دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل «بنگلادش »؛ برتوکسی ، ج 1، ص 140). سراج الدین از شاگردان نظام الدین * اولیا، از نخستین کسانی بود که به تبلیغ و گسترش اسلام در بنگاله (و نیز بهار و آسام ) همت گماشت (قرن ششم ). همچنین شیخ جلال الدین * تبریزی پس از ورود به این سرزمین ، تا زمان مرگش در 642، شمار فراوانی از مردم بنگال را مسلمان کرد. نخستین مسلمانان این سرزمین از طبقات پایین جامعه بودند و اسلام در ابتدا بیشتر در روستاهای بنگال شرقی توسعه یافت . این امر بیش از هر چیز به سبب محرومیتها و مشقاتی بود که متولیان آیین هندو بر بومیان تحمیل می کردند. بیشتر مردم این سرزمین پیش از اسلام پیرو آیین هندو و بعضاً بودایی بودند (اسعدی ، همانجا؛ فرزین نیا، ص 52). ارادت و تکریم عمیق مردم بنگلادش نسبت به «پیر»ان صوفیه یا «شیخ »ها و اولیا را می توان از آثار این واقعیت تاریخی دانست . آرامگاههای صوفیان و روحانیان از قدیم بزرگترین مراکز دعا و نیایش و تعلیم اصول قرآن و سنت در بنگلادش بوده است . درگاه شاه جلال در سِلهِت ، درگاه شاه نعمت و درگاه منسوب به بایزید بسطامی در چیتاگنگ ، درگاه شاه مخدوم در پابنا، مزار میرپور در داکا و درگاه خان جهان علی در خولنا از مهمترین این مراکزند. حضور گستردة مردم مسلمان در عُرس (تجمعات مذهبی در مقابر مقدس صوفیان ) به هنگام اعیاد مذهبی شاهدی دیگر بر این مدعاست . تا به امروز رشد و توسعة اسلام در بنگلادش ، عمدتاً ثمرة کوشش و تبلیغ دو طریقة چِشتیه * و قادریه * بوده است . علما و صوفیان ، با حمایت سلاطین و حکام مسلمان ، مدرسه ها، مساجد و خانقاههایی دایر کردند و اساس یک جامعة اسلامی را بنا نهادند (فرزین نیا، ص 48ـ49؛ برتوکسی ؛ اسعدی ؛ د.اردو ، همانجاها). دومین مرحله از گسترش اسلام در بنگال شرقی از التقاط شکلهای عامه پسندِ اسلام و هندو شکل گرفته است . مذهبی عامه پسند و التقاطی که در آن پیران صوفی و قدّیسهای هندو هم از سوی هندوان و هم از سوی مسلمانان تکریم می شوند. به همین سیاق حکیمان و جادوگران بومی قدرت درمان بخشی خود را از قرآن و کریشنا، به طور یکسان ، می دانند. با وجود این ، شکاف قابل ملاحظه ای بین مذهب عامه پسندِ اکثریت مسلمانان روستایی و نخبگان مسلمان یا اشراف وجود دارد. نخبگان مسلمان ، به اقتضای زبان اردو و فارسی خود، به تفسیری از اسلام بر پایة آنچه که در شمال هند، ایران و عربستان وجود دارد، اعتقاد دارند. این شکاف از طریق رهبران مذهبی ، فلاسفه و شاعرانی که آثارشان معرّف اسلام است و با اهتمام آنها به یافتن مشابهات اسلام در هندوئیسم ، ترمیم می شود ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ > دایرة المعارف جهان سوم < ، ذیل «بنگلادش »). سومین مرحلة دگرگونی و گسترش اسلام در این سرزمین با شکل گیری جنبشهای اصلاح طلبانة اسلامی در قرن سیزدهم آغاز می شود. هدف اساسی این جنبشها پیرایش باورها و آداب اسلامی مسلمانان بنگالی از شائبه ها و خرافات بود. مهمترین آنها، جنبش فرائضیه به رهبری حاجی شریعت الله در 1233/1818 بود. این جنبش تا 1318/1900 در سراسر بنگال شرقی گسترش یافت . این جنبش در قالب حرکت استقلال طلبانة پاکستان ، نقش تردیدناپذیری در استقلال مسلمانان بنگال ایفا کرد. طریقة محمدیّه یکی دیگر از جنبشهای اصلاحی در شبه قاره بود که در 1243/1827 از سوی تیتومیر در بنگال رهبری شد. این جنبش همتای جنبش وهابیّت در عربستان بود. جنبش اهل حدیث که یکی از انشعابات آن است امروزه در مناطق شمالی بنگلادش پیروانی دارد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ برتوکسی ، ج 1، ص 140ـ141). منابع : (16) اردو دائرة معارف اسلامیّه ، لاهور 1384ـ1410/ 1964ـ1989، ذیل «بنگاله » (از علی اشرف )؛ (17) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران 1366ـ1369 ش ؛ (18) زیبا فرزین نیا، بنگلادش ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1373 ش ؛ (19) Peter J. Bertocci, "Bengalis", in Muslim peoples: a world ethnographic survey , ed. Richard V. Weekes, Westport, Connecticut 1984; (20) Encyclopedia of the Third World , rev. ed. by George Thomas Kurian, London 1982, s.v. (21) "Bangladesh"; (22) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Bangladesh" (by Peter J. Bertocci). / جواد کریمی / عناصر فرهنگ ایرانی اسلامی در بنگال . بنگال پناهگاه فرهنگ هند و ایرانی در منتهاالیه شرقی شبه قارة هند است . فرهنگ ایرانی از 600 به هند وارد شد. در این تاریخ سواره نظام بختیار خلجی ، از امیران ترک دودمان مملوک ، که به تازگی در شمال هند مستقر شده بودند، سلسلة پادشاهان هندو را برانداختند (منهاج سراج ، ج 1، ص 548ـ560). بنگال از آن پس ایالتی از پادشاهی دهلی به شمار آمد و از این طریق ویژگیهای عمومی نهادهای ایرانی را که در حکومت عباسیان تکامل یافته بود، به ارث برد. مهمترین این ویژگیها عبارت بودند از: سنن پادشاهی و کشورداری دورة پیش از اسلام در ایران ؛ تکیة وسیع بر بردگان وارداتی برای خدمات خانگی ، نظامی و سیاسی ؛ و اقتصادِ بشدت وابسته به تجارت و پول . نهادهای سه گانة یاد شده ، حتی پس از آنکه امیران محلی در بنگال از تابعیت اربابان خود در دهلی سرباز زدند و در 743 سلطنت مستقلی در بنگال دایر کردند، به رشد خود ادامه داد. نهاد نخست یعنی پادشاهی و کشورداری ایرانی را از اوایل سدة هفتم تا حدود 818، که انقلابی با تمایلات بومی روی داد، در بنگال می توان دید. در دربار پایتختهای پاندوا و گور، سلطان مقدس شمرده شد و به رسم ایرانیان اسباب جاه و جلال سلطنتی فراهم آمد و به تقلید از شاهنشاهی ساسانی تشریفات درباری مفصلی اختیار کردند و در نظام دیوانسالاری سلسله مراتب برقرار گشت و اسلام دین رسمی شد. این نکته به وضوح در سکه های سلطنت بنگال دیده می شود. سایر موارد را نیز در مشاهدات مسافران بیگانه ، خاصه سفیرچین در دربار بنگال ، می توان دید (عبدالکریم ، ص 18). دومین نهاد ایرانی ، یعنی سپاه بردگان و طبقات ممتاز بردگان ، در بنگال نیز وجود داشت . غلامان خانگی عموماً بنگالیهای خَصّی شده بودند که به بازرگانان متمکن و مسلمانِ اهل پایتخت فروخته و یا به جای خراجِ درآمد اراضی مزروعی به دربار تقدیم می شدند (همبلی ، ص 125ـ129). از سوی دیگر، سلاطین بنگالی ارتشهای خود را از مسلمانان بیگانه تشکیل می دادند، زیرا در بنگال نیز مانند سایر نقاط دنیای ایرانی ، خاندان حاکم نتوانست اشرافیت سلطنتی به وجود آورد، ازینرو ناچار به ایجاد اشرافیت ساختگی مرکب از عناصر بیگانه و آواره دست زد. در بدایت امر، آنان ترکهایی بودند که از شمال هند به بنگال آورده می شدند و بسیاری از آنها در اصل ، از آسیای مرکزی برای سربازی به خدمت گرفته شده بودند. اما در اواسط سدة نهم ، سربازان سیاهپوست حبشی را نیز از افریقای شرقی و از راه دریا و بندر چتاگانگ به بنگال آوردند (همانجا). به همان صورت که در دورة عباسیان و ایران در سده های میانی روی داده بود، افزایش تعداد این پاسداران قصرها و ممالیک نفوذ آنان را بیشتر ساخت تا در 891 فرمانروایان خود را برانداختند و هفت سال در آنجا حکومت کردند (فرشته ، ج 2، ص 301). گرچه علاءالدین حسین شاه در 898 سلسلة قدرتمند جدیدی روی کار آورد، نفوذ ممالیک بیگانه تا فتح بنگال به دست اکبرشاه مغول در 984 در این خطه ادامه یافت . اقتصاد وابسته به پول و نظام دیوانسالاری نیز در اوایل سدة هشتم به بنگال وارد شد. این سومین ویژگی دنیای ایرانی ، ناحیة دلتا را بکلی دگرگون کرد. در واقع پیش از آمدن ترکهای ایرانی شده در 600، در بخش اعظم بنگال اصلاً سکة فلزی به کار نمی رفت ، هرچند نقرة ضرب نشدة فراوانی در اختیار شاهان هندوی این ناحیه قرار داشت . در واقع ، این ذخایر نقره از اسباب عمدة کشش ارتشهای مسلمانان در سده های هفتم و هشتم به بنگال بود. حکمرانان و فرماندهان از روی میزان درآمد حاصل از زمین ، که مجاز بودند تا برای تأمین هزینة قوای مسلّح نزد خود نگاه دارند، تعیین می شدند. درآمد زمین نیز به نوبة خود با تَنکة نقره ، پولی که حاکمان مسلمان بنگالی رایج کردند، مشخص می شد. بدین ترتیب ، نظام دیوانسالاری حقوق بگیر که پول مبنای مناسبات آن بود، به صورت میراث پایدار اقتصاد سیاسی قرون وسطایی ایرانی در بنگال به جا ماند. پیوندهای بنگال با ایران در سدة هفتم و اوایل هشتم در معماری این خطه نیز به روشنی بازتاب یافته است . برج چهوتا پاندوا که در اواخر سدة هفتم نزدیک کلکته ساخته شد، از قدیمترین بناهای تاریخی اسلامی است که در بنگال به جا مانده است . این انتقال معماری ایرانی و مضامین عقیدتی آن به بنگال در مسجد ظفرخان غازی نیز دیده می شد که در 697 در تریبنی ـ که در گذشته از مراکز مهم تمدن هندو در جنوب غربی دلتا بود ـ ساخته شده است (اشر، ص 135ـ136). معماری این مسجد با معماری بومی و سنتی بنگال فرق دارد و طاقها و گنبدهای آن به سبک معماری همان عصر در شمال هند است که به نوبة خود، شیوه ای را که در همان اوان در آسیای مرکزی «ایرانی شده » رایج بوده سرمشق قرار داده است . نشانه هایی از این جریان را در ادبیات و سکه ها و بناهای عظیم آن روزگار می توان دید (منهاج سراج ، ج 1، ص 559 ـ 560؛ لوویک ، ص 196ـ 208). بااینهمه ، در دهة 730، سلطة دهلی بر این استان شرقی رفته رفته ضعیف شد و در 743 شمس الدین الیاس شاه سلطنتی مستقل تأسیس کرد. این انقلاب موفقیت آمیز در هویت فرهنگی سلطنت بنگال عصر جدیدی آغاز کرد و شروع مرحله ای تازه در مناسباتش با ایران را نوید می داد. سکه ها و معماری این سلسله نشان می دهد که چگونه سلاطین آن می کوشیدند تا از سویی از سلطنت موروثی خود در دهلی فاصله بگیرند، و از سوی دیگر با نهاد خلافت و به طور کلی با دنیای فرهنگی ایرانی سازگار شوند (عبدالکریم ، همانجا). در 777، به فرمان سلطان سکندر، پسر و جانشین شمس الدین ، مسجد بزرگ آدینه بنا شد. ابعاد این مسجد که با سنگهای بتکده های ویران شده بناگردیده ، 172 در 97 متر و بزرگترین مسجد شبه قارة هند است (کرو ، ص 155ـ 164). جناح غربی مسجد، از داخل و خارج ، نمایی باشکوه دارد و سراسر دیوار غربی آن از تخته سنگ بریده شدة عظیمی است که فرورفتگیها و برآمدگیهای متناوب افقی و عمودیِ سطوح خارجی آن حالت سایه روشنی بدان بخشیده است . این دیوار که در معماری هندی و اسلامی سابقة روشنی ندارد، بیدرنگ نمای خارجی ایوان کسری را به خاطر می آورد. امتیاز برجستة مسجد آدینه ، طاق گهواره ای تویزه ای عظیمی است که روی شبستان مرکزی مسجد زده شده و پیش ازآن طاقی به این عظمت در هیچ جای هند سابقه نداشته است (ویلبر ، ص 146ـ147؛ کرو،ص 158). پادشاهان مسلمان بنگالی که در اواخر سدة هشتم و اوایل سدة نهم با شمال هند و خاورمیانه قطع ارتباط کرده بودند، برای دستیابی به آرمانهای عالی فرهنگی ، با اشتیاق به مغرب نظر دوخته بودند. برای مثال برکتیبة مسجد آدینه عبارت زیر در وصف سلطان سکندر نقش شده است : «سلطان همایون که در دانایی ، عدل ، بخشندگی و کمال سرآمد سلاطین عرب و عجم است » (س . احمد، ص 38). این سلطان بنگالی الگوی حکومت آرمانی خود را در نمونه های محلی حکومت در بنگال و یا در شمال هند نمی یافت ، بلکه در طرحها و سرمشقهایی می جست که در سنت سیاسی و معماری ایرانی ریشه داشت . بعلاوه ، پسر او سلطان غیاث الدین اعظم (ح 792ـ799)، کوشید تا حافظ شاعر بزرگ شیراز را راضی سازد به بنگال آمده ، زینت بخش دربار او گردد (براه ، ص 144). حافظ دعوت سلطان را نپذیرفت ، اما این رویداد به نیکوترین وجه نشان می دهد که دربار بنگال ـ که از زبان فارسی بسیار حمایت می کرد ـ به مغرب توجه داشت . در این زمان شماری از صوفیان برجسته نیز از حمایت سلطان برخوردار بودند؛ ممتازترین و پرنفوذترین آنان از فرقة چشتیه * بودند، از جمله شیخ علاءالحق (متوفی 800) و فرزند او شیخ نور قطب عالم (متوفی 863). مانند سایر نخبگان مسلمان که تبار خود را به حاشیة شرقی فلات ایران می رساندند، پدر شیخ علاءالحق از لاهور به بنگال مهاجرت کرده بود. در اوایل سدة نهم ، شورشی محلی به رهبری یکی از اشراف قدرتمند هندو به نام راجه گَنیش برضد نمادها و ابزار سلطة سیاسی اسلام در بنگال درگرفت . هرچند گنیش خود زمام اختیار را به دست نگرفت ، سلاطین دست نشانده ای را برتخت نشاند و از طریق آنان عملاً امور کشور را اداره کرد. سرانجام در 818 وی موفق شد پسرش سلطان جلال الدین محمدشاه (818 ـ836) را، ولو به نام یک سلطان مسلمان ، برتخت بنشاند (دنی ، 1952، ص 121ـ170). از این پس طبقة حاکم به ترویج و توسعة فرهنگی همت گماشت که فرهنگ بومی دلتای بنگال را به روشنی منعکس می ساخت . بنابراین ، عناصری چون صحن مسجد، حوض وضوخانه و مناره در مساجد این دوره دیده نمی شود و در واقع مساجد به صورت بناهای ساده و مختصری بایک نمازخانه و فضای باز و پوشیده از چمن درمی آید (همو، 1961، ص 26). مقبرة سلطان جلال الدین یا آرامگاه اِکلکهی در پاندوا نیز همة ویژگیهای سبک معماری جدید و محلی را آشکار می سازد: کف مربع شکل ، گنبد واحد، استفادة انحصاری از آجر برای ساختمان ، دیوارهای ستبر، برجهای هشت گوش توکار، قرنیزی قوس دار و استفادة بسیار از تزییناتی با گِل صورتگری . این عناصر معماری تا حد زیادی از سنت معماری بودایی در دورة پیش از اسلام در بنگال ، و تا اندازه ای از شیوه های محلی برای ساخت منازل ، بویژه کلبه های نی پوش ، الهام گرفته است (سنیال ، ص 416؛ حسن ، ص 120ـ124). این سبک معماری که تا پایان سدة دهم سلاطین بنگال از آن حمایت می کردند، به طور موقت فرهنگ ایرانی را تحت الشعاع قرار می داد. ما هوان سیاح چینی که در فاصلة 828 تا 835 از بنگال دیدن کرد، آورده است که بعضی درباریان زبان فارسی را می فهمند، اما زبان همگان بنگالی است (ص 161). آنگاه که اکبر امپراتور مغول (963ـ1014) دلتای بنگال را در 984 فتح کرد و توانست برای نخستین بار، پس از گذشت سه قرن ، باردیگر استانهای دوردست و باتلاقی هند را با شمال این کشور متحد سازد و فرهنگ و سرنوشت آنها را به هم پیوند دهد، این گرایش به فرهنگ محلی معکوس شد. این امر برای ورود دوبارة فرهنگ ایرانی به بنگال اهمیتی حیاتی داشت ، هرچند تا 1022 مغولها موفق نشدند امیران سرکش را به اطاعت خود درآورند و در نتیجه سراسر بنگال را ضمیمة قلمرو مغول سازند. ازینرو در 947 که به طور موقت وقفه ای در سلطة مغول در هند روی داد، همایون ، پدر اکبر، ناگزیر به ایران گریخت و به دربار شاه طهماسب صفوی پناه برد. در 952، هنگامی که همایون و درباریانش به هند بازگشتند، شمار بسیاری از هنرمندان و ادبای ایرانی را نیز به همراه خود آوردند، و این جمع اثری عمیق از فرهنگ صفوی در سدة دهم برشمال هند برجای گذاشتند. دومین جریان ورود تمدن ایرانی به بنگال را در گچکاری بناهای سلطنتی در داکا، پایتخت جدید مغولها در ایالت بنگال ، بویژه در کاخها و باغهای قلعة دل انگیز لال باغ که در این شهر واقع است ، می توان دید (اشر، ص 58ـ59، 63). از نظر اجتماعی ، بر اثر فتح این خطه به دست مغولها، شمار زیادی از دیوانیان ، سربازان ، ادبا و صوفیان که خود را از اشراف می دانستند به بنگال سرازیر شدند. آنان نخبگان مسلمان بنگال بودند و از آن تاریخ تاکنون بازماندگانشان بر امور سیاسی مسلمانان در این ناحیه سیطره دارند. این افراد شمال هند، افغانستان و خاصه ایران را خاستگاه نیاکان خود می دانند. در گزارشی که در دهة 1040 نوشته شده از مهاجرانی سخن رفته که بعداز پیروزی اکبر، در داکا، پایتخت ایالت بنگال ، مستقر شدند. همین منبع می افزاید که بیشتر صاحب منصبان دولت و اعیانی که دراین دهه در داکا زندگی می کردند، بیگانگانی بودند که خود یا اجدادشان از کشمیر، مشهد، تهران ، بدخشان ، مازندران یا گیلان به آنجا آمده بودند (حلیم ، ص 355ـ356). بسیاری از این مهاجران شیعه بودند و از نواحی بالای هند و یا اغلب به طورمستقیم از ایران و از راه خلیج فارس و خلیج بنگال به این ناحیه آمده بودند. به سبب افزایش ارتباطات از طریق اقیانوس هند در سدة یازدهم ، و نیز تا حدودی به دلیل زوال قدرت خاندان سلطنتی صفوی در اصفهان ، پس از آنکه مرشد قلی خان حاکم بنگال در فاصلة 1113ـ 1138 سلسله ای شیعی در بنگال تأسیس کرد، میزان این مهاجرتها به بالاترین حد رسید. از جمله مهاجران ایرانی برجسته در این دوره ، ابوالحسن گلستانه ، صاحب مجمع التواریخ بعد نادریه است که در 1169 به بنگال آمد (سرکار، ص 224،419). با ورود این دسته از مهاجران ، نخبگان قدیمی سیاسی بنگال که بیشتر افغانی بودند، از شهرها به نواحی دور افتاده تر در شرق و جنوب این خطه رانده شدند و به عنوان مهاجرنشین و اعیان محلی در این مناطق مستقر گردیدند (گاش ، ص 56؛ دوجریک ، ص 3ـ4، 32). بسیاری از دهکده های بنگال شرقی (بنگلادش کنونی ) را ظاهراً ماجراجویان افغانی احداث کرده اند که در نتیجة فتوحات مغولها در اوایل سدة یازدهم روستانشین شده بودند (قادر، ص 43ـ44). ایرانیان از طریق نظام عایداتی مغول نیز در بنگال نفوذ کردند. در دوران حکومت سلاطین مستقل بنگالی ، دیوان محاسبات این ناحیه به زبان بنگالی اداره می شد، اما مغولها نظامی دیوانی با خود آوردند که با رسوم و اصطلاحات دیوانی ایرانی آمیخته بود. مغولها مرتباً صاحب منصبان عالیرتبة خود را از ایالتی به ایالت دیگر منتقل می کردند و چون یگانه زبان مشترک این افراد در سراسر امپراتوری فارسی بود، گسترش حکومت مغول در هند همواره با اعزام این صاحب منصبان به نواحی جدید همراه بود، و چون دوران مأموریتشان کوتاه بود، کمتر فرصت داشتند زبان محلی را فراگیرند. در اوایل سدة دوازدهم ، یعنی در زمان مرشد قلی خان ، مقامات عالی مالیه به هندوانی که کاملاً با رسوم دیوانی ایرانی آشنا بودند نیز واگذار می شد. در این نظام ، کارگزاران محلی این مقامات تشویق می شدند که زبان فارسی بیاموزند. مغولها نظام اداری خود را در بنگال بسیار توسعه دادند. ازینرو دبیران و حسابداران محلی ، مسلمان یا هندو، ناچار بودند برای آنکه به استخدام دستگاه دولتی درآیند یامشاغل خود را حفظ کنند، فارسی بیاموزند؛ بدین ترتیب ، زبان فارسی بار دیگر در بنگال جای گرفت و دیوانیان هندو و مسلمان از آن حمایت کردند. افزون بر این ، در سدة دوازدهم بر تعداد طریقه های صوفیه در بنگال افزوده شد و آنها نیز ادبیات فارسی محلی را ـ هرچند در سطح متوسط ـ پرمایه تر کردند (سرکار، ص 223ـ224،410). از این گذشته ، در این ایام منظومه های عاشقانه مانند یوسف و زلیخا ی جامی و خمسة نظامی نیز وارد ادبیات مردم بنگالی شد و تصویرپردازی و واژگان فارسی و نیز جهان بینی سرشار از ارزشهای صوفیانه در عمق آن راه یافت (روی ، ص 90). در همین حال ، اتحاد مجدد مغولهای بنگال با شمال هند که به طور غیرمستقیم به پیوند دوباره با فرهنگ ایرانی انجامید، اختلافهای اجتماعی بین اشراف و توده های روستایی مسلمان را عمیقتر ساخت ـ توده هایی که از سدة هشتم بتدریج به جامعة ممتاز محلی که با جامعة اسلامی فرق داشت ، پیوسته بودند. اشراف رفته رفته نسبت به آداب مذهبی مسلمانان روستایی بدگمان شدند، زیرا آنان در تقدیس اولیای محلی و اعتقاد به کیشهای گوناگون زیاده روی می کردند (احمد، ص 5ـ27). در حالی که اشراف خود را صاحب اصل و نسب خارجی می دانستند و از زبانهای عربی و فارسی حمایت می کردند، «غیر اشراف » بنگالی خالص بودند و فقط به زبان بنگالی سخن می گفتند. علاوه بر این ، اشراف بیشتر شهرنشین بودند و شیوة زندگی کشاورزی را حقیر می شمردند، در حالی که «غیراشراف » مردمی روستایی بودند و با رغبت خود را کشتکار می خواندند. این تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی در شعر بنگالی نیز منعکس می شد و نویسندگان بنگالی اظهار می داشتند که بعضی از مسلمانان آنان را به سبب استفاده از زبان بنگالی و «هندی کردن » تعالیم اسلام ملامت می کنند (حق ، ص 121ـ122). این امر از برخورد بین اشراف ، که در اقلیت بودند و در عین حال اهرمهای قدرت اجتماعی و سیاسی بنگال را در دست داشتند، و اکثریت «غیر اشراف » حکایت می کند. از نظر این اکثریت ، بسیاری از شاعران بنگالی آگاهانه کوشیده بودند تا وسیلة انتقال تعالیم اسلامی به بنگال باشند. در خلال هفت سدة گذشته ، فرهنگ ایرانی تأثیر زیادی بر زندگی اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی بنگال داشته است . نظر به وسعت دامنة این تأثیر که از تماس مستمر با ایران حاصل آمده ، می توان گفت که بنگال به راستی منتهاالیه حد شرقی توسعة فرهنگ ایرانی است . دلیل استوار این گفته نفوذ عمیق لغات فارسی و عربی در زبان بنگالی است . در واژه نامه ای که به تازگی تالیف گردیده ، 186 ، 5 کلمه و عبارت که در اصل فارسی و عربی است و در زبان رایج بنگالی یافت می شود، فراهم آمده و یادآوری شده است که «این کلمات و ترکیبات چنان دگرگون شده و به صورت بنگالی درآمده اند که از حیث واج شناسی و تلفظ و املا بازشناختنی نیستند» (هلالی ، ص پنج ). به راستی نفوذ عمیق کلمات فارسی و عربی در واج شناسی و تلفظ املای زبان جدید بنگالی ، احتمالاً همچنان دلیل نهایی نفوذ طولانی و ریشه دار ایران بر ناحیة دلتای بنگال شمرده می شود. منابع : (23) محمدقاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، لکهنو 1864ـ 1865؛ (24) Abdul Karim. Corpus of the Muslim coins of Bengal, Dacca 1960; (25) R. Ahmed, The Bengal Muslims, 1871-1906: a quest for identity, Delhi 1981; (26) S. Ahmed, Inscriptions of Bengal IV , Rajshahi 1960; (27) C. B. Asher, "Inventory of key monuments", in The Islamic heritage of Bengal , ed. G. Michell, Paris 1984, 37-140; (28) M. I. Borah, "An account of the immigration of Persian poets into Bengal", Dacca University studies, 1, (1935), 141-150; (29) Y. Crowe, "Reflections on the Adina mosque at Pandua", in The Islamic heritage of Bengal , ed. G.Michell, Paris 1984; A. H. Dani, "The house of Raja Ganesa of Bengal", Journal of the Asiatic (30) Society of Bengal. Letters, 18/2, (1952); (31) idem, Muslim architecture in Bengal , Dacca 1961; (32) P. Du Jarric, Akbar and the Jesuits, ed., E. Denison Ross and E. Powell, tr., C. H. Payne, New Delhi 1979; (33) J. M. Ghosh, "An Afghan fortress in Mymensingh", Bengal past and present , 27 (1924), 56-58; (34) A. Halim, "An account of the celebrities of Bengal of the early years of Shahjahan's reign given by Muhammad Sadiq", Journal of the Pakistan Historical Society, 1 (1953), 338-356; (35) G. Hambly, "A note on the trade in eunuchs in Mughal Bengal", Journal of the American Oriental Society, 94/1 (1974); (36) M. E. Haq, Muslim Bengali literature, Karachi 1957; (37) P. Hasan, "Sultanate mosque-types in Bengladesh: origins and development", Ph. D. dissertation, Harvard University, 1984; (38) G. M. Hilali, Perso-Arabic elements in Bengali , Dacca 1967; (39) N. W. Lowick, " The horseman type of Bengal and the question of commemorative issues", Journal of the Numismatic Society of India, 35 (1973); (40) Ma Huan, Ying-yai Sheng-lan: "The overall survey of the ocean's shores ", tr., J. F. G. Mills, Cambridge 1970; (41) Minhaj Siraj, T ¤ abak ¤ a ¦ t-i Na ¦ s ¤ ir i ¦ , tr., H. G. Ravertu, London 1881-1899; (42) S. A. Qadir, Village Dhanishwar: three generations of man-land adjustment in an East Pakistan village, Comilla 1960; (43) A. Roy, The Islamic syncretistic tradition in Bengal, Princeton 1983; (44) H.Sanyal, "Religious architecture in Bengal (15th-17th centuries): a study of the major trends", in Indian History Congress. Proceedings, 32nd session, New Delhi, 1970, I, 413-422; (45) J. Sarkar, History of Bengal: Muslim period, 1200-1757, Patna 1977; (46) D. N. Wilber, The architecture of Islamic Iran. the Il-Khanid period, Princeton 1955. / ر. م . ایتن ، با اندکی تصرف از ( ایرانیکا )/ "> دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل «بنگلادش »؛ برتوکسی ، ج 1، ص 140). سراج الدین از شاگردان نظام الدین * اولیا، از نخستین کسانی بود که به تبلیغ و گسترش اسلام در بنگاله (و نیز بهار و آسام ) همت گماشت (قرن ششم ). همچنین شیخ جلال الدین * تبریزی پس از ورود به این سرزمین ، تا زمان مرگش در 642، شمار فراوانی از مردم بنگال را مسلمان کرد. نخستین مسلمانان این سرزمین از طبقات پایین جامعه بودند و اسلام در ابتدا بیشتر در روستاهای بنگال شرقی توسعه یافت . این امر بیش از هر چیز به سبب محرومیتها و مشقاتی بود که متولیان آیین هندو بر بومیان تحمیل می کردند. بیشتر مردم این سرزمین پیش از اسلام پیرو آیین هندو و بعضاً بودایی بودند (اسعدی ، همانجا؛ فرزین نیا، ص 52). ارادت و تکریم عمیق مردم بنگلادش نسبت به «پیر»ان صوفیه یا «شیخ »ها و اولیا را می توان از آثار این واقعیت تاریخی دانست . آرامگاههای صوفیان و روحانیان از قدیم بزرگترین مراکز دعا و نیایش و تعلیم اصول قرآن و سنت در بنگلادش بوده است . درگاه شاه جلال در سِلهِت ، درگاه شاه نعمت و درگاه منسوب به بایزید بسطامی در چیتاگنگ ، درگاه شاه مخدوم در پابنا، مزار میرپور در داکا و درگاه خان جهان علی در خولنا از مهمترین این مراکزند. حضور گستردة مردم مسلمان در عُرس (تجمعات مذهبی در مقابر مقدس صوفیان ) به هنگام اعیاد مذهبی شاهدی دیگر بر این مدعاست . تا به امروز رشد و توسعة اسلام در بنگلادش ، عمدتاً ثمرة کوشش و تبلیغ دو طریقة چِشتیه * و قادریه * بوده است . علما و صوفیان ، با حمایت سلاطین و حکام مسلمان ، مدرسه ها، مساجد و خانقاههایی دایر کردند و اساس یک جامعة اسلامی را بنا نهادند (فرزین نیا، ص 48ـ49؛ برتوکسی ؛ اسعدی ؛ د.