دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٨٤
بوضیاف ، محمد، مبارز و دولتمرد معروف الجزایری . در ٢ تیر ١٢٩٨/٢٣ ژوئن ١٩١٩ در شهر مَسیله الجزایر متولد شد (ساجدی ، ص ٩٥). از سالهای جوانی مبارزة سیاسی با استعمار فرانسه را آغاز کرد. در ١٣٢٢ ش /١٩٤٣، هنگام خدمت سربازی در ارتش فرانسه ، آرمانهای ملی گرایانة مِصالی الحاج * ، دیگر مبارز الجزایری ، را در میان سربازان ملی گرای الجزایری رواج می داد و در همان زمان به عضویت «منظمة القوات الخاصة » (سازمان شبه نظامی ویژه ) درآمد. با تشکیل «حزب الشعب » (حزب مردم ) در ١٣٢٦ش /١٩٤٧ در الجزایر، مأموریت تدارک مقدمات انقلاب الجزایر به هستة نظامی آن واگذار شد که بوضیاف نیز یکی از اعضای برجستة آن بود، اما با از هم پاشیدن آن بر اثر اقدامات دستگاههای امنیتی فرانسه و بازداشت یکهزار نفر از اعضایش ، و در نتیجه محکومیت غیابی وی به اعدام ، به فعالیتهای زیرزمینی روی آورد (ابوزکریا، ص ١٥). بوضیاف در ١٠ آبان ١٣٣٣/ اول نوامبر ١٩٥٤ با عده ای از انقلابیون «جماعة ٢٢ الثوریة للوحدة و العمل » (گروه انقلابی ٢٢ برای وحدت و عمل ) را تأسیس کرد و متعاقب آن ، شش کمیتة اصلی آغازگر عملیات انقلابی در الجزایر را، به کمک دیگر انقلابیون الجزایری ، تشکیل داد (همان ، ص ١٦). این گروه ، بعدها در شکل حزب جبهة آزادیبخش ملی الجزایر ظاهر شد ( > دایرة المعارف خاورمیانة معاصر < ، ذیل مادّه ).
بوضیاف به سبب اختلاف نظر با احمدبن بلا، نخستین رئیس جمهور بعد از استقلال الجزایر، در ١٣٤٢ ش /١٩٦٣ دستگیر و به مرگ محکوم شد. با این حال ، او را به فرانسه تبعید کردند (همانجا؛ ابوزکریا، ص ٢٧). در فرانسه ، حزبی با تمایلات سوسیالیستی پیشرو تأسیس کرد و در ١٣٤٣ ش /١٩٦٤ کتاب مشهور خود را با عنوان الجزائر، الی أین ؟! (الجزایر به کجا می رود؟!) منتشر ساخت (ابوزکریا، همانجا). ولی با گذشت اندک زمانی ، حزب مزبور را منحل کرد و شهر قُنَیطره را به عنوان تبعیدگاه اختیاری خویش برگزید تا از نزدیک پیگیر تحولات کشور خود باشد. بعد از کودتای نظامی و واژگونی حکومت بن بلا در ٢٩ خرداد ١٣٤٤/ ١٩ ژوئن ١٩٦٥، هواری بومدین * ، رئیس جمهور جدید کشور، از بوضیاف دعوت کرد که به الجزایر بازگردد، ولی بوضیاف با رد این دعوت ، اعلام داشت که نمی خواهد «شاهد مرگ انقلاب الجزایر باشد» (همان ، ص ٢٨).
با لغو انتخابات مردمی الجزایر در اوایل زمستان ١٣٧٠/ ژانویة ١٩٩٢ (مرحلة اول انتخابات در اواخر پاییز ١٣٧٠/ دسامبر ١٩٩١ انجام گرفت که با پیروزی قاطع نیروهای اسلامی همراه بود)، در ٢١ دی ١٣٧٠/١١ ژانویة ١٩٩٢، فرماندهان نظامی الجزایر، شاذلی بن جدید، رئیس جمهور وقت ، را وادار به استعفا کردند و در پی آن اعلان شد که شورای عالی پنج نفره ای به ریاست محمد بوضیاف ، ادارة امور کشور را برعهده می گیرد (همان ، ص ٤٦؛ خسروشاهی ، ص ١٢). در ابتدا قرار بود که احمد غُزالی (نخست وزیر وقت ) برای ریاست شورای عالی نظامیان الجزایری انتخاب شود تا از روابط گستردة نامبرده با دولتهای غربی و مؤسسات مالی و سرمایه گذاری اروپا و امریکا در جهت بهبود اقتصاد به هم ریختة الجزایر بهره گیرند. اما عکس العمل ملت الجزایر در برابر لغو نتیجة انتخابات که حالتی از قیام ملی یافته بود، دست اندرکاران را بر آن داشت که با مطرح کردن نام محمد بوضیاف ، مشروعیت تاریخی را جایگزین مشروعیت پایمال شدة مردمی سازند (ابوزکریا، ص ٤٧) و از این راه شکاف عمیق در جامعة قطبی شدة الجزایر را بویژه با جذب طبقة متوسط جامعه ترمیم کنند (مورتیمر، ص ٢٦). تصمیم به تعیین بوضیاف برای ریاست شورای عالی در غیاب وی اتخاذ گردید. برای ابلاغ این نظر، علی هارون ، از دوستان قدیمی بوضیاف ، به مغرب اعزام شد و به بوضیاف اطلاع داد که الجزایر در آستانة جنگ داخلی است و به همین دلیل مراجعت او ضروری است . با آنکه بوضیاف مراجعت خود را به برگزاری مرحلة دوم انتخابات و پذیرش نتایج آن در هر شکلی که حاصل شود، مشروط کرد (ابوزکریا، همانجا)، در مقابل پافشاریهای علی هارون تصمیم گرفت که برای ارزیابی اوضاع کشور دیدار ٢٤ ساعتة اعلان نشده ای از الجزایر انجام دهد. وی پس از ملاقات با فرماندهان نظامی و دریافت اطلاعات نادرست از آنها حاکی از اینکه اگر جبهة نجات اسلامی الجزایر زمام امور را به دست گیرد، دموکراسی را نابود خواهد کرد، به قنیطره بازگشت تا مقدمات مراجعت نهایی خویش را به الجزایر فراهم کند. سرانجام ، محمد بوضیاف در روز ٢٥ دی ١٣٧٠/ ١٥ ژانویة ١٩٩٢ پس از ٢٨ سال دوری از الجزایر به کشور بازگشت و در سخنرانیی ، خطاب به ملت الجزایر گفت که برای نابودی فساد و رشوه خواری و تحقق عدالت اجتماعی ، مبارزه خواهد کرد و از همة نیروهای سیاسی خواست تا برای مقابله با چالشهای موجود، متحد شوند (همان ، ص ٤٨ـ٥٠؛ رجوع کنید به مورتیمر، ص ٢٧).
