دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩٧٦
بنی حَنْظَله ، قبیله ای بزرگ از دودمان حنظلة بن مالک بن زید مناة بن تمیم در جزیرة العرب . نسب آنان به الیاس بن مُضَر از نسل مَعَدّبن عدنان می رسد (ابن کلبی ، ص ١٩٣؛ شباب ، ج ١، ص ٩١؛ قس سمعانی ، ج ٤، ص ٢٨٤، که اشتباهاً بنی حنظله از قبایل غطفان به شمار آمده است ؛ یاقوت حموی ، ١٩٦٥، ج ٢، ص ٣٤٨). حنظله از رؤسای بزرگ عرب بود (ابن حبیب ، ص ٢٣٤) که پس از عمّ خود سعد، به ریاست بنی تمیم رسید و فرزندان او، کثرت جمعیت و قدرت قبیله ای و توانایی در شعر به دست آوردند، به طوری که بسیاری از ایام العرب با نام آنان پیوند یافته است (همان ، ص ٢٤٧؛ یعقوبی ، ج ١، ص ٢٢٩). تیره هایی که از این قبیله برخاستند عبارت اند از: بَراجم ، شامل پنج خانوار، که در عصر اسلامی بزرگانی از میان آنها پدید آمدند؛ بنی یَربوع بن حنظله و بنی دارم بن مالک بن حنظله ، که افرادی نام آور داشته اند (ابن حزم ، ص ٢٢٢ـ٢٢٣؛ ابن سعید مغربی ، ص ٤٤٧ـ ٤٤٨؛ برای آگاهی از سلسلة نسب فرزندان حنظله رجوع کنید به ابن کلبی ، ص ١٩٣، ٢٢٨).
بنی حنظله در سرزمینی وسیع در عربستان مرکزی (نجد) که از یمامه (اکنون عارض ) تا هَجَر (اکنون احساء)، بصره و کوفه گسترش داشته ، سکونت و عموماً زندگی بادیه نشینی داشته اند (ابن سعید مغربی ، ص ٤٤٨؛ یاقوت حموی ، ١٩٦٥، ج ١، ص ٣٢٢، ٧٨٩، ج ٢، ص ٦٣، ج ٣، ص ٨٨؛ ابن اثیر، ج ١، ص ٦٠٤؛ نیز رجوع کنید به حمزه ، ص ١٤٠). از جمله محلهای سکونت بنی حنظله عبارت بوده است از: حَزن (اکنون صَلب ، در شرق نجد)، صَمّان ، دَهناء و رَقْمتان که از بهترین مناطق حاصلخیز بودند (اصفهانی ، ص ١٠٢ و پانویس ، ص ٢٩٦؛ یاقوت حموی ، ١٩٦٥، ج ٢، ص ٨٠١، ج ٤، ص ١٠١٩). در منابع از آبگیرهای فراوانی نیز یاد شده که پیرامون آنها گروههایی از بنی حنظله مسکن داشته اند (برای مثال رجوع کنید به اصفهانی ، ص ٥٨ ـ ٥٩، ٢٦٨؛
بکری ، ج ١، ص ١٣٣، ٢٠٧ و جاهای دیگر). به همین سبب ، گاه جنگهایی ، مانند نبرد زُوَیرین با بکر * بن وائل ، برسر آب رخ می داد (رجوع کنید به ابن اثیر، همانجا). پس از فتوحات اسلامی ، دسته هایی از بنی حنظله در شهرهای مجاور و تازه تأسیس کوفه و بصره ، و پیرامونشان و بتدریج در شهرهای شرقی ، از جمله در استخر فارس و اصفهان و خراسان (ابن حزم ، ص ٢٢٣؛
ابن کلبی ، ص ٢١٠، ٢٢١، ٢٢٥، ٢٢٨؛
ابن درید، ص ٢٢٤ـ٢٣٠؛
شباب ، ج ١، ص ٩٢؛
بکری ، ج ٢، ص ٣٨٦) پراکنده شدند.
