دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩٣٢
بَنومنجّم ، لقب خاندانی اهل علم ، فرزندان و نوادگان ابوعلی یحیی بن ابی منصور، از ایرانیان قرن دوم و سوم که بویژه در دربار خلفای عباسی جایگاه والایی داشتند.
قِفطی (ص ٥٣) لقب بنومنجم را برای فرزندان موسی بن شاکر (بنوموسی * ) نیز به کار برده ، اما یکی از نوادگان یحیی بن ابی منصور نَسَب خانوادگی خود را با لقب «بنومنجم » گردآورده است (رجوع کنید به ادامة مقاله ). با استناد به بیتی از صاحب بن عَبّاد (متوفی ٣٨٥) که ابن خَلَّکان (ج ٣، ص ٣٧٥) آن را ذکر کرده ، می توان نتیجه گرفت که دست کم در اواخر قرن چهارم ، «بنومنجّم » برای خاندان یحیی بن ابی منصور، لقبی آشنا بوده است . عمده اشتهار بنومنجم به سبب پژوهشهای نجومی ابوعلی یحیی بن ابی منصور، بزرگ این خاندان ، در دربار مأمون (حک : ١٩٨ـ ٢١٨) است ، اما آنها در موسیقی و شعر و ادب نیز صاحب نظر بوده اند. مهمترین افراد این خاندان عبارت اند از:
١) ابوعلی یحیی بن ابی منصور ، منجم برجستة قرن سوم . او تا پیش از گرویدن به اسلام ، «بِزیست » نام داشته ، و پدرش نیز آبان گُشَسب فیروز/ فیروزان نامیده می شده است . پس از اسلام آوردن ، نام او و پدرش از فارسی (بزیست پسر فیروز) به عربی (یحیی بن منصور) برگردانده شد و بعدها به یحیی بن ابی منصور تغییر یافت (یحیی بن ابی منصور، مقدمة کندی ، ص ١). این آگاهی را مدیون ابن اسفندیار (ج ١، ص ١٣٧) هستیم که از طریق او به انجمن آرای ناصری و آنندراج (هر دو ذیل «بزیست ») راه یافته است . با آنکه ادوارد براون ، تاریخ طبرستان ابن اسفندیار را در ١٣٢٣/ ١٩٠٥ به انگلیسی ترجمه کرد، خاورشناسان و پژوهندگان علوم دورة اسلامی ، برای نمونه پینگری (رجوع کنید به ایرانیکا ، ذیل مادّه )، یحیی را تنها براساس آنچه ابن ندیم (ص ٢٣٦) دربارة او و پدرش نوشته است معرفی کرده اند: «ابومنصور آبان خسیس ( کذا؛ = جُشنَس = جُشْنَسْف = گُشْنَسْب ) بن وریدبن کاد بن مَهابُندادبن خسیس ( کذا ) بن فرخ دادبن استاد ( زیار بن ) مهرخسیس ( کذا ) بن یزدجرد.» بنا به نوشتة پینگری ( ایرانیکا ، همانجا) با توجه به هشت نسل فاصلة این یزدگرد با یحیی ، وی نمی تواند یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانی ، باشد.
یحیی ابتدا منجمِ فضل بن سهل ، وزیر مأمون ، بود و پس از کشته شدن فضل در ٢٠٢، به مأمون نزدیک و منجم مخصوص او شد و به دعوت او اسلام آورد. حضور او در دربار مأمون باعث رونق دانش ستاره شناسی و منشأ پدید آمدن آثار فراوانی در این زمینه شد (رجوع کنید به ادامة مقاله ). روایتهایی نیز از تیزهوشی او در حضور مأمون نقل شده است (رجوع کنید به قفطی ، ص ٤٨٨ـ٤٩٠؛ ابن طاووس ، ص ١٦٤). همچنین یحیی مدتی به سرپرستی امور مالی بیت الحکمه * گمارده شد و در همانجا به آموزگاری بنوموسی پرداخت ( زندگینامة علمی دانشوران ، ذیل «یحیی بن ابی منصور»؛ اولیری ، ص ٢٥٧).
از یحیی با لقبهای «حاسب » (یحیی بن ابی منصور، ص ٧٢، ٢٠٩) و «ابوالفوارس » (حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٨٤٥) نیز یاد کرده اند. از تاریخ دقیق درگذشت او اطلاعی در دست نیست . برخی ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا؛ د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «منجّم ، بنو») وفات او را میان سالهای ٢١٧ تا ٢١٩ دانسته اند، اما کحاله (ج ١٣، ص ٢٣٣) تاریخ وفات او را ٢٣٠ ذکر کرده است . به گفتة ابن ندیم (ص ٢٣٦ـ٢٣٧)، یحیی هنگام سفرِ مأمون به طرسوس ، در حلب درگذشت و در گورستان قریشِ آنجا به خاک سپرده شد. مدفن او را بیزانس ( د.اسلام ، همانجا) نیز ذکر کرده اند. به او چهار پسر به نامهای علی ،
محمد، سعید و حسن نسبت داده اند (ابن ندیم ، ص ٢٣٧)، اما فلایشهامر ( د. اسلام ، همانجا) پسر پنجمی نیز به نام احمد به او نسبت داده است .
