دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩٨٣
بنی قُریظه ، قبیلة یهودی ساکن مدینه (یَثْرِب ) تا نخستین سالهای هجرت ، نام یکی از غزوه های پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم . دربارة منشأ آنان و مهاجرتشان به این شهر گزارشهای متفاوتی وجود دارد. براساس برخی روایات شفاهی یهود، بنی قریظه از اعقاب هارون برادر حضرت موسی علیه السّلام به شمار می روند که پیش از رویداد سیل عَرِم که به مهاجرت قبایل عربِاَوْس و خَزْرَجْ به یثرب انجامید، در آنجا سکونت گزیده بودند (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢٢، ص ١٠٧؛ مقدسی ، ج ٤، ص ١٢٩ـ ١٣٠؛ یاقوت حموی ، ج ٥، ص ٨٤؛ نیز رجوع کنید به یهود * ). بنابر چنین روایاتی ، به دنبال جنگ رومیان با یهود (٧٠ میلادی )، بنی قریظه به حجاز گریخته و در مَهزور از نواحی یثرب ساکن شده بودند (ابوالفرج اصفهانی ، ج ٢٢، ص ١٠٨ـ ١٠٩). در مقابل ، برخی منابع ، بنی قریظه را از طایفة جُذام * سکنة فلسطین می دانند که در عهد عادیابن سموئل (شموئل ؛
حک : ح ١٠٧٥ـ ١٠٤٥ ق م ) به دین یهود گرویدند (یعقوبی ، ج ١، ص ٤٠٨).
بنی قریظه در کنار دیگر قبایل یهود توانستند اداره و حکومت شهر را به دست گیرند. فرمانروای آنان القیطوان یا فطیون خراجگزار مرزبان ایرانی الزاره (در بحرین ) بود (یاقوت حموی ، ج ٥، ص ٨٣، ٨٥). شکست دولت یهودی یمن از پادشاه مسیحی حبشه که تحت حمایت روم بود (سال ٥٢٥ میلادی )، قدرت یهودیان را در مدینه کاهش داد. سرانجام ، در جنگ قبیلة خزرج با یهودیان ، فرمانروای یهود به قتل رسید و اعراب ادارة شهر را به دست گرفتند (مقدسی ، ج ٤، ص ١٣٠). سلطة قبایل عرب بر مدینه موجب شد که بسیاری از یهودیان مدینه را ترک کنند. در دوران نزدیک به ظهور اسلام ، قبایل یهود در بیرون شهر در دژها و قلاع خود می زیستند. بنی قریظه ، که در این زمان به لحاظ جمعیت و نفوذ از دو قبیلة دیگر یعنی بنی نَضیر * و بنی قَینُقاع * مقتدرتر بودند، در جنوب شرقی مدینه سکونت داشتند و عمدتاً کشاورزی می کردند. تنها گزارش مستقل دربارة بنی قریظه راجع به جنگ مسلمانان با آنان درسال پنجم هجری است .سایر گزارشهای احوال آنان مربوط به تاریخ اوس و خزرج ، دوقبیلة عرب مدینه ،وعمدتاًمربوط به دوران نزدیک به ظهوراسلام است .