اردو ، همانجاها). دومین مرحله از گسترش اسلام در بنگال شرقی از التقاط شکلهای عامه پسندِ اسلام و هندو شکل گرفته است . مذهبی عامه پسند و التقاطی که در آن پیران صوفی و قدّیسهای هندو هم از سوی هندوان و هم از سوی مسلمانان تکریم می شوند. به همین سیاق حکیمان و جادوگران بومی قدرت درمان بخشی خود را از قرآن و کریشنا، به طور یکسان ، می دانند. با وجود این ، شکاف قابل ملاحظه ای بین مذهب عامه پسندِ اکثریت مسلمانان روستایی و نخبگان مسلمان یا اشراف وجود دارد. نخبگان مسلمان ، به اقتضای زبان اردو و فارسی خود، به تفسیری از اسلام بر پایة آنچه که در شمال هند، ایران و عربستان وجود دارد، اعتقاد دارند. این شکاف از طریق رهبران مذهبی ، فلاسفه و شاعرانی که آثارشان معرّف اسلام است و با اهتمام آنها به یافتن مشابهات اسلام در هندوئیسم ، ترمیم می شود ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ > دایرة المعارف جهان سوم < ، ذیل «بنگلادش »). سومین مرحلة دگرگونی و گسترش اسلام در این سرزمین با شکل گیری جنبشهای اصلاح طلبانة اسلامی در قرن سیزدهم آغاز می شود. هدف اساسی این جنبشها پیرایش باورها و آداب اسلامی مسلمانان بنگالی از شائبه ها و خرافات بود. مهمترین آنها، جنبش فرائضیه به رهبری حاجی شریعت الله در 1233/1818 بود. این جنبش تا 1318/1900 در سراسر بنگال شرقی گسترش یافت . این جنبش در قالب حرکت استقلال طلبانة پاکستان ، نقش تردیدناپذیری در استقلال مسلمانان بنگال ایفا کرد. طریقة محمدیّه یکی دیگر از جنبشهای اصلاحی در شبه قاره بود که در 1243/1827 از سوی تیتومیر در بنگال رهبری شد. این جنبش همتای جنبش وهابیّت در عربستان بود. جنبش اهل حدیث که یکی از انشعابات آن است امروزه در مناطق شمالی بنگلادش پیروانی دارد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ برتوکسی ، ج 1، ص 140ـ141). منابع : (16) اردو دائرة معارف اسلامیّه ، لاهور 1384ـ1410/ 1964ـ1989، ذیل «بنگاله » (از علی اشرف )؛ (17) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران 1366ـ1369 ش ؛ (18) زیبا فرزین نیا، بنگلادش ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1373 ش ؛ (19) Peter J. Bertocci, "Bengalis", in Muslim peoples: a world ethnographic survey , ed. Richard V. Weekes, Westport, Connecticut 1984; (20) Encyclopedia of the Third World , rev. ed. by George Thomas Kurian, London 1982, s.v. (21) "Bangladesh"; (22) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Bangladesh" (by Peter J. Bertocci). / جواد کریمی / عناصر فرهنگ ایرانی اسلامی در بنگال . بنگال پناهگاه فرهنگ هند و ایرانی در منتهاالیه شرقی شبه قارة هند است . فرهنگ ایرانی از 600 به هند وارد شد. در این تاریخ سواره نظام بختیار خلجی ، از امیران ترک دودمان مملوک ، که به تازگی در شمال هند مستقر شده بودند، سلسلة پادشاهان هندو را برانداختند (منهاج سراج ، ج 1، ص 548ـ560). بنگال از آن پس ایالتی از پادشاهی دهلی به شمار آمد و از این طریق ویژگیهای عمومی نهادهای ایرانی را که در حکومت عباسیان تکامل یافته بود، به ارث برد. مهمترین این ویژگیها عبارت بودند از: سنن پادشاهی و کشورداری دورة پیش از اسلام در ایران ؛ تکیة وسیع بر بردگان وارداتی برای خدمات خانگی ، نظامی و سیاسی ؛ و اقتصادِ بشدت وابسته به تجارت و پول . نهادهای سه گانة یاد شده ، حتی پس از آنکه امیران محلی در بنگال از تابعیت اربابان خود در دهلی سرباز زدند و در 743 سلطنت مستقلی در بنگال دایر کردند، به رشد خود ادامه داد. نهاد نخست یعنی پادشاهی و کشورداری ایرانی را از اوایل سدة هفتم تا حدود 818، که انقلابی با تمایلات بومی روی داد، در بنگال می توان دید. در دربار پایتختهای پاندوا و گور، سلطان مقدس شمرده شد و به رسم ایرانیان اسباب جاه و جلال سلطنتی فراهم آمد و به تقلید از شاهنشاهی ساسانی تشریفات درباری مفصلی اختیار کردند و در نظام دیوانسالاری سلسله مراتب برقرار گشت و اسلام دین رسمی شد. این نکته به وضوح در سکه های سلطنت بنگال دیده می شود. سایر موارد را نیز در مشاهدات مسافران بیگانه ، خاصه سفیرچین در دربار بنگال ، می توان دید (عبدالکریم ، ص 18). دومین نهاد ایرانی ، یعنی سپاه بردگان و طبقات ممتاز بردگان ، در بنگال نیز وجود داشت . غلامان خانگی عموماً بنگالیهای خَصّی شده بودند که به بازرگانان متمکن و مسلمانِ اهل پایتخت فروخته و یا به جای خراجِ درآمد اراضی مزروعی به دربار تقدیم می شدند (همبلی ، ص 125ـ129). از سوی دیگر، سلاطین بنگالی ارتشهای خود را از مسلمانان بیگانه تشکیل می دادند، زیرا در بنگال نیز مانند سایر نقاط دنیای ایرانی ، خاندان حاکم نتوانست اشرافیت سلطنتی به وجود آورد، ازینرو ناچار به ایجاد اشرافیت ساختگی مرکب از عناصر بیگانه و آواره دست زد. در بدایت امر، آنان ترکهایی بودند که از شمال هند به بنگال آورده می شدند و بسیاری از آنها در اصل ، از آسیای مرکزی برای سربازی به خدمت گرفته شده بودند. اما در اواسط سدة نهم ، سربازان سیاهپوست حبشی را نیز از افریقای شرقی و از راه دریا و بندر چتاگانگ به بنگال آوردند (همانجا). به همان صورت که در دورة عباسیان و ایران در سده های میانی روی داده بود، افزایش تعداد این پاسداران قصرها و ممالیک نفوذ آنان را بیشتر ساخت تا در 891 فرمانروایان خود را برانداختند و هفت سال در آنجا حکومت کردند (فرشته ، ج 2، ص 301). گرچه علاءالدین حسین شاه در 898 سلسلة قدرتمند جدیدی روی کار آورد، نفوذ ممالیک بیگانه تا فتح بنگال به دست اکبرشاه مغول در 984 در این خطه ادامه یافت . اقتصاد وابسته به پول و نظام دیوانسالاری نیز در اوایل سدة هشتم به بنگال وارد شد. این سومین ویژگی دنیای ایرانی ، ناحیة دلتا را بکلی دگرگون کرد. در واقع پیش از آمدن ترکهای ایرانی شده در 600، در بخش اعظم بنگال اصلاً سکة فلزی به کار نمی رفت ، هرچند نقرة ضرب نشدة فراوانی در اختیار شاهان هندوی این ناحیه قرار داشت . در واقع ، این ذخایر نقره از اسباب عمدة کشش ارتشهای مسلمانان در سده های هفتم و هشتم به بنگال بود. حکمرانان و فرماندهان از روی میزان درآمد حاصل از زمین ، که مجاز بودند تا برای تأمین هزینة قوای مسلّح نزد خود نگاه دارند، تعیین می شدند. درآمد زمین نیز به نوبة خود با تَنکة نقره ، پولی که حاکمان مسلمان بنگالی رایج کردند، مشخص می شد. بدین ترتیب ، نظام دیوانسالاری حقوق بگیر که پول مبنای مناسبات آن بود، به صورت میراث پایدار اقتصاد سیاسی قرون وسطایی ایرانی در بنگال به جا ماند. پیوندهای بنگال با ایران در سدة هفتم و اوایل هشتم در معماری این خطه نیز به روشنی بازتاب یافته است . برج چهوتا پاندوا که در اواخر سدة هفتم نزدیک کلکته ساخته شد، از قدیمترین بناهای تاریخی اسلامی است که در بنگال به جا مانده است . این انتقال معماری ایرانی و مضامین عقیدتی آن به بنگال در مسجد ظفرخان غازی نیز دیده می شد که در 697 در تریبنی ـ که در گذشته از مراکز مهم تمدن هندو در جنوب غربی دلتا بود ـ ساخته شده است (اشر، ص 135ـ136). معماری این مسجد با معماری بومی و سنتی بنگال فرق دارد و طاقها و گنبدهای آن به سبک معماری همان عصر در شمال هند است که به نوبة خود، شیوه ای را که در همان اوان در آسیای مرکزی «ایرانی شده » رایج بوده سرمشق قرار داده است . نشانه هایی از این جریان را در ادبیات و سکه ها و بناهای عظیم آن روزگار می توان دید (منهاج سراج ، ج 1، ص 559 ـ 560؛ لوویک ، ص 196ـ 208). بااینهمه ، در دهة 730، سلطة دهلی بر این استان شرقی رفته رفته ضعیف شد و در 743 شمس الدین الیاس شاه سلطنتی مستقل تأسیس کرد. این انقلاب موفقیت آمیز در هویت فرهنگی سلطنت بنگال عصر جدیدی آغاز کرد و شروع مرحله ای تازه در مناسباتش با ایران را نوید می داد. سکه ها و معماری این سلسله نشان می دهد که چگونه سلاطین آن می کوشیدند تا از سویی از سلطنت موروثی خود در دهلی فاصله بگیرند، و از سوی دیگر با نهاد خلافت و به طور کلی با دنیای فرهنگی ایرانی سازگار شوند (عبدالکریم ، همانجا). در 777، به فرمان سلطان سکندر، پسر و جانشین شمس الدین ، مسجد بزرگ آدینه بنا شد. ابعاد این مسجد که با سنگهای بتکده های ویران شده بناگردیده ، 172 در 97 متر و بزرگترین مسجد شبه قارة هند است (کرو ، ص 155ـ 164). جناح غربی مسجد، از داخل و خارج ، نمایی باشکوه دارد و سراسر دیوار غربی آن از تخته سنگ بریده شدة عظیمی است که فرورفتگیها و برآمدگیهای متناوب افقی و عمودیِ سطوح خارجی آن حالت سایه روشنی بدان بخشیده است . این دیوار که در معماری هندی و اسلامی سابقة روشنی ندارد، بیدرنگ نمای خارجی ایوان کسری را به خاطر می آورد. امتیاز برجستة مسجد آدینه ، طاق گهواره ای تویزه ای عظیمی است که روی شبستان مرکزی مسجد زده شده و پیش ازآن طاقی به این عظمت در هیچ جای هند سابقه نداشته است (ویلبر ، ص 146ـ147؛ کرو،ص 158). پادشاهان مسلمان بنگالی که در اواخر سدة هشتم و اوایل سدة نهم با شمال هند و خاورمیانه قطع ارتباط کرده بودند، برای دستیابی به آرمانهای عالی فرهنگی ، با اشتیاق به مغرب نظر دوخته بودند. برای مثال برکتیبة مسجد آدینه عبارت زیر در وصف سلطان سکندر نقش شده است : «سلطان همایون که در دانایی ، عدل ، بخشندگی و کمال سرآمد سلاطین عرب و عجم است » (س . احمد، ص 38). این سلطان بنگالی الگوی حکومت آرمانی خود را در نمونه های محلی حکومت در بنگال و یا در شمال هند نمی یافت ، بلکه در طرحها و سرمشقهایی می جست که در سنت سیاسی و معماری ایرانی ریشه داشت . بعلاوه ، پسر او سلطان غیاث الدین اعظم (ح 792ـ799)، کوشید تا حافظ شاعر بزرگ شیراز را راضی سازد به بنگال آمده ، زینت بخش دربار او گردد (براه ، ص 144). حافظ دعوت سلطان را نپذیرفت ، اما این رویداد به نیکوترین وجه نشان می دهد که دربار بنگال ـ که از زبان فارسی بسیار حمایت می کرد ـ به مغرب توجه داشت . در این زمان شماری از صوفیان برجسته نیز از حمایت سلطان برخوردار بودند؛ ممتازترین و پرنفوذترین آنان از فرقة چشتیه * بودند، از جمله شیخ علاءالحق (متوفی 800) و فرزند او شیخ نور قطب عالم (متوفی 863). مانند سایر نخبگان مسلمان که تبار خود را به حاشیة شرقی فلات ایران می رساندند، پدر شیخ علاءالحق از لاهور به بنگال مهاجرت کرده بود. در اوایل سدة نهم ، شورشی محلی به رهبری یکی از اشراف قدرتمند هندو به نام راجه گَنیش برضد نمادها و ابزار سلطة سیاسی اسلام در بنگال درگرفت . هرچند گنیش خود زمام اختیار را به دست نگرفت ، سلاطین دست نشانده ای را برتخت نشاند و از طریق آنان عملاً امور کشور را اداره کرد. سرانجام در 818 وی موفق شد پسرش سلطان جلال الدین محمدشاه (818 ـ836) را، ولو به نام یک سلطان مسلمان ، برتخت بنشاند (دنی ، 1952، ص 121ـ170). از این پس طبقة حاکم به ترویج و توسعة فرهنگی همت گماشت که فرهنگ بومی دلتای بنگال را به روشنی منعکس می ساخت . بنابراین ، عناصری چون صحن مسجد، حوض وضوخانه و مناره در مساجد این دوره دیده نمی شود و در واقع مساجد به صورت بناهای ساده و مختصری بایک نمازخانه و فضای باز و پوشیده از چمن درمی آید (همو، 1961، ص 26). مقبرة سلطان جلال الدین یا آرامگاه اِکلکهی در پاندوا نیز همة ویژگیهای سبک معماری جدید و محلی را آشکار می سازد: کف مربع شکل ، گنبد واحد، استفادة انحصاری از آجر برای ساختمان ، دیوارهای ستبر، برجهای هشت گوش توکار، قرنیزی قوس دار و استفادة بسیار از تزییناتی با گِل صورتگری . این عناصر معماری تا حد زیادی از سنت معماری بودایی در دورة پیش از اسلام در بنگال ، و تا اندازه ای از شیوه های محلی برای ساخت منازل ، بویژه کلبه های نی پوش ، الهام گرفته است (سنیال ، ص 416؛ حسن ، ص 120ـ124). این سبک معماری که تا پایان سدة دهم سلاطین بنگال از آن حمایت می کردند، به طور موقت فرهنگ ایرانی را تحت الشعاع قرار می داد. ما هوان سیاح چینی که در فاصلة 828 تا 835 از بنگال دیدن کرد، آورده است که بعضی درباریان زبان فارسی را می فهمند، اما زبان همگان بنگالی است (ص 161). آنگاه که اکبر امپراتور مغول (963ـ1014) دلتای بنگال را در 984 فتح کرد و توانست برای نخستین بار، پس از گذشت سه قرن ، باردیگر استانهای دوردست و باتلاقی هند را با شمال این کشور متحد سازد و فرهنگ و سرنوشت آنها را به هم پیوند دهد، این گرایش به فرهنگ محلی معکوس شد. این امر برای ورود دوبارة فرهنگ ایرانی به بنگال اهمیتی حیاتی داشت ، هرچند تا 1022 مغولها موفق نشدند امیران سرکش را به اطاعت خود درآورند و در نتیجه سراسر بنگال را ضمیمة قلمرو مغول سازند. ازینرو در 947 که به طور موقت وقفه ای در سلطة مغول در هند روی داد، همایون ، پدر اکبر، ناگزیر به ایران گریخت و به دربار شاه طهماسب صفوی پناه برد. در 952، هنگامی که همایون و درباریانش به هند بازگشتند، شمار بسیاری از هنرمندان و ادبای ایرانی را نیز به همراه خود آوردند، و این جمع اثری عمیق از فرهنگ صفوی در سدة دهم برشمال هند برجای گذاشتند. دومین جریان ورود تمدن ایرانی به بنگال را در گچکاری بناهای سلطنتی در داکا، پایتخت جدید مغولها در ایالت بنگال ، بویژه در کاخها و باغهای قلعة دل انگیز لال باغ که در این شهر واقع است ، می توان دید (اشر، ص 58ـ59، 63). از نظر اجتماعی ، بر اثر فتح این خطه به دست مغولها، شمار زیادی از دیوانیان ، سربازان ، ادبا و صوفیان که خود را از اشراف می دانستند به بنگال سرازیر شدند. آنان نخبگان مسلمان بنگال بودند و از آن تاریخ تاکنون بازماندگانشان بر امور سیاسی مسلمانان در این ناحیه سیطره دارند. این افراد شمال هند، افغانستان و خاصه ایران را خاستگاه نیاکان خود می دانند. در گزارشی که در دهة 1040 نوشته شده از مهاجرانی سخن رفته که بعداز پیروزی اکبر، در داکا، پایتخت ایالت بنگال ، مستقر شدند. همین منبع می افزاید که بیشتر صاحب منصبان دولت و اعیانی که دراین دهه در داکا زندگی می کردند، بیگانگانی بودند که خود یا اجدادشان از کشمیر، مشهد، تهران ، بدخشان ، مازندران یا گیلان به آنجا آمده بودند (حلیم ، ص 355ـ356). بسیاری از این مهاجران شیعه بودند و از نواحی بالای هند و یا اغلب به طورمستقیم از ایران و از راه خلیج فارس و خلیج بنگال به این ناحیه آمده بودند. به سبب افزایش ارتباطات از طریق اقیانوس هند در سدة یازدهم ، و نیز تا حدودی به دلیل زوال قدرت خاندان سلطنتی صفوی در اصفهان ، پس از آنکه مرشد قلی خان حاکم بنگال در فاصلة 1113ـ 1138 سلسله ای شیعی در بنگال تأسیس کرد، میزان این مهاجرتها به بالاترین حد رسید. از جمله مهاجران ایرانی برجسته در این دوره ، ابوالحسن گلستانه ، صاحب مجمع التواریخ بعد نادریه است که در 1169 به بنگال آمد (سرکار، ص 224،419). با ورود این دسته از مهاجران ، نخبگان قدیمی سیاسی بنگال که بیشتر افغانی بودند، از شهرها به نواحی دور افتاده تر در شرق و جنوب این خطه رانده شدند و به عنوان مهاجرنشین و اعیان محلی در این مناطق مستقر گردیدند (گاش ، ص 56؛ دوجریک ، ص 3ـ4، 32). بسیاری از دهکده های بنگال شرقی (بنگلادش کنونی ) را ظاهراً ماجراجویان افغانی احداث کرده اند که در نتیجة فتوحات مغولها در اوایل سدة یازدهم روستانشین شده بودند (قادر، ص 43ـ44). ایرانیان از طریق نظام عایداتی مغول نیز در بنگال نفوذ کردند. در دوران حکومت سلاطین مستقل بنگالی ، دیوان محاسبات این ناحیه به زبان بنگالی اداره می شد، اما مغولها نظامی دیوانی با خود آوردند که با رسوم و اصطلاحات دیوانی ایرانی آمیخته بود. مغولها مرتباً صاحب منصبان عالیرتبة خود را از ایالتی به ایالت دیگر منتقل می کردند و چون یگانه زبان مشترک این افراد در سراسر امپراتوری فارسی بود، گسترش حکومت مغول در هند همواره با اعزام این صاحب منصبان به نواحی جدید همراه بود، و چون دوران مأموریتشان کوتاه بود، کمتر فرصت داشتند زبان محلی را فراگیرند. در اوایل سدة دوازدهم ، یعنی در زمان مرشد قلی خان ، مقامات عالی مالیه به هندوانی که کاملاً با رسوم دیوانی ایرانی آشنا بودند نیز واگذار می شد. در این نظام ، کارگزاران محلی این مقامات تشویق می شدند که زبان فارسی بیاموزند. مغولها نظام اداری خود را در بنگال بسیار توسعه دادند. ازینرو دبیران و حسابداران محلی ، مسلمان یا هندو، ناچار بودند برای آنکه به استخدام دستگاه دولتی درآیند یامشاغل خود را حفظ کنند، فارسی بیاموزند؛ بدین ترتیب ، زبان فارسی بار دیگر در بنگال جای گرفت و دیوانیان هندو و مسلمان از آن حمایت کردند. افزون بر این ، در سدة دوازدهم بر تعداد طریقه های صوفیه در بنگال افزوده شد و آنها نیز ادبیات فارسی محلی را ـ هرچند در سطح متوسط ـ پرمایه تر کردند (سرکار، ص 223ـ224،410). از این گذشته ، در این ایام منظومه های عاشقانه مانند یوسف و زلیخا ی جامی و خمسة نظامی نیز وارد ادبیات مردم بنگالی شد و تصویرپردازی و واژگان فارسی و نیز جهان بینی سرشار از ارزشهای صوفیانه در عمق آن راه یافت (روی ، ص 90). در همین حال ، اتحاد مجدد مغولهای بنگال با شمال هند که به طور غیرمستقیم به پیوند دوباره با فرهنگ ایرانی انجامید، اختلافهای اجتماعی بین اشراف و توده های روستایی مسلمان را عمیقتر ساخت ـ توده هایی که از سدة هشتم بتدریج به جامعة ممتاز محلی که با جامعة اسلامی فرق داشت ، پیوسته بودند. اشراف رفته رفته نسبت به آداب مذهبی مسلمانان روستایی بدگمان شدند، زیرا آنان در تقدیس اولیای محلی و اعتقاد به کیشهای گوناگون زیاده روی می کردند (احمد، ص 5ـ27). در حالی که اشراف خود را صاحب اصل و نسب خارجی می دانستند و از زبانهای عربی و فارسی حمایت می کردند، «غیر اشراف » بنگالی خالص بودند و فقط به زبان بنگالی سخن می گفتند. علاوه بر این ، اشراف بیشتر شهرنشین بودند و شیوة زندگی کشاورزی را حقیر می شمردند، در حالی که «غیراشراف » مردمی روستایی بودند و با رغبت خود را کشتکار می خواندند. این تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی در شعر بنگالی نیز منعکس می شد و نویسندگان بنگالی اظهار می داشتند که بعضی از مسلمانان آنان را به سبب استفاده از زبان بنگالی و «هندی کردن » تعالیم اسلام ملامت می کنند (حق ، ص 121ـ122). این امر از برخورد بین اشراف ، که در اقلیت بودند و در عین حال اهرمهای قدرت اجتماعی و سیاسی بنگال را در دست داشتند، و اکثریت «غیر اشراف » حکایت می کند. از نظر این اکثریت ، بسیاری از شاعران بنگالی آگاهانه کوشیده بودند تا وسیلة انتقال تعالیم اسلامی به بنگال باشند. در خلال هفت سدة گذشته ، فرهنگ ایرانی تأثیر زیادی بر زندگی اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی بنگال داشته است . نظر به وسعت دامنة این تأثیر که از تماس مستمر با ایران حاصل آمده ، می توان گفت که بنگال به راستی منتهاالیه حد شرقی توسعة فرهنگ ایرانی است . دلیل استوار این گفته نفوذ عمیق لغات فارسی و عربی در زبان بنگالی است . در واژه نامه ای که به تازگی تالیف گردیده ، 186 ، 5 کلمه و عبارت که در اصل فارسی و عربی است و در زبان رایج بنگالی یافت می شود، فراهم آمده و یادآوری شده است که «این کلمات و ترکیبات چنان دگرگون شده و به صورت بنگالی درآمده اند که از حیث واج شناسی و تلفظ و املا بازشناختنی نیستند» (هلالی ، ص پنج ). به راستی نفوذ عمیق کلمات فارسی و عربی در واج شناسی و تلفظ املای زبان جدید بنگالی ، احتمالاً همچنان دلیل نهایی نفوذ طولانی و ریشه دار ایران بر ناحیة دلتای بنگال شمرده می شود. منابع : (23) محمدقاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، لکهنو 1864ـ 1865؛ (24) Abdul Karim. Corpus of the Muslim coins of Bengal, Dacca 1960; (25) R. Ahmed, The Bengal Muslims, 1871-1906: a quest for identity, Delhi 1981; (26) S. Ahmed, Inscriptions of Bengal IV , Rajshahi 1960; (27) C. B. Asher, "Inventory of key monuments", in The Islamic heritage of Bengal , ed. G. Michell, Paris 1984, 37-140; (28) M. I. Borah, "An account of the immigration of Persian poets into Bengal", Dacca University studies, 1, (1935), 141-150; (29) Y. Crowe, "Reflections on the Adina mosque at Pandua", in The Islamic heritage of Bengal , ed. G.Michell, Paris 1984; A. H. Dani, "The house of Raja Ganesa of Bengal", Journal of the Asiatic (30) Society of Bengal. Letters, 18/2, (1952); (31) idem, Muslim architecture in Bengal , Dacca 1961; (32) P. Du Jarric, Akbar and the Jesuits, ed., E. Denison Ross and E. Powell, tr., C. H. Payne, New Delhi 1979; (33) J. M. Ghosh, "An Afghan fortress in Mymensingh", Bengal past and present , 27 (1924), 56-58; (34) A. Halim, "An account of the celebrities of Bengal of the early years of Shahjahan's reign given by Muhammad Sadiq", Journal of the Pakistan Historical Society, 1 (1953), 338-356; (35) G. Hambly, "A note on the trade in eunuchs in Mughal Bengal", Journal of the American Oriental Society, 94/1 (1974); (36) M. E. Haq, Muslim Bengali literature, Karachi 1957; (37) P. Hasan, "Sultanate mosque-types in Bengladesh: origins and development", Ph. D. dissertation, Harvard University, 1984; (38) G. M. Hilali, Perso-Arabic elements in Bengali , Dacca 1967; (39) N. W. Lowick, " The horseman type of Bengal and the question of commemorative issues", Journal of the Numismatic Society of India, 35 (1973); (40) Ma Huan, Ying-yai Sheng-lan: "The overall survey of the ocean's shores ", tr., J. F. G. Mills, Cambridge 1970; (41) Minhaj Siraj, T ¤ abak ¤ a ¦ t-i Na ¦ s ¤ ir i ¦ , tr., H. G. Ravertu, London 1881-1899; (42) S. A. Qadir, Village Dhanishwar: three generations of man-land adjustment in an East Pakistan village, Comilla 1960; (43) A. Roy, The Islamic syncretistic tradition in Bengal, Princeton 1983; (44) H.Sanyal, "Religious architecture in Bengal (15th-17th centuries): a study of the major trends", in Indian History Congress. Proceedings, 32nd session, New Delhi, 1970, I, 413-422; (45) J. Sarkar, History of Bengal: Muslim period, 1200-1757, Patna 1977; (46) D. N. Wilber, The architecture of Islamic Iran. the Il-Khanid period, Princeton 1955. / ر. م . ایتن ، با اندکی تصرف از ( ایرانیکا )/ "> دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل «بنگلادش »؛ برتوکسی ، ج 1، ص 140). سراج الدین از شاگردان نظام الدین * اولیا، از نخستین کسانی بود که به تبلیغ و گسترش اسلام در بنگاله (و نیز بهار و آسام ) همت گماشت (قرن ششم ). همچنین شیخ جلال الدین * تبریزی پس از ورود به این سرزمین ، تا زمان مرگش در 642، شمار فراوانی از مردم بنگال را مسلمان کرد. نخستین مسلمانان این سرزمین از طبقات پایین جامعه بودند و اسلام در ابتدا بیشتر در روستاهای بنگال شرقی توسعه یافت . این امر بیش از هر چیز به سبب محرومیتها و مشقاتی بود که متولیان آیین هندو بر بومیان تحمیل می کردند. بیشتر مردم این سرزمین پیش از اسلام پیرو آیین هندو و بعضاً بودایی بودند (اسعدی ، همانجا؛ فرزین نیا، ص 52). ارادت و تکریم عمیق مردم بنگلادش نسبت به «پیر»ان صوفیه یا «شیخ »ها و اولیا را می توان از آثار این واقعیت تاریخی دانست . آرامگاههای صوفیان و روحانیان از قدیم بزرگترین مراکز دعا و نیایش و تعلیم اصول قرآن و سنت در بنگلادش بوده است . درگاه شاه جلال در سِلهِت ، درگاه شاه نعمت و درگاه منسوب به بایزید بسطامی در چیتاگنگ ، درگاه شاه مخدوم در پابنا، مزار میرپور در داکا و درگاه خان جهان علی در خولنا از مهمترین این مراکزند. حضور گستردة مردم مسلمان در عُرس (تجمعات مذهبی در مقابر مقدس صوفیان ) به هنگام اعیاد مذهبی شاهدی دیگر بر این مدعاست . تا به امروز رشد و توسعة اسلام در بنگلادش ، عمدتاً ثمرة کوشش و تبلیغ دو طریقة چِشتیه * و قادریه * بوده است . علما و صوفیان ، با حمایت سلاطین و حکام مسلمان ، مدرسه ها، مساجد و خانقاههایی دایر کردند و اساس یک جامعة اسلامی را بنا نهادند (فرزین نیا، ص 48ـ49؛ برتوکسی ؛ اسعدی ؛ د.