دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٩٦
بنگلادش ، جمهوری مردمی ، واقع در جنوب آسیا. از جنوب شرق با میانمار، از جنوب با خلیج بنگال و از شمال ، غرب و شرق با هند هم مرز و مساحت آن ٩٩٨ ، ١٤٣ کیلومتر مربع است . جمعیت بنگلادش در ١٣٧٥ ش / ١٩٩٦ حدود ١٢٣ میلیون تن بوده که با تراکم جمعیتی در حدود ٨٣٤ تن در هر کیلومتر مربع ، پس از سنگاپور دارای بالاترین تراکم جمعیت در دنیاست . رشد بالای جمعیت از معضلات بزرگ کشور به شمار می رود که دولت برای حل آن سیاست کنترل موالید را به طور گسترده به اجرا درآورده است . پایتخت بنگلادش ، شهر داکا و بندر چتاگانگ از شهرهای مهم آن است ( > دایرة المعارف جهان سوم < ؛ > دایرة المعارف ورلدبوک < ؛ بریتانیکا ، ذیل مادّه ؛ اسعدی ، ج ٢، ص ١٠).
بنگلادش به دو منطقة طبیعی تقسیم می شود: جلگة آبرفتی وسیعی که ٩٠% کشور را تشکیل می دهد و دوسوم بخش شرقی جلگة دلتایی براهماپوترا ـ گنگ ، بزرگترین دلتای جهان ، است و از خلیج بنگال به طرف شمال امتداد می یابد؛ منطقة تپه های چتاگانگ که در گوشة جنوب شرقی کشور قرار دارد و حدود یک ششم سرزمین را در برمی گیرد ( > دایرة المعارف جهان سوم < ؛ بریتانیکا ، همانجاها).
رودهای گنگ ، براهماپوترا(جمونا)، میگهنا و پدما مهمترین رودهای بنگلادش اند. رود گنگ و رودهایی که به آن می ریزد، ناحیة وسیعی از جنوب غربی بنگلادش را در برمی گیرد. سرچشمة هیچ یک از رودهای بنگلادش در داخل این سرزمین قرار ندارد، ازینرو بنگلادش بر جریان رودهایی که سرزمین آن را آبیاری می کند نظارت کامل ندارد؛ برای مثال ، ساخت سدی بر بالای رود گنگ در ایالت بنگال غربی هند، موجب تغییر مسیر مقادیر قابل ملاحظه ای آب به نفع این ایالت شده است . رودخانه های پرشمار، مهمترین چشم انداز طبیعی بنگلادش است و به طور چشمگیری بر سبک زندگی مردم آنجا تأثیر گذاشته است . این رودها اراضی وسیعی را آبیاری کرده و نوعی سامانة ترابری مناسب و ارزان به وجود آورده اند. ته نشینی رسوبات آبرفتی این رودها باعث غنای خاک کشاورزی می شود و ذخایر بزرگ ماهی آنها، منبع غذایی مهمی برای ساکنان این کشور است . با اینهمه ، به سبب تغییرات پیوسته و بعضاً سریع در مسیر این رودها و طغیان آنها، خسارت زیادی متوجه بنگلادش می شود ( > دایرة المعارف جهان سوم < ؛ > دایرة المعارف ورلد بوک < ؛ بریتانیکا ، همانجاها؛ فرزین نیا، ص ٧ـ ٨).
بنگلادش آب و هوایی نیمه استوایی (نیمه گرمسیری ) دارد که با بادهای موسمی بارانزا تعدیل می شود. سه فصل اصلی عبارت اند از: فصل گرم (از اسفند تا خرداد)؛ فصل نسبتاً خنک ، اما موسمی ، مرطوب و گرم (از خرداد تا شهریور)؛ فصل خشک و خنک (از مهر تا بهمن ). متوسط دما از ْ٧ در دی تا ْ٣٢ در اردیبهشت تغییر می کند. دما گاهی به ْ٤٠ می رسد. قریب ٨٠% باران سالانه از خرداد تا شهریور می بارد. در این زمان ، بادهای موسمی بارانزا از جنوب به جنوب غربی می وزد. میانگین باران سالانه در غرب بین ٢٧٠ ، ١تا ٥٢٠ ، ١ میلیمتر، و در مناطق دیگر کشور حدود ٥٤٠ ، ٢ میلیمتر است . منطقة سلهت در شمال شرقی بیشترین میزان بارندگی در دنیا را از آن خود ساخته است . طوفانهای مهیب گردباد، تندر و تورنادو، گاه کشور را در هم می نوردد ( > دایرة المعارف جهان سوم < ، همانجا).