غزوة بنی قریظه در اواخر ذیقعده و اوایل ذیحجة سال پنجم هجری ، آخرین جنگ مسلمانان با یهود مدینه بود. حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم در همان روز پراکنده شدن دشمنان در جنگ خندق به جنگ بنی قریظه رفت . علت جنگ ، پیمان شکنی بنی قریظه و خیانت آنان به مسلمانان از طریق همکاری با گروههای شرکت کننده (احزاب ) در جنگ خندق بود. مسلمانان قلاع و مساکن بنی قریظه را محاصره کردند. مدت محاصره بین ١٥ تا ٢٥ روز گزارش شده است . بنی قریظه خود پیشنهاد دادند که با همان شرایط بنی نضیر تسلیم شوند. بنی نضیر از اموال و دارایی خود چشم پوشیده و مدینه را ترک کرده بودند. ولی حضرت رسول صلّی اللّه علیه وآله وسلّم جز این که به حکم او گردن نهند، هر پیشنهادی را رد کرد (واقدی ، ج ٢، ص ٥٠١). حضرت رسول اکرم حکمیت را به سَعدبن مُعاذ، رئیس قبیلة بنی عبد اَشْهَل از اشراف اوس ، واگذار نمود. بنی قریظه نیز حکمیت سعدبن معاذ را پذیرفتند، زیرا اوس قبل از اسلام متحد ایشان بود. سعد حکم به قتل مردان قبیله ، اسارت زنان و کودکان و ضبط اموالشان داد. حضرت رسول این حکم را مطابق خواست پروردگار دانست . آیات ٥٦ تا ٥٨ سورة انفال و ٢٦ و ٢٧ سورة احزاب راجع به جنگ بنی قریظه است (طبری ، سلسلة اول ، ص ١٤٩٣؛
ابن هشام ، ج ٣، ص ٢٦٥ـ٢٦٦؛
ابن سعد، ج ٢، ص ٧٥). مردان بنی قریظه و پسران بالغشان ، که تعداد آنان بین ششصد تا هشتصد نفر گزارش شده است ، به قتل رسیدند. یک زن قریظی نیز، که یک مسلمان را کشته بود، به قتل رسید. یکی از مردان قبیله به نام رفاعة بن سِموال به وساطت سَلمی ' دختر قیس ، از خاله های رسول اکرم بخشیده و جوانی نابالغ به نام عطیة قُرظی آزاد شد. این دو مسلمان شدند و نامشان در ردیف صحابه آمده است (طبری ، سلسلة اول ، ص ١٤٩٧، ١٥٠٠؛
ابن هشام ، ج ٣، ص ٢٦٣ـ٢٦٤).
اموال بنی قریظه بین مسلمانان تقسیم شد. برای اولین بار، سهم سوار و پیاده مشخص گردید؛
به سوار دو سهم و به پیاده یک سهم تعلق گرفت . از فهرست اموال ، بخصوص فهرست سلاح ، که منابع ذکر کرده اند، بر می آید که مقدار غنایم به دست آمده از بنی قریظه زیاد بوده است . احتمالاً همین امر شیوة جدید تقسیم غنایم را ممکن ساخت .
از مجموع گزارشها می توان نتیجه گیری کرد که مسلمانان به دلیل تجربه های گذشته که از اخراج بنی قینقاع و بنی نضیر داشتند، دیگر به خروج بنی قریظه از مدینه رضایت نمی دادند، زیرا آنان نیز در صورت خروج از شهر مانند بنی نضیر به مخالفان مسلمانان در مکه و یهودیان بیرون مدینه می پیوستند. به هر روی ، بیان قرآن (احزاب : ٢٦ـ٢٧) حکایت از تأیید و اجرای حکم یادشده دارد (رجوع کنید به قطب ، ج ٦، ص ٥٦٩). از سوی دیگر، این حُکم با شریعت یهود نیز هماهنگ دانسته شده (رجوع کنید به حسنی ، ص ٥١٩ ـ ٥٢١) و از نظر خود آنان کیفری شرعی تلقی گردیده است (ابوزهره ، ج ٢، ص ٦٧١ـ٦٧٢). با وجود این ، برخی مؤلفان (رجوع کنید به شهیدی ، ص ٧٣ـ٧٥) با ذکر شواهد و قراینی ، نسبت به روایات فوق و نحوة برخورد یادشده با بنی قریظه مناقشه کرده اند. پس از غزوة بنی قریظه ، جامعة یهود مدینه کاملاً از هم پاشید.
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن سعد، الطبقات الکبری ، بیروت ١٣٧٦/١٩٥٧؛
(٣) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره ( بی تا. ) ؛
(٤) علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٥) محمد ابوزهره ، خاتم پیامبران ، ترجمة حسین صابری ، مشهد ١٣٧٣ ش ؛
(٦) هاشم معروف حسینی ، سیرة المصطفی ، بیروت ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٧) جعفر شهیدی ، تاریخ تحلیلی اسلام تا پایان امویان ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٨) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٩ـ١٨٩٦، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٩) سید قطب ، فی ظلال القرآن ، بیروت ١٣٨٦/١٩٦٧؛
(١٠) مطهربن طاهر مقدسی ، کتاب البدء و التاریخ ، پاریس ١٨٩٩ـ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٩٦٢؛
(١١) محمدبن عمر واقدی ، کتاب المغازی للواقدی ، چاپ مارسدن جونز، لندن ١٩٦٦؛
(١٢) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٣) احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ الیعقوبی ، بیروت ١٣٧٩/١٩٦٠.
/ آذر آهنچی /