اردو ، همانجاها). دومین مرحله از گسترش اسلام در بنگال شرقی از التقاط شکلهای عامه پسندِ اسلام و هندو شکل گرفته است . مذهبی عامه پسند و التقاطی که در آن پیران صوفی و قدّیسهای هندو هم از سوی هندوان و هم از سوی مسلمانان تکریم می شوند. به همین سیاق حکیمان و جادوگران بومی قدرت درمان بخشی خود را از قرآن و کریشنا، به طور یکسان ، می دانند. با وجود این ، شکاف قابل ملاحظه ای بین مذهب عامه پسندِ اکثریت مسلمانان روستایی و نخبگان مسلمان یا اشراف وجود دارد. نخبگان مسلمان ، به اقتضای زبان اردو و فارسی خود، به تفسیری از اسلام بر پایة آنچه که در شمال هند، ایران و عربستان وجود دارد، اعتقاد دارند. این شکاف از طریق رهبران مذهبی ، فلاسفه و شاعرانی که آثارشان معرّف اسلام است و با اهتمام آنها به یافتن مشابهات اسلام در هندوئیسم ، ترمیم می شود ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ > دایرة المعارف جهان سوم < ، ذیل «بنگلادش »). سومین مرحلة دگرگونی و گسترش اسلام در این سرزمین با شکل گیری جنبشهای اصلاح طلبانة اسلامی در قرن سیزدهم آغاز می شود. هدف اساسی این جنبشها پیرایش باورها و آداب اسلامی مسلمانان بنگالی از شائبه ها و خرافات بود. مهمترین آنها، جنبش فرائضیه به رهبری حاجی شریعت الله در 1233/1818 بود. این جنبش تا 1318/1900 در سراسر بنگال شرقی گسترش یافت . این جنبش در قالب حرکت استقلال طلبانة پاکستان ، نقش تردیدناپذیری در استقلال مسلمانان بنگال ایفا کرد. طریقة محمدیّه یکی دیگر از جنبشهای اصلاحی در شبه قاره بود که در 1243/1827 از سوی تیتومیر در بنگال رهبری شد. این جنبش همتای جنبش وهابیّت در عربستان بود. جنبش اهل حدیث که یکی از انشعابات آن است امروزه در مناطق شمالی بنگلادش پیروانی دارد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ برتوکسی ، ج 1، ص 140ـ141). منابع : (16) اردو دائرة معارف اسلامیّه ، لاهور 1384ـ1410/ 1964ـ1989، ذیل «بنگاله » (از علی اشرف )؛ (17) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران 1366ـ1369 ش ؛ (18) زیبا فرزین نیا، بنگلادش ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1373 ش ؛ (19) Peter J. Bertocci, "Bengalis", in Muslim peoples: a world ethnographic survey , ed. Richard V. Weekes, Westport, Connecticut 1984; (20) Encyclopedia of the Third World , rev. ed. by George Thomas Kurian, London 1982, s.v. (21) "Bangladesh"; (22) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Bangladesh" (by Peter J. Bertocci). / جواد کریمی / عناصر فرهنگ ایرانی اسلامی در بنگال . بنگال پناهگاه فرهنگ هند و ایرانی در منتهاالیه شرقی شبه قارة هند است . فرهنگ ایرانی از 600 به هند وارد شد. در این تاریخ سواره نظام بختیار خلجی ، از امیران ترک دودمان مملوک ، که به تازگی در شمال هند مستقر شده بودند، سلسلة پادشاهان هندو را برانداختند (منهاج سراج ، ج 1، ص 548ـ560). بنگال از آن پس ایالتی از پادشاهی دهلی به شمار آمد و از این طریق ویژگیهای عمومی نهادهای ایرانی را که در حکومت عباسیان تکامل یافته بود، به ارث برد. مهمترین این ویژگیها عبارت بودند از: سنن پادشاهی و کشورداری دورة پیش از اسلام در ایران ؛ تکیة وسیع بر بردگان وارداتی برای خدمات خانگی ، نظامی و سیاسی ؛ و اقتصادِ بشدت وابسته به تجارت و پول . نهادهای سه گانة یاد شده ، حتی پس از آنکه امیران محلی در بنگال از تابعیت اربابان خود در دهلی سرباز زدند و در 743 سلطنت مستقلی در بنگال دایر کردند، به رشد خود ادامه داد. نهاد نخست یعنی پادشاهی و کشورداری ایرانی را از اوایل سدة هفتم تا حدود 818، که انقلابی با تمایلات بومی روی داد، در بنگال می توان دید. در دربار پایتختهای پاندوا و گور، سلطان مقدس شمرده شد و به رسم ایرانیان اسباب جاه و جلال سلطنتی فراهم آمد و به تقلید از شاهنشاهی ساسانی تشریفات درباری مفصلی اختیار کردند و در نظام دیوانسالاری سلسله مراتب برقرار گشت و اسلام دین رسمی شد. این نکته به وضوح در سکه های سلطنت بنگال دیده می شود. سایر موارد را نیز در مشاهدات مسافران بیگانه ، خاصه سفیرچین در دربار بنگال ، می توان دید (عبدالکریم ، ص 18). دومین نهاد ایرانی ، یعنی سپاه بردگان و طبقات ممتاز بردگان ، در بنگال نیز وجود داشت . غلامان خانگی عموماً بنگالیهای خَصّی شده بودند که به بازرگانان متمکن و مسلمانِ اهل پایتخت فروخته و یا به جای خراجِ درآمد اراضی مزروعی به دربار تقدیم می شدند (همبلی ، ص 125ـ129). از سوی دیگر، سلاطین بنگالی ارتشهای خود را از مسلمانان بیگانه تشکیل می دادند، زیرا در بنگال نیز مانند سایر نقاط دنیای ایرانی ، خاندان حاکم نتوانست اشرافیت سلطنتی به وجود آورد، ازینرو ناچار به ایجاد اشرافیت ساختگی مرکب از عناصر بیگانه و آواره دست زد. در بدایت امر، آنان ترکهایی بودند که از شمال هند به بنگال آورده می شدند و بسیاری از آنها در اصل ، از آسیای مرکزی برای سربازی به خدمت گرفته شده بودند. اما در اواسط سدة نهم ، سربازان سیاهپوست حبشی را نیز از افریقای شرقی و از راه دریا و بندر چتاگانگ به بنگال آوردند (همانجا). به همان صورت که در دورة عباسیان و ایران در سده های میانی روی داده بود، افزایش تعداد این پاسداران قصرها و ممالیک نفوذ آنان را بیشتر ساخت تا در 891 فرمانروایان خود را برانداختند و هفت سال در آنجا حکومت کردند (فرشته ، ج 2، ص 301). گرچه علاءالدین حسین شاه در 898 سلسلة قدرتمند جدیدی روی کار آورد، نفوذ ممالیک بیگانه تا فتح بنگال به دست اکبرشاه مغول در 984 در این خطه ادامه یافت . اقتصاد وابسته به پول و نظام دیوانسالاری نیز در اوایل سدة هشتم به بنگال وارد شد. این سومین ویژگی دنیای ایرانی ، ناحیة دلتا را بکلی دگرگون کرد. در واقع پیش از آمدن ترکهای ایرانی شده در 600، در بخش اعظم بنگال اصلاً سکة فلزی به کار نمی رفت ، هرچند نقرة ضرب نشدة فراوانی در اختیار شاهان هندوی این ناحیه قرار داشت . در واقع ، این ذخایر نقره از اسباب عمدة کشش ارتشهای مسلمانان در سده های هفتم و هشتم به بنگال بود. حکمرانان و فرماندهان از روی میزان درآمد حاصل از زمین ، که مجاز بودند تا برای تأمین هزینة قوای مسلّح نزد خود نگاه دارند، تعیین می شدند. درآمد زمین نیز به نوبة خود با تَنکة نقره ، پولی که حاکمان مسلمان بنگالی رایج کردند، مشخص می شد. بدین ترتیب ، نظام دیوانسالاری حقوق بگیر که پول مبنای مناسبات آن بود، به صورت میراث پایدار اقتصاد سیاسی قرون وسطایی ایرانی در بنگال به جا ماند. پیوندهای بنگال با ایران در سدة هفتم و اوایل هشتم در معماری این خطه نیز به روشنی بازتاب یافته است . برج چهوتا پاندوا که در اواخر سدة هفتم نزدیک کلکته ساخته شد، از قدیمترین بناهای تاریخی اسلامی است که در بنگال به جا مانده است . این انتقال معماری ایرانی و مضامین عقیدتی آن به بنگال در مسجد ظفرخان غازی نیز دیده می شد که در 697 در تریبنی ـ که در گذشته از مراکز مهم تمدن هندو در جنوب غربی دلتا بود ـ ساخته شده است (اشر، ص 135ـ136). معماری این مسجد با معماری بومی و سنتی بنگال فرق دارد و طاقها و گنبدهای آن به سبک معماری همان عصر در شمال هند است که به نوبة خود، شیوه ای را که در همان اوان در آسیای مرکزی «ایرانی شده » رایج بوده سرمشق قرار داده است . نشانه هایی از این جریان را در ادبیات و سکه ها و بناهای عظیم آن روزگار می توان دید (منهاج سراج ، ج 1، ص 559 ـ 560؛ لوویک ، ص 196ـ 208). بااینهمه ، در دهة 730، سلطة دهلی بر این استان شرقی رفته رفته ضعیف شد و در 743 شمس الدین الیاس شاه سلطنتی مستقل تأسیس کرد. این انقلاب موفقیت آمیز در هویت فرهنگی سلطنت بنگال عصر جدیدی آغاز کرد و شروع مرحله ای تازه در مناسباتش با ایران را نوید می داد. سکه ها و معماری این سلسله نشان می دهد که چگونه سلاطین آن می کوشیدند تا از سویی از سلطنت موروثی خود در دهلی فاصله بگیرند، و از سوی دیگر با نهاد خلافت و به طور کلی با دنیای فرهنگی ایرانی سازگار شوند (عبدالکریم ، همانجا). در 777، به فرمان سلطان سکندر، پسر و جانشین شمس الدین ، مسجد بزرگ آدینه بنا شد. ابعاد این مسجد که با سنگهای بتکده های ویران شده بناگردیده ، 172 در 97 متر و بزرگترین مسجد شبه قارة هند است (کرو ، ص 155ـ 164). جناح غربی مسجد، از داخل و خارج ، نمایی باشکوه دارد و سراسر دیوار غربی آن از تخته سنگ بریده شدة عظیمی است که فرورفتگیها و برآمدگیهای متناوب افقی و عمودیِ سطوح خارجی آن حالت سایه روشنی بدان بخشیده است . این دیوار که در معماری هندی و اسلامی سابقة روشنی ندارد، بیدرنگ نمای خارجی ایوان کسری را به خاطر می آورد. امتیاز برجستة مسجد آدینه ، طاق گهواره ای تویزه ای عظیمی است که روی شبستان مرکزی مسجد زده شده و پیش ازآن طاقی به این عظمت در هیچ جای هند سابقه نداشته است (ویلبر ، ص 146ـ147؛ کرو،ص 158). پادشاهان مسلمان بنگالی که در اواخر سدة هشتم و اوایل سدة نهم با شمال هند و خاورمیانه قطع ارتباط کرده بودند، برای دستیابی به آرمانهای عالی فرهنگی ، با اشتیاق به مغرب نظر دوخته بودند. برای مثال برکتیبة مسجد آدینه عبارت زیر در وصف سلطان سکندر نقش شده است : «سلطان همایون که در دانایی ، عدل ، بخشندگی و کمال سرآمد سلاطین عرب و عجم است » (س . احمد، ص 38). این سلطان بنگالی الگوی حکومت آرمانی خود را در نمونه های محلی حکومت در بنگال و یا در شمال هند نمی یافت ، بلکه در طرحها و سرمشقهایی می جست که در سنت سیاسی و معماری ایرانی ریشه داشت . بعلاوه ، پسر او سلطان غیاث الدین اعظم (ح 792ـ799)، کوشید تا حافظ شاعر بزرگ شیراز را راضی سازد به بنگال آمده ، زینت بخش دربار او گردد (براه ، ص 144). حافظ دعوت سلطان را نپذیرفت ، اما این رویداد به نیکوترین وجه نشان می دهد که دربار بنگال ـ که از زبان فارسی بسیار حمایت می کرد ـ به مغرب توجه داشت . در این زمان شماری از صوفیان برجسته نیز از حمایت سلطان برخوردار بودند؛ ممتازترین و پرنفوذترین آنان از فرقة چشتیه * بودند، از جمله شیخ علاءالحق (متوفی 800) و فرزند او شیخ نور قطب عالم (متوفی 863). مانند سایر نخبگان مسلمان که تبار خود را به حاشیة شرقی فلات ایران می رساندند، پدر شیخ علاءالحق از لاهور به بنگال مهاجرت کرده بود. در اوایل سدة نهم ، شورشی محلی به رهبری یکی از اشراف قدرتمند هندو به نام راجه گَنیش برضد نمادها و ابزار سلطة سیاسی اسلام در بنگال درگرفت . هرچند گنیش خود زمام اختیار را به دست نگرفت ، سلاطین دست نشانده ای را برتخت نشاند و از طریق آنان عملاً امور کشور را اداره کرد. سرانجام در 818 وی موفق شد پسرش سلطان جلال الدین محمدشاه (818 ـ836) را، ولو به نام یک سلطان مسلمان ، برتخت بنشاند (دنی ، 1952، ص 121ـ170). از این پس طبقة حاکم به ترویج و توسعة فرهنگی همت گماشت که فرهنگ بومی دلتای بنگال را به روشنی منعکس می ساخت . بنابراین ، عناصری چون صحن مسجد، حوض وضوخانه و مناره در مساجد این دوره دیده نمی شود و در واقع مساجد به صورت بناهای ساده و مختصری بایک نمازخانه و فضای باز و پوشیده از چمن درمی آید (همو، 1961، ص 26). مقبرة سلطان جلال الدین یا آرامگاه اِکلکهی در پاندوا نیز همة ویژگیهای سبک معماری جدید و محلی را آشکار می سازد: کف مربع شکل ، گنبد واحد، استفادة انحصاری از آجر برای ساختمان ، دیوارهای ستبر، برجهای هشت گوش توکار، قرنیزی قوس دار و استفادة بسیار از تزییناتی با گِل صورتگری . این عناصر معماری تا حد زیادی از سنت معماری بودایی در دورة پیش از اسلام در بنگال ، و تا اندازه ای از شیوه های محلی برای ساخت منازل ، بویژه کلبه های نی پوش ، الهام گرفته است (سنیال ، ص 416؛ حسن ، ص 120ـ124). این سبک معماری که تا پایان سدة دهم سلاطین بنگال از آن حمایت می کردند، به طور موقت فرهنگ ایرانی را تحت الشعاع قرار می داد. ما هوان سیاح چینی که در فاصلة 828 تا 835 از بنگال دیدن کرد، آورده است که بعضی درباریان زبان فارسی را می فهمند، اما زبان همگان بنگالی است (ص 161). آنگاه که اکبر امپراتور مغول (963ـ1014) دلتای بنگال را در 984 فتح کرد و توانست برای نخستین بار، پس از گذشت سه قرن ، باردیگر استانهای دوردست و باتلاقی هند را با شمال این کشور متحد سازد و فرهنگ و سرنوشت آنها را به هم پیوند دهد، این گرایش به فرهنگ محلی معکوس شد. این امر برای ورود دوبارة فرهنگ ایرانی به بنگال اهمیتی حیاتی داشت ، هرچند تا 1022 مغولها موفق نشدند امیران سرکش را به اطاعت خود درآورند و در نتیجه سراسر بنگال را ضمیمة قلمرو مغول سازند. ازینرو در 947 که به طور موقت وقفه ای در سلطة مغول در هند روی داد، همایون ، پدر اکبر، ناگزیر به ایران گریخت و به دربار شاه طهماسب صفوی پناه برد. در 952، هنگامی که همایون و درباریانش به هند بازگشتند، شمار بسیاری از هنرمندان و ادبای ایرانی را نیز به همراه خود آوردند، و این جمع اثری عمیق از فرهنگ صفوی در سدة دهم برشمال هند برجای گذاشتند. دومین جریان ورود تمدن ایرانی به بنگال را در گچکاری بناهای سلطنتی در داکا، پایتخت جدید مغولها در ایالت بنگال ، بویژه در کاخها و باغهای قلعة دل انگیز لال باغ که در این شهر واقع است ، می توان دید (اشر، ص 58ـ59، 63). از نظر اجتماعی ، بر اثر فتح این خطه به دست مغولها، شمار زیادی از دیوانیان ، سربازان ، ادبا و صوفیان که خود را از اشراف می دانستند به بنگال سرازیر شدند. آنان نخبگان مسلمان بنگال بودند و از آن تاریخ تاکنون بازماندگانشان بر امور سیاسی مسلمانان در این ناحیه سیطره دارند. این افراد شمال هند، افغانستان و خاصه ایران را خاستگاه نیاکان خود می دانند. در گزارشی که در دهة 1040 نوشته شده از مهاجرانی سخن رفته که بعداز پیروزی اکبر، در داکا، پایتخت ایالت بنگال ، مستقر شدند. همین منبع می افزاید که بیشتر صاحب منصبان دولت و اعیانی که دراین دهه در داکا زندگی می کردند، بیگانگانی بودند که خود یا اجدادشان از کشمیر، مشهد، تهران ، بدخشان ، مازندران یا گیلان به آنجا آمده بودند (حلیم ، ص 355ـ356). بسیاری از این مهاجران شیعه بودند و از نواحی بالای هند و یا اغلب به طورمستقیم از ایران و از راه خلیج فارس و خلیج بنگال به این ناحیه آمده بودند. به سبب افزایش ارتباطات از طریق اقیانوس هند در سدة یازدهم ، و نیز تا حدودی به دلیل زوال قدرت خاندان سلطنتی صفوی در اصفهان ، پس از آنکه مرشد قلی خان حاکم بنگال در فاصلة 1113ـ 1138 سلسله ای شیعی در بنگال تأسیس کرد، میزان این مهاجرتها به بالاترین حد رسید. از جمله مهاجران ایرانی برجسته در این دوره ، ابوالحسن گلستانه ، صاحب مجمع التواریخ بعد نادریه است که در 1169 به بنگال آمد (سرکار، ص 224،419). با ورود این دسته از مهاجران ، نخبگان قدیمی سیاسی بنگال که بیشتر افغانی بودند، از شهرها به نواحی دور افتاده تر در شرق و جنوب این خطه رانده شدند و به عنوان مهاجرنشین و اعیان محلی در این مناطق مستقر گردیدند (گاش ، ص 56؛ دوجریک ، ص 3ـ4، 32). بسیاری از دهکده های بنگال شرقی (بنگلادش کنونی ) را ظاهراً ماجراجویان افغانی احداث کرده اند که در نتیجة فتوحات مغولها در اوایل سدة یازدهم روستانشین شده بودند (قادر، ص 43ـ44). ایرانیان از طریق نظام عایداتی مغول نیز در بنگال نفوذ کردند. در دوران حکومت سلاطین مستقل بنگالی ، دیوان محاسبات این ناحیه به زبان بنگالی اداره می شد، اما مغولها نظامی دیوانی با خود آوردند که با رسوم و اصطلاحات دیوانی ایرانی آمیخته بود. مغولها مرتباً صاحب منصبان عالیرتبة خود را از ایالتی به ایالت دیگر منتقل می کردند و چون یگانه زبان مشترک این افراد در سراسر امپراتوری فارسی بود، گسترش حکومت مغول در هند همواره با اعزام این صاحب منصبان به نواحی جدید همراه بود، و چون دوران مأموریتشان کوتاه بود، کمتر فرصت داشتند زبان محلی را فراگیرند. در اوایل سدة دوازدهم ، یعنی در زمان مرشد قلی خان ، مقامات عالی مالیه به هندوانی که کاملاً با رسوم دیوانی ایرانی آشنا بودند نیز واگذار می شد. در این نظام ، کارگزاران محلی این مقامات تشویق می شدند که زبان فارسی بیاموزند. مغولها نظام اداری خود را در بنگال بسیار توسعه دادند. ازینرو دبیران و حسابداران محلی ، مسلمان یا هندو، ناچار بودند برای آنکه به استخدام دستگاه دولتی درآیند یامشاغل خود را حفظ کنند، فارسی بیاموزند؛ بدین ترتیب ، زبان فارسی بار دیگر در بنگال جای گرفت و دیوانیان هندو و مسلمان از آن حمایت کردند. افزون بر این ، در سدة دوازدهم بر تعداد طریقه های صوفیه در بنگال افزوده شد و آنها نیز ادبیات فارسی محلی را ـ هرچند در سطح متوسط ـ پرمایه تر کردند (سرکار، ص 223ـ224،410). از این گذشته ، در این ایام منظومه های عاشقانه مانند یوسف و زلیخا ی جامی و خمسة نظامی نیز وارد ادبیات مردم بنگالی شد و تصویرپردازی و واژگان فارسی و نیز جهان بینی سرشار از ارزشهای صوفیانه در عمق آن راه یافت (روی ، ص 90). در همین حال ، اتحاد مجدد مغولهای بنگال با شمال هند که به طور غیرمستقیم به پیوند دوباره با فرهنگ ایرانی انجامید، اختلافهای اجتماعی بین اشراف و توده های روستایی مسلمان را عمیقتر ساخت ـ توده هایی که از سدة هشتم بتدریج به جامعة ممتاز محلی که با جامعة اسلامی فرق داشت ، پیوسته بودند. اشراف رفته رفته نسبت به آداب مذهبی مسلمانان روستایی بدگمان شدند، زیرا آنان در تقدیس اولیای محلی و اعتقاد به کیشهای گوناگون زیاده روی می کردند (احمد، ص 5ـ27). در حالی که اشراف خود را صاحب اصل و نسب خارجی می دانستند و از زبانهای عربی و فارسی حمایت می کردند، «غیر اشراف » بنگالی خالص بودند و فقط به زبان بنگالی سخن می گفتند. علاوه بر این ، اشراف بیشتر شهرنشین بودند و شیوة زندگی کشاورزی را حقیر می شمردند، در حالی که «غیراشراف » مردمی روستایی بودند و با رغبت خود را کشتکار می خواندند. این تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی در شعر بنگالی نیز منعکس می شد و نویسندگان بنگالی اظهار می داشتند که بعضی از مسلمانان آنان را به سبب استفاده از زبان بنگالی و «هندی کردن » تعالیم اسلام ملامت می کنند (حق ، ص 121ـ122). این امر از برخورد بین اشراف ، که در اقلیت بودند و در عین حال اهرمهای قدرت اجتماعی و سیاسی بنگال را در دست داشتند، و اکثریت «غیر اشراف » حکایت می کند. از نظر این اکثریت ، بسیاری از شاعران بنگالی آگاهانه کوشیده بودند تا وسیلة انتقال تعالیم اسلامی به بنگال باشند. در خلال هفت سدة گذشته ، فرهنگ ایرانی تأثیر زیادی بر زندگی اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی بنگال داشته است . نظر به وسعت دامنة این تأثیر که از تماس مستمر با ایران حاصل آمده ، می توان گفت که بنگال به راستی منتهاالیه حد شرقی توسعة فرهنگ ایرانی است . دلیل استوار این گفته نفوذ عمیق لغات فارسی و عربی در زبان بنگالی است . در واژه نامه ای که به تازگی تالیف گردیده ، 186 ، 5 کلمه و عبارت که در اصل فارسی و عربی است و در زبان رایج بنگالی یافت می شود، فراهم آمده و یادآوری شده است که «این کلمات و ترکیبات چنان دگرگون شده و به صورت بنگالی درآمده اند که از حیث واج شناسی و تلفظ و املا بازشناختنی نیستند» (هلالی ، ص پنج ). به راستی نفوذ عمیق کلمات فارسی و عربی در واج شناسی و تلفظ املای زبان جدید بنگالی ، احتمالاً همچنان دلیل نهایی نفوذ طولانی و ریشه دار ایران بر ناحیة دلتای بنگال شمرده می شود. منابع : (23) محمدقاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، لکهنو 1864ـ 1865؛ (24) Abdul Karim. Corpus of the Muslim coins of Bengal, Dacca 1960; (25) R. Ahmed, The Bengal Muslims, 1871-1906: a quest for identity, Delhi 1981; (26) S. Ahmed, Inscriptions of Bengal IV , Rajshahi 1960; (27) C. B. Asher, "Inventory of key monuments", in The Islamic heritage of Bengal , ed. G. Michell, Paris 1984, 37-140; (28) M. I. Borah, "An account of the immigration of Persian poets into Bengal", Dacca University studies, 1, (1935), 141-150; (29) Y. Crowe, "Reflections on the Adina mosque at Pandua", in The Islamic heritage of Bengal , ed. G.Michell, Paris 1984; A. H. Dani, "The house of Raja Ganesa of Bengal", Journal of the Asiatic (30) Society of Bengal. Letters, 18/2, (1952); (31) idem, Muslim architecture in Bengal , Dacca 1961; (32) P. Du Jarric, Akbar and the Jesuits, ed., E. Denison Ross and E. Powell, tr., C. H. Payne, New Delhi 1979; (33) J. M. Ghosh, "An Afghan fortress in Mymensingh", Bengal past and present , 27 (1924), 56-58; (34) A. Halim, "An account of the celebrities of Bengal of the early years of Shahjahan's reign given by Muhammad Sadiq", Journal of the Pakistan Historical Society, 1 (1953), 338-356; (35) G. Hambly, "A note on the trade in eunuchs in Mughal Bengal", Journal of the American Oriental Society, 94/1 (1974); (36) M. E. Haq, Muslim Bengali literature, Karachi 1957; (37) P. Hasan, "Sultanate mosque-types in Bengladesh: origins and development", Ph. D. dissertation, Harvard University, 1984; (38) G. M. Hilali, Perso-Arabic elements in Bengali , Dacca 1967; (39) N. W. Lowick, " The horseman type of Bengal and the question of commemorative issues", Journal of the Numismatic Society of India, 35 (1973); (40) Ma Huan, Ying-yai Sheng-lan: "The overall survey of the ocean's shores ", tr., J. F. G. Mills, Cambridge 1970; (41) Minhaj Siraj, T ¤ abak ¤ a ¦ t-i Na ¦ s ¤ ir i ¦ , tr., H. G. Ravertu, London 1881-1899; (42) S. A. Qadir, Village Dhanishwar: three generations of man-land adjustment in an East Pakistan village, Comilla 1960; (43) A. Roy, The Islamic syncretistic tradition in Bengal, Princeton 1983; (44) H.Sanyal, "Religious architecture in Bengal (15th-17th centuries): a study of the major trends", in Indian History Congress. Proceedings, 32nd session, New Delhi, 1970, I, 413-422; (45) J. Sarkar, History of Bengal: Muslim period, 1200-1757, Patna 1977; (46) D. N. Wilber, The architecture of Islamic Iran. the Il-Khanid period, Princeton 1955. / ر. م . ایتن ، با اندکی تصرف از ( ایرانیکا )/ ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٩٠

