣٦٢ ش ، ج ٣، ص ١٢٩ـ١٣٠؛ شبانکاره ای ، ص ٢٦٦). رشیدالدین فضل الله (ج ٢، ص ١١٥٦) و وصاف حضرة (ص ١٣٧) بوقا را در زیرکی و سیاست ستوده اند.
منابع :
(١) محمودبن محمد آقسرایی ، مسامرة الاخیار و مسایرة الاخیار ، چاپ عثمان توران ، آنکارا ١٩٤٤؛
ابن عبری ، تاریخ الزمان ، نقله الی
(٢) العربیة اسحاق أرملة ، بیروت ١٩٨٦؛
(٣) ابن فوطی ، الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فی المائة السابعة ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٤) محمد مفیدبن محمود بافقی ، جامع مفیدی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٥) داوودبن محمد بناکتی ، تاریخ بناکتی = روضة اولی الالباب فی معرفة التواریخ و الانساب ، چاپ جعفر شعار، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٦) شیرین بیانی ، دین و دولت در ایران عهد مغول ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٧٥ ش ؛
(٧) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٨) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٩) همو، دستورالوزراء ، چاپ سعید نفیسی ، تهران ١٣١٧ ش ؛
(١٠) رشیدالدین فضل الله ، جامع التواریخ ، چاپ محمد روشن و مصطفی موسوی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١١) محمدبن علی شبانکاره ای ، مجمع الانساب ، چاپ میر هاشم محدث ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٢) محمدبن خاوندشاه میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، تهران ١٣٣٨ـ ١٣٣٩ ش ؛
(١٣) ناصرالدین منشی کرمانی ، نسائم الاسحار من لطائم الاخبار در تاریخ وزراء ، چاپ جلال الدین محدث ارموی ، تهران ١٣٣٨ ش ؛
(١٤) عبدالله بن فضل الله وصاف حضرة ، تحریر تاریخ وصاف ، به قلم عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(١٥) J. A. Boyle, "Dynastic and political history of the Il- Kha ¦ns", in The Cambridge history of Iran , vol. ٥, Cambridge ١٩٦٨;
(١٦) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bu ¦qa ¦" (by Bertold Spuler);
(١٧) Bertold Spuler, Die Mongolen in Iran , Berlin ١٩٦٨.
/ رضا رضازاده لنگرودی /