دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٨٣
بوصیری ، شرف الدین محمدبن سعیدبن حَمّاد صَنهاجی ، شاعر و صوفی نامبردار مصری در سدة هفتم . در اول شوّال ٦٠٨ به دنیا آمد (صفدی ، ج ٣، ص ١١١؛ سیوطی ، ج ١، ص ٥٧٠؛ ابن عماد، ج ٥، ص ٤٣٢). زادگاهش را دَلاص (سیوطی ؛ ابن عماد، همانجاها) یا بَهشیم (صفدی ، همانجا) دو ناحیه از منطقة بَهنَسای مصر دانسته اند (یاقوت حموی ، ج ٢، ص ٥٨١). چون پدر و مادرش اهل دلاص و بوصیر بودند، او نام ترکیبی «دَلاصیری » را برای خود برگزید ولی به بوصیری شهرت یافت (صفدی ، ج ٣، ص ١٠٥ـ١٠٦؛ ابن شاکر کُتبی ، ج ٣، ص ٣٦٢).
بوصیری در درسهای صوفی بزرگ ، ابوالعباس احمد مُرسی (متوفی ٦٨٦) جانشین ابوالحسن شاذلی (متوفی ٦٥٦) شرکت می کرد و در تشکیل سلسلة شاذِلیّه نیز سهمی داشت ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ضمیمه ، ذیل مادّه ؛ بوصیری ، مقدمة سیدکیلانی ، ص ٢٠). وی قصیدة بلندی در ١٤٢ بیت در مدح ابوالعبّاس مُرسی سرود و او را در وفات شیخ و مرادش ابوالحسن شاذلی تعزیت گفت (بوصیری ، ص ٦٩ـ ٧٨).
به گفتة بروکلمان ، او ده سال در بیت المقدس زیست و سپس به مدینه رفت . سیزده سال نیز در مکّه به تعلیم قرآن اشتغال داشت و در همانجا قصیدة معروفِ بُرده * را سرود (ج ٥، ص ٨١). سپس به مصر بازگشت و شغل دیوانی برگزید و مباشرت و حسابداری شهر شرقیّه ، از توابع بِلبَیس ، را عهده دار گشت (صفدی ، ج ٣، ص ١٠٦؛ ابن شاکر کتبی ، همانجا). از دوران تصدی او به این سمت ، قصاید و اشعار فراوانی در دیوانش باقی مانده (رجوع کنید به بوصیری ، ص ٨٩، ٩٢، ١١٣، ١٢٢و ١٢٤) و قصیدة طولانی و مشهور «نونیّه » را نیز در شکایت از مستخدمان دولتی و مباشران حکومتی سروده است (رجوع کنید به بوصیری ، ص ٢١٨ـ٢٢٣). او از ٦٥٩ تا ٦٦٣ این شغل را برعهده داشت ، سپس به قاهره و اسکندریه رفت و مکتبخانه ای برای تعلیم قرآن کریم باز کرد، و به شعر و شاعری نیز پرداخت (فروخ ، ١٩٨٩، ج ٣، ص ٦٧٤).
بوصیری عمری دراز یافت ، سال درگذشت او را از ٦٩٤ تا ٦٩٧ در قاهره یا اسکندریه ذکر کرده اند (صفدی ؛ سیوطی ؛ بروکلمان ؛ فروخ ، ١٩٨٩، همانجاها). او را در پایین گورستان مُقَطَّم و نزدیک قبر امام شافعی به خاک سپردند ( د.اسلام ؛ بروکلمان ، همانجاها).
در پاره ای از منابع برای او کراماتی نیز نقل شده است (ابن اَیاس ، ج ١، ص ١٢٤). مسجدی نیز به نام بوصیری در شهر اسکندریّه وجود دارد که سعید پاشا آن را تجدید بنا کرد و محل درس طالبان دانش قرار داد (مبارک ، ج ٧، ص ١٩١).
هرچند بوصیری خطاطی ماهر، محدّث ، فقیه و قاری قرآن نیز بوده ( د.اسلام ، چاپ دوم ؛
فروخ ، ١٩٨٩، همانجاها) ولی مقام شاعری و بویژه سروده هایش در مدح پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم سبب شهرت وی شده است . اشعارش را به جهت نکویی ، لطافت ، انسجام و زیبایی الفاظ ستوده اند (صفدی ، ج ٣، ص ١٠٧؛
ابن شاکر کتبی ، ج ٣، ص ٣٦٤).
