دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٦٢
بندر گز ، بخش و شهر بندری در شهرستان کردکوی در استان گلستان در کنار خلیج گرگان .
١) بخش بندرگز . مشتمل بر دهستان انزان (به مرکزیت گز غربی )، و دو شهر نوکَنده و بندر گز است . از شمال به خلیج گرگان (خلیج استرآباد)، از مشرق به بخش حومة شهرستان کردکوی ، از جنوب به شهرستان دامغان ، و از مغرب به شهرستان بهشهر * محدود است . رشته کوه البرز در جنوب آن امتداد دارد، که قسمت شمالی آن جنگلی است . رودهای موسمی نوکنده و گز از آن می گذرد. آبادیهای آن در شمال در دشت ، و در جنوب در کوهستان قرار گرفته است . از گیا، دارای درختان توسکا و بلوط و مَمْرَز و نمدار و راش و ازگیل ، و از بوته های دارویی دارای گل گاو زبان و گل خطمی است و مراتع قابل توجه دارد. کاشت مرکبات در دو سه دهة اخیر در آنجا رواج یافته است . در اراضی آبادیهای آن ، پنبه و گندم و جو و دانه های روغنی ، بویژه برنج و تره بار، کشت می شود. از زیا، خرس ، شغال ، روباه ، گراز، گرگ ، پلنگ ، مرغابی ، قرقاول (= تُرَنگ ) و تیهو دارد. در کرانه های خلیج گرگان انواع ماهی صید می شود. در دامنه های کوهستانی جنوبی آن دامداری و زنبورداری رایج است . راه کنارة بهشهر ـ گرگان ، و راه آهن تهران ـ گرگان از آن می گذرد. از زیارتگاههای آن امامزاده علیرضا در دهکدة سَرطاق ، و امامزاده حبیب الله در شهر نوکنده است . در جانب غربی بخش بندرگز جَرکلباد (ویرانه های دیوار شمالی ـ جنوبی ) مرز قدیمی مازندران ـ استرآباد دیده می شود (میرزاابراهیم ، ص ٧٧ـ ٧٨). طبق قانون تقسیمات کشور، در ١٣١٦ ش ، بخش بندرگز در شهرستان گرگان تشکیل شد. در ١٣٦٩ ش ، طبق تصویبنامة هیئت دولت (ش ٨٣٣٤٦/ ت ١٤٤ ک ، مورخ ١٨/٧/٦٩)، بخش بندر گز در شهرستان کردکوی ، رسماً تشکیل شد.
٢) شهر بندرگز (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٧٢٧ ، ١٥ تن )، مرکز بخش بندرگز است که در ارتفاع حدود بیست متری از سطح دریای خزر، در حدود شانزده کیلومتری مغرب شهر کردکوی (مرکز شهرستان )، در کرانة جنوبی خلیج گرگان ، و جنوب شرقی دریای خزر واقع است . فاصلة آن تا شهر گرگان (مرکز استان ) در مشرق به حدود ٤٥ کیلومتر می رسد. بندرترکمن در شمال شرقی آن قرار دارد. حداکثر مطلق دمای آن در تابستان به حدود ْ٣٩، و حداقل آن در زمستان به ْ٣- می رسد. میانگین بارندگی سالانه آن ٦٧٠ میلیمتر است . رود موسمی وَطْناع از مرکز شهر می گذرد. آبادی گز (در سابق جَز) در حدود پنج کیلومتری جنوب آن واقع است .
از بناهای قدیمی آن ساختمان گمرک (از ١٢٨١ ش )، و قصر سلطنتی (از ١٣١٦ ش ) است . مسجد فاطمیه (بنا در ١٣٥١ ش ) بزرگترین مسجد آن است . از مشاغل مهم اهالی بندرگز، صید و توزیع ماهی است . از تأسیسات جدید بندر، اسکلة آن است که پس از انقلاب اسلامی احداث شده است . شهر، سه شنبه بازار دارد.
پیشینه . بندرگز (در سابق بندرجز) در حدود سه کیلومتری شمال دهکدة جز، در قرن سیزدهم ، در محل کَناره احداث شد.به نوشتة میرزاابراهیم ، که کتاب خود را در سالهای ١٢٧٦ و ١٢٧٧ تألیف کرده ، بندرجز نوزده سال پیش از تألیف کتاب او احداث شده بوده است (ص ٣٦)؛ به نوشتة مکنزی (ص ١٦٥) نیز که در سالهای ١٢٧٥ تا ١٢٧٧/ ١٨٥٨ تا ١٨٦٠ در شمال ایران به سر می برده ، بندرگز در زمان حکومت عباس خان قاجار، حدود هیجده سال پیش از تألیف کتاب وی احداث شده بوده است . در ١٢٧٦ جمعیت بندر ٤٤٨ ، ١ تن بوده است ( نفوس استرآباد ، ص ١٩٦). ابن بندر ظاهراً به لحاظ رونق گرفتن بازرگانی با روسیه بسرعت توسعه یافت ، چنانکه یک سال پس از احداث حدود هفتاد فروند کشتی حمل کالابه آنجا رفت وآمد می کرد (میرزاابراهیم ، همانجا). در حالی که بنا به نقل قول رابینو (ص ١٠٨) از بلارنبرگ اندکی پیشتر از آن (در ١٢٦٦) دریای خزر در آن منطقه پیشروی داشته و همة اراضی ساحلی تا تپة قرادُوین (حدود بیست وهفت کیلومتری شرق بهشهر) را گرفته بوده است .