پژوهشهای نجومی یحیی را می توان به چند دسته تقسیم کرد. از جمله کوششهای او در رصدهای انجام شده در دو رصدخانه از نخستین رصدخانه های اسلامی ، یکی رصدخانة شماسیة بغداد، دیگری رصدخانة دیرمُران ، در کوههای قاسیون در شمال غربی دمشق است . در دیرمران حبش حاسب به رصد ستارگان می پرداخت و در شماسیه یحیی سرپرست ستاره شناسان بود ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا؛ صاییلی ، ص ٥٦ ـ٦٠). در این دو رصدخانه ، حبش حاسب و یحیی همزمان رصدهایی انجام می داده اند که به سبب یکی بودن هدف ، داده های علمی باقیمانده از آنها به یکدیگر شبیه است (رجوع کنید به زندگینامة علمی
دانشوران ، همانجا). نتایج رصدهای حبش برای بررسی و مطالعة دقیق به بغداد فرستاده می شد (همانجا) و در یکی از همین تبادلهای علمی در سالهای ٢١٢ و ٢١٣ وقتی ستاره شناسان شماسیه مقدار میل کلی را ٢٣ درجه و ٣٣ دقیقه و ٥٢ ثانیه استخراج کردند (بتّانی ، مقدمة نالینو، ص ١٥٧) و ستاره شناسان دیرمران به رقم ٢٣ درجه و ٣٥ دقیقه رسیدند، مأمون نتیجة کار ستاره شناسان شماسیه را رد کرد (ابوریحان بیرونی ، ١٣٥٢ ش ، ص ٦٦). بیرونی (همانجا) علت این اختلاف را تفاوتِ ارتفاع این دو نقطه ، و صاییلی (ص ٥٧) نقص ابزار را نیز از جمله دلایل اشتباه منجمان شماسیه می داند. صاییلی (همانجا) از قول ابن یونس نقل می کند که به گفتة سَنَدبن علی ، «ذاتُالحَلَقِ» یحیی بن ابی منصور که کارایی خوبی نداشت ، بعداز مرگش در بازار کاغذفروشان بغداد به فروش رسید.
یکی دیگر از کارهای علمی یحیی ، سرپرستی گروههای نجومی است که به تعیین طول یک درجه از نصف النهار برای یافتن مقدار محیط کرة زمین پرداختند (برای شرح روش این اندازه گیریها رجوع کنید به نالینو، ص ٣٥١ـ٣٥٧). منجمان زمان مأمون به دو روش این کار را می کردند: در روش اول گروهی شامل مرورودی ، سندبن علی ، عباس بن سعید جوهری و احتمالاً بنوموسی ، با محاسبة مسافتی که باید روی زمین پیموده شود تا ارتفاع ستارة قطبی یک درجه کاهش یا افزایش یابد، این کار را انجام می دادند. در روش دوم ـ که در آن از اصول مثلثاتی استفاده می شد ـ اندازه گیری از فراز کوهی که در کنار دریا یا در دشتی هموار قرار داشته ، با استفاده از اسطرلاب و با محاسبة مقدار میل افق صورت می گرفت . گویا نخستین بار سندبن علی این روش را به کار بسته ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا) و ابوریحان بیرونی در هند آن را دوباره انجام داده و به صحت عمل منجمان مأمون که زیرنظر یحیی کار می کرده اند، پی برده است (ابوریحان بیرونی ، ١٣٧٣ـ ١٣٧٥، ج ٢، ص ٥٣٠ ـ٥٣١؛ نالینو، ص ٣٦٤ـ٣٦٥).
