دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٧٧
بُنْدَهِش (در فارسی میانه «بندهشْن » ، به معنای اصل آفرینش ) یکی از مهمترین متون دینی ـ تاریخی زردشتی ، به خط و زبان پهلوی * . این اثر عمدتاً دربارة کیهانشناسی ، با فصولی در تاریخ کیانیان و جغرافیای ایرانشهر، بر پایة متون اوستایی و گزارشهای پهلوی و منابع تاریخی ، بخصوص خداینامه ، در ٣٦ فصل است که مؤلف در دیباچة کتاب آنها را به سه بخش اصلی و کلی تقسیم کرده است : ١) آفرینش اورمزد و دشمنی اهریمن ؛
٢) چگونگی آفرینش مادی و این جهانی از آغاز تا انجام ؛
٣) تاریخ و پیوند کیانیان و زیستگاههای آنان . مهمترین و بلندترین فصل آن همان نخستین فصل است دربارة چگونگی اورمزد و اهریمن و جدالشان با یکدیگر، و خلقت آفریدگان به صورت مینوی و مادی . گردآوری و تألیف این کتاب احتمالاً در اواخر دورة ساسانی و تدوین نهایی آن در قرن سوم هجری یا دیرتر صورت گرفته است . بعضی از فصول کتاب مانند مقدمة آن ، افزودة بعدی شناخته شده است . نام مؤلف اصلی آن دانسته نیست ولی نام مدوّن نهایی آن را در فصل مربوط به تبارنامة موبدان ، به احتمال ، فَرْنْبَغ دادِگی یا دادویه (دات ـ ویه یا دادگ ) خوانده اند ( بندهش ، ترجمة بهار، ص ٦؛
تفضّلی ، ص ١٤١؛
تاوادیا، ص ٩٤).
شمار نوشته های بازماندة پارسیگ (= فارسی میانه )، نسبت به آنچه در زمان ساسانیان بوده و بایستی بوده باشد بسیار اندک است . وست (ج ٢، ص ٩٠ـ٩١) فهرستی از آنها و هم از سنگنوشته های بازمانده و بازیافته تا زمان خود را، گرد آورده است که بندهش ، یکی از آنهاست . وست آن را کمابیش دارای سیزده هزار واژه می داند. البته این برآورد دربارة بندهش کوچک یا بندهش هندی است . صفت «هندی » یا «کوچک » هنگامی بدان افزوده شد که دو دستنویس کامل از این نامه (= بندهش ) از ایران به هندوستان رسید؛
اینها را بندهش بزرگ (یا بزرگتر) یا بندهش ایرانی خواندند. از دو دستنویس بندهش بزرگ ، یکی را موبد خدابخش فرود آبادان در حدود ١٨٧٠ میلادی برای هیربد تهمورس دینشاه ، از یزد به بمبئی ، و دیگری را در ١٨٨٠ دستور تیرانداز برای همو از یزد بدانجا برد که هردو دستنویس به اختصار، به نام «تهمورس دینشاجی » ١ TD و ٢ TD نامیده شده اند.
دستنویس دیگری نیزاز بندهش بزرگ در هندوستان بوده است که زمانی از آنِ مانکجی سهرابجی بِرنِر بوده و سپس به کتابخانة دستور هوشنگ جاماسپ جی راه یافته است و به نام او و به اختصار DH خوانده شده است ( بندهش ، ترجمة بهار، ص ٧).
دستنویس TD٢ که کاملترین دستنویسهای بندهش ایرانی است ، دارای ٠٠٠ ، ٣٦ واژه ، و نزدیک به سه برابر بندهش کوچک است .
به گمان هنینگ ، این کتاب در پایان دورة ساسانی نوشته شده و فصلهای پایانی آن (٣٠ـ٣٤)، چنانکه بیشتر دانشمندان هم برهمین عقیده اند، از افزوده های زمان عباسیان است (ص ٢٢٩ـ٤٨٠). سرآغاز کتاب هم ، آنجا که از آمدن تازیان به بدی یاد می کند، بایستی از افزوده های همین زمان باشد.