اقتصاد بنگلادش توسعه نیافته و کاملاً به کشاورزی وابسته است . سوءتغذیه ، فقر منابع طبیعی و جمعیت رو به افزایش ، مشکلات اقتصادی فراوانی برای مردم این کشور فراهم آورده است . آشوبهای سیاسی و اجتماعی بشدت بر سرمایه گذاری خارجی اثر منفی گذاشته است . با اینهمه ، تولید مواد غذایی در سالهای اخیر بهبود یافته است . برنج ، چای ، کنف خام ، دانه های روغنی و نیشکر از محصولات کشاورزی عمدة این کشور است . بنگلادش شمار ناچیزی کارخانة بزرگ دارد که بیشتر آنها به تولیدات کشاورزی می پردازند. صادرات بنگلادش ، منسوجات ، محصولات کنفی ، چرم ، محصولات شیمیایی ، چای و لباس و واردات عمدة آن پنبة خام ، نفت خام و سیمان است . طرف اصلی واردات ، هند و بازار اصلی صادرات ، اروپای غربی است . دانشگاه داکا که بزرگترین دانشگاه کشور است ، دانشگاه اسلامی جهانگیرنگر و دانشگاه فنی و مهندسی در داکا قرار دارد ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، ذیل مادّه ؛
> دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجا؛
> سالنامة آسیا١٩٩٧ < ، ص ٨٨).
بیشتر مردم بنگلادش از قوم بنگال اند. اقوام دیگر مانند چاکما ها، مارما ها، تیپرا ها و مرو ها نیز درصد کوچکی از جمعیت را تشکیل می دهند ( > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجا). ٣ر٨٨% (١٩٩٦) جمعیت بنگلادش مسلمان اند (برای آگاهی از سابقة اسلام در بنگلادش رجوع کنید به بنگال * ). هندوها با ٥ر١٠% جمعیت ، بزرگترین اقلیت دینی کشور را تشکیل می دهند که شمار آنان از ١٣٢٦ ش /١٩٤٧ به طور مستمر روبه کاهش بوده است . اقلیتهای مذهبی کوچکتر عبارت اند از: بوداییها (٦ر٠%)؛
مسیحیان (٣ر٠%) و زردشتیها یا پارسیان و جاندارپندار ها (٣ر٠%) ( > دایرة المعارف جهان سوم < ؛
بریتانیکا ، همانجاها).
زبان رسمی بنگلادش ، بنگالی * یا بنگلا (بنگاله ) است . تقریباً همه مردم به زبان بنگالی گفتگو می کنند و تنها چند صدهزار مسلمان که به دنبال تقسیم شبه قارّة هند، از ایالت بهار (بیهار) هند به بنگلادش مهاجرت کرده اند به زبان اردو سخن می گویند. زبان اقوام نواحی تپه ای شرق و شمال کشور نیز عمدتاً از خانوادة زبانهای تبتی ـ برمه ای است (اسعدی ، ج ٢، ص ١٤؛
> دایرة المعارف جهان سوم < ؛
همانجا؛
امریکانا ، ذیل مادّه ).