مهمترین دستاوردهای نجومی یحیی و نتایج رصدهای او و گروه زیردستش در شماسیه ، در مهمترین اثر وی ، زیج مُمتَحَن مأمونی (رجوع کنید به ادامة مقاله )، گرد آمده است . مجموعة این رصدها بین دانشمندان پس از وی بسیار شهرت یافت ، از جمله ابوریحان بیرونی در قانون مسعودی (ج ٢، ص ٦٤٠)، مشخصات یک دسته از این رصدها را درج و دربارة آنها اظهارنظر کرده است . ابن یونس در تألیف زیج کبیر حاکمی از آن سود جسته (کندی ، همانجا، ص ١٦) و ثابت بن قُره * نیز بر آن مقدمه ای نوشته که داده های نجومی یحیی را کامل کرده است ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا). نالینو (بتّانی ، مقدمه ، ص ٢١١) با استفاده از آنچه از زیج ممتحن مأمونی باقی مانده و آنچه ابن یونس از رصدهای یحیی در زیج کبیر حاکمی نقل کرده ، نتایج بعضی از کارهای یحیی را ذکر کرده است . براساس نوشتة نالینو، یحیی مقدار میل کلی را ٢٣ درجه و ٣٣ دقیقه و ٥٢ ثانیه تعیین کرد که از مقدار امروزین آن حدود دو دقیقه کمتر است . او همچنین طول متوسط سال خورشیدی را ٣٦٥ روز و ٥ ساعت و ٤٦ دقیقه و ٩ر٢٠ ثانیه اندازه گیری کرد که از طول متوسط امروزین آن (٣٦٥ روز و ٥ ساعت و ٤٨ دقیقه و ٤٦ ثانیه ) حدود دو دقیقه کمتر است . یحیی مقدار سالانة فضل دور (مقدار فزونی مدت سال خورشیدی از یک دورة ٣٦٥ روزه ) را نیز ٨٦ درجه و ٣٥ دقیقه و ١٣ ثانیه و ٤٦ ثالثه (بتّانی ، مقدمة نالینو، همانجا) محاسبه کرد و با استفاده از این رقم به طول متوسط سال خورشیدی دست یافت .
یحیی آثار متعددی داشته است . مهمترین اثر او، زیج ممتحن مأمونی را به نامهای زیج شماسیه ، و زیج مجرب مأمونی نیز معرفی کرده اند (کندی ، ص ٣٨). «ممتَحَن » (آزمایش شده ) عنوان زیجهایی بوده است که براساس رصد مستقلی پدید می آمده اند ( زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا). از این زیج نسخة منحصر به فردی در کتابخانة اسکوریال به شمارة ٩٢٧ وجود دارد (درن بورگ ، ج ٢، قسم ٣، ص ٣٥) که اهل فن بارها آن را بررسی کرده اند. نالینو (بتّانی ، مقدمة نالینو، ص ٢١٠) از آن در تصحیح زیج صابی سود جسته ، وِرنِت در مجموعة > یادنامة میلاس والیکروزا < آن را معرفی و بررسی کرده و سِزگین سرفصلهای آن را براساس اطلاعات مندرج در فهرست کتابهای خطی کتابخانة اسکوریال برشمرده است (ج ٦، ص ١٣٦ـ١٣٧)، کندی نیز (ص ٩٣) ضمن معرفی این کتاب ، خلاصه ای از آن را آورده است . ورنت بخشی از این کتاب را که دربارة تقویم یهودی است در ١٣٣٣ ش / ١٩٥٤ در مجلة سفاراد (ج ١٤) بررسی کرده است . همچنین کندی و همکاران در مقالات جداگانه ای بخشهای مختلف این کتاب را دربارة رؤیت هلال ماه در ١٣٤٦ ش / ١٩٦٧ در > مجله انجمن شرق شناسی امریکا < (ج ٨٧)، جدولهای استخراج کسوف را در ١٣٤٩ ش / ١٩٧٠ در > مجلة نجوم < (ج ١)، و جدولهای تعدیل خورشید را در ١٣٥٦ ش / ١٩٧٧ در > پریسماتا: جشن نامه ویلی هارتنر < بررسی کرده اند. نسخة اسکوریال در ١٣٦٥ ش /١٩٨٦ به کوشش سزگین در فرانکفورت به صورت چاپ عکسی منتشر شد، و در نهایت کونیچ (بخش ٣، ص ٢٨٥) مختصات چند ستاره از ستارگان مندرج در جداول این کتاب را بررسی کرده است . نسخة اسکوریال ، شامل جدولهای مختلفی از کار چند نسل از ستاره شناسان اسلامی چون ابن اعلم ، ابوالوفا بوزجانی و کوشیار گیلانی است که در کنار پژوهشهای یحیی قرار گرفته و به سختی می توان آنها را از هم جدا کرد (رجوع کنید به زندگینامة علمی دانشوران ، همانجا؛ یحیی بن ابی منصور، ص ٣٩، ٧١، ٩٨، ١٠١). یحیی کتابی به نام مقالة فی عمل ارتفاع سُدس ساعة لعرض مدینة السلام داشته که باقی نمانده است (سزگین ، ج ٦، ص ١٣٧). کتاب دیگر یحیی کتاب الرجوع و الهبوط نام داشته (همان ، ج ٥، ص ٢٢٧) و شهمردان رازی (ص ٣١٥) از آن یاد کرده است . کوششهایی که برای به دست آوردن نسخه ای از این کتاب صورت گرفته ، تاکنون به نتیجه نرسیده است ، اما شاید رساله در رجوع و عطیة کواکب از یحیی بن ابی منصور که جلال الدین همائی در حواشی التفهیم (ص ١٦٢) به نسخه ای از آن اشاره کرده ، همین اثر باشد. ابن ابی الصلت (متوفی ٥٢٩) نیز در کتاب العمل بالاُصطُرلاب خود (گ ٢٧ر) از یحیی بن ابی منصور یاد کرده است و حاجی خلیفه (همانجا) و کورکیس عوّاد (ص ١٧٢) رساله ای در اسطرلاب نیز به او نسبت داده اند.