نام این نامه در همة دستنویسهای ایرانی و هندی ، بزرگ و کوچک ، «بندهشن » آمده است . نویسنده یا رونویس کنندة بندهش بزرگ می نویسد: «به نیک جهشن و مروای خوب خواهم نوشت ... این نوشتة بندهشنی ( را ) .» اگر بپذیریم که این نامه در زمان ساسانیان نوشته شده است ، «بندهش » یا «بندهشن » نامی است که برای رونویس کنندة دوران عباسی شناخته و معروف بوده است ؛
و اگر آن را از دوران پس از اسلام بدانیم ، نامی است که از آغاز برآن نهاده شده و نیازی به نامهای دیگری مانند «زندآگاهی » به گزینش انکلساریا یا h ¦ i n § bunyas ، جعل مک کنزی ، برای آن نیست . نامی که بهرام گور تهمورس انکلساریا برآن نهاده است (زندآگاهی ) از این عبارت ، که در بندهش کوچک و بزرگ آمده ، برگرفته شده است : «آن ( از ) زندآگاهی نخست در بندهشنی هرمزد و پتیارگی گِنامینو (= اهریمن )...». زندآگاهی ، یا آگاهی از تفسیر اوستا، نامی است عام برای همة نوشته های دینی و داستانی بازماندة پهلوی .
فصل دوم بندهش نشان می دهد که نویسنده ، منابع دیگری هم جز تفسیر اوستا در دست داشته و از راز دانشهای بابلی و یونانی و نظریه های پیش از دوران هخامنشی سود جسته است ( بندهش ، ترجمة انکلساریا). در فصلی دیگر که سخن از تبار و دودمان موبدان به میان آمده است (همان ، فصل ٣٦، ص ٢٠٣؛
بندهش ، ترجمة بهار، ص ١٥٣ـ١٥٤)، نویسنده می گوید: «مادری که من از او زاده شدم دختر فره ماه ( موبد ) است »؛
و سپس پدران او را برمی شمارد و پس از آن می گوید: «همة موبدان دیگر که نامشان در خداینامه ( آمده است ) از همین دوده اند؛
و گویند از تخمة منوچهرند...» آنگاه کلماتی به این صورت نوشته است : که آوانوشتة آن چنین است : nand ¦ a w X ¦ i y ¦ ud man farroba h ¦ i dag ¦ da = و من فرنبغ ( ام ) که خواننددادگی . انکلساریا ( بندهش ، ترجمة انکلساریا، فصل ٣٦، ص ٢٠٤) و به پیروی از او مک کنزی ( ایرانیکا ، ذیل مادّه ) و بهار ( بندهش ، ترجمة بهار، ص ١٥٤) را که در هر سه نسخة بندهش بزرگ چنین نوشته شده است ، «من فرنبغ » خوانده و او را مؤلف بندهش دانسته اند.
… راهم که بایستی تحریفـی از دات و یـه باشد، مک کنزی ( ایرانیکا ، همانجا)، «جادگی » و بهار ( بندهش ، ترجمة بهار، همانجا) «دادگی »، و «گشن جم » را هر دو «جوان جم » خوانده اند.
«ر» (هزوارش من ) اگر آن را «من » بخوانیم ، نباید به واژة پس از آن چسبیده نوشته می شد و در هیچ جای دیگر هم این صورت دیده نمی شود. ازینرو می توان پنداشت که یا نام موبدی بوده است که با حروف «و» یا «ور» آغاز می شده است .
دوم اینکه ، اگر این واژه را، «من فرنبغ » بخوانیم و «فرنبغ » را نام نویسنده بدانیم ، ظاهراً بایستی پیش از آنکه نامی از مادر خود ببرد، خود را می شناساند، اینچنین : «من فرنبغ پسر فلان پسر بهمان موبدم ، مادر من هم از دودمان موبدان است .» سوم اینکه : این فرنبغ (اگر چنین خوانده شود) می تواند نویسندة فصلهای پایانی بندهش باشد که در دوران اسلامی بدان افزوده شده است نه مؤلف اصل کتاب که ظاهراً چند سده پیش در زمان ساسانیان می زیسته است .
