دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠
باباخانِ چاپوشلو (یا: چاپوشی / چاوشلو) ، از یاران و سرداران نادرشاه افشار. در جهانگشای نادری استرآبادی (ص ١٨٨ ـ ١٨٩)، نام او باباخان چاپوشلو ضبط شده و در نسخه های دیگری از این کتاب چاوشلو آمده است (ص ١٨٨، حاشیة ٣). مروی در عالم آرای نادری همه جا باباخان چاپوشی (ج ١، ص ١١٢، ٢٥٤، ٢٧٩ و مواضع دیگر) و گلستانه در مجمل التواریخ یک جا باباخان چاوشلو (ص ١٤٦) و در جای دیگر باباخان چاپوشلو ذکر کرده است (ص ٤٥١). باباخان از ابتدای شهرت نادر در کنار وی بود. طایفه اش شاخه ای از ایل افشار بودند که در منطقة کلات و ابیوردِ خراسان سکونت داشتند و به دستور شاه عباس اول صفوی ، برای جلوگیری از نفوذ و هجوم ازبکان ، از موطن اصلی خود در آذربایجان و همزمان با نیاکانِ نادرشاه ، به صفحات شمال خراسان کوچیده بودند. در جنگ مهماندوست (١١٤٢) که میان سپاهیان نادر و قوای افغان درگرفت باباخان از خود شجاعت و کفایت نشان داد و همراه با عده ای از سرداران نادر مورد عنایت شاه طهماسب دوم صفوی (حک . ١١٣٥ـ١١٤٥) قرار گرفت . بعد از آن نیز در همة جنگهای نادر برای بیرون راندن قوای عثمانی از خاک ایران و نیز سرکوب شورشهای داخلی همراه و کنار وی بود. در جریان تاجگذاری نادر در دشت مغان (١١٤٨) از هواداران به سلطنت رسیدن او بود. پس از جلوس نادر بر تخت سلطنت ، منصب بیگلربیگی هرات ، که در آن زمان از سمتهای مهم بود، به او سپرده شد. در لشکرکشی رضاقلی میرزا ولیعهد به قندهار (١١٤٩) و سپس به هند (١١٥٠) وی را همراهی کرد. وی پس از نبرد پیروزمندانه با سپاهیان ابوالفضل خان ازبک ، در بخارا، که سر به شورش برداشته بود، درحالی که به درون قلعة شلاوک (یا: شلدوک رجوع کنید به استرآبادی ، ص ٢٩٥، یا: شلوک رجوع کنید به مروی ، ج ٢، ص ٥٩٧ و مواضع دیگر) چشم دوخته بود گلوله ای به دهانش اصابت کرد و کشته شد (١١٥٠) و او را در مشهد به خاک سپردند (همان ، ج ٢ ، ص ٥٩٩).
منابع :
(١) محمد مهدی بن محمد نصیر استرآبادی ، جهانگشای نادری ، چاپ عبدالله انوار، تهران ١٣٤١ ش ؛
(٢) ابوالحسن بن محمد امین گلستانه ، مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
محمد کاظم مروی ، عالم آرای نادری ، چاپ محمد امین ریاحی ، تهران ١٣٦٤ ش .
/ رضا شعبانی /