٢) ابوالحسن علی بن یحیی بن ابی منصورالمنجم ، بزرگترین پسر یحیی . لقب منجم از این فرد به بعد، به تمامی افراد این خاندان اطلاق شده است . ذهبی (ج ١٣، ص ٢٨٢) از او با لقب «اخباری » یاد کرده است . او در سال ٢٠٠ ( د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا) به دنیا آمد. همچون پدرش به دربار عباسی راه یافت و ارتباط خود را با آنجا حفظ کرد. یکی از مهمترین کارهای او تأسیس مجموعة فرهنگی «خزانة الحکمة » برای فتح بن خاقان ، از وزرای متوکل ، است که ظاهراً ابومَعشَر * بلخی (متوفی ٢٧٢) نیز در همانجا کارهای نجومی خود را انجام می داده است (همانجا). ابوالحسن به پزشکی ، موسیقی و شعر علاقه داشت و مشوق کارهای علمی بود به طوری که قُسطا * بن لوقا بر اثر تشویقهای او کتاب فی المدخل الی علم الهندسة ، و ثابت بن قره کتاب فی ما سأله ابوالحسن علی بن یحیی المنجم مِن ابواب علم الموسیقی را برای او تألیف کردند (همانجا). ابوالحسن در ٢٧٥ در شهر سامرا درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد (ابن خلّکان ، ج ٣، ص ٣٧٤؛ ابن تغری بردی ، ج ٣، ص ٧٣). وی چهار پسر به نامهای ابوعیسی احمد، ابواحمد یحیی ، ابوالقاسم عبدالله ، و ابوعبدالله هارون داشت ( د. اسلام ، همانجا).
آثار ابوالحسن علی عبارت است از: اخبار اسحاق * بن ابراهیم موصلی ؛ کتاب الطبیخ ؛ الشعراء القدماء و الاسلامیین (کحاله ، ج ٧، ص ٢٦٢؛ ابن خلّکان ، همانجا) که مهمترین اثر او و دربارة سبکهای شعر عربی بوده است ( د.اسلام ، همانجا). ابوالحسن شعر نیز می سرود و ابن خلّکان (همانجا) چند بیت از اشعار او را آورده است . چند بیتی نیز به مناسبتِاِعمال کبیسه در تقویم در زمان خلیفه متوکل (٢٣٢ـ٢٤٧) سروده که ابوریحان بیرونی آن را در آثارالباقیه (ص ٣٣) نقل کرده است . یک بیت از این اشعار را نیز مقریزی (ج ١، ص ٢٧٥) آورده است .
٣) ابواحمد یحیی بن علی بن یحیی بن ابی منصور المنجم الندیم ، یکی از چهار فرزند ابوالحسن علی . در ٢٤١ به دنیا آمد (کحاله ، ج ١٣، ص ٢١٥). عمدة شهرت او به سبب پرداختن به ادبیات و موسیقی است . او در دربار معتضد (حک : ٢٧٩ـ ٢٨٩) و مُکتَفی (حک : ٢٨٩ـ ٢٩٥) احترام و منزلت بسیار داشته و مقریزی ، ماجرای رایزنی معتضد را با او راجع به اصلاح تقویم در زمان متوکل آورده است (ج ١، ص ٢٧٤). ابواحمد نخستین فرد از خانوادة بنومنجم است که هم کتاب کاملی از وی باقی مانده و هم اطلاعات کافی از زندگی وی در دست است . وی پیرو عقاید معتزلی بوده و مجلس بحث و گفتگویی را در مسائل کلامی اداره می کرده است ( د.اسلام ، همانجا). ابیات او در رثای ثابت بن قره ، از جمله مشهورترین اشعار اوست (رجوع کنید به قفطی ، ص ١٦٩ـ١٧٠؛ طوقان ، ص ٢٠٥). پژوهشهای وی در موسیقی ، نشان می دهد که در این کار مهارت داشته و از جمله نظریه پردازان موسیقی بوده ، به طوری که ثابت بن قره در باب موسیقی با وی مشورت می کرده است ( د. اسلام ، چاپ اول ، ذیل «یحیی بن علی »). ابواحمد در ربیع الاول ٣٠٠ درگذشت (ذهبی ، ج ١٣، ص ٤٠٥؛ ابن اثیر، ج ٨ ، ص ٧٥).