بندهش بزرگ یا ایرانی با پیشگفتاری آغاز می شود که زبان و مضمون آن نشان می دهد که از افزوده های پس از اسلام است . نویسنده پس از ستایش دادار دانا و توانا و همة ایزدان مینوی و گیتی می گوید: «خواهم نوشت به دستور (یا دستوری ) ... سپندداد، ماه ونداد رستم شهریار...» (چنین است در متن پهلوی که تأثیر فارسی نو از آن آشکار است ) و سپس از آمدن تازیان به ایرانشهر و تبهکاریهاشان یاد می کند.
این نامة پهلوی را سی وهفت فصل است ، اینچنین :
١) بندهشنی هرمزد و پتیارگی گنامینو (=اهریمن ) ٢ر٧ (این شماره ها که پس از نام بردن هر فصل می آید، شمارة صفحه و سطر از دستنویس TD٢ است )؛
٢) آفرینش روشنان (خورشید، ماه و ستارگان )٢٥ر٥؛
٣) چگونگی آفرینش آفریدگان برای نبرد ٣٠ر١٠؛
٤) تازش اهریمن بر آفرینش ٣٩ر١٢؛
٥) دشمنی و مخالفت دومینو (اهورا و اهریمن ) ٤٧ر٦؛
٦) زیج گیهان که چگونه اتفاق افتاد ٥٠ر١٥؛
٧) نبرد آفریدگان گیتی در برابر اهریمن ٦٠ر٧؛
٨) چگونگی آفرینشها٧١ر١٢؛
٩) چگونگی زمینها ٧٤ر٩؛
١٠) چگونگی کوهها ٧٦ر٦؛
١١) چگونگی دریاها ٨١ر٩؛
١٢) چگونگی رودها ٨٤ر١٠؛
١٣) چگونگی وَرها (= دریاچه ها) ٩١ر١٢؛
١٤) چگونگی گوسپندان به پنج گونه ٩٣ر٨؛
١٥) چگونگی مردمان ١٠٠ر٣؛
١٦) چگونگی زایشها از هر سرده (نوع ) ١٠٩ر٣؛
١٧) چگونگی اوروران (= گیاهان ) ١١٥ر٢؛
١٨) (سروری ) مردمان و گوسپندان و هرچیزی ١٢٠ر٣؛
١٩) چگونگی آتش ١٢٢ر١٥؛
٢٠) چگونگی خواب ١٢٨ر١١؛
٢١) چگونگی باد و ابر و باران ١٣١ر٨؛
٢٢) چگونگی خرفستران (جانوران زیان رسان )١٤٢ر٢؛
٢٣) چگونگی انواع گرگ سروگان ١٤٧ر٦؛
٢٤) آفریدگان و هدف از آفرینش آنها ١٤٩ر٨؛
٢٥) سال دینی ١٥٧ر١٢؛
٢٦) بزرگ کرداری ایزدان مینوی ١٦٢ر١؛
٢٧) دُشکنشی (بدکاری ) اهرمن و دیوان ١٨١ر٨؛
٢٨) سنجش اندامهای تن آدمی با آفرینش جهان ١٨٩ر٣؛
٢٩) سروران اقلیمهای هفتگانه ١٩٦ر٥؛
٣٠) پل چینْود و روان گذشتگان ١٩٩ر٢؛
٣١) شهرهای نامی ایرانشهر ٢٠٥ر٢؛
٣٢) اقامتگاه کیان و آفتهایی که در آن وجود دارد ٢٠٩ر٤؛
٣٣) گزندی که در هر هزاره به ایرانشهر رسیده است ٢١١ر٣؛
٣٤) رستاخیز تن پسین ٢٢٠ر١٥؛
٣٥) تخمه و پیوند کیان ٢٢٨ر٥؛
٣٦) دودمان موبدان ٢٣٦ر١٢؛
٣٧) سال شمار ( تا ) تازیکان دوازده هزار سال ٢٣٨ر٦.