تاریخ بنگلادش . پس از تقسیم شبه قارة هند در ١٣٢٦ش / ١٩٤٧ و تشکیل کشور پاکستان ، ناحیة بنگال به دو بخش تقسیم شد: بنگال غربی که به عنوان ایالت جزو هند شد؛
و بنگال شرقی که به نام پاکستان شرقی ، یکی از پنج ایالت پاکستان بود ( > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجا؛
امجدعلی ، ص ١٢٣ـ ١٢٤؛
برای تاریخ ناحیة بنگال پیش از تقسیم شبه قاره رجوع کنید به بنگال ). خاک هند، میان پاکستان شرقی و چهار ایالت دیگر پاکستان فاصله می انداخت . مردم پاکستان شرقی بجز دین مشترک (اسلام ) در سایر زمینه ها، بویژه زبان ، با مردم بخش غربی پاکستان تفاوت داشتند و با وجود آنکه بیش از نیمی از جمعیت پاکستان در بخش شرقی زندگی می کردند تنهایک چهارم بودجه صرف آنها می شد و درآمد سرانة آنها کمتر از سه پنجم بخش غربی بود. تمرکز حکومت ، اقتصاد و نیروی نظامی در بخش غربی ، تبعیض میان این دو بخش را حادتر می کرد. در ١٣٣١ ش / ١٩٥٢، با اعلام زبان اردو به عنوان زبان رسمی کشور، ناخرسندی مردم پاکستان شرقی افزایش یافت . در ١٣٣٤ ش /١٩٥٥ ساختار سیاسی پاکستان به شکل دو بخش شرقی و غربی با تعداد برابر نمایندگان در مجلس قانونگذاری مرکزی ، دوباره سازماندهی شد. با وجود این ، اعتراضات بویژه بر سر سهم ناعادلانة بودجة عمرانی و حوزه های اداری و نظامی ادامه یافت . حزب عوامی لیگ ، حزب برجستة پاکستان شرقی ، به رهبری شیخ مجیب الرحمان درخواست خودمختاری بخش شرقی را مطرح کرد. در انتخابات عمومی ١٣٤٩ ش /١٩٧٠، این حزب اکثریت کرسیهای مجمع ملی پاکستان را کسب و شیخ مجیب را به نخست وزیری انتخاب کرد؛
اما ژنرال یحیی خان ، رئیس جمهور پاکستان ، نخست وزیری مجیب را نپذیرفت و نخستین نشست مجمع را به تعویق انداخت . به دنبال آن اعتراضات خشونت آمیزی در ١٣٤٩ ش /١٩٧١ درگرفت . عوامی لیگ تصمیم گرفت در ایالت پاکستان شرقی به طور یکجانبه اعلام استقلال کند و در ٦ فروردین ١٣٥٠/٢٦ مارس ١٩٧١، مجیب استقلال پاکستان شرقی را تحت نام بنگلادش اعلام کرد. بلافاصله جنگ داخلی شروع شد. یحیی خان ، عوامی لیگ را غیرقانونی اعلام و رهبران آن را بازداشت کرد و ارتش پاکستان بر ایالت بنگال شرقی تسلط یافت . مقاومت مردم پاکستان شرقی با تشکیل ارتش آزادیبخش بنگال شرقی ادامه یافت . این ارتش ، حملة وسیعی را بر ضد ارتش پاکستان آغاز کرد. براثر این جنگ نزدیک ٥ر٩ میلیون نفر به هند گریختند. در ١٣ آذر ١٣٥٠/ ٤ دسامبر ١٩٧١ هند به پاکستان اعلان جنگ داد و در حمایت از ارتش آزادیبخش وارد کارزار شد. نیروهای ائتلافی در ٢٥ آذر/ ١٦ دسامبر نیروهای پاکستان را به محاصره درآوردند و استقلال بنگلادش تحقق یافت . در دی ١٣٥٠/ ژانویة ١٩٧٢ شیخ مجیب نخست وزیر بنگلادش شد. براساس قانون اساسی موقت ، بنگلادش کشوری مستقل با حکومت سکولار و نظام دموکراسی پارلمانی اعلام شد. در ١٣٥٣ ش / ١٩٧٤ این کشور به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. پس از استقلال ، بنگلادش با معضلات فراوانی مانند میلیونها نفر بی خانمان ، کمبود مراکز درمانی ، بهداشتی ، صنعتی ، آموزشی ، ترابری و