جبهة نجات اسلامی الجزایر با مخابرة پیامی به بوضیاف هشدار داد که وجهة تاریخی خویش را مخدوش نکند و همانند شکاری ساده در دست گروه حاکم که درصدد سوءاستفاده از شهرت و پشتوانة انقلابی اوست ، گرفتار نشود (ابوزکریا، ص ٥٠). موقعیت بوضیاف پس از قبول ریاست شورایعالی دچار نوعی نابهنجاری شده بود، زیرا از یک طرف به عنوان یکی از ارکان وحدت ملی (بویژه در دوران مبارزات ضداستعماری ) سخت مورد احترام ملت بود و از طرفی دیگر به عنوان رئیس دست نشاندة نظامیانی که ارادة ملت را زیر پا گذاشتند، به وی نگریسته می شد. به همین سبب ، بوضیاف سعی داشت این اندیشه را القا کند که افکار و برنامه های خاص او لزوماً گویای خواسته های نظامیان حاکم بر الجزایر نیست ( > خاورمیانه و افریقای شمالی < ، ص ٢٥٥).
محمد بوضیاف در مدت ١٦٦ روز ریاست خود اقداماتی کرد که چه بسا باعث پایان یافتن زندگی وی گردید. یکی از آن اقدامات ، آزادسازی بیش از دو هزار نفر از عناصر زندانی جبهة نجات اسلامی بود (همان ، ٢٥٦). این اقدام در زمانی صورت گرفت که عملیات نظامی میان جبهه و نیروهای حکومتی در مناطق کوهستانی جریان داشت . او انتخابات ریاست جمهوری جدید، تجدید نظر در قانون اساسی و انحلال جبهة آزادیبخش الجزایر را به مردم وعده داد. علاوه بر اینها در خرداد ١٣٧١/ اوایل ژوئن ١٩٩٢، پس از ناکامی مولود حمروش در تشکیل کابینه ، بوضیاف تصمیم گرفت که ملت الجزایر را مستقیماً مخاطب قرار دهد و برای پیشبرد اهداف ملی خواستار تشکیل کمیته های مردمی در روستاها و کارگاههای الجزایر شد تا این کمیته ها زمینه را برای حیات سیاسی چند حزبی در کشور فراهم سازند (همان ، ص ٢٥٥ـ٢٥٦). بنابراین ، بوضیاف اندکی پس از رسیدن به ریاست شورای عالی ، حملة خود را متوجه نظامیان حاکم بر الجزایر کرد و به گفتة دوستان الجزایری وی ، همان نظامیان در ٨ تیر ١٣٧١/ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢، بوضیاف را که در مراسم گشایش یک مرکز فرهنگی در شهر عنّابه مشغول سخنرانی بود، به دست یکی از عناصر ارتش به قتل رساندند (ابوزکریا، ص ٦١).
نظامیان اصولاً آمادة اصلاحات و پذیرفتن دموکراسی و اصول قانونی نبودند. ازینرو محمد بوضیاف را که در آخرین روزهای زندگی خود، تا حدودی به سوی درک بیشتر نیروهای اسلامی گرایش یافته بود ترور کردند. این تحول در شرایطی حاصل شد که نظامیان الجزایری با هر گونه گرایش اسلام گرایان بشدت برخورد می کردند (همان ، ص ١١٠؛ خسروشاهی ، ص ١٢).
منابع :
(١) یحیی ابوزکریا، من قتل محمد بوضیاف ؟ ، بیروت ١٤١٣/ ١٩٩٣؛
(٢) هادی خسروشاهی ، «حرکت اسلامی الجزایر: از دعوت و ارشاد تا مبارزه و جهاد»، اطلاعات ، سال ٧٢، ش ٢١٢٦١، ٥ بهمن ١٣٧٦؛
(٣) احمد ساجدی ، مشاهیر سیاسی قرن بیستم ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٤) Encyclopedia of the modern Middle East , New York ١٩٩٦, s.v. "Boud ¤iaf, Mohamed" (by Phillip C. Naylor);
(٥) The MiddLe East and North Africa , ٤٠th ed., London ١٩٩٤;
(٦) Robert Mortimer, "Islamists, soldiers, and democrats: the second Algerian war", The Middle East Journal , vol. ٥٠, No. ١ (١٩٩٦).
/ زامل سعیدی /