دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٩١٧
بنورسول ، سلسله ای از امیران سنی مذهب یمن (٦٣٢ـ ٨٥٨). نام این سلسله از لقب محمدبن هارون نیای این خاندان برگرفته شده است که در زمان یکی از خلفای عباسی در قرن ششم به سبب لیاقت و اعتماد به وی به عنوان فرستاده به «رسول » ملقب شد.
بسیاری از تاریخنگاران و شجره نویسان آنان را عرب و از غسانیان * ، شاخه ای از اَزْد * می دانند. قول دیگر این است که یکی از نیاکان آنان هنگام خلافت عمربن خطاب مسیحی شد و به روم شرقی رفت . فرزندان او به سرزمین ترکمنها مهاجرت کردند و در میان قبیلة مَنْجیک ساکن شدند (احتمالاً منظور از منجیک بخشی از قبایل غُزْ * است ) و در آنجا هویت عربی خود را کاملاً از دست دادند و با ترکمنها درآمیختند و به زبان آنان صحبت می کردند. در دوران محمدبن هارون ، بنورسول به عراق و سپس شام و مصر رفتند و موردتوجه سلسلة ایوبیان قرار گرفتند. به هر حال ، احتمال دارد که نسب این خاندان از منجیکها و ترکان غز بوده باشد.
در فتح مصر در ٥٦٧ و ٥٧٩، امیران بنورسول در التزام سلاطین ایوبی ، توران شاه و طغتگین بودند. هنگام زمامداری آنان در یمن ، نورالدین عمربن علی از خاندان بنورسول ، تیول دار (مُقْطَع ) بود. در ٦٢٦ هنگامی که ملک مسعود، آخرین فرمانروای ایوبی ، به سمت شمال و دمشق عزیمت کرد، نورالدین عمر را به جانشینی خود گماشت . مسعود در مکه درگذشت و از آن پس از سلاطین ایوبی کسی به یمن نرفت . نورالدین عمر نیز تا ٦٣٢، که المستنصر خلیفة عباسی او را به امارت گماشت ، به سلاطین ایوبی وفادار ماند. از این پس بنورسول بر تَهامه * ، دشتهای ساحلی دریای سرخ و سرزمینهای مرتفع جنوب تا صَنعا * که ایوبیها آن را فتح کرده بودند حکومت کردند. پس از آنکه زیدیه * سرزمینهای شمال صنعا را متصرف شدند با بنورسول بر سر شهر صنعا منازعه داشتند.
دوران پس از ٦٣٢ که بنورسول تهامه و یمن جنوبی را در اختیار داشتند، بدون شک از درخشانترین دورانهای تاریخ سده های میانة این منطقه است ، زیرا آنان وارث فتوحات بی عیب و نقص ایوبیان بودند و کارگزاران تعلیم دیدة آنها، نظام دیوانی مؤثری در یمن سازماندهی کرده بودند. منصورعمر امیر این سلسله که در ٦٤٧ مملوکها او را در الجَنَد به قتل رساندند به علت درگیر بودن در امور داخلی شهر صنعا، از تهامه و جنوب یمن غفلت کرد و پیش از مرگش در پیمان صلحی با زیدیان ، قدرت را از دست ایوبیان گرفت . فرزند او المظفر یوسف (متوفی ٦٩٤) سالهای اولیة حکومت خود را صرف برقراری تسلط مجدد بر این نواحی کرد و در ٦٥٨، با نصب علم الدین شهابی کارگزار کارآمد این خاندان ، دوباره سیطرة بنورسول بر صنعا برقرار شد و قلمرو بنورسول تا مرگ الملک المظفّر در ٦٩٤، به وسیعترین حد خود رسید و شامل سرزمینهای وسیع در شرق ، حضرموت * و عربستان جنوبی و در عمان تا نزدیک صلاله * بود.
حکومت اعقاب بلافصل الملک المظفّر برای مدتی طولانی ادامه پیدا کرد. لیکن پس از مرگ علم الدین شهابی در ٦٨٢ صنعا از تسلط بنورسول خارج شد و مورد هجوم مملوکها قرار گرفت . تا اینکه با درگذشت ناصر احمد در ٨٢٧ این سلسله بسرعت رو به زوال نهاد. شورش مملوکها، شیوع طاعون در این ناحیه ، جنگهای میان امیران بنورسول و دست یافتن طاهریان بر عدن ، در ٨٥٨، سبب برچیده شدن امارت بنورسول شد.