خطوط ارتباط جمعی روبرو بود. در ١٣٥٤ ش / ١٩٧٥، متمم قانون اساسی که اختیارات اجرایی کامل به رئیس جمهور می داد، تصویب شد و مجیب الرحمان نخستین رئیس جمهور بنگلادش شد. او همة احزاب مخالف را ملغی و نظام تک حزبی را اعلام کرد. در ١٣٥٤ ش / ١٩٧٥ شیخ مجیب در کودتای افسران اسلامگرا کشته شد. چند ماه بعد یک ضدکودتا و کودتا از سوی نظامیان سازمان داده شد و در نتیجه فرماندهان نظامی زیرنظارت یک رئیس جمهور غیرسیاسی ، ابوسادات محمد سایم (قاضی القضات دیوان عالی )، قدرت را به دست گرفتند. در ١٣٥٥ ش / ١٩٧٦ ژنرال ضیاءالرحمان مسئولیت فرماندهی و ریاست حکومت نظامی را به عهده گرفت و در ١٣٥٦ ش /١٩٧٧ به ریاست جمهوری رسید. او با اصلاح قانون اساسی ، اسلام را به جای سکولاریسم مهمترین اصل قرار داد. در ١٣٥٨ ش / ١٩٧٩ رهبران نظامی به حکومت نظامی پایان دادند و مردم اعضای پارلمان جدید را برگزیدند. در این انتخابات حزب ملی بنگلادش ، به رهبری ضیاءالرحمان ، بیشتر کرسیهای مجلس را به خود اختصاص داد. در ١٣٦٠ ش /١٩٨١، شورشیان رئیس جمهور را ترور کردند. پس از آن ، معاون رئیس جمهور، عبدالستار به ریاست جمهوری رسید. در ١٣٦١ ش / ١٩٨٢ رهبران نظامی دوباره کنترل حکومت را به دست گرفتند. ژنرال محمدارشاد قانون اساسی را به حالت تعلیق درآورد و حکومت نظامی برقرار کرد و فعالیتهای سیاسی را ممنوع ساخت . او در ١٣٦٢ ش / ١٩٨٣ خود را رئیس جمهور کشور خواند. در آذر ١٣٦٩/ دسامبر١٩٩٠ با افزایش اعتراض گروههای مخالف ، ارشاد از ریاست جمهوری استعفا کرد. در اسفند ١٣٦٩/فوریة ١٩٩١ حزب ملی بنگلادش کنترل پارلمان را به دست گرفت و رهبر آن بیگم خالده ضیاء، بیوة ضیاءالرحمان ، نخست وزیر شد. در شهریور١٣٧٠/ سپتامبر١٩٩١، با اصلاح قانون اساسی بنگلادش ، مسئولیت قوة مجریه به نخست وزیر داده شد و بدین ترتیب رئیس جمهور جنبة تشریفاتی پیدا کرد ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ؛
> دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛
امجدعلی ، ص ١٢٤). در همان سال ، عبدالرحمان بیسواس از سوی مجلس به ریاست جمهوری انتخاب شد. گروه مخالف (به طور عمده عوامی لیگ ) با اقدامات اقتصادی دولت خالده ضیاء، از جمله خصوصی سازی اقتصادی ، به مخالفت پرداختند. گروههای اسلامگرا نیز نسبت به برخی مواضع دولت انتقاد شدید داشتند که گاه به تظاهرات مردمی می انجامید. اظهارنظرهای ضد دینی تسلیمه نسرین در مطبوعات بنگلادش در ١٣٧٢ ش /١٩٩٣، عواطف دینی و خشم مردم مسلمان را برانگیخت و به دنبال فرار او از کشور ـ که مقدمات آن را مقامات دولتی فراهم
آورده بودند ـ اعتصابات و تظاهرات افزایش یافت . سرانجام بر اثر افزایش مخالفتها خالده ضیاء در ١٣٧٥ ش / ١٩٩٦ از نخست وزیری کناره گیری کرد و دولتی بیطرف به ریاست محمد مجیب الرحمان مأمور برگزاری انتخابات شد. در همان سال ، حَسینه واجد، دختر شیخ مجیب الرحمان ، به نخست وزیری و قاضی شهاب الدین احمد به ریاست جمهوری رسید ( > سالنامة آسیا ١٩٩٧ < ، ص ٨٥ـ٨٦؛
> کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، همانجا).
