دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٥٢
بوزجان (بوزگان / پوزگان / پوچکان ) ، شهری قدیمی در خراسان . ویرانه های آن در حدود هجده کیلومتری مشرق شهر تربت جام * ، نزدیک آبادی بِزْگان (یا پَژگان / پوزگان ) امروزی (در پانزده کیلومتری جنوب شرقی شهر تربت جام ) قرار دارد. بوزجان ، که نام آن فارسی است ، ظاهراً از آبادیهای پیش از اسلام در خراسان بر سر یکی از مسیرهای جادة ابریشم بوده است . از گذشتة پیش از اسلام شهر اطلاعی در دست نیست . در دورة خلیفة سوم ، بوزجان به دست سپاهیان اسلام افتاد. در حدود ٢٥٠، ابن خرداذبه (ص ٢٣ـ٢٤) و در حدود ٢٨٢ یعقوبی (ص ٢٧٨)، و در حدود ٢٩٠ ابن رسته (ص ١٧١) زام / جام را به جای بوزجان ، از شهرهای نیشابور ضبط کرده اند و در دوره های بعدی ، بوزجان مرکزِ (قصبة ) منطقة زام ذکر شده است که ظاهراً به لحاظ قرارگرفتن بر سر راه نیشابور ـ هرات اهمیت یافته است . در قرن چهارم ، بوزجان بر سر راه نیشابور ـ هرات واقع بود، و فاصلة نیشابور تا بوزجان چهار مرحله ، و از آنجا تا بوشنج * (پوشنگ ) نیز چهار مرحله و از آنجا تا هرات یک مرحله بود (ابن حوقل ، ص ٤٥٣). فاصلة بوزگان تا مالن ، مرکز باخَرْز * ، نیز به یک مرحله می رسید (اصطخری ، ص ٢٢٣). به نوشتة مؤلف حدودالعالم (تألیف ٣٧٢)، پوژگان در حدود نیشابور با کشت و بَرز بود و از آنجا کرباس صادر می شد (ص ٩١). در حدودالعالم از جام ذکری نشده ، که اهمیت بوزجان را نسبت به شهر جام در اواخر قرن چهارم نشان می دهد. به نوشتة گردیزی (ص ١٧٥) و عتبی (ص ١٨٦ـ ١٨٨) در ٣٩١، در جنگ سرداران سامانی با هم از یک سو، و جنگ آنان با سلطان محمود غزنوی (حک : ٣٨٩ـ٤٢١) از سوی دیگر، اغلب نام بوزگان آمده است . در ٤٩٣ سنجر سلجوقی (حک : ٥١١ ـ٥٥٢) در صحرای بوزجان با حبشیِبن سابق ، از امرای مشهورِ سلجوقیان ، و بَرکیارُق بن ملکشاه جنگ سختی کرد که به قتل حبشی و فرار برکیارق به عراق انجامید (خوافی ، ج ٢، ص ٢١٠). سمعانی (متوفی ٥٠٦) بوزجان را شهر کوچکی از رَساتیق (مناطق روستایی ) نیشابور ضبط کرده است (ج ٢، ص ٣٥٥). از این زمان است که شهر بوزجان مرکزِ (قصبة ) ولایتِ (کورة ) زام به شمار می آید (یاقوت حموی ، ج ٢، ص ٩٠٩). پس از حملة مغول ، در نیمة اول قرن هشتم حمدالله مستوفی بوزجان را پوچکان ، و فاصلة آن را تا نیشابور ٣٨ فرسنگ ضبط کرده ، و افزوده است که از پوچکان جاده ای به قاین و جاده ای به باخرز، و جاده ای هم به سرخس امتداد داشته است (ص ١٧٧) و شهر بوزجان اهمیت خود را بازیافته بود، به طوری که حافظ ابرو (ص ٢٧) می نویسد «بوزجان قصبه ای است و حصاری دارد». ظاهراً بوزجان تا پیش از سدة نهم ، از مراکز علم و ادب و عرفان بوده است . به نوشتة عبدالرحمان جامی ، در بوزجان مدرسه ای بود که ساکنان آن را اولیا می خواندند (ص ٣٦٢). بنابر مطالب احسن التواریخ ، در ٩٣٥ در یورش عبیدالله خان ازبک در موضع جام ( احتمالاً در بوزجان هم ) خلقِ بسیار، خانه و اهل و عیال را گذاشتند و فرار کردند و جمعی کثیر به زخم شکنجه هلاک شدند (روملو، ج ١٢، ص ٢٧٤ـ٢٧٥). ظاهراً به همین سبب ، بوزجان به عنوان یکی از آبادیهای بزرگ جادة نیشابور ـ هرات اهمیت خود را بار دیگر از دست می دهد. از بوزجان در دورة صفویه ، به سبب جنگهای آنان با ازبکان در مشرق ایران ، اطلاع چندانی نداریم . ظاهراً در این دوره بر اثر رویدادهای طبیعی مانند زمین لرزه و حوادث اجتماعی مانند جنگها، اهالی بوزجان به جاهای دیگر از جمله جام (تربت جام ) نقل مکان کرده اند و شهر رو به ویرانی رفته است . در ١٢٩٩، در دورة قاجاریه رکن الدوله در سفرنامة خود دربارة ویرانه های قلعة پوزکان ، در نزدیکی دهکدة نیل آباد (حدود ٢٤ کیلومتری جنوب شرقی تربت جام که راه تربت جام ـ تایباد از هشت کیلومتری مغرب آن می گذرد) که برجی در آن ساخته شده و محل قراول بوده مطالبی درج کرده است . او می افزاید مقبرة شیخ اباذر پوزکانی ( = بوزجانی * ) که یکی از اوتاد بوده در خارج این قلعه است و اهالی دهات اطراف به این مقبره اعتقاد تام دارند (ص ١٠٦). این زیارتگاه امروزه به مقبرة شیخ ابوذر بژگانی معروف است . از جمله مردان بزرگ بوزجان ، ابوالوفای بوزجانی * ، از بزرگترین ریاضیدانها و منجمان مشهور ایران و جهان اسلام ، بوده است .
منابع :
(١) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفیسة ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٤) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک و ممالک ، ترجمة فارسی قرن پنجم / ششم هجری ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٥) ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٤٤: تربت جام ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
عبدالرحمان بن
(٦) احمد جامی ، نفحات الانس ، چاپ محمود عابدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٧) عبدالله بن لطف الله حافظ ابرو، جغرافیای تاریخی خراسان در تاریخ حافظ ابرو ، چاپ غلامرضا ورهرام ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٨) حدود العالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٩) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٠) احمدبن محمد خوافی ، مجمل فصیحی ، چاپ محمود فرخ ، مشهد ١٣٣٩ـ١٣٤١ ش ؛
(١١) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٩: استان نهم ( خراسان )، تهران ١٣٢٩ ش ، حسن روملو، احسن التواریخ ، چاپ عبدالحسین نوائی ، ج ١٢، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٢) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، چاپ عبدالرحمان بن یحیی معلمی یمانی ، حیدرآباد دکن ١٣٨٣/١٩٦٣؛
(١٣) محمدبن عبدالجبار عتبی ، ترجمة تاریخ یمینی ، از ناصح بن ظفر جرفادقانی ، چاپ جعفر شعار، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٤) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، زین الاخبار ، چاپ عبدالحی حبیبی ، چاپ افست تهران ١٣٤٧ ش ؛
(١٥) محمدعلی منشی ، سفرنامه رکن الدوله به سرخس ، چاپ محمد گلبن ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٦) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(١٧) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦١.
/ خسرو خسروی /