آثار او عبارت است از: الباهر فی اخبار شعراء مُخَضْرَمی الدولتین ، زندگینامة شعرای مخضرمی که در دورة انتقال حکومت اسلامی از امویان به عباسیان می زیسته اند ( د.اسلام ، چاپ دوم ، همانجا). وی موفق به اتمام این کتاب نشد و پسرش ابوالحسن آن را به پایان رساند (ابن ندیم ، ص ٢٣٧ـ ٢٣٨). از این کتاب ، جز قسمتهایی که ابوالفرج اصفهانی نقل کرده (رجوع کنید به ج ١، ص ٧ـ٩؛ د. اسلام ، همانجا)، چیز دیگری در دست نیست . کتاب دیگر او، رسالة إلی قُسطابن لوقا و حنین بن اسحاق ، مجادلات او با قسطابن لوقا دربارة مذهب بوده که آن نیز باقی نمانده است ( د.اسلام ، همانجا؛ بروکلمان ، > ذیل < ، ج ١، ص ٢٢٥). مهمترین کتاب او رسالة فی الموسیقی است که به کوشش یوسف شوقی در مصر به چاپ رسیده است . به نوشتة فارمر ( د.اسلام ، چاپ اول ، همانجا) شاید کتاب النغم یا کتاب النغمة منسوب به ابواحمد، همان اثری باشد که نسخه ای از آن در موزة بریتانیا (ش or ٢٣٦١ ) با عنوان رسالة فی الموسیقی محفوظ است . شوقی نیز (ص ٢٥٠ـ٢٦٢) بر یکسانی مطالبی از رسالة فی الموسیقی و آنچه ابوالفرج اصفهانی در الاغانی به نقل از کتاب النغم ابواحمد یحیی آورده ، تأکید کرده است . هرچند فلایشهامر ( د. اسلام ، چاپ دوم ، همانجا) رسالة فی الموسیقی و کتاب النغم را دو اثر مستقل دانسته است ، اما با توجه به توضیحات شوقی (همانجا) به نظر می رسد که این کتاب همان کتاب النغم مورد نظر ابوالفرج اصفهانی باشد. به نوشتة فارمر ( د. اسلام ، چاپ اول ، همانجا) رسالة فی الموسیقی ِ ابواحمد به همراه رسالة فی إجزاء خَبَریة الموسیقی تألیف کندی تنها آثاری هستند که جنبه های گوناگون موسیقیِ قدیم عرب را توضیح می دهند. محمد بهجت الاثری ، رسالة فی الموسیقی ابواحمد را براساس نسخة لندن با نام کتاب النغم لیحیی بن علی بن یحیی المنجم در ١٣٢٩ش / ١٩٥٠ در بغداد، زکریا یوسف آن را بر اساس همان نسخه با نام رسالة ابی المنجم فی الموسیقی در ١٣٤٣ ش / ١٩٦٤ در قاهره (شوقی ، ص ١٠٠٧) و شوقی آن را براساس نسخة موزة بریتانیا و نسخة کتابخانة رضا رامپور در هند (ش ٣٠٩٧) و با تعلیقات و حواشی مفصل ، با نام رسالة ابن المنجم فی الموسیقی و کشف رموز کتاب الاغانی در ١٣٥٥ش / ١٩٦٧ در قاهره به چاپ رسانده اند. شوقی ، عکس هر دو نسخة خطی را نیز در پایان این کتاب آورده است . وی در ویرایش رسالة فی الموسیقی از فصل بندی نسخة کتابخانة رضا رامپور پیروی کرده که عبارت است از: چهار فصل نخست در معرفی کتاب ، تعریف نغمه ، انواع نغمه ، تعریف مجری ' و انواع آن ؛ فصلهای پنجم و هفتم در بررسی آرای ابواسحاق موصلی و نقد عقاید او دربارة موسیقی ؛ فصل هشتم دربارة نغمه های غنایی در موسیقی ؛ و فصل نهم خاتمة رساله . ابواحمد در اثر خود، ضمن معرفی عناصر موسیقی ، مانند نغمه های دهگانه و لحنها، آرای اسحاق بن ابراهیم موصلی در مبانی نظری موسیقی را نیز نقد کرده است . در رسالة فی الموسیقیِ ابواحمد اصطلاحات موسیقایی بسیاری شرح و تعریف شده و ابواحمد برخی از این اصطلاحات را به همان صورت فارسی به کار برده است ؛ اصطلاحاتی چون زیر، بم و دستان .