بنی حنظله به لحاظ بادیه نشینی و خوی جنگ آوری و ماجراجویی در مناطق مجاور دست به حمله و تجاوز می زدند (رجوع کنید به ابن حبیب ، همانجا؛
ثعالبی ، ١٣٨٤، ص ١٦٠). نخستین گزارش در این باره به دوران شاپور ذوالاکتاف (٣١٠ یا ٣٠٩ـ٣٧٩ میلادی ) بازمی گردد. وی پس از سرکوب قبایل متجاوز عرب و اسکان آنان در شهرهای دور و نزدیک ، دسته هایی از بنی حنظله را در نواحی اهواز جای داد (طبری ، ج ٢، ص ٥٧؛
قس ثعالبی ، ١٩٦٣، ص ٥٢٩، در تَوَّج از کوره های فارس ). بعدها قلمرو ملوک حیره در عراق ، که سد حایل ساسانیان در برابر تجاوز قبایل عرب به شمار می آمد، دچار تاخت وتاز مکرر بنی حنظله (تیرة بنی یربوع ) شد. ازینرو طی مصالحه ای ، منصب «ردافه » که به منزلة وزارت و جانشینی شاه بود به بنی یربوع واگذار شد و به موجب آن ، یک چهارم غنایم جنگی (مِرباع ) به آنان تعلق گرفت . این منصب به ارث میان آنان می گشت و تلاش منذربن ماءالسماء در نیمة اول قرن ششم میلادی برای بازپس گیری این منصب به شکست انجامید (رجوع کنید به ابن قتیبه ، ١٩٦٠، ص ٦٥١؛
ابن درید، ص ٢٢٤، ٢٣٧؛
ابن اثیر، ج ١، ص ٦٤٩).
مقارن ٥٧٠ میلادی ، در زمان عمرو، پسر و جانشین منذر (حک : ٥٥٤ ـ ٥٦٨ یا ٥٧٠ میلادی ) «یوم اُواره » به ظهور پیوست . وی به انتقام قتل برادر خویش ، که در میان بنی حنظله (تیرة بنی دارم ) به سر می برد، حدود صد تن از آنان را سوزاند (ابن کلبی ، ص ٢٠٠؛
ابن قتیبه ، ١٩٦٠، ص ٦٤٨؛
بلاذری ، ج ٣، ص ٣٠٥؛
بکری ، ج ١، ص ٢٠٧).
بنی حنظله ، سه بار با بنی عامربن صعصعه جنگیدند؛
در «یوم رَحْرحَان »، یک سال پس از آن در «یوم جَبَلَه » و بار سوم در نبرد ذی نَجب ، که تنها در این نبرد پیروز شدند (ابن هشام ، ج ١، ص ٢١٣؛
بکری ، ج ٢، ص ٣٦٥ـ٣٦٦؛
رجوع کنید به ابن عبدربه ، ج ٥، ص ١١٩ـ١٢١، ١٣٩ـ١٤٠؛
قس ابن کلبی ، ص ١٩٨).
گویا نعمان بن منذر، پادشاه حیره (حک :٥٨٠ یا٥٨١ـ٦٠٢ میلادی ) چندی بعد با لشکرکشی برسر بنی حنظله (تیرة بنی یربوع ) کوشید تا امتیاز ذلت بار ردافه را الغا کند (یوم طِخفه )، اما او نیز موفق نشد (ابن درید، ص ٢٢٤؛
بکری ، ج ٣، ص ٨٨٨؛
ابن اثیر، همانجا) و آنان تا ظهور اسلام عهده دار این منصب بودند (ابن ابی الحدید، ج ١٥، ص ١٣٠). در سال ولادت پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، کاروان هدایای امیر یمن برای خسرو انوشیروان در سرزمین بنی حنظله (تیرة بنی یربوع ) به غارت رفت . پادشاه ساسانی ، امیر بحرین را مأمور دفع آنان کرد، و او بنی حنظله را از هَجَر به کُلاب ، میان بصره و کوفه ، کوچاند (طبری ، ج ٢، ص ١٦٩ـ١٧٠؛
بکری ، ج ٤، ص ١١٣٢ـ١١٣٣؛
قس ابن درید، ص ٢٢٦). با این حال ، در همین ایام بنی حنظله (تیرة بنی دارم )، مناسبات دوستانه ای با انوشیروان و دربار ساسانی داشتند که از این میان ، تلاش حاجب بن زراره ، بزرگ قبیلة بنی حنظله ، برای کسب اجازة رفت و آمد در خاک ایران برای تحصیل آذوقه شایان ذکر است (ابن ابی الحدید، ج ١٥، ص ١٢٨؛
ابن سعید مغربی ، ص ٤٥٠،٤٥٤ـ ٤٥٥). ازینرو این دودمان به دلیل آمیزش و ارتباط ، به آیین زردشتی گرویده بودند و از میان عرب ، تنها آنان به پرستش آتش می پرداختند (ابن سعید مغربی ، ص ٤٤٩). این امر شاید تا حدی موجب کاهش نگرانی دولت ساسانی از دست اندازی قبایل عرب بر قلمرو ساسانی و، در نتیجه ، کم توجهی نسبت به نقش دولت دست نشاندة حیره شده باشد؛
خاصه که بنی دارم در میان بنی حنظله و احتمالاً قاطبة دودمان مُضر جایگاه ویژه ای داشته است (رجوع کنید به ابن ابی الحدید، ج ١٥، ص ١٢٨).