 

بنگال (بنگاله ) ، ناحیه و ایالتی از هند مستعمراتی که ، پس از آزادی شبه قارة هند، به دوبخش ایالت بنگال غربی در هند، و پاکستان شرقی تقسیم شد ( در ١٣٤٩ ش /١٩٧١ پاکستان شرقی به نام بنگلادش استقلال یافت ) .

نام بنگال یا بنگاله از کلمة «بنگا» یا «ونگا» مأخوذ است . از این قوم غیرآریایی در متون حماسی قدیم به زبان سانسکریت و کتب مذهبی هندوان و همچنین ادبیات بودایی (میلندا پَنهو) یاد شده است . رفته رفته این نام بر سرزمینی اطلاق شد که این قوم در آن می زیست . بنگای (بنگال ) در عهد پادشاهان پال و سین ناحیة کم وسعتی در ساحل شرقی رود گنگ و دلتای آن در جنوب بنگال کنونی بود. بنگال غربی را رادها و بنگال شمالی را پوندرا وردهن می نامیدند. براین نواحی ، وریندرا و لکهنوتی را نیز باید افزود. بخشی از بنگال شمالی و غربی را گور نیز می گفتند. اما گاهی این نام بر سراسر بنگال اطلاق می شد. قلمرو راجه های پادشاهان سین بخشی بسیار بزرگ از بنگال را شامل بود، اما این راجه ها همواره گوری سور (پادشاهان گور) خوانده می شدند. تا اواخر قرن ششم نام بنگاله به نواحی شرقی و جنوبی بنگال اختصاص داشت . نویسندگان مسلمان قدیم ، بنگال جنوبی را بنگ یا بنگا می نامیدند (رجوع کنید به منهاج سراج ، ص ١٤٨).