سیاست خارجی بنگلادش به طورکلی تحت تأثیر عوامل داخلی از جمله احزاب ، اقتصاد ضعیف ، بلایای طبیعی و عوامل خارجی مانند همسایگی با هند به عنوان یک قدرت برتر منطقه ای و سازمانهای کمک دهندة خارجی قرار دارد (فرزین نیا، ص ٢٠٥). بنگلادش در امور خارجی از سیاست عدم تعهد و موضع مسالمت آمیز پیروی کرده است . روابط با هند از ١٣٧٥ ش / ١٩٩٦ با امضای توافقنامة سی سالة تقسیم آب گنگ بهبود یافته است . این کشور در ١٣٥٣ ش / ١٩٧٤ به عضویت سازمان کنفرانس اسلامی درآمد و با عضویت در سازمان سارک (جامعة همکاری منطقه ای جنوب آسیا) در ١٣٦٤ ش / ١٩٨٥ به تحکیم روابط با کشورهای منطقه ای اهتمام ورزید. از ١٣٥٥ ش /١٩٧٦، مناسبات بنگلادش با پاکستان بهبود یافته است . در ١٣٧٠ ش / ١٩٩١ پاکستان و بنگلادش دربارة بازگشت آوارگان مسلمان بهاری به پاکستان به توافق رسیدند. مسلمانان بهاری که در اردوگاههای آوارگان در بنگلادش مستقرند در جنگ استقلال بنگلادش از پاکستان جانبداری کردند. در ١٣٧١ ش / ١٩٩٣ نخستین گروه از مسلمانان بهاری به پاکستان وارد شدند. بنگلادش با مسئلة آوارگان میانماری نیز روبروست . در ١٣٧٠ ش /١٩٩١ بیش از پنجاه هزار مسلمان میانماری
برای گریز از تعقیب سیاسی حکومت میانمار به بنگلادش پناه آوردند. با وجود توافق میان دو کشور در ١٣٧١ ش / ١٩٩٢ دربارة بازگشت این آوارگان به میانمار، تا ١٣٧٦ ش / ١٩٩٧ بیش از نیمی از آنان هنوز در اردوگاههای بنگلادش سکونت داشتند.
پس از تأسیس بنگلادش و به رسمیت شناخته شدن از سوی پاکستان در کنفرانس سران کشورهای اسلامی در ٣ اسفند ١٣٥٢/ ٢٢ فوریة ١٩٧٤، از آنجا که ایران در این خصوص از مواضع پاکستان حمایت می کرد، همزمان رسماً اقدام به شناسایی بنگلادش کرد و سفارت آن کشور در ١٦ خرداد ١٣٥٣ در تهران گشایش یافت ( گاهنامة پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی ، ج ٣، ص ٢٨٥٩ـ٢٨٦٠، ٢٨٩٢). بنگلادش نسبت به جمهوری اسلامی ایران نیز موضعی معتدل و غیرخصمانه داشته است و در آغاز جنگ عراق بر ضد ایران (١٣٥٩ ش )، ضیاءالرحمان یکی از سران چند کشور مسلمان بود که به نمایندگی از سازمان کنفرانس اسلامی به منظور میانجیگری به ایران سفر کرد (فرزین نیا، ص ٢٣٣ـ٢٣٤، ٢٣٧).
بنگلادش در چارچوب روابط با کشورهای اسلامی بیشتر به گسترش روابط با کشورهای ثروتمند عربی ، بویژه عربستان ، گرایش دارد و کمکهای مالی فراوانی از عربستان دریافت نموده است . ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، همانجا؛
فرزین نیا، ص ٢١٨؛
مجلة سیاست خارجی ، ص ٩٨٥).
قانون اساسی بر ایجاد اقتصاد سوسیالیستی و تحکیم و ابقا و تقویت روابط برادرانه بین کشورهای مسلمان براساس وحدت اسلامی تأکید دارد. همچنین براساس این قانون ، نخست وزیر در رأس قوة مجریه قرار دارد و از سوی حزبی که بیشترین کرسی را در مجلس در اختیار دارد انتخاب می شود. براساس اصلاحیة قانون اساسی در ١٣٦٧ ش /١٩٨٨، اسلام دین رسمی است ( > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٨ < ، همانجا). از اواسط دهة ١٣٤٩ ش / ١٩٧٠، بویژه در دولت ضیاءالرحمان ، فعالیتهای اسلامی افزایش یافته است و مؤسسات و سازمانهای اسلامی و احزاب سیاسی اسلامی ، مانند جماعت اسلامی ، اهمیت بیشتری یافته اند.