اینک فهرستی از چاپهای گوناگون بندهش کوچک و بزرگ و پژوهشهایی که دربارة پاره ای از فصلها یا عبارتهای آنها شده است (برحسب تاریخ انتشار یا تألیف ):
١) ١٧٧١. انکتیل دوپرّون بندهش کوچک را به فرانسه ترجمه کرد. این متن بخشی از مجموعة دستنویسهای پهلوی است که از روی دستنویس K٢٠ در سال ١٧٣٤ در سورت هندوستان نوشته شده و وی آنها را با خود به اروپا برده است .
٢) ١٨١٩. دستور اِدالجی دارابجی جمشیدجی جاماسپ آسا آن را به گجراتی ترجمه کرد.
E. J. D. Jamas Asa, Bundehesht no Tarjumo , Bombay ١٨١٩.
٣) ١٨٤٠. مولّر: پژوهشی دربارة آغاز بندهش .
M. J. Muller, Untersuchung ueber den Anfang des Bundahesh . Denkschrift d. Akad. der Wissenschaften, Munchen XVIII, Phil.-hist. Kl. Abhandl. ٣ (١٨٤٠), ٦١٣-٦٤٤.
٤) ١٨٥١. وِسترگارد بندهش را با دو سنگ نبشته از شاپور نخست ساسانی چاپ کرد.
N. L. Westergaad, Bundahesh Liber Pahlavicus vetustissimo codice Havnensi descriptsit duas inscriptiones regis Saporis Prima adjecit , Copenhagen ١٨٥١.
٥) ١٨٥٤. هوگ : دربارة زبان پهلوی و بندهش .
M. Haug Uber die Pahlavi Sprache und Bundahes ch. Gottingen ١٨٥٤.
٦) ١٨٥٧. اشپیگل : نخستین فصل بندهش .
F. Spiegel, "Das erste Kapitel des Bundahesch", ZDMG , XI, (١٨٥٧) ٩٨-١١٠.
٧) ١٨٥٧. اشپیگل : فصل سی و یکم بندهش .
F. Spiegel, Das einunddreissigste kapitel des Bundehesch , ١٨٥٧, ٤٣٣-٤٣٥.
٨) ١٨٦٣. ویندیشمن : پژوهشهای زردشتی .
F. Windischmann, Zoroastrische studien: Abhandlungen zur Mythlologie und Sagengeschichte des alten Iran , ed. F. Spiegel, Berlin ١٨٦٣, ٥٦-١٢٠.
٩) ١٨٦٣. ویندیشمن : جغرافیای بندهش .
F. Windischmann, Geographie des Bundahesch , Berlin ١٨٦٣, ١-١٨.
١٠) ١٨٦٨. یوستی : برای نخستین بار تألیف با آوانوشت ، ترجمه ، واژه نامه .
F.Justi, Der Bundahesh,zum ersten Male herausgegeben, transcribiert, دbersetzt und mit Glossar versehen, Leipzig ١٨٦٨.
١١) ١٨٨٠. وِست : دستنویسهای بندهش .
E. West, Bundahish MSS. Asian Antiquary X, ١٨٨٠.
١٢) ١٨٨٠. وِست : بندهش .
E. West, The Bundahish: Pahlavi texts , pt. ١, The sacred books of the East , Oxford ١٨٨٠.
(تجدید چاپ ١٩٦٥)
١٣) ١٨٨٢. آندره آس : کتاب مینوی خرد و قطعه ای کهن از بندهش .
F. C. Andreas, The Book of Mainyo-i khrad, also an old fragment of the Bundahesh both in original pahlavi... , Kiel ١٨٨٢.
١٤) ١٨٩٧. اونوالا: بندهش پهلوی .
M. R. Unvalla, The Pahlavi Bundehesh , Bombay ١٨٩٧.
١٥) ١٩٠١. مُدی : بندهش ، متن ، آوانوشت و ترجمه به گجراتی با پیشگفتار و یادداشتها.