کلمة بنگاله اول بار در زمان بَلبَن * به کار برده شد. چنانکه ضیاءالدین برنی * در عبارت «فاتح اقلیم لکهنوتی و عرصة بنگاله » این لفظ را آورده است . بخشهای دوگانة بنگال (لکهنوتی و بنگاله )، در زمان سلطان الیاس شاه ، متحد گشتند و قلمرو متحد بنگاله نامیده شد. لذا سلطان الیاس شاه لقب «شاه بنگاله » و «شاه بنگالیان » را اختیار کرد (عفیف ، ص ١١٤ـ ١١٨؛ فرشته ، ج ٢، ص ٢٩٦) و از بنگاله منطقة جغرافیایی وسیعی اراده شد که از تلیاگرهی تا چاتگاوْن و از دامنه های هیمالیا تا خلیج بنگال امتداد دارد و مردم آنجا در متون فارسی و چینی و ترکی و جز آن بنگالی نامیده شدند. در آیین اکبری و توزُک جهانگیری حدود بنگاله تقریباً همان است که ایالت بنگال در زمان حکومت استعماری بریتانیا داشت ؛ یعنی از دامنه های هیمالیا در شمال تا خلیج بنگال در جنوب ، و از کوههای راج محل در مغرب تا گارو و کهاسی و چاتگاوْن در مشرق . این خطه با مرز طبیعی از تبت و چین و برمه جدا شده است و با شبه قاره فقط از طریق دره های صعب العبور تلیاگرهی و درة بهنگه و جهار کهند ارتباط دارد.