بررسی دیوان اشعارش نشان می دهد که از جهت مادی در تنگنا بوده و خانواده ای پر اولاد داشته و به سختی روزگار می گذرانده است (بوصیری ، ص ١١٨ـ١١٩، ٢٠٦ـ٢٠٧) و به سبب جثة کوچک و جسم نحیفش (رجوع کنید به صفدی ، ج ٣، ص ١١١) گاه مورد تمسخر و طعن دیگران واقع می شده است (بوصیری ، ص ١٠٠).
یکی از عمده ترین موضوعات شعر بوصیری ، مدح نبوی است . مشهورترین قصیدة او در مدح پیامبر اکرم «الکواکبُ الدُّرّیةُ فی مدحِ خَیرالبَریّة » معروف به بُرده است (بوصیری ، ص ١٩٠ـ٢٠١) که شهرت او را جهانی کرده است . این قصیده در میان مردم جایگاه خاصی یافت تا بدانجا که برای خواندن آن مجالس مخصوصی ترتیب می دادند، و آن را با آداب ویژه ای می خواندند (زکی مبارک ، ص ٢١٥) و حتی برای آن به آثار خاص نیز معتقد بودند (همان ، ص ٢١٦). بعلاوه این قصیده آموزگار ادب ، اخلاق و تاریخ است و مردم را با بخشهایی از سیرة نبوی آشنا می سازد. ازینرو در بسیاری از کشورها، متن درسی است (همان ، ص ٢١٨ـ٢١٩). قصیدة برده در پیدایش قصاید بدیعیّه * نیز مؤثر بوده (رجوع کنید به همان ، ص ٢٢٤ـ٢٢٦) و به زبانهای گوناگون ترجمه و شرح شده است (رجوع کنید به بُرده ) و بسیاری از شاعران نیز از این قصیده استقبال کرده و مضامین آن را در شعر خود گنجانده اند (فروخ ، ١٩٨٥، ج ١، ص ١٣٩، ٢٠٦، ٤٣٣، ٤٩٠، ج ٢، ص ١٢٢، ٥٢٣، ٥٥٦). علاوه بر اهل سنت ، ادیبان شیعه نیز این قصیده را شرح ، و از آن استقبال کرده اند (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی ، ج ١٤، ص ٦؛
محسن امین ، ج ٩، ص ٣٠٣ـ ٣١٠؛
امینی ، ج ١١، ص ٢٢٩، ٣٤٨).
دیگر قصیدة معروف بوصیری در مدح پیامبر اکرم «هَمزیّه »ای است (بوصیری ، ص ١ـ٢٩) به نامِ «القصیدةُ الهَمزیّةُ فی المَدائحِ النبویّة » یا «امّ القُری فی مدحِ خیر الوَری » (بروکلمان ، ج ٥، ص ٩٨) که شاعران از آن استقبال کرده اند. شروح متعددی نیز بر آن نگاشته شده (رجوع کنید به ون دایک ، ص ٢٨٠؛
بروکلمان ، ج ٥، ص ٩٨ـ١٠٢؛
فروخ ، ١٩٨٩، ج ٣، ص ٦٧٩) که مشهورترین آنها شرح احمدبن حجر هَیتَمی (متوفی ٩٧٤) با نام المِنَح المکیّةُ فی شرح الهَمزیّة (چاپ بولاق ) است (ون دایک ، همانجا؛
مدرس تبریزی ، ج ١، ص ٢٨٦؛
فروخ ، ١٩٨٥، ج ١، ص ٤٠٤ـ٤٠٥).
بوصیری قصیدة «لامیّه »ای نیز به نام «ذُخرالمعاد» در وزن «بانَت سُعاد * » سروده (بوصیری ، ص ١٧٢ـ١٨٥) که به طور جداگانه و با شروح متعدد به چاپ رسیده است (رجوع کنید به سرکیس ، ج ١، ستون ٦٠٤ـ٦٠٥؛
بروکلمان ، ج ٥، ص ١٠٢، ١٠٤؛
فروخ ، ١٩٨٩، همانجا).
قصیدة دیگر او «رائیّه »ای است با عنوان «القصیدةُ المُضَریّةُ فی الصلاة علی خَیر البَریّة » (بوصیری ، ص ٢٢٤ـ٢٢٦) که بارها چاپ و شرح شده است (رجوع کنید به بروکلمان ، ج ٥، ص ١٠٢ـ١٠٣؛
فروخ ، ١٩٨٩، ج ٣، ص ٦٨٠) و از مشهورترین شرحهای آن شرح عبدالغنی نابلسی (متوفی ١١٤٣)، چاپ قاهره ، است (فروخ ، همانجا).
از دیگر قصاید وی میمیّة «القصیدة المحمدیّة » است که تمام مصراعهای آن با نام مبارک محمد صلّی اللّه علیه وآله وسلّم آغاز می شود (بوصیری ، ص ٢٢٦ـ٢٢٧).