J. J. Modi, Bundahishn, text, transliteration and translation in Gujarati, introduction and notes , Bombay ١٩٠١.
١٦) ١٩٠٢. مُدی : فصلی ترجمه نشده از بندهش .
J. J. Modi, "An Untranslated chapter of the Bundehes", a paper read before the Bombay Branch RAS on the ١st. Aug. ١٩٠١, Bombay ١٩٠٢, BBRAS . XXI, ٤١٩-٤٦٠, repr. in Asiatic Paper , I (١٩٠٥), ٢١٧-٢٣٤.
١٧) ١٩٠٨. انکلساریا. تهمورس دینشاه : بندهش ( TD٢ ) با پیشگفتاری از بهرام گور تهمورس انکلساریا.
T. D. Anklesaria, The Bundahishn , being a facsimile of TD manuscript no.٢ brought from persia ..., Bombay ١٩٠٨.
١٨) ١٩١١. بارتولمه : پژوهشهای ایرانی میانه : ٢= دربارة متن انتقادی بندهش .
Ch. Bartholomae, "Mitteliranische studien, II. zur Textkritisch des Bundahisn", ZDMG , (١٩١١).
١٩) ١٩١٨. مُدی . یادداشتی دربارة قدمت انسان ، نظریة ایرانی دربارة آفرینش انسان .
J. J. Modi, "A note on the antiquity of man. An Iranian view of the creation of man", Anthropological papers , II (١٩١٨), ١١٨-٣١٣.
٢٠) ١٩٢٨. نوبرگ : سرودی دربارة زروان در بندهش .
H. S. Nyberg, "Ein Hymnus auf Zervan in Bundahis § n", ZDMG , ٨٢, (١٩٢٨), ٢١٧-٢٣٥.
٢١) ١٩٢٨. نوبرگ : خودآموز زبان پهلوی (فصل نخست و سوم بندهش ).
H. S. Nyberg, Hilfsbuch des Pehlevi , Uppsala ١٩٢٨.
٢٢) ٣١ـ١٩٢٩. نوبرگ : فرضیة آفرینش و نجوم مزدایی .
H. S. Nyberg, "Questions de cosmogonie et de cosmologie mazdإennes", Journal asiatique , (Apr.-June ١٩٢٩), ١٩٣-٣١٠, (July-Sept. ١٩٣١), ١-١٣٤, (Oct.- Dec. ١٩٣١), ١٩٣-٢٤٤.
(و نیز در Acta Iranica ، ج ٧، (١٩٧٥)، ص ٧٥ـ ٣٧٨)
٢٣ـ ١٩٣١. کریستن سن : دستنویس ک . ٢٠ و ک ٢٠ ب .
A. Christensen, ed., The Pahlavi codices k٢٠ & k ٢٠b , Copenhagen ١٩٣١ (codices Avestici et Pahlavici Bibliotheka universitatis Hafniةnsis vol. I)
(در شمار گنجینه های دستنویسهای پهلوی و پژوهشهای ایرانی دوباره چاپ شده است . ج ٤٨).
٢٤) ١٩٣١. کریستن سن : یادداشتهایی دربارة منابع بندهش .
A. Christensen, "Remarques sur les sources du Bundahis § n". in Actes du XVIII e congrةs international des orientalists , (١٩٣١: Sept. ٧-١٢: Leiden), Leiden ١٩٣٢, ١٠٠-١٠١.
٢٥) ١٩٣٣. بیلی : بندهش ، رساله دکتری (هنوز چاپ نشده ولی در دسترس پژوهندگان بوده است ).
H. W. Bailey, Bundahes § n , Thesis, Oxford ١٩٣٣.
٢٦) ١٩٣٥. مِسینا: افسانه و داستان و تاریخ در سنت ایرانی .
G. Messina, "Mito leggenda e storia nella tradizione Iranica", Orientalia , ٤ (١٩٣٥), ٢٥٧ ff.
٢٧) ١٩٣٦. کریستن سن : دستنویس پهلوی ک . ٤٣.