از نظر زمین شناسی ، خاک بنگال دیرینگی چندانی ندارد. شطها و رودخانه های متعددی این سرزمین را آبیاری می کنند.

رودهای گنگ ، براهماپوترا، میگهنا، کروتیا، مهانندا، کوسی و شاخه های آنها در آبادی یا ویرانی بسیاری از شهرها نقش مهمی دارند و پیشرفت فرهنگی و اقتصادی بنگاله در گروِ همین رودهاست . زمینهای ساحلی این رودها، از آنجا که چندان مرتفع نیستند، در موسم باران تقریباً تا چهارماه زیرآب می مانند و از این طریق کشاورزی آسیب و زیان فراوان می بیند. علاوه برآن ، این مناطق غالباً آماج هجوم طوفانهای شدید و باد و باران است .

ورود آریاییان در این ناحیه تقریباً از هزارسال پیش از میلاد آغاز گردید. اما از متون کهن آریاییان چندان اطلاعی دربارة اوضاع سیاسی بنگاله به دست نمی آید. دوران تاریخی این سرزمین از اواخر قرن چهارم قبل از میلاد آغاز می شود. به قول بطلمیوس در منطقة شرقی ، گنگاریدائی یا گنداریدائی ها حکومت می کردند. در نزدیکی هُگْلی پایتخت آنان موسوم به گنگی مرکز بازرگانی مهمی بود. خاندان گُپتا تا قرن ششم میلادی در آن منطقه حکومت داشتند. در آخر نیمة قرن هفتم میلادی ، در بنگال شرقی و جنوبی خاندان بودایی کهدگا حکومت می کرد. نیمة اول قرن هشتم میلادی روزگار بحران آن خطه بود که ، با استفاده از آن ، خاندان بودایی پال در بنگال غربی به حکومت رسید. سرانجام ، پس از چهارصدسال ، خاندان پال منقرض شد و دوران حکومت بوداییان نیز پایان گرفت ، و پادشاهان هندو از خاندان سین به حکومت رسیدند. در اواخر قرن پنجم هیمنت سین در رادها حکومت خودمختار تشکیل داد. پسر او وجی سین (٤٨٨ـ٥٥٣) و جانشین او ولاّ سین قلمرو پادشاهی را از بنگال شرقی تا بهارشمالی گسترش دادند. در ٥٧٥، پسر او لکشمن سین برتخت نشست . او از مسلمانان شکست خورد و در ٦٠٢ درگذشت .

در ٥٩٥، اختیارالدین محمدبن بختیار خلجی ، از سپهسالاران ترکِ قطب الدین ایبک ، پس از توسعة حکومت اسلامی در ایالت بهارجنوبی به بنگاله رفت و در ٥٩٧ ندیا، پایتخت سین راجا، تسلیم مسلمانان شد. حکومت لکهنوتی که او تشکیل داد در شمال از پورنیا تا دیوکوت و رنگ پور، در مشرق تا تیستا و کروتیا، در جنوب تا رود گنگ ، و در غرب از کوسی تا کوههای راج محل امتداد داشت . بعدها این پادشاهی کوچک به صورت سلطنت بزرگ و مستقل گور درآمد. خلجی در ٦٠١ درگذشت . پس از وفات قطب الدین ایبک در ٦٠٧، علی بن مردان پادشاهی خود را در بنگال اعلام کرد. در ٦٠٨ امرای خلجی او را به قتل رساندند، و حسام الدین خلجی ، ملقب به سلطان غیاث الدین ، پادشاه شد. در زمان حکومت وی ، بنگال پیشرفت زیادی کرد و قلمرو سلطنت گسترش بسیار یافت . وی به دست ناصرالدین ، پسر سلطان التتمش ، کشته شد و، بدین سان ، نخستین پادشاهی مستقل بنگال پایان یافت (٦٢٤). بنگال از ٦٢٤ تا ٦٨٦ بخشی از قلمرو سلطنت دهلی بود. در این مدت صوبه داران (استانداران ) متعددی ، یکی پس از دیگری ، به حکومت آنجا منصوب شدند که معمولاً خودمختار بودند.

در عهد پادشاهان خودمختار مسلمان ، بنگال در آرامش پیشرفت کرد. در گوشه و کنار مملکت بناهای دولتی ، قلعه ها، مساجد، مدارس ، اقامتگاهها، سراها و خانقاهها ساخته شد و شبکة راهها ایجاد گردید. در این مدت دو خاندان پادشاهی حکومت داشتند: خاندان حاجی الیاس (حک :٧٤٣ـ٨٩١) و خاندان علاءالدین حسین (حک : ٨٩٨ـ٩٤٤). در دوران حکومت الیاس شاهی علم رواج یافت و براحترام علما افزوده شد. بنیانگذار خاندان حسین شاهی ، علاءالدین حسین شاه ، هرچند عرب بود، زبان و فرهنگ بنگالیان را حمایت می کرد. در عهد او فتوحات و عمران و احداث بناها آغاز شد. از ٩٤٥ تا ٩٨٣ افغانها در بنگال حکومت داشتند. این حکومت در٩٨٣ به دست اکبر، پادشاه بابری ، منقرض گشت و عهد بابریان * آغاز شد. در زمان پادشاهی جهانگیر و فرمانداری اسلام خان ، بنگال جدید پیشرفت کرد و تجارت دریایی رونق یافت و بازرگانان خارجی شرکتهای خود را دایر کردند. درآمد کشور افزایش و قلمرو حکومت گسترش یافت . در ١٠٢١، داکا، به جای راج محل ، مرکز بنگال شد و به جهانگیرنگر موسوم گردید. در عهد اورنگ زیب ، شایسته خان ، به نیابت پادشاه ، در ولایات بنگال منصوب شد. در حکومت طولانی او صدها مدرسه ، مسجد، پل ، جاده و عمارت مسکونی ساخته شد و فرهنگ بابری رواج یافت . در اواخر روزگار اورنگ زیب ، مرشد قلی خان به شغل دیوانی و سپس صوبه داری بنگال منصوب گردید. او هم نظام کشوری را سامان بخشید و هم درآمد کشور را افزایش داد و شهر مقصودآباد، که به نام او مرشدآباد خوانده شد، پایتخت بنگاله گردید. چندسال بعد لرد کلایو گزارشی دربارة رونق مرشدآباد نوشت . در سدة دوازدهم که قدرت بابریان کاهش یافت ، در بنگال صوبه داران نیمه مستقل به روی کار آمدند.

در حکومت مسلمانان ، در سرزمین زرخیز بنگال فراوانی محصولات و کالاها و ارزانی چندان بود که آن را باغ بهشت می خواندند. پول خرمهره که در زمان هندوان رواج داشت ، به روزگار حکومت مسلمانان به سکه های زر و سیم بدل شد. به قول ابوالفضل علامی ، در داکا و میمن سینگ معدن آهن و در مناطق هگلی و بردوان معادن الماس و انواع جواهر وجود داشت . جهانگردان خارجی از کارگاههای آهن و جواهرسازی و کاغذ و قالی یاد کرده اند. مَلمَل (پارچة نازک کتانی ) داکا در سراسر جهان شهرت داشت . در بنگال حریر و شکرسفید تولید می شد. تهیة نمک پیشة همگانی بود. کشتیهای کوچک و بزرگ در آنجا ساخته می شد. جهانگردان وبازرگانان خارجی ، از بندرهای چاتگاوْن ، ساتگاوْن و سُنارگاوْن ستایش فراوانی کرده اند. در قرن هفتم / سیزدهم ، مارکو پولو از محصولات صادراتی آنجا، بویژه پارچه ، یاد کرده است . ابن بطوطه از رفاه و ارزانی بنگال در ٧٤٦ سخن گفته است . درسدة دهم پارچه های کتانی و ابریشمی ، شکر و فلفل ، برنج ، کره ، نمک و میوه از این سرزمین صادر می شد و در مقابل طلا و نقره و الماس و جواهرات وارد می شد که موجب پیشرفت اقتصادی و اجتماعی کشور بود. پس از انحصار کمپانی هند شرقی ، دوران این رفاه به سرآمد.

انگلیسیها در ١١٧٨/١٧٦٥ بنگال را به تصرف درآوردند و نظامِ نیابت در بنگال به سررسید. لرد کلایو سند دیوانی بنگال و بهار و اُریسه را برای کمپانی هندشرقی کسب کرده بود. در ١١٩٨/ ١٧٨٤ پارلمان بریتانیا قانونی تصویب کرد که براساس آن ، کمپانی هند شرقی مالک و صاحب حقوقی و تجاری هندوستان شناخته شد و برای آن هیئت نظارت تشکیل گردید. به جای احکام اسلامی ، قانون انگلیسی به اجرا درآمد و زبان انگلیسی به جای زبان فارسی در ادارات رواج یافت که سخت به ضرر مسلمانان تمام شد. هندوان با فراگرفتن زبان انگلیسی در به دست آوردن کار دولتی از مسلمانان پیشی گرفتند. لرد کرزن ، نایب السلطنة هند، برای ایجاد نظم ونسق و انضباط حکومتی ، استان بزرگ بنگال را به دو ایالت بنگال شرقی و آسام ، و بنگال غربی ، بهار و اریسه تقسیم کرد. مسلمانان که در ایالت جدید بنگال شرقی اکثریت را تشکیل می دادند با این تقسیم موافق بودند، اما هندوهای بنگالی که نگران از دست دادن قدرت اقتصادی و سیاسی خود بودند به این تقسیم اعتراض کردند. درگیری بین هندوها و مسلمانان به شورشهای خونینی منجر شد. جنبش استقلال هند نیز در دهة ١٣٢٠/ ١٩٠٠ پدید آمد. سلیم الله ، در ١٣٢٤/ ١٩٠٦، مجمعی از مسلمانان هندوستان در داکا تشکیل داد. در این مجمع تصمیم گرفته شد حزب مسلمانان هند تأسیس شود که بعدها به نام «مسلم لیگ سراسر هند » شهرت یافت . در نتیجة درگیریهای هندوها و مسلمانها، ژرژ پنجم ، پادشاه انگلستان ، در ١٣٢٩/١٩١١ تقسیم بنگال را لغو کرد. آسام به استان کمیسری تبدیل شد و پایتخت هندوستان از کلکته به دهلی انتقال یافت .

در اجلاس سراسری سالانة مسلم لیگ در لاهور (٩ آوریل ١٩٤٦)، قطعنامه ای به تصویب رسید که به قطعنامة پاکستان مشهور شد. در این قطعنامه ، برای مسلمانان کشور جداگانه ای خواسته شده بود، دیری نگذشت که این درخواست به صورت شعار نهضتی بزرگ درآمد. مسلمانان بنگال فعالانه در این نهضت شرکت کردند. بریتانیا اعلام کرد که تا خرداد ١٣٢٦/ژوئن ١٩٤٧ هندوستان را ترک خواهد کرد. کنگرة هند هم به تقسیم هندوستان راضی شد ولی بنگال و پنجاب را نیز تقسیم کردند. در ٢٣ مرداد ١٣٢٦/١٤ اوت ١٩٤٧، تشکیل کشور پاکستان اعلام شد ( و بنگال شرقی ایالتی از پاکستان شد. در ١٣٥٠ش /١٩٧١ این ایالت کشور مستقل بنگلادش را تشکیل داد (رجوع کنید به بنگلادش * ). بنگال غربی ایالتی از هند شد. این ایالت با وسعت ٧٥٢ ، ٨٨ کیلومتر مربع و جمعیت ٩٦٥ ، ٠٧٧ ، ٦٨ تن از شمال به بهوتان و ایالت سیکیم ، از شرق به بنگلادش و ایالت آسام ، از جنوب به خلیج بنگال ، از جنوب غربی به ایالت اریسه و از غرب به نپال و ایالت بهار محدود می شود. مرکز آن ، کلکته ، از بزرگترین شهرهای هند است . بیش از سه چهارم مردم هندو و یک پنجم مسلمان اند. همچنین تعداد کمی بودایی ، مسیحی ، جَینی (رجوع کنید به جَین * ) و سیک وجود دارد ( بریتانیکا ، ذیل «بنگال غربی »). بنگال غربی از مهمترین مراکز فرهنگی هند است و سهم مهمی در هنر، ادبیات و موسیقی دارد. رابیندرانات تاگور، شاعر، نمایشنامه نویس ، فیلسوف سرشناس و برندة جایزة نوبل ادبیات در ١٩١٣ میلادی از خانواده ای بنگالی بود. ایالت بنگال غربی محصولات کشاورزی ، معادن ، صنایع و مؤسسات فنی و دانشگاههای گوناگونی دارد ( > دایرة المعارف ورلد بوک < ، ذیل «بنگال غربی »). )


منابع :
(١) ابن بطوطه ، تحفة النّظار فی غرائب الامصار و عجائب الاسفار ؛
(٢) ابن خرداذبه ، المسالک والممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٨٩؛
(٣) ابن فضل الله عمری ، مسالک الابصارفی ممالک الامصار ؛
(٤) غلامحسین سلیم زیدی پوری ، ریاض السلاطین ، کلکته ١٨٩٨؛
(٥) غلام سرور لاهوری ، خزینة الاصفیاء ، لکهنو؛
(٦) محمدقاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، لکهنو ١٨٦٧؛


(٧) Abu'l-Fad ¤ l ـ Alla ¦ m ¦ â , A ¦ Ý i ¦ n-i-Akbar i ¦ , tr. Jarret, vol. ١-٢, ١٩٤٨-١٩٤٩;
(٨) H. Beverly, Census of Bengal, ١٨٧٢;
(٩) H. Blochmann, "Contribution to the geography and history of Bengal", Journal and proceedings of the Asiatic Society of Bengal, (١٨٧٣);
(١٠) [ Encyclopaedia , Britannica , Chicago ١٩٩٨ (computer disk), s.v. "West Bengal"(;
(١١) Minhaj Siraj, Tabak ¤ a ¦ t-i Na ¦ s ¤ ir i ¦ , tr. H. G. Raverty;
(١٢) H. H. Risley, The tribes and castes of Bengal, Calcutta ١٨٩١;
(١٣) Charles Stewart, History of Bengal, London ١٨٤٧;
(١٤) ) The Worldbook encyclopeadia , London ١٩٩٥, s.v. "West Bengal"].