بنگلادش در موسیقی ، معماری و مجسمه سازی و نقاشی پیشینه ای غنی دارد. معماری سنتیِ بنگلادش در آثار باقی مانده از دورة مغولی ، تجلّی می یابد. آثار و ابنیة تاریخی مانند مسجد کوسومبا (٩٦٥) در راجشاهی ؛
مسجد شاه محمد (١٠٩١) در اگرا سندور ؛
مسجد داکا و دژِ لال باغ (١١٩١ـ١١٩٢)؛
مسجد هفتاد و هفت گنبد در باگرهات و مقبرة بی بی پری در داکا از شاهکارهای معماری در بنگلادش است . سبک معماری این آثار از نوع معماری اسلامی و شبیه مناطق دیگر شبه قاره است .
همچنین آثار معماری ، مربوط به دورة پیش از اسلام ، بیشتر در نواحی شمال کشور، در پهارپور و مهاستان ، و در جنوب ، در مینامتی ، وجود دارد که سبک معماری آنها بودایی است و به قرن دوم / هشتم باز می گردد. نقاشی سنتی مربوط به دوران مغول است . در آن دوران نقاشان ماهر و خلاّ ق ایران (شاگردان بهزاد) سبک نقاشی مغولی را در آنجا متداول ساختند، که رنگهای درخشان و تزیینات ظریف هنر اسلامی در آن نمایان است ( بریتانیکا ؛
> دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجاها؛
امجدعلی ، ص ١٢٣؛
فرزین نیا، ص ٦٥).
ادبیات بنگالی بشدت از زبان و ادبیات فارسی تأثیر گرفته است . در اواسط قرن سیزدهم ادبیات نوین بنگالی به دوران شکوفایی خود رسید. قاضی نذرالاسلام * ، شاعر ملی و حماسه سرا، از چهره های معروف ادبیات معاصر بنگالی است ( > دایرة المعارف ورلد بوک < ، همانجا). پیوند استوار ادبیات بنگالی با ادب فارسی ، بعد از تأسیس بنگلادش ، در قالب تشکیل کلاسهای آموزش زبان فارسی ، مبادلة دانشجو، تأسیس کرسی زبان فارسی در دانشگاه داکا و اعزام اساتید زبان فارسی از سوی جمهوری اسلامی ایران ادامه یافته است (فرزین نیا، ص ٦٢، ٢٤٢ـ٢٤٣؛
ابوالبشر، ص ٧٧، ٨٠).
منابع :
(١) کلثوم ابوالبشر، «ادبیات و نفوذ زبان فارسی در بنگلادش »، در مسائل زبان فارسی در هند و پاکستان و بنگلادش : سمینار زبان فارسی (سومین : تهران : ١٣٦٥)؛
(٢) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ ش ؛
(٣) زیبا فرزین نیا، بنگلادش ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٣ ش ؛
(٤) گاهنامة پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی : فهرست روزبروز وقایع سیاسی ، نظامی ، اقتصادی و اجتماعی ایران از ٣ اسفند ٢٤٧٩ تا ٣٠ اسفند ٢٥٣٥ ، ( تهران ١٣٥٥ ش ) ؛
(٥) مجلة سیاست خارجی ، سال ١١، ش ٣ (پاییز ١٣٧٦)؛
(٦) S. Amjad Ali, The Muslim world today , Islamabad ١٩٨٥;
(٧) Asia ١٩٩٧ yearbook: a review of the events of ١٩٩٦, Hong Kong ١٩٩٧;
(٨) Encyclopaedia Britannica, Chicago ١٩٩٨ (computer disk), s.v. "Bengladesh";
(٩) The Encyclopedia Americana, Danbury ١٩٨٤, s.v. "Bangladesh";
(١٠) Encyclopedia of the Third World , rev. ed. by George Thomas Kurian, London ١٩٨٢, s.v. "Bangladesh";
(١١) The Europa world yearbook ١٩٩٨, London ١٩٩٨, s.v. "Bengladesh";
(١٢) The World book encyclopedia, London ١٩٩٥, s.v. "Bangladesh".
/ جواد کریمی /