در ١٢٧٥، بندرجز (سربندر) که نیم فرسنگ با آبادی جَز فاصله داشت دچار حریق شد، گمرکخانه و انبار و قراولخانه و حتی جنگل ، سوخت (میرزاابراهیم ، همانجا). این آتش سوزی احتمالاً عمدی بوده است (رجوع کنید به مکنزی ، ص ١٤٨). به گفتة مکنزی (ص ١٦٥) تعداد کشتیهایی که به آنجا می آمد، بیش از یک ششم کشتیهایی بود که در همان سال به مشهدسر (بابلسر کنونی ) می رفت . این بندر محل اقامت بازرگانان روسی (ملگونف ، ص ٣٦) و از راههای رفت وآمد اروپاییان به ایران و بالعکس بوده است (ناصرالدین قاجار، ص ٢٥٢). رابینو (ص ١٦٢) از عزیمت آنها باکشتی از بندر گز به کراسنوودسک (در جمهوری ازبکستان کنونی ) و باکو خبر داده است .
در نخبة کامرانی ، تألیف محمدعلی قورخانچی در ١٣٢٧، نیز از رونق تجارت در این بندر اینگونه سخن رفته که در آنجا تجار ارمنی زیادند و مغازه های متعدد و همه قسم خرازی و قماش روسی و بلور و آردِ حاجی طرخان و شکر و انواع مشروبات دارند که با تجار استرآباد با پنبه ، پوست ، کنجد، برنج ، پشم ، و وجه نقد دادوستد می کنند و اغلب قبیلة یموت * در آنجا خرید و فروش داشتند (ص ١٠٠). در همان سال (١٣٢٧) مردم بندرجز به طرفداری از مشروطیت ، تلگرافخانه و گمرک را تصرف کردند (بریتانیا. وزارت خارجه ، ج ٢، ص ٥٣٠).
در ١٣٠٧ ش ، بندرجز دهکده ای کوچک با ساختمانهای چوبی برای ماهیگیران ده جز بود. نام بندرجز در ١٣١٥ ش رسماً به بندرگز تبدیل شد. با احداث بندر * ترکمن (بندرشاه ) و عقب نشینی آب دریای خزر، بندر گز که پیش از آن پیش بندر شهرهای گرگان ، شاهرود و دامغان بود و مال التجارة فراوانی به آنجا وارد و از آنجا صادر می شد، اهمیت خود را از دست داد (رزم آرا، ج ٣، ص ٥١).
منابع :
(١) ایران . وزارت کشـور، قانـون تقسیمات کشـور و وظایـف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبانماه ١٣١٦ ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٢) بریتانیا. وزارت خارجه ، کتاب آبی : گزارشهای محرمانة وزارت امورخارجة انگلیس دربارة انقلاب مشروطة ایران ، چاپ احمد بشیری ، تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٩ ش ؛
(٣) یاسنت لویی رابینو، مازندران و استرآباد ، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٤) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٣ : استان دوم ( مازندران )، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٥) سازمان جغرافیائی نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٢٨: ساری ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٦) محمدعلی قورخانچی ، نخبة کامرانی : در جغرافیای استرآباد و یموت و گوکلان ، در گرگان نامه ، به کوشش مسیح ذبیحی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٧) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٨) چارلز فرانسیس مکنزی ، سفرنامة شمال ، ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی )، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٩) گریگوری والریانوویچ ملگونف ، کرانه های جنوبی دریای خزر، یا، استانهای شمالی ایران ، ترجمة امیر هوشنگ امینی ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٠) میرزا ابراهیم ، سفرنامة استرآباد و مازندران و گیلان و... ، چاپ مسعود گلزاری ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١١) ناصرالدین قاجار، شاه ایران ، روزنامة سفر مازندران ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٤، چاپ افست تهران ١٣٥٦ ش ؛
(١٢) نفوس استرآباد ، در گرگان نامه ، به کوشش مسیح ذبیحی ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٣ ش .
/ خسرو خسروی /