(١٥) برای صورت کامل منابع رجوع کنید به د.اردو ، ذیل «بنگاله ».

/ س . امام الدین ، تلخیص از ( د.اردو ) /

اسلام در بنگال . سابقة تماس مردم این سرزمین با مسلمانان ، بویژه در زمینة بازرگانی و نیز از طریق تشکیل کوچ نشینهای مسلمان یا فعالیت هیئتهای تبلیغی مسلمانان در این سرزمین ، به ایامی بسیار پیشتر از فتح بنگال به دست مسلمانان بازمی گردد. از سکه هایی که از پهارپور و مینامتی به دست آمده پیداست که در زمان هارون الرشید (١٧٠ـ١٩٣) نیز مسلمانان در آن نقاط ساکن بوده اند. رفت وآمدهای تجار عرب و ایرانی از قرن سوم تا هفتم موجب آشنایی تدریجی مردم این سرزمین با اسلام شد. نشانه هایی از آبادیهای محل سکونت بازرگانان عرب در نزدیکی چاتگام ، پیش از حملة محمدبن بختیار خلجی ، دیده شده است (اسعدی ، ج ٢، ص ١٦؛
فرزین نیا، ص ٥٤؛
د.اردو ، ذیل «بنگاله »). در زمان محمدبن بختیار خلجی جمعیت مسلمانان مهاجر پانزده تا بیست هزار تن بود. در زمان پادشاهان خودمختار بنگال شمار مسلمانان کمتر شد. اما در زمان تیموریان ، مسلمانان از استانهای شمالی هند و حتی از ترکستان و حبشه و دیگر کشورهای دوردست به بنگال آمدند و برای سکونت و کار در آنجا ساکن شدند. پس از زوال حکومت صفوی در ایران و بویژه در زمان مرشد قلی خان ، ایرانیان زیادی روانة هند شدند که در میان آنان بازرگانان ، ادبا، معلمان و سپاهیان نیز دیده می شدند. مردم بومی نیز دین اسلام را پذیرفتند، چنانکه در ١١٨٤ دو سوم از مسلمانان بنگالی دارای نیاکان بومی بودند. در ١٢٨٩، شمار مسلمانان پنج میلیون کمتر از هندوها بود، اما در ١٣٠٨، یک میلیون بیشتر از هندوها شد. در ١٣٢٠ ش / ١٩٤١ تعداد مسلمانان به ٣٨ میلیون رسید ( د.اردو ، همانجا).

نخستین مرحله از گرایش مردم بنگالی به اسلام ، از طریق تصوف صورت پذیرفته است ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل «بنگلادش »؛
برتوکسی ، ج ١، ص ١٤٠). سراج الدین از شاگردان نظام الدین * اولیا، از نخستین کسانی بود که به تبلیغ و گسترش اسلام در بنگاله (و نیز بهار و آسام ) همت گماشت (قرن ششم ). همچنین شیخ جلال الدین * تبریزی پس از ورود به این سرزمین ، تا زمان مرگش در ٦٤٢، شمار فراوانی از مردم بنگال را مسلمان کرد. نخستین مسلمانان این سرزمین از طبقات پایین جامعه بودند و اسلام در ابتدا بیشتر در روستاهای بنگال شرقی توسعه یافت . این امر بیش از هر چیز به سبب محرومیتها و مشقاتی بود که متولیان آیین هندو بر بومیان تحمیل می کردند. بیشتر مردم این سرزمین پیش از اسلام پیرو آیین هندو و بعضاً بودایی بودند (اسعدی ، همانجا؛
فرزین نیا، ص ٥٢). ارادت و تکریم عمیق مردم بنگلادش نسبت به «پیر»ان صوفیه یا «شیخ »ها و اولیا را می توان از آثار این واقعیت تاریخی دانست . آرامگاههای صوفیان و روحانیان از قدیم بزرگترین مراکز دعا و نیایش و تعلیم اصول قرآن و سنت در بنگلادش بوده است . درگاه شاه جلال در سِلهِت ، درگاه شاه نعمت و درگاه منسوب به بایزید بسطامی در چیتاگنگ ، درگاه شاه مخدوم در پابنا، مزار میرپور در داکا و درگاه خان جهان علی در خولنا از مهمترین این مراکزند. حضور گستردة مردم مسلمان در عُرس (تجمعات مذهبی در مقابر مقدس صوفیان ) به هنگام اعیاد مذهبی شاهدی دیگر بر این مدعاست . تا به امروز رشد و توسعة اسلام در بنگلادش ، عمدتاً ثمرة کوشش و تبلیغ دو طریقة چِشتیه * و قادریه * بوده است . علما و صوفیان ، با حمایت سلاطین و حکام مسلمان ، مدرسه ها، مساجد و خانقاههایی دایر کردند و اساس یک جامعة اسلامی را بنا نهادند (فرزین نیا، ص ٤٨ـ٤٩؛
برتوکسی ؛
اسعدی ؛
د.اردو ، همانجاها).

دومین مرحله از گسترش اسلام در بنگال شرقی از التقاط شکلهای عامه پسندِ اسلام و هندو شکل گرفته است . مذهبی عامه پسند و التقاطی که در آن پیران صوفی و قدّیسهای هندو هم از سوی هندوان و هم از سوی مسلمانان تکریم می شوند. به همین سیاق حکیمان و جادوگران بومی قدرت درمان بخشی خود را از قرآن و کریشنا، به طور یکسان ، می دانند. با وجود این ، شکاف قابل ملاحظه ای بین مذهب عامه پسندِ اکثریت مسلمانان روستایی و نخبگان مسلمان یا اشراف وجود دارد. نخبگان مسلمان ، به اقتضای زبان اردو و فارسی خود، به تفسیری از اسلام بر پایة آنچه که در شمال هند، ایران و عربستان وجود دارد، اعتقاد دارند. این شکاف از طریق رهبران مذهبی ، فلاسفه و شاعرانی که آثارشان معرّف اسلام است و با اهتمام آنها به یافتن مشابهات اسلام در هندوئیسم ، ترمیم می شود ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛
> دایرة المعارف جهان سوم < ، ذیل «بنگلادش »).

سومین مرحلة دگرگونی و گسترش اسلام در این سرزمین با شکل گیری جنبشهای اصلاح طلبانة اسلامی در قرن سیزدهم آغاز می شود. هدف اساسی این جنبشها پیرایش باورها و آداب اسلامی مسلمانان بنگالی از شائبه ها و خرافات بود. مهمترین آنها، جنبش فرائضیه به رهبری حاجی شریعت الله در ١٢٣٣/١٨١٨ بود. این جنبش تا ١٣١٨/١٩٠٠ در سراسر بنگال شرقی گسترش یافت . این جنبش در قالب حرکت استقلال طلبانة پاکستان ، نقش تردیدناپذیری در استقلال مسلمانان بنگال ایفا کرد. طریقة محمدیّه یکی دیگر از جنبشهای اصلاحی در شبه قاره بود که در ١٢٤٣/١٨٢٧ از سوی تیتومیر در بنگال رهبری شد. این جنبش همتای جنبش وهابیّت در عربستان بود. جنبش اهل حدیث که یکی از انشعابات آن است امروزه در مناطق شمالی بنگلادش پیروانی دارد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛
برتوکسی ، ج ١، ص ١٤٠ـ١٤١).


منابع :
(١٦) اردو دائرة معارف اسلامیّه ، لاهور ١٣٨٤ـ١٤١٠/ ١٩٦٤ـ١٩٨٩، ذیل «بنگاله » (از علی اشرف )؛
(١٧) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ ش ؛
(١٨) زیبا فرزین نیا، بنگلادش ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٣ ش ؛


(١٩) Peter J. Bertocci, "Bengalis", in Muslim peoples: a world ethnographic survey , ed. Richard V. Weekes, Westport, Connecticut ١٩٨٤;
(٢٠) Encyclopedia of the Third World , rev. ed. by George Thomas Kurian, London ١٩٨٢, s.v.

(٢١) "Bangladesh";
(٢٢) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Bangladesh" (by Peter J. Bertocci).

/ جواد کریمی /

عناصر فرهنگ ایرانی اسلامی در بنگال . بنگال پناهگاه فرهنگ هند و ایرانی در منتهاالیه شرقی شبه قارة هند است . فرهنگ ایرانی از ٦٠٠ به هند وارد شد. در این تاریخ سواره نظام بختیار خلجی ، از امیران ترک دودمان مملوک ، که به تازگی در شمال هند مستقر شده بودند، سلسلة پادشاهان هندو را برانداختند (منهاج سراج ، ج ١، ص ٥٤٨ـ٥٦٠). بنگال از آن پس ایالتی از پادشاهی دهلی به شمار آمد و از این طریق ویژگیهای عمومی نهادهای ایرانی را که در حکومت عباسیان تکامل یافته بود، به ارث برد. مهمترین این ویژگیها عبارت بودند از: سنن پادشاهی و کشورداری دورة پیش از اسلام در ایران ؛
تکیة وسیع بر بردگان وارداتی برای خدمات خانگی ، نظامی و سیاسی ؛
و اقتصادِ بشدت وابسته به تجارت و پول . نهادهای سه گانة یاد شده ، حتی پس از آنکه امیران محلی در بنگال از تابعیت اربابان خود در دهلی سرباز زدند و در ٧٤٣ سلطنت مستقلی در بنگال دایر کردند، به رشد خود ادامه داد.

نهاد نخست یعنی پادشاهی و کشورداری ایرانی را از اوایل سدة هفتم تا حدود ٨١٨، که انقلابی با تمایلات بومی روی داد، در بنگال می توان دید. در دربار پایتختهای پاندوا و گور، سلطان مقدس شمرده شد و به رسم ایرانیان اسباب جاه و جلال سلطنتی فراهم آمد و به تقلید از شاهنشاهی ساسانی تشریفات درباری مفصلی اختیار کردند و در نظام دیوانسالاری سلسله مراتب برقرار گشت و اسلام دین رسمی شد. این نکته به وضوح در سکه های سلطنت بنگال دیده می شود. سایر موارد را نیز در مشاهدات مسافران بیگانه ، خاصه سفیرچین در دربار بنگال ، می توان دید (عبدالکریم ، ص ١٨). دومین نهاد ایرانی ، یعنی سپاه بردگان و طبقات ممتاز بردگان ، در بنگال نیز وجود داشت . غلامان خانگی عموماً بنگالیهای خَصّی شده بودند که به بازرگانان متمکن و مسلمانِ اهل پایتخت فروخته و یا به جای خراجِ درآمد اراضی مزروعی به دربار تقدیم می شدند (همبلی ، ص ١٢٥ـ١٢٩). از سوی دیگر، سلاطین بنگالی ارتشهای خود را از مسلمانان بیگانه تشکیل می دادند، زیرا در بنگال نیز مانند سایر نقاط دنیای ایرانی ، خاندان حاکم نتوانست اشرافیت سلطنتی به وجود آورد، ازینرو ناچار به ایجاد اشرافیت ساختگی مرکب از عناصر بیگانه و آواره دست زد. در بدایت امر، آنان ترکهایی بودند که از شمال هند به بنگال آورده می شدند و بسیاری از آنها در اصل ، از آسیای مرکزی برای سربازی به خدمت گرفته شده بودند. اما در اواسط سدة نهم ، سربازان سیاهپوست حبشی را نیز از افریقای شرقی و از راه دریا و بندر چتاگانگ به بنگال آوردند (همانجا). به همان صورت که در دورة عباسیان و ایران در سده های میانی روی داده بود، افزایش تعداد این پاسداران قصرها و ممالیک نفوذ آنان را بیشتر ساخت تا در ٨٩١ فرمانروایان خود را برانداختند و هفت سال در آنجا حکومت کردند (فرشته ، ج ٢، ص ٣٠١). گرچه علاءالدین حسین شاه در ٨٩٨ سلسلة قدرتمند جدیدی روی کار آورد، نفوذ ممالیک بیگانه تا فتح بنگال به دست اکبرشاه مغول در ٩٨٤ در این خطه ادامه یافت .

اقتصاد وابسته به پول و نظام دیوانسالاری نیز در اوایل سدة هشتم به بنگال وارد شد. این سومین ویژگی دنیای ایرانی ، ناحیة دلتا را بکلی دگرگون کرد. در واقع پیش از آمدن ترکهای ایرانی شده در ٦٠٠، در بخش اعظم بنگال اصلاً سکة فلزی به کار نمی رفت ، هرچند نقرة ضرب نشدة فراوانی در اختیار شاهان هندوی این ناحیه قرار داشت . در واقع ، این ذخایر نقره از اسباب عمدة کشش ارتشهای مسلمانان در سده های هفتم و هشتم به بنگال بود. حکمرانان و فرماندهان از روی میزان درآمد حاصل از زمین ، که مجاز بودند تا برای تأمین هزینة قوای مسلّح نزد خود نگاه دارند، تعیین می شدند. درآمد زمین نیز به نوبة خود با تَنکة نقره ، پولی که حاکمان مسلمان بنگالی رایج کردند، مشخص می شد. بدین ترتیب ، نظام دیوانسالاری حقوق بگیر که پول مبنای مناسبات آن بود، به صورت میراث پایدار اقتصاد سیاسی قرون وسطایی ایرانی در بنگال به جا ماند.

پیوندهای بنگال با ایران در سدة هفتم و اوایل هشتم در معماری این خطه نیز به روشنی بازتاب یافته است . برج

چهوتا پاندوا که در اواخر سدة هفتم نزدیک کلکته ساخته شد، از قدیمترین بناهای تاریخی اسلامی است که در بنگال به جا مانده است . این انتقال معماری ایرانی و مضامین عقیدتی آن به بنگال در مسجد ظفرخان غازی نیز دیده می شد که در ٦٩٧ در تریبنی ـ که در گذشته از مراکز مهم تمدن هندو در جنوب غربی دلتا بود ـ ساخته شده است (اشر، ص ١٣٥ـ١٣٦). معماری این مسجد با معماری بومی و سنتی بنگال فرق دارد

و طاقها و گنبدهای آن به سبک معماری همان عصر در شمال هند است که به نوبة خود، شیوه ای را که در همان اوان در آسیای مرکزی «ایرانی شده » رایج بوده سرمشق قرار داده است . نشانه هایی از این جریان را در ادبیات و سکه ها و بناهای عظیم آن روزگار می توان دید (منهاج سراج ، ج ١، ص ٥٥٩ ـ ٥٦٠؛
لوویک ، ص ١٩٦ـ ٢٠٨).

بااینهمه ، در دهة ٧٣٠، سلطة دهلی بر این استان شرقی رفته رفته ضعیف شد و در ٧٤٣ شمس الدین الیاس شاه سلطنتی مستقل تأسیس کرد. این انقلاب موفقیت آمیز در هویت فرهنگی سلطنت بنگال عصر جدیدی آغاز کرد و شروع مرحله ای تازه در مناسباتش با ایران را نوید می داد. سکه ها و معماری این سلسله نشان می دهد که چگونه سلاطین آن می کوشیدند تا از سویی از سلطنت موروثی خود در دهلی فاصله بگیرند، و از سوی دیگر با نهاد خلافت و به طور کلی با دنیای فرهنگی ایرانی سازگار شوند (عبدالکریم ، همانجا). در ٧٧٧، به فرمان سلطان سکندر، پسر و جانشین شمس الدین ، مسجد بزرگ آدینه بنا شد. ابعاد این مسجد که با سنگهای بتکده های ویران شده بناگردیده ، ١٧٢ در ٩٧ متر و بزرگترین مسجد شبه قارة هند است (کرو ، ص ١٥٥ـ ١٦٤). جناح غربی مسجد، از داخل و خارج ، نمایی باشکوه دارد و سراسر دیوار غربی آن از تخته سنگ بریده شدة عظیمی است که فرورفتگیها و برآمدگیهای متناوب افقی و عمودیِ سطوح خارجی آن حالت سایه روشنی بدان بخشیده است . این دیوار که در معماری هندی و اسلامی سابقة روشنی ندارد، بیدرنگ نمای خارجی ایوان کسری را به خاطر می آورد. امتیاز برجستة مسجد آدینه ، طاق گهواره ای تویزه ای عظیمی است که روی شبستان مرکزی مسجد زده شده و پیش ازآن طاقی به این عظمت در هیچ جای هند سابقه نداشته است (ویلبر ، ص ١٤٦ـ١٤٧؛
کرو،ص ١٥٨).