کحاله (ج ١٣، ص ٢١٥) به اشتباه ، چند کتابِ ابوالحسن احمدبن یحیی ، پسرِ ابواحمد، را به ابواحمد نسبت داده است .
٤) ابوعبدالله هارون بن علی بن یحیی بن ابی منصور منجم بغدادی ، برادر کوچکتر ابواحمد یحیی . در ٢٥١ به دنیا آمد (کحاله ، ج ١٣، ص ١٢٩؛ زرکلی ، ج ٨، ص ٦١). او نیز مانند پدر و برادرانش در دربار خلفای عباسی از ارج و منزلت برخوردار بود ( د.اسلام ، چاپ دوم ، همانجا). وی در ٢٨٨ درگذشت (کحاله ، همانجا).
آثار او عبارت است از: البارع فی اخبار الشعراء ، که چکیدة اثری قدیمتر، و مشتمل بر زندگینامة حدود ١٦٠ شاعر بوده (زرکلی ، همانجا) و مقدمه و بخشهایی از آن باقی مانده است ( د.اسلام ، همانجا). کتاب دیگری نیز به او منسوب است که نام آن به نوشتة ابن ندیم (ص ٢٣٧) اخبار ( الاختیار ) الشعراء الکبیر بوده است . فلایشهامر ( د. اسلام ، همانجا) اصل این کتاب را کتاب البارع یا اثری که کتاب البارع چکیدة آن بوده می داند. کتاب دیگری به نام کتاب النساء و ما جاءَ فیهن من الخَبَر و محاسن و ما قیل فیهن من الشِعر و الکلام الحَسَن نیز به او نسبت داده شده است (کحاله ، ج ١٣، ص ١٣٠). ابوالفرج اصفهانی بارها از ابوعبدالله هارون نام برده و شعرهای بسیاری از او نقل کرده است (رجوع کنید به ج ٤، ص ٦٦ـ٦٧، ٧٠، ٧٤).
٥) ابوعیسی احمدبن علی بن یحیی بن ابی منصور، برادر دیگر ابواحمد یحیی . از زندگی او اطلاع چندانی در دست نیست . از این جهت که ابن ندیم (ص ٢٣٨) او را پیش از علی بن هارون دانسته ، صَفَدی (ج ٧، ص ٢٢٨) و کحاله (ج ٢، ص ٢٤) به اشتباه او را پسر هارون ، یکی از پسران علی بن یحیی بن ابی منصور، دانسته اند. حاجی خلیفه (ج ١، ستون ٢٦٤) او را یکی از پسران علی بن یحیی دانسته است . وی در حدود ٣٢٠ درگذشت (کحاله ؛ حاجی خلیفه ، همانجاها).
آثار او عبارت است از: رسالة فی نبوةِ محمد ، که قسطابن لوقا آن را نقد کرده ( د. اسلام ، همانجا) و تاریخ سِنی العالم ، که ابوسلیمان سجستانی قسمتهایی از آن را در صِوان الحکمة نقل کرده است (رجوع کنید به ص ٩٤ـ٩٧). نام این کتاب را البیان عن تاریخ سِنی زمان العالم علی سبیل الحجة و البرهان نیز نوشته اند (حاجی خلیفه ، همانجا). صفدی (همانجا) چند بیت از اشعار او را نیز ذکر کرده است .
٦) ابوالحسن احمدبن یحیی بن علی بن یحیی بن ابی منصور، متکلم ، فقیه ، ادیب و شاعر. در ٢٦٢ به دنیا آمد (کحاله ، ج ٢، ص ٢٠٤). در فقه از مذهب ابوجعفر طبری پیروی می کرد (همانجا) و اندیشه های معتزلی نیز داشت . ابوالفرج اصفهانی او را فردی مطلع معرفی کرده است . حکایتهایی از حضور او در دربار معتضد وجود دارد (رجوع کنید به ابن خلّکان ، ج ٦، ص ١٩٩). وی در ٣٢٧ درگذشت (کحاله ، همانجا؛ خطیب بغدادی ، ج ٥، ص ٢١٥).