قبل از اسلام ، برای نخستین بار، دومنصب مهم سرپرستی موسم حج و داوری عکاظ به تمیم رسید. حنظلة بن مالک پس از عموی خود سعد، و بعد از او افراد دیگری از این قبیله عهده دار هر دو منصب بودند (ابن حبیب ، ص ١٨٢ـ١٨٣). از میان تیره های بنی حنظله ، بنی یربوع ، چون قریش ، از قبایل حُمْس به شمار می رفت که تا پیش از اسلام ، آداب ویژه ای را در اعمال و مناسک حج رعایت می کردند (همان ، ص ١٧٨).
به نظر می آید که نخستین گرایش بنی حنظله به اسلام ، در سال چهارم بعثت پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم و به همت اکْثَم بن صَیْفی صورت گرفته باشد (ابن جوزی ، ج ٢، ص ٣٧١ـ ٣٧٢). در جنگ بدر (در سال دوم هجرت ) افرادی از بنی حنظله حضور داشتند (ابن کلبی ، ص ٢١٧ـ ٢١٨). پیامبر صلّی اللّه علیه و آله وسلّم به اَقرع بن حابس (از بنی دارم ) که در جاهلیت مقامی بزرگ داشت ، سهمی از غنایم حُنَین داد و او را به اسلام دعوت کرد. وی در فتح مکه ، حنین و طائف ، رسول اکرم را همراهی کرد (ابن کلبی ، ص ٢٠٢؛
ابن هشام ، ج ٤، ص ١٣٨ـ١٣٩، ٢٠٧). جز افرادی که جداگانه به حضور پیامبر اکرم می رسیدند و مسلمان می شدند (ابن کلبی ، ص ٢٠ـ٢٠٤، ٢١٢)، در سال نهم هجرت هیئتی بزرگ از سران بنی حنظله از جمله عُطاردبن حاجب و اقرع بن حابس در مسجد مدینه به حضور پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم رسیدند و به اسلام گرویدند (همان ، ص ١٩٨؛
ابن هشام ، ج ٤، ص ٢٠٦ـ٢١٣).
در سال دهم ، پیامبر اکرم با فرستادن مأمورانی برای جمع آوری زکات به شهرها و قبایل ، مالک بن نویره یربوعی را عامل خویش در میان بنی حنظله قرار داد (ابن هشام ، ج ٤، ص ٢٤٧؛
طبری ، ج ٣، ص ١٤٧؛
قس بلاذری ، ج ١، ص ٥٣٠: اقرع بن حابس را مأمور زکات بنی دارم و مالک بن نویره را مأمور زکات بنی یربوع کرد). کمی پس از وفات پیامبر اکرم در سال یازدهم ، سَجاح در میان بنی حنظله (تیرة بنی یربوع ) به ادعای پیامبری برخاست و جمعی از آنان که اسلام را با تأخیر و تردید پذیرفته بودند به گرد او جمع شدند و از پرداخت زکات امتناع کردند (طبری ، ج ٣، ص ٢٦٧ـ٢٦٨، ٢٧٦ـ٢٧٧؛
ابن جوزی ، همانجا؛
ابن قتیبه ، ١٩٦٠، ص ٤٠٥). در نبرد بُطاح که برای فرونشاندن این فتنه (ردّه ) صورت گرفت ، مالک بن نویره در اقدامی خودسرانه به دست خالدبن ولید کشته شد (ابن کلبی ، ص ٢١٩،٢٢١؛
طبری ، ج ٣، ص ٢٦٨ـ٢٧٠؛
ابن اعثم کوفی ، ج ١، ص ١٨ـ١٩). از سال سیزدهم به بعد، در جریان فتوحات اسلامی در ایران ، دسته هایی از بنی حنظله در سپاه اسلام حضور داشتند (طبری ، ج ٣، ص ٤٦٤؛
ابن کلبی ، ص ٢١٥ـ٢١٦). در جنگ جمل (٣٦) بسیاری از بنی حنظله به تحریک طلحه و زبیر به سپاه عایشه پیوستند. اما از این میان بنی یربوع همگی بر طاعت علی علیه السلام وفادار ماندند (ابن اعثم کوفی ، ج ٢، ص ٤٨٨؛
ابن ابی الحدید، ج ٩، ص ٣٢٠؛
نصربن مزاحم ، ص ٢٠٥). لیکن در پی جنگ نهروان ، برخی از بنی حنظله از فرمان علی علیه السلام بیرون رفتند و رهبری گروهی از خوارج را به دست گرفتند که از این گروه می توان از عُروة بن اُدَیّه (متوفی ح ٥٨) که در صفین با شعار «تحکیم » از فرمان حضرت علی خارج شد و برادرش مَرداس (متوفی ٦١) و همچنین شَبَث بن رِبْعی نام برد (ابن کلبی ، ص ٢١٧، ٢٢٥ـ٢٢٦؛
ابن درید، ص ٢١٩؛
ابن حزم ، ص ٢٢٣، ٢٢٥). همچنین به گفته فؤاد حمزه (ص ١٤٠) نسب محمدبن عبدالوهاب ، مؤسس وهابیت به بنی حنظله می رسد.