پادشاهان مسلمان بنگالی که در اواخر سدة هشتم و اوایل سدة نهم با شمال هند و خاورمیانه قطع ارتباط کرده بودند، برای دستیابی به آرمانهای عالی فرهنگی ، با اشتیاق به مغرب نظر دوخته بودند. برای مثال برکتیبة مسجد آدینه عبارت زیر در وصف سلطان سکندر نقش شده است : «سلطان همایون که در دانایی ، عدل ، بخشندگی و کمال سرآمد سلاطین عرب و عجم است » (س . احمد، ص ٣٨). این سلطان بنگالی الگوی حکومت آرمانی خود را در نمونه های محلی حکومت در بنگال و یا در شمال هند نمی یافت ، بلکه در طرحها و سرمشقهایی می جست که در سنت سیاسی و معماری ایرانی ریشه داشت . بعلاوه ، پسر او سلطان غیاث الدین اعظم (ح ٧٩٢ـ٧٩٩)، کوشید تا حافظ شاعر بزرگ شیراز را راضی سازد به بنگال آمده ، زینت بخش دربار او گردد (براه ، ص ١٤٤). حافظ دعوت سلطان را نپذیرفت ، اما این رویداد به نیکوترین وجه نشان می دهد که دربار بنگال ـ که از زبان فارسی بسیار حمایت می کرد ـ به مغرب توجه داشت . در این زمان شماری از صوفیان برجسته نیز از حمایت سلطان برخوردار بودند؛
ممتازترین و پرنفوذترین آنان از فرقة چشتیه * بودند، از جمله شیخ علاءالحق (متوفی ٨٠٠) و فرزند او شیخ نور قطب عالم (متوفی ٨٦٣). مانند سایر نخبگان مسلمان که تبار خود را به حاشیة شرقی فلات ایران می رساندند، پدر شیخ علاءالحق از لاهور به بنگال مهاجرت کرده بود.

در اوایل سدة نهم ، شورشی محلی به رهبری یکی از اشراف قدرتمند هندو به نام راجه گَنیش برضد نمادها و ابزار سلطة سیاسی اسلام در بنگال درگرفت . هرچند گنیش خود زمام اختیار را به دست نگرفت ، سلاطین دست نشانده ای را برتخت نشاند و از طریق آنان عملاً امور کشور را اداره کرد. سرانجام در ٨١٨ وی موفق شد پسرش سلطان جلال الدین محمدشاه (٨١٨ ـ٨٣٦) را، ولو به نام یک سلطان مسلمان ، برتخت بنشاند (دنی ، ١٩٥٢، ص ١٢١ـ١٧٠). از این پس طبقة حاکم به ترویج و توسعة فرهنگی همت گماشت که فرهنگ بومی دلتای بنگال را به روشنی منعکس می ساخت . بنابراین ، عناصری چون صحن مسجد، حوض وضوخانه و مناره در مساجد این دوره دیده نمی شود و در واقع مساجد به صورت بناهای ساده و مختصری بایک نمازخانه و فضای باز و پوشیده از چمن درمی آید (همو، ١٩٦١، ص ٢٦). مقبرة سلطان جلال الدین یا آرامگاه اِکلکهی در پاندوا نیز همة ویژگیهای سبک معماری جدید و محلی را آشکار می سازد: کف مربع شکل ، گنبد واحد، استفادة انحصاری از آجر برای ساختمان ، دیوارهای ستبر، برجهای هشت گوش توکار، قرنیزی قوس دار و استفادة بسیار از تزییناتی با گِل صورتگری . این عناصر معماری تا حد زیادی از سنت معماری بودایی در دورة پیش از اسلام در بنگال ، و تا اندازه ای از شیوه های محلی برای ساخت منازل ، بویژه کلبه های نی پوش ، الهام گرفته است (سنیال ، ص ٤١٦؛
حسن ، ص ١٢٠ـ١٢٤). این سبک معماری که تا پایان سدة دهم سلاطین بنگال از آن حمایت می کردند، به طور موقت فرهنگ ایرانی را تحت الشعاع قرار می داد. ما هوان سیاح چینی که در فاصلة ٨٢٨ تا ٨٣٥ از بنگال دیدن کرد، آورده است که بعضی درباریان زبان فارسی را می فهمند، اما زبان همگان بنگالی است (ص ١٦١).

آنگاه که اکبر امپراتور مغول (٩٦٣ـ١٠١٤) دلتای بنگال را در ٩٨٤ فتح کرد و توانست برای نخستین بار، پس از گذشت سه قرن ، باردیگر استانهای دوردست و باتلاقی هند را با شمال این کشور متحد سازد و فرهنگ و سرنوشت آنها را به هم پیوند دهد، این گرایش به فرهنگ محلی معکوس شد. این امر برای ورود دوبارة فرهنگ ایرانی به بنگال اهمیتی حیاتی داشت ، هرچند تا ١٠٢٢ مغولها موفق نشدند امیران سرکش را به اطاعت خود درآورند و در نتیجه سراسر بنگال را ضمیمة قلمرو مغول سازند. ازینرو در ٩٤٧ که به طور موقت وقفه ای در سلطة مغول در هند روی داد، همایون ، پدر اکبر، ناگزیر به ایران گریخت و به دربار شاه طهماسب صفوی پناه برد. در ٩٥٢، هنگامی که همایون و درباریانش به هند بازگشتند، شمار بسیاری از هنرمندان و ادبای ایرانی را نیز به همراه خود آوردند، و این جمع اثری عمیق از فرهنگ صفوی در سدة دهم برشمال هند برجای گذاشتند.

دومین جریان ورود تمدن ایرانی به بنگال را در گچکاری بناهای سلطنتی در داکا، پایتخت جدید مغولها در ایالت بنگال ، بویژه در کاخها و باغهای قلعة دل انگیز لال باغ که در این شهر واقع است ، می توان دید (اشر، ص ٥٨ـ٥٩، ٦٣). از نظر اجتماعی ، بر اثر فتح این خطه به دست مغولها، شمار زیادی از دیوانیان ، سربازان ، ادبا و صوفیان که خود را از اشراف می دانستند به بنگال سرازیر شدند. آنان نخبگان مسلمان بنگال بودند و از آن تاریخ تاکنون بازماندگانشان بر امور سیاسی مسلمانان در این ناحیه سیطره دارند. این افراد شمال هند، افغانستان و خاصه ایران را خاستگاه نیاکان خود می دانند. در گزارشی که در دهة ١٠٤٠ نوشته شده از مهاجرانی سخن رفته که بعداز پیروزی اکبر، در داکا، پایتخت ایالت بنگال ، مستقر شدند. همین منبع می افزاید که بیشتر صاحب منصبان دولت و اعیانی که دراین دهه در داکا زندگی می کردند، بیگانگانی بودند که خود یا اجدادشان از کشمیر، مشهد، تهران ، بدخشان ، مازندران یا گیلان به آنجا آمده بودند (حلیم ، ص ٣٥٥ـ٣٥٦). بسیاری از این مهاجران شیعه بودند و از نواحی بالای هند و یا اغلب به طورمستقیم از ایران و از راه خلیج فارس و خلیج بنگال به این ناحیه آمده بودند. به سبب افزایش ارتباطات از طریق اقیانوس هند در سدة یازدهم ، و نیز تا حدودی به دلیل زوال قدرت خاندان سلطنتی صفوی در اصفهان ، پس از آنکه مرشد قلی خان حاکم بنگال در فاصلة ١١١٣ـ ١١٣٨ سلسله ای شیعی در بنگال تأسیس کرد، میزان این مهاجرتها به بالاترین حد رسید. از جمله مهاجران ایرانی برجسته در این دوره ، ابوالحسن گلستانه ، صاحب مجمع التواریخ بعد نادریه است که در ١١٦٩ به بنگال آمد (سرکار، ص ٢٢٤،٤١٩). با ورود این دسته از مهاجران ، نخبگان قدیمی سیاسی بنگال که بیشتر افغانی بودند، از شهرها به نواحی دور افتاده تر در شرق و جنوب این خطه رانده شدند و به عنوان مهاجرنشین و اعیان محلی در این مناطق مستقر گردیدند (گاش ، ص ٥٦؛
دوجریک ، ص ٣ـ٤، ٣٢). بسیاری از دهکده های بنگال شرقی (بنگلادش کنونی ) را ظاهراً ماجراجویان افغانی احداث کرده اند که در نتیجة فتوحات مغولها در اوایل سدة یازدهم روستانشین شده بودند (قادر، ص ٤٣ـ٤٤).

ایرانیان از طریق نظام عایداتی مغول نیز در بنگال نفوذ کردند. در دوران حکومت سلاطین مستقل بنگالی ، دیوان محاسبات این ناحیه به زبان بنگالی اداره می شد، اما مغولها نظامی دیوانی با خود آوردند که با رسوم و اصطلاحات دیوانی ایرانی آمیخته بود. مغولها مرتباً صاحب منصبان عالیرتبة خود را از ایالتی به ایالت دیگر منتقل می کردند و چون یگانه زبان مشترک این افراد در سراسر امپراتوری فارسی بود، گسترش حکومت مغول در هند همواره با اعزام این صاحب منصبان به نواحی جدید همراه بود، و چون دوران مأموریتشان کوتاه بود، کمتر فرصت داشتند زبان محلی را فراگیرند. در اوایل سدة دوازدهم ، یعنی در زمان مرشد قلی خان ، مقامات عالی مالیه به هندوانی که کاملاً با رسوم دیوانی ایرانی آشنا بودند نیز واگذار می شد. در این نظام ، کارگزاران محلی این مقامات تشویق می شدند که زبان فارسی بیاموزند. مغولها نظام اداری خود را در بنگال بسیار توسعه دادند. ازینرو دبیران و حسابداران محلی ، مسلمان یا هندو، ناچار بودند برای آنکه به استخدام دستگاه دولتی درآیند یامشاغل خود را حفظ کنند، فارسی بیاموزند؛
بدین ترتیب ، زبان فارسی بار دیگر در بنگال جای گرفت و دیوانیان هندو و مسلمان از آن حمایت کردند. افزون بر این ، در سدة دوازدهم بر تعداد طریقه های صوفیه در بنگال افزوده شد و آنها نیز ادبیات فارسی محلی را ـ هرچند در سطح متوسط ـ پرمایه تر کردند (سرکار، ص ٢٢٣ـ٢٢٤،٤١٠). از این گذشته ، در این ایام منظومه های عاشقانه مانند یوسف و زلیخا ی جامی و خمسة نظامی نیز وارد ادبیات مردم بنگالی شد و تصویرپردازی و واژگان فارسی و نیز جهان بینی سرشار از ارزشهای صوفیانه در عمق آن راه یافت (روی ، ص ٩٠).

در همین حال ، اتحاد مجدد مغولهای بنگال با شمال هند که به طور غیرمستقیم به پیوند دوباره با فرهنگ ایرانی انجامید، اختلافهای اجتماعی بین اشراف و توده های روستایی مسلمان را عمیقتر ساخت ـ توده هایی که از سدة هشتم بتدریج به جامعة ممتاز محلی که با جامعة اسلامی فرق داشت ، پیوسته بودند. اشراف رفته رفته نسبت به آداب مذهبی مسلمانان روستایی بدگمان شدند، زیرا آنان در تقدیس اولیای محلی و اعتقاد به کیشهای گوناگون زیاده روی می کردند (احمد، ص ٥ـ٢٧). در حالی که اشراف خود را صاحب اصل و نسب خارجی می دانستند و از زبانهای عربی و فارسی حمایت می کردند، «غیر اشراف » بنگالی خالص بودند و فقط به زبان بنگالی سخن می گفتند. علاوه بر این ، اشراف بیشتر شهرنشین بودند و شیوة زندگی کشاورزی را حقیر می شمردند، در حالی که «غیراشراف » مردمی روستایی بودند و با رغبت خود را کشتکار می خواندند. این تفاوتهای اجتماعی و فرهنگی در شعر بنگالی نیز منعکس می شد و نویسندگان بنگالی اظهار می داشتند که بعضی از مسلمانان آنان را به سبب استفاده از زبان بنگالی و «هندی کردن » تعالیم اسلام ملامت می کنند (حق ، ص ١٢١ـ١٢٢). این امر از برخورد بین اشراف ، که در اقلیت بودند و در عین حال اهرمهای قدرت اجتماعی و سیاسی بنگال را در دست داشتند، و اکثریت «غیر اشراف » حکایت می کند. از نظر این اکثریت ، بسیاری از شاعران بنگالی آگاهانه کوشیده بودند تا وسیلة انتقال تعالیم اسلامی به بنگال باشند.

در خلال هفت سدة گذشته ، فرهنگ ایرانی تأثیر زیادی بر زندگی اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی بنگال داشته است . نظر به وسعت دامنة این تأثیر که از تماس مستمر با ایران حاصل آمده ، می توان گفت که بنگال به راستی منتهاالیه حد شرقی توسعة فرهنگ ایرانی است . دلیل استوار این گفته نفوذ عمیق لغات فارسی و عربی در زبان بنگالی است . در واژه نامه ای که به تازگی تالیف گردیده ، ١٨٦ ، ٥ کلمه و عبارت که در اصل فارسی و عربی است و در زبان رایج بنگالی یافت می شود، فراهم آمده و یادآوری شده است که «این کلمات و ترکیبات چنان دگرگون شده و به صورت بنگالی درآمده اند که از حیث واج شناسی و تلفظ و املا بازشناختنی نیستند» (هلالی ، ص پنج ). به راستی نفوذ عمیق کلمات فارسی و عربی در واج شناسی و تلفظ املای زبان جدید بنگالی ، احتمالاً همچنان دلیل نهایی نفوذ طولانی و ریشه دار ایران بر ناحیة دلتای بنگال شمرده می شود.


منابع :
(٢٣) محمدقاسم بن غلامعلی فرشته ، تاریخ فرشته ، لکهنو ١٨٦٤ـ ١٨٦٥؛


(٢٤) Abdul Karim. Corpus of the Muslim coins of Bengal, Dacca ١٩٦٠;
(٢٥) R. Ahmed, The Bengal Muslims, ١٨٧١-١٩٠٦: a quest for identity, Delhi ١٩٨١;
(٢٦) S. Ahmed, Inscriptions of Bengal IV , Rajshahi ١٩٦٠;
(٢٧) C. B. Asher, "Inventory of key monuments", in The Islamic heritage of Bengal , ed. G. Michell, Paris ١٩٨٤, ٣٧-١٤٠;
(٢٨) M. I. Borah, "An account of the immigration of Persian poets into Bengal", Dacca University studies, ١, (١٩٣٥), ١٤١-١٥٠;
(٢٩) Y. Crowe, "Reflections on the Adina mosque at Pandua", in The Islamic heritage of Bengal , ed. G.Michell, Paris ١٩٨٤;
A. H. Dani, "The house of Raja Ganesa of Bengal", Journal of the Asiatic

(٣٠) Society of Bengal. Letters, ١٨/٢, (١٩٥٢);
(٣١) idem, Muslim architecture in Bengal , Dacca ١٩٦١;
(٣٢) P. Du Jarric, Akbar and the Jesuits, ed., E. Denison Ross and E. Powell, tr., C. H. Payne, New Delhi ١٩٧٩;
(٣٣) J. M. Ghosh, "An Afghan fortress in Mymensingh", Bengal past and present , ٢٧ (١٩٢٤), ٥٦-٥٨;
(٣٤) A. Halim, "An account of the celebrities of Bengal of the early years of Shahjahan's reign given by Muhammad Sadiq", Journal of the Pakistan Historical Society, ١ (١٩٥٣), ٣٣٨-٣٥٦;
(٣٥) G. Hambly, "A note on the trade in eunuchs in Mughal Bengal", Journal of the American Oriental Society, ٩٤/١ (١٩٧٤);
(٣٦) M. E. Haq, Muslim Bengali literature, Karachi ١٩٥٧;
(٣٧) P. Hasan, "Sultanate mosque-types in Bengladesh: origins and development", Ph. D. dissertation, Harvard University, ١٩٨٤;
(٣٨) G. M. Hilali, Perso-Arabic elements in Bengali , Dacca ١٩٦٧;
(٣٩) N. W. Lowick, " The horseman type of Bengal and the question of commemorative issues", Journal of the Numismatic Society of India, ٣٥ (١٩٧٣);
(٤٠) Ma Huan, Ying-yai Sheng-lan: "The overall survey of the ocean's shores ", tr., J. F. G. Mills, Cambridge ١٩٧٠;
(٤١) Minhaj Siraj, T ¤ abak ¤ a ¦ t-i Na ¦ s ¤ ir i ¦ , tr., H. G. Ravertu, London ١٨٨١-١٨٩٩;
(٤٢) S. A. Qadir, Village Dhanishwar: three generations of man-land adjustment in an East Pakistan village, Comilla ١٩٦٠;
(٤٣) A. Roy, The Islamic syncretistic tradition in Bengal, Princeton ١٩٨٣;
(٤٤) H.Sanyal, "Religious architecture in Bengal (١٥th-١٧th centuries): a study of the major trends", in Indian History Congress. Proceedings, ٣٢nd session, New Delhi, ١٩٧٠, I, ٤١٣-٤٢٢;
(٤٥) J. Sarkar, History of Bengal: Muslim period, ١٢٠٠-١٧٥٧, Patna ١٩٧٧;
(٤٦) D. N. Wilber, The architecture of Islamic Iran. the Il-Khanid period, Princeton ١٩٥٥.

/ ر. م . ایتن ، با اندکی تصرف از ( ایرانیکا )/