آثار او عبارت است از: اخبار بنی المنجم و نسبهم فی الفرس ، که تاریخچة زندگانی خاندان اوست ( د. اسلام ، همانجا)؛ کتاب التوحید و الرَدّ علی المشبهة ؛ کتاب اثبات نبوة محمد که احتمالاً آن را برای دفاع از کتاب عمویش ابوعیسی احمد و پاسخ اعتراضات قسطابن لوقا نوشته است (همانجا)؛ المدخل الی مذهب الطبری و نصرة مذهبه ؛ الاجماع فی الفقه علی مذهب ابن جریر الطبری ، در دفاع از فقه طبری ؛ کتاب الاوقات (صفدی ، ج ٨، ص ٢٤٧؛ کحاله ؛ ابن خلّکان ، همانجاها).
٧) ابوالقاسم یوسف بن یحیی بن علی بن یحیی بن ابی منصور، برادر ابوالحسن احمد و پسر ابواحمد یحیی . از زندگی او اطلاعی در دست نیست ، جز آنکه سالی ششصد دینار به بیمارستان الصیّاد بغداد ـ که ثابت بن قره آن را برپا کرده بود ـ کمک می کرده است ( د.اسلام ، همانجا).
٨) ابوالحسن علی بن هارون بن علی بن یحیی بن ابی منصور، ادیب و شاعر. وی شاخة بزرگی از بنومنجم را پدید آورد. در ٢٧٧ به دنیا آمد (کحاله ، ج ٧، ص ٢٥٦). او با ابن ندیم آشنا بوده و با ابوالفرج اصفهانی نیز مباحثات ادبی داشته و ابوالفرج او را فردی مطلع معرفی کرده است ( د. اسلام ، همانجا). به ابوالحسن شش پسر به نامهای ابومحمد حسن ، ابومنصور فضل ، عبدالله ، ابوالقاسم مُحسِّن ، ابوالفتح احمد، و ابوعبدالله هارون نسبت داده اند (همانجا). وی در جمادی الا´خرة ٣٥٢ درگذشت (ابن خلّکان ، ج ٣، ص ٣٧٦).
آثار او عبارت است از: اللفظُ المحیطُ بنقضِ مالَفَظَ بِهِ اللقیط ؛ النِیْروز و المِهرجان ؛ الرسالة فی الفرق بین ابراهیم بن المهدی و اسحاق الموصلی فی الغنا ؛ الفرق و المعیار بین الاَوْغاد و الاحرار ؛ کتاب شهر رمضان (کحاله ، همانجا؛ د.اسلام ، همانجا) و الرّد علی الخَلیل فی العَروض ، که نقدِ روشِ خلیل بن احمد در عروض است ( د. اسلام ، همانجا). از او اشعاری نیز باقی مانده که ابن خلّکان (ج ٣، ص ٣٧٥) و ابوریحان بیرونی (١٣٧٤ ش ، ص ٢٥٤) نمونه هایی از آنها را آورده اند.
٩) ابوعبدالله هارون بن علی بن هارون بن علی بن یحیی بن ابی منصور المنجم . وی عمدتاً به نجوم اشتغال داشته است . به نوشتة قفطی (ص ٤٦١) در کار نجوم و ساختن آلات آن و نیز در احکام نجوم آزموده بوده و زیجی هم داشته است . کندی (ص ٥٧) سال نگارش زیج او را حدود ٢٥٠ گزارش کرده است که با توجه به زمان تقریبی زندگی هارون (قرن چهارم ) درست به نظر نمی رسد. در عین حال شخص مورد نظر کندی ، ابوعبدالله هارون بن علی بن یحیی (رجوع کنید به همین مقاله ، ذیل شمارة ٤) نیز نمی تواند باشد، زیرا کتابی نجومی به او منسوب نشده است . ابن ندیم (همانجا) کتاب دیگری نیز به نام المختار فی الاغانی به او نسبت داده است . به نوشتة قفطی (همانجا) ابوعبدالله هارون بن علی در ٣٧٦ درگذشته است .