A. Christensen, The Pahlavi codex k.٤٣ , Codices Avestici et Pahlavici Bibliotheca Universitatis Hafniensis ١٩٣٦ (عباراتی از بندهش در بخش نخست )
(مؤسسة آسیایی دانشگاه شیراز آن را دوباره چاپ کرده است . گنجینة دستنویس های پهلوی و پژوهشهای ایرانی ، ج ٥٧)
٢٨) ١٩٤٢. هنینگ : بخش نجومی بندهش (فصل ٢).
W. B. Henning, "An Astronomical chapter of the Bundahishn", JRAS , (١٩٤٢), ٢٢٩-٢٤٨.
٢٩) ١٩٤٣. بیلی : مشکلات زردشتی در کتابهای سدة نهم / سوم هجری .
H. W. Bailey, Zoroastrian problems in the ninth century books . Oxford ١٩٤٣ .
(ترجمه و آوانویسی عبارتهای بسیاری از بندهش ، در ١٩٧١ تجدید چاپ شده است )
٣٠) ١٩٥٣. هارت من : گیومرت . (بخش ٣. منابع پهلوی )
S. S. Hartmann, Gayomart , Uppsala ١٩٥٣.
٣١) ١٩٥٦. انکلساریا: بهرام گور تهمورس : زندآگاهی بندهش بزرگتر یا ایرانی . آوانویسی و ترجمه به انگلیسی .
B. T. Anklesaria, Zand A ¦ ka ¦ si ¦ h, Iranian or Greater Bundahis § n , transliteration, translation in English, Bombay ١٩٥٦.
٣٢) ١٩٦٣. موله : پرستش ، اسطوره و کیهانشناسی در ایران باستان . (چند عبارت از بندهش در ص ٤٢٦، ٤٣٧، ٤٥٦)
M. Molإ, Culte, mythe et cosmologie dans l'Iran ancien , Paris ١٩٦٣.
٣٣) ١٩٦٤. مک کنزی : ستاره شناسی زردشتی در بندهش .
D. N. MacKenzie, "Zoroastrian astrology in the Bundahis § n", BSOAS , ٢٧, (١٩٦٤) ٥١١-٥٢٩.
٣٤) ١٩٦٧. دوشن گیمن : شش آفرینش اصلی .
J. Duchesne-Guillemin, The six original creations , J. J. Zarthoshti Madressa centenary vol. ١٩٦٧.
٣٥) ١٩٦٧ (١٣٤٥). مهرداد بهار، واژه نامة بندهش ، تهران ١٣٤٥ ش .
٣٦) ١٩٦٨. مهرداد بهار، جغرافیای اساطیری جهان در ادبیات پهلوی ، تهران .
٣٧) ١٩٦٨. بویس : ادبیات فارسی میانه .
M. Boyce, "Middle Persian literature", in Handbuch der Orientalistik , vol. ٤: Iranistik , Leiden ١٩٦٨.
٣٨) ١٩٧. پشوتن ک . انکلساریا: بندهش TD١ ، با پیشگفتاری از م . نوّابی ، تهران .
P. K. Anklesaria, The Bundahesh , being a facsimile edition of the manuscript TD١, Tehran ١٩٧٠.
٣٩) ١٩٧٠. پشوتن ک . انکلساریا: دستنویس DH : بندهش و زند و وهومن یشت و بخشهایی از دینکرت ، تهران .
P. K. Anklesaria, The codex DH , being a facsimile edition of Bundahesh, Zand-e Vohuman Yasht and parts of Denkart, Tehran ١٩٧٠.
٤٠) ١٩٧٠. آسموسن : فهرست میوه ها در بندهش .
J. P. Asmussen, "The list of fruits in the Bundahis § n", in W. B. Henning memorial vol ume, ١٤-١٩.
٤١) ١٩٧٤. نوّابی : تطبیق سه دستنویس بندهش ایرانی .