علاوه بر مدایح نبوی ، مدح اهل بیت علیهم السّلام نیز از موضوعاتی است که در دیوان بوصیری فراوان آمده است (بوصیری ، ص ٢٢، ٥٨، ٦٣، ١٠٩، ١٨٥).
از دیگر قصاید مشهور وی لامیّة «المُخرَج و المَردود علی النّصاری و الیهود» است که با تعلیقات خود بوصیری به نثری مرسل و بی تکلّف در دیوان وی درج شده است (ص ١٢٧ـ ١٧١) و مطالعات فراوان او را در تورات و انجیل نشان می دهد. این قصیده و تعلیقات آن جداگانه چندین بار به چاپ رسیده است (بروکلمان ، ج ٥، ص ١٠٤؛
فروخ ، ١٩٨٩، ج ٣، ص ٦٧٩). این قصیده را شیخ عثمان موصلی به صورت مخمس درآورده که با عنوان «الهدیّةُ الحمیدیّة » در مصر به چاپ رسیده است (سرکیس ، ج ٢، ستون ١٣٠٩؛
بروکلمان ، همانجا؛
فروخ ، ١٩٨٩، ج ٣، ص ٦٨٠).
در برخی منابع قصیدة خمریّه ای بدو نسبت داده و شرحهای آن را نیز نام برده اند (بروکلمان ، ج ٥، ص ١٠٢؛
د. اسلام ، همانجا؛
فروخ ، ١٩٨٩، ج ٣، ص ٦٧٩) ولی در دیوان وی این قصیده وجود ندارد و احتمالاً این قصیده ، همان «خمریّه * » ابن فارض مصری (متوفی ٦٣٢) است .
از دیگر موضوعهای دیوان بوصیری تصوّف و عرفان (ص ٨٨، ١٨٦)، مدح (ص ٨٧)، تغزّل (ص ٢٠١)، هجا (ص ٢٣٢)، شکایت از روزگار (ص ١١٧) و طنز (ص ١٢٧) است .
از معدود کسانی که شاعر برای آنان مرثیه سروده ، بهاءالدین بن حِنّای وزیر (متوفی ٦٧٧) است (مقریزی ، ج ٤، ص ٩٠ـ٩١؛
بوصیری ، ص ٢٣٢).
منابع :
(١) محمد محسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) ابن ایاس ، تاریخ مصر ، ج ١، مصر ١٣١١؛
(٣) ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٤) ابن عماد، شذرات الذّهب فی اخبار من ذهب ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٥) محسن امین ، اعیان الشیعة ، چاپ حسن امین ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٦) عبدالحسین امینی ، الغدیر فی الکتاب و السنة و الادب ، ج ١١، بیروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٧) کارل بروکلمان ، تاریخ الادب العربی ، ج ٥، نقله الی العربیة رمضان عبدالتواب ، قاهره ١٩٧٥؛
(٨) محمدبن سعید بوصیری ، دیوان البوصیری ، چاپ محمد سیدکیلانی ، مصر ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(٩) محمد زکی مبارک ، المدائح النبویّة فی الادب العربی ، قاهره ١٣٩١/ ١٩٧١؛
(١٠) یوسف الیان سرکیس ، معجم المطبوعات العربیّة و المعرّبة ، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨؛
(١١) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، حسن المحاضرة فی تاریخ مصر و القاهرة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، ج ١، ( قاهره ) ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(١٢) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج ٣، چاپ س . دیدرینغ ، ویسبادن ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(١٣) عمر فروخ ، تاریخ الادب العربی ، ج ٣، بیروت ١٩٨٩؛
(١٤) همو، معالم الادب العربی فی العصر الحدیث ، بیروت ١٩٨٥؛
(١٥) علی پاشا مبارک ، الخطط التوفیقیّة الجدیدة لمصر القاهرة ، بولاق ١٣٠٥ ( چاپ افست مصر ١٩٨٧ ) ؛
(١٦) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
احمدبن علی مقریزی ، کتاب الخطط
(١٧) المقریزیّة ، ج ٤، مصر ١٣٢٦؛
(١٨) ادوارد ون دایک ، کتاب اکتفاء القنوع بماهو مطبوع ، چاپ محمدعلی ببلاوی ، مصر ١٣١٣/١٨٩٦، چاپ افست قم ١٤٠٩؛
(١٩) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٠) EI ٢ , Supplement , fascs. ٣-٤, Leiden ١٩٨١, s.v. "Al-Bu ¦s ¦â¤r ¦â".
/ باقر قربانی زرّین /