منابع :
(١) ابن ابی الصلت ، کتاب العمل بالاصطرلاب ، نسخة خطی کتابخانة مجلس شورای اسلامی ، ش ٣/ ٦٣٦١؛
(٢) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/ ١٩٦٥ـ١٩٦٦؛
(٣) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٢٠ ش ) ؛
(٤) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، قاهره ( تاریخ مقدمه ١٣٨٣/ ١٩٦٣ ) ؛
(٥) ابن خلّکان ، وفیات الاعیان ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٩٦٨ـ ١٩٧٧؛
(٦) ابن طاووس ، فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم ، نجف ١٣٦٨؛
(٧) ابن ندیم ، کتاب الفهرست ، ترجمه و تحقیق رضا تجدد، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٨) علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی ، کتاب الاغانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٩) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، الا´ثار الباقیة عن القرون الخالیة ، چاپ ادوارد زاخائو، لایپزیگ ١٩٢٣؛
(١٠) همو، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١١) همو، الجماهر فی الجواهر ، چاپ یوسف الهادی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١٢) همو، کتاب القانون المسعودی ، حیدرآباد دکن ١٣٧٣ـ ١٣٧٥/ ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(١٣) همو، کتاب تحدید نهایات الاماکن لتصحیح مسافات المساکن ، ترجمة احمد آرام ، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٤) محمدبن طاهر ابوسلیمان سجستانی ، صوان الحکمة و ثلاث رسائل ، چاپ عبدالرحمان بدوی ، تهران ١٩٧٤؛
(١٥) دلیسی اونز اولیری ، انتقال علوم یونانی به عالم اسلامی ، ترجمة احمد آرام ، تهران ١٣٤٢ ش ؛
(١٦) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٧) احمدبن علی خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٨) محمدبن احمد ذهبی ، سیر اعلام النبلاء ، ج ١٣، چاپ شعیب ارنؤوط و علی ابوزید، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٩) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٨٠؛
(٢٠) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢١) یوسف شوقی ، رسالة ابن المنجّم فی الموسیقی و کشف رموز کتاب الاغانی : تحقیق و شرح و تعلیق ، قاهره ١٩٧٦؛
(٢٢) شهمردان رازی ، روضة المنجمین ، چاپ عکسی از روی نسخة خطی کتابخانة ملک ، با مقدمه و فهرست ها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٢٣) خلیل بن ایبک صفدی ، کتاب الوافی بالوفیات ، ج ٧، چاپ احسان عباس ، ج ٨ ، چاپ محمد یوسف نجم ، ویسبادن ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢٤) قدری حافظ طوقان ، تراث العرب العلمی فی الریاضیات و الفلک ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٩٦٣. ) ؛
(٢٥) کورکیس عوّاد، «الاسطرلاب و مااُلِّف فیه من کتب و رسائل فی العصور الاسلامیة »، سومر ، ج ١٣، ش ١ و ٢ (١٩٥٧)؛
(٢٦) علی بن یوسف قفطی ، تاریخ الحکماء قفطی ، ترجمة فارسی از قرن یازدهم هجری ، چاپ بهین دارایی ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٢٧) عمررضا کحّاله ، معجم المؤلفین ، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٨) ادوارد استوارت کندی ، پژوهشی در زیجهای دورة اسلامی ، ترجمة محمد باقری ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٩) احمدبن علی مقریزی ، کتاب المواعظ والاعتبار بذکر الخطط و الا´ثار ، المعروف بالخطط المقریزیة ، بولاق ١٢٧٠، چاپ افست قاهره ( بی تا. ) ؛
(٣٠) کارلو آلفونسو نالینو، تاریخ نجوم اسلامی ، ترجمة احمد آرام ، ( تهران ? ١٣٤٩ ش ) ؛
(٣١) رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، کتاب فرهنگ انجمن آرای ناصری ، چاپ سنگی تهران ١٢٨٨، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(٣٢) یحیی بن ابی منصور، الزیج المأمونی الممتحن ، چاپ عکسی از روی نسخة خطی کتابخانة اسکوریال ، چاپ فؤاد سزگین ، فرانکفورت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٣٣) Muh ¤ ammad b. Dja ¦ b ¦ â r A L-Batta ¦ n ¦ â , Batta ¦ n i ¦ sive Albatenii Opus astronomicum ..., Arabice , ed. C. A. Nallino, Rome ١٨٩٩;
Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen
(٣٤) Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband , ١٩٣٧- ١٩٤٢;
(٣٥) Hartwig Derenborg, Les manuscrits arabes de L'Escurial , vol. II, Paris ١٩٤١;
(٣٦) Dictionary of scientific biography , ed. Charles Coulston Gillipie, New York ١٩٨١, s.v. "Yah ¤ ya ¦ ibn Ab ¦ â Mans ¤ u ¦ r" (by J. Vernet);
(٣٧) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Banu ¦ Monajjem" (by D. Pingree);
(٣٨) EI ١ , s.v. "yahya ¦ b. ـ Al ¦ â (by H. G. Former);
(٣٩) EI ٢ , s.v. "Munadjdjim", (by M. Fleischhammer);
(٤٠) Poul Kunitzsch, The Arabs and the stars: texts and traditions on the fixed stars, and their influence in Medieval Europe , Northampton ١٩٨٩;
(٤١) Ayd â n Say â l â , The observatory in Islam , Ankara ١٩٦٠;
(٤٢) Fuat sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧-.
/ فرید قاسملو /