از امیران این سلسله سکه هایی متعلق به سالهای ٦٣٤ـ٨٤٢ به دست آمده است که در شهرهای مختلف با نقشهای متفاوت ضرب می شد.
بناهایی تاریخی از دوران بنورسول در یمن جنوبی و تَعِز باقی مانده است که مهمترین آنها بنای جامع المظفر به نام الملک المظفّر (حک : ٦٤٧ـ٦٩٤) و بنای اشرافیه به نام الملک الاشرف دوم (حک : ٧٦٤ـ ٧٧٨) است . بناهای دیگر در شهرهای الجند، زَبِید، اِب و دیگر مناطق یمن جنوبی نشان دهندة نفوذ شیوة معماری مصر و شام و دیگر جایهاست و جدایی آشکاری با سنت معماری اولیة یمن دارد.
ثبات سیاسی و سازمان اداری کارآمد زمینة مطلوبی برای بازرگانی و تجارت پررونق فراهم آورده بود. بنورسول از طریق عدن با افریقای شرقی ، مدیترانه ، هند، جنوب شرقی آسیا و چین داد و ستد داشتند. از هند، جنوب شرقی آسیا و چین پوشاک ، ادویه و عطر و از افریقا برده ، عاج و فلفل به عدن وارد می شد. بندر عدن واسطة بین مصر، شمال افریقا و هند بود.
دورة بنورسول ، دورة شکوفایی ادبیات بود تا جایی که حتی گروهی از درباریان ، مؤلفان صاحب نامی بوده اند. از آن جمله اند: المظفر یوسف نویسندة منتخبی از چهل حدیث ، رساله ای در حرکات اجرام فلکی ، رساله ای در پزشکی ، اثر ادبی سرگرم کننده ای به نام مفاکَهات الجلیس و یک مجلّد ده فصلی دربارة قلم ، جوهر، طلا و نقره ؛ افضل عباس (متوفی ٧٧٨) نویسندة فصول مجموعة فی الانواء و الزروع و الحِصاد ؛ اشرف اسماعیل (متوفی ٨٠٣) نویسندة فاکِهَة الزْمن و مفاکهة الا´داب و الفِتَن فی اخبار مَنْ ملک الیمن ، دربارة تاریخ عمومی . بخشی از این کتاب دربارة تاریخ بنورسول تا درگذشت اشرف است .
منابع :
(١) ابن دیبع ، قرة العیون ، چاپ محمدعلی اکوع ، قاهره ١٩٧٧؛
(٢) اسماعیل بن علی اکوع ، المدارس الاسلامیة فی الیمن ، صنعا ١٩٨٠؛
(٣) Cl. Cahen and R. B. Serjeant, "Afiscal survey of medieval Yemen," Arabica , IV (١٩٥٧), ٢٣-٣٣;
(٤) R. Lewcock and G. R. Smith,"Three medieval mosques in the Yemen," Oriental Art , XX (١٩٧٤), ٧٥-٨٦, ١٩٢-٢٠٣;
(٥) W. F. Prideaux, "Coins of the Benee Rasool dynasty of South Arabia," Journal of the Bombay Branch of the Royal Asiatic Society , XVI, (١٨٨٥), ٨-١٦;
A. Shami and R. B. Serjeant, "Regional literature: the Yemen," in The
(٦) Cambridge history of Arabic literature. ـ Abbasid belles- lettres , ed. Julia Ashtiany et al., Cambridge ١٩٩٠, ٤٤٢-٤٦٨;
(٧) G. R. Smith, The Ayyubids and early Rasulids in the Yemen , London ١٩٧٤-١٩٧٨;
(٨) D. M. Varisco, "Medieval agricultural texts from Rasulid Yemen", Manuscripts of the Middle East , IV (١٩٨٩), ١٥٠-١٥٤;
(٩) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل lids" ¦ "Rasu .
/ اسمیت ، تلخیص از ( د. اسلام ) /