دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٧٧
بوشَنْجی ، شهرت سه تن از اهل فقه ، حدیث ، ادب و تاریخ .
١) عبدالرحمان بن محمد داودی بوشنجی ، فقیه و محدّث خراسان در قرن پنجم . وی در ربیع الاول ٣٧٤ در بوشنج * به دنیا آمد و در همانجا به تحصیل پرداخت . بوشنجی برای نقل و استماع حدیث ، از ٣٩٩ تا ٤٠٥، به شهرهای مختلف سفر کرد و در سفری که به غزنه کرده بود، در شهر بُست با عرفای مشهوری چون ابوعلی دَقّاق و عبدالرحمان سُلَمی و امام فخر سنجری ملاقات کرد (صریفینی ، ص ٤٨٣). وی ادبیات را از ابوعلی فَنجکِردی (پنجکردی ) و فقه را در مرو از ابوبکر قفّال و در نیشابور از ابوسهل صُعلوکی و در بغداد از ابوحامد اسفراینی و در بوشنج از ابوسعید یحیی بن منصور فقیه و دیگران آموخت و از احمدبن محمدبن صلب و عبدالواحدبن محمدبن مهدی و دیگران حدیث شنید (سُبکی ، ج ٥، ص ١١٧؛ صفدی ، ج ١٨، ص ٢٥٢ـ٢٥٣؛ ابن جوزی ، ج ١٦، ص ٢٥٦؛ ابن شاکر کتبی ، ج ٢، ص ٢٩٥؛ ابن تغری بردی ، ج ٥، ص ٩٩؛ سمعانی ، ج ٢، ص ٤٤٨). ابوالقاسم زوزنی ، ابن سوره و ابن الوقت از شاگردان او بوده اند و بخاری در صحیح خود از او روایت کرده است (سمعانی ، همانجا).
نسبت «داودی »، چنانچه سمعانی (همانجا) تصریح کرده ، معرّف پیروی او از مذهب فقهی ظاهری است . بوشنجی به زهد و تقوا موصوف بود و در اواخر عمر به زادگاه خود بازگشت و به تدریس و تألیف و افتا مشغول شد و مجلس نقل حدیث تشکیل داد. بزرگِ مشایخ خراسان بود. او در شوال ٤٦٧ درگذشت (صفدی ؛ سمعانی ، همانجاها؛ سبکی ، ج ٥، ص ١١٩؛ ابن شاکر کتبی ، ج ٢، ص ٢٩٥ـ٢٩٦). او بهرة وافری از نظم و نثر داشت . نمونه ای از اشعارش را صَفَدی (ج ١٨، ص ٢٥٣)، ابن شاکر کُتُبی (ج ٢، ص ٢٩٦) و سبکی (ج ٥، ص ١١٩ـ١٢٠) نقل کرده اند.
٢) ابوالفتح مختاربن عبدالحمید بوشنجی ، محدّث ، ادیب و مورّخ قرن ششم . وی در بوشنج به دنیا آمد. از جدّ مادری خود عبدالرحمان بن محمد داودی بوشنجی استماع حدیث کرده و به ابوسعد اجازة حدیث داده بود (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٧٥٩). از تألیفات او وفیات الشّیوخ است که در آن تاریخ وفات علما و مشایخ را ذکر کرده است (کحاله ، ج ١٢، ص ٢١١؛ بغدادی ، ج ٢، ستون ٤٢٣؛ یاقوت حموی ، ج ١، ص ٧٥٨). وی در ١٥ رمضان ٥٣٦ در اِشکیذَبان ، قریه ای بین بوشنج و هرات ، درگذشت (یاقوت حموی ، ج ١، ص ٢٨١، ٧٥٩).
٣) محمدبن ابراهیم بن سعید بوشنجی عبدی (٢٠٤ـ٢٩١)، فقیه مالکی ، محدّث ، ادیب و لغوی . او شیخ اهل حدیث زمان خود در نیشابور بود (صفدی ، ج ١، ص ٣٤٢؛ ابن عماد، ج ٢، ص ٢٠٥). برای تحصیل علم به جاهای مختلف سفر کرد و با بزرگان ادب ملاقات و کتابهایی تألیف کرد. ابوعبدالله بخاری ، محمدبن اسحاق صاغائی ، ابوبکر صَبغی بخاری از او روایت کرده اند (ابن عماد، همانجا؛ ذهبی ، ج ٢، ص ٦٥٧ـ٦٥٩).
منابع :
(١) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٨٣/ ١٩٦٣ ) ؛
(٢) ابن جوزی ، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣) ابن شاکر کتبی ، فوات الوفیات ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٤) ابن عماد، شذرات الذّهب فی اخبار من ذهب ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٥) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ١ـ٢، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٥ ـ٦، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٦) محمدبن احمد ذهبی ، کتاب تذکرة الحفاظ ، حیدرآباد دکن ١٣٧٥ـ١٣٧٧ /١٩٥٥ـ ١٩٥٨؛
(٧) عبدالوهاب بن علی سُبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ، چاپ محمود طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(٨) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، چاپ عبدالله عمربارودی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٩) ابراهیم بن محمد صریفینی ، تاریخ نیسابور: المنتخب من السیاق ، قم ١٣٦٢ ش ؛
(١٠) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج ١٨، چاپ أیمن فؤاد سیّد، ویسبادن ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١١) عمررضا کحاله ، معجم المؤلّفین ، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٢) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ داود الهامی /