M. Nawabi, "Concordences of the manuscripts of the Bundaheshn, TD٢, TD١ & DH", Memorial J. de Menasce , Louvain ١٩٧٤, ٢٩٣-٣٠٣.
(نیز در مجموعة مقالات م . نوّابی ج ١؛
گنجینة دستنویس های پهلوی و پژوهشهای ایرانی ، ش ٥٠؛
و نیز در پیشگفتار ترجمة بندهش TD٢ از مهرداد بهار)
٤٢) ١٩٧٤. وست : ادبیات پهلوی در بنیاد زبانشناسی ایرانی .
E. W. West, "Pahlavi literature", in G rundriss der iranischen Philologie , vol. II, Berlin ١٩٧٤, ٧٥-١٩٠.
٤٣) ١٩٧٨. ک . جاماسپ آسا. و م . نوّابی : دستنویس TD٢ ، بندهش ایرانی ، روایات امید اشاوهیشتان و جز آن بخش نخست .
مؤسسة آسیایی شیراز. گنجینة دستنویس های پهلوی و پژوهشهای ایرانی ، ش ٥٢ (با پیشگفتار)
٤٤) ١٩٧٨. ک . جاماسپ آسا ـ م . نوّابی : بخشهایی از بندهش هندی و فصلی از شایست نشایست . دستنویس ٤٩ . MU گنجینة دستنویس های پهلوی و پژوهشهای ایرانی ، شیراز، ش ٣٧ (با پیشگفتار)
٤٥) ١٩٨٠. اشمید: دسته بندی باستانی ایرانی جانوران .
Hans-Peter Schmidt, Ancient Iranian animal classification: Studien zum Indologie und Iranistik , Heft ٥/٦, Festschrift Paul Thieme Reinbek , ١٩٨٠.
٤٦) ١٩٨٦. چوکسی : فهرستی تفسیری از بندهش بزرگتر یا ایرانی TD٢ .
J. K. Choksy, An Annotated index of the greater or Iranian Bundahiىn , TD٢ Studia Iranica ١٥.٢, ١٩٨٠, ٣٠٣- ٣٤٢.
٤٧) ١٩٨٩. رقیه بهزادی ، بندهش هندی ، متنی به زبان پارسی میانه ، تهران ١٣٦٨ ش .
٤٨) ١٩٩٠. هولتگارد: فصل نخست بندهش .
A. Hultgard, "The first chapter of the Bundahis § n remarks on the text and composition", in Proceedings of the First European Conference of Iranian Studies , Rome ١٩٩٠. Old & Middle Ir. st., ed. Gh. Gnoli, ١٦٧-١٩٠.
٤٩) ١٩٩٠. بندهش ، ترجمة مهرداد بهار، تهران ١٣٦٩ ش .
٥٠) مک کنزی : بندهش . در د.ایرانیکا .
D. N. MacKenzie: Bundahis § n. in Encyclopaedia Iranica .
منابع :
(١) بندهش ، ( گردآوری ) فرنبغ دادگی ، ترجمة مهرداد بهار، تهران ١٣٦٩ش ؛
(٢) جهانگیر تاوادیا، زبان و ادبیات پهلوی (فارسی میانه ) ، ترجمة سیف الدین نجم آبادی ، تهران ١٣٤٨ش ؛
(٣) احمد تفضّلی ، تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام ، چاپ ژالة آموزگار، تهران ١٣٧٧ش ؛
(٤) Bundahiىn , ed. & tr. B. T. Anklesaria, Zand-A ¦ ka ¦ s i ¦ h: Iranian or Greater Bundahiىn , Bombay ١٩٥٦;
(٥) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bundahiىn", (by D. N. MacKenzie);
(٦) W. B. Henning, "An astronomical chapter of the Bundahishn", Journal of the Royal Asiatic Society , (١٩٤٢);
(٧) E. W. West, "Pahlavi literature", in Grundriss der Iranischen Philologie , vol. II, Berlin ١٩٧٤, ٧٥-١٢٩.
/ یحیی ماهیار نوابی /