از بنی حنظله چهره هایی نام آور در شعر و ادب برخاستند که از آن میان می توان از جَریر از تیرة بنی یربوع (ابن کلبی ، ص ٢٢٣؛
ابن قتیبه ، ١٩٠٢، ص ٢٨٣)، فَرَزْدَق و مسکین دارمی از بنی دارم (ابن کلبی ، ص ٢٠٠، ٢٠٢؛
ابن قتیبه ، ١٩٠٢، ص ٤٨، ٢٨٩، ٣٤٧) یاد کرد. افزون بر این ، سُکَّری (متوفی ٢٧٥) راویة اشعار عرب اشعار بنی یربوع را گردآورده بوده است (یاقوت حموی ، ١٩٩٣، ج ٢، ص ٨٥٦). ابن سعید مغربی (ص ٤٥٦ـ٤٥٧، ٤٥٩، ٤٦١) از چند تن از شاعران حماسه سرا در میان بنی حنظله یاد کرده است . پس از اسلام نیز این سنت ادبی ادامه یافت و هیئتی از بنی حنظله که در سال نهم در مسجد مدینه به حضور پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم رسیدند، با یاران آن حضرت مجلس مفاخرة ادبی تشکیل دادند (ابن هشام ، ج ٤، ص ٢٠٧ـ٢١٣).
منابع :
(١) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٩٩ـ١٤٠٢/ ١٩٧٩ـ١٩٨٢؛
(٣) ابن اعثم کوفی ، الفتوح ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤١١/ ١٩٩١؛
(٤) ابن جوزی ، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٥) ابن حبیب ، کتاب المحبّر ، چاپ ایلزه لیختن شتیتر، حیدرآباد دکن ١٣٦١/١٩٤٢؛
(٦) ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٧) ابن دُرَید، الاشتقاق ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، مصر ١٣٧٨/١٩٥٨؛
(٨) ابن سعید مغربی ، نشوة الطرب فی تاریخ جاهلیة العرب ، عمان ١٩٨٢؛
(٩) ابن عبدربه ، العقد الفرید ، چاپ علی شیری ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(١٠) ابن قتیبه ، کتاب الشعر والشعراء ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٠٢؛
(١١) همو، المعارف ، چاپ ثروت عکاشه ، قاهره ١٩٦٠؛
(١٢) ابن کلبی ، جمهرة النسب ، چاپ ناجی حسن ، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٦؛
(١٣) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٤) حسن بن عبدالله اصفهانی ، بلاد العرب ، چاپ حمد جاسر و صالح علی ، ریاض ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(١٥) عبدالله بن عبدالعزیز بکری ، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد و المواضع ، چاپ مصطفی سقّا، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٦) احمدبن یحیی بلاذری ، انساب الاشراف ، ج ١، چاپ محمد حمیدالله ، مصر ١٩٥٩، ج ٣، چاپ عبدالعزیز دوری ، بیروت ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(١٧) عبدالملک بن محمد ثعالبی ، تاریخ غرر السیر: المعروف بکتاب غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم ، چاپ زوتنبرگ ، پاریس ١٩٠٠، چاپ افست تهران ١٩٦٣؛
(١٨) همو، ثمار القلوب ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٨٤/١٩٦٥؛
(١٩) فؤاد حمزه ، قلب جزیرة العرب ، ریاض ١٣٨٨/١٩٦٨؛
(٢٠) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، ج ٤، چاپ عبدالرحمان بن یحیی معلمی یمانی ، حیدرآباد دکن ١٣٨٤/١٩٦٤؛
(٢١) خلیفة بن خیاط شباب ، الطبقات ، چاپ سهیل زکار، دمشق ١٩٦٦ـ ١٩٦٩؛
(٢٢) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الطبری : تاریخ الامم و الملوک ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، بیروت ( ١٣٨٢ـ١٣٨٧/ ١٩٦٢ـ١٩٦٧ ) ؛
(٢٣) نصربن مزاحم ، وقعة صفّین ، چاپ عبدالسلام محمدهارون ، قاهره ١٣٨٢، چاپ افست قم ١٤٠٤؛
(٢٤) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٩٣؛
(٢٥) همو، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٦) احمدبن اسحاق یعقوبی ، تاریخ الیعقوبی ، بیروت ( بی تا. ) .
/ محمدرضا ناجی /