تاریخ ممالکی که بعضاً از راه دریا پیموده شده است < ، ج 1، ص نوزده ، 26، 27). دیوان عوارض سلطان ، از کشتیها و کالاها و مسافران عوارض مختلفی می گرفت ، و به گفتة کسانی چون ابن جبیر (ص 13ـ 18)، که در 579 از این بندر گذشت ، بازرسیِ آمد و شد مسیحیان و مسلمانان ، و تجار و زائران ، دقیق و بدون تبعیض بوده است . درآمد خزانة سلطان به احتمال زیاد، قابل توجه بوده ، اما پراکندگی گزارشها، مانع تهیة تصویر منسجمی از آن می شود؛ در 703/1303، یک کشتی فرانسوی چهل هزار دینار مالیات برای بار خود پرداخت ؛ میزان درآمد در 721/1321، پنجاه هزار دینار بود؛ یک حکمران قرن نهم /پانزدهم عایدی اسکندریه را روزی هزار فرینتی (دینار) برآورد کرده است . به هر حال ، عوارض تنها بخشی از درآمد مصر از طریق بندر اسکندریه بود؛ سود اصلی همچنان از فعالیت تجاری و اقتصادی اسکندریه حاصل می شد. بعلاوه ، دست کم در قرنهای اولیه ، کشتیهای سلطان ، مانند کشتیهای خصوصی سایر صاحب منصبان عالیرتبه ، نیز در این تجارت شرکت داشتند. اما ظاهراً تجار و کشتیهای مسیحی بیشترین آمد و شد میان اسکندریه و بنادر مهم اروپای مسیحی را انجام می دادند. بعلاوه ، شرکای تجاری عمده ، مانند ونیز و جِنووا و مارسی و بارسلون (برشلونه * )، هیئتهای بازرگانی دائمی و همچنین تسهیلاتی در اسکندریه و برخی از دیگر بندرهای مسلمانان داشتند که به آنها «فُنْداچی » (به عربی «فندق ») می گفتند. کالاهای مختلفی از طریق اسکندریه حمل می شد، اما مهمترین کالا، ادویة شرقی بود که به اروپا می بردند؛ یکی از انواع مطلوب واردات از اروپا، موادی مانند الوار و آهن و قیر و تسلیحات بود که گاهی پاپ ورود آنها را منع ، و گاه بدون مالیات ، اعلام می کرد. واردات برده ، عمدتاً از مناطق دریای سیاه و قفقاز از راه ترکیه نیز مداوم بود. بعلاوه آمد و شد زوار مسلمان و مسیحی از طریق بندر اسکندریه ، آمد و شد همیشگی و خاص این بندر بود. زوار مسلمان از مغرب * غالباً از راه دریا به اسکندریه می آمدند و سپس از طریق نیل به بندرهای رودخانه ای ، چون قوص یا آسوان ، می رفتند، سپس برای عزیمت به جَدّه ، از راه خشکی عازم قُسَیر یا عیذاب می شدند. دیگران از مصر سفلی ' به قلزم می رفتند و از آنجا یا سفر زمینی را ادامه می دادند یا دوباره با کشتی به سوی جار * یا جدّه می راندند. زوار مسیحی گرچه عموماً با کشتی به یافا * یا سایر بنادر نزدیکتر به اورشلیم می رفتند، غالباً از اسکندریه نیز می گذشتند؛ بویژه کسانی که زیارت کوه سینا را نیز به زیارتشان می افزودند. کشف مسیر دماغه ( امیدنیک ) ، بتدریج به برتری اسکندریه به عنوان مهمترین بندر شرق ـ غرب پایان داد، هر چند اسکندریه در تمام جنبه ها اهمیت نسبی خود را حفظ کرد و فقط گشایش آبراه سوئز در 1286/1869 را می توان تاریخ پایان نقش این بندر به عنوان مرکز تجارت عبوری و سفر دانست . ازینرو در قرن یازدهم هجری ، اولیا چلبی اسکندریه را بندری بزرگ وصف کرده است که هر سال حدود سیصد تا چهار صد کشتی اروپایی (فرنگی ) به آن آمد و شد می کردند و نمایندگان شاهان متعدد ( مسیحی ) در آنجا سکونت داشتند (ج 10، ص 678ـ 679، وصف اولیاچلبی از اسکندریه ، ج 10، ص 668ـ707، بسیار کامل و آموزنده است ). قاهره به همراه اسکندریه ، رشید، دمیاط و تِنّیس به عنوان بندر رودخانه ای عمل می کرد که به بغداد همراه با بصره ، اُبُلّه و سیراف بی شباهت نبود. در دورة عثمانی ، این نقش به بولاق * در حومة قاهره منتقل شد، که شاهدانی چون لئوی افریقایی * و اولیاچلبی اهمیت آن را به روشنی بیان کرده اند. به گفتة لئوی آفریقایی (ص 508ـ509)، گاه حدود صد کشتی کوچک در بندر بولاق دیده می شد، و تعداد معینی از مأموران مالیاتی سلطان در آنجا مستقر بودند. اولیا چلبی آن را بندری می خواند که کالاها «از هفت اقلیم » در آنجا جمع می شد، سالانه ده هزار کشتی از انواع مختلف به آنجا می رفت ، و انبار مهمات سلطان در آنجا قرار داشت ؛ بعلاوه سوابق و ادارة آمد و شد در بنادر دیگر مصر چون دمیاط و رشید و آسوان در بولاق قرار داشت . همچنین ، به گفتة اولیاچلبی ، در بولاق هفتاد و سه «خان » ( = کاروانسرا ) وجود داشت که به تجار ثروتمند و شرکای آنان در هند، یمن ، اروپا و ترکیه متعلق بود (ج 10، ص 291ـ294). با اینهمه ، بولاق واقعاً به عنوان بندر دریایی تمام عیار عمل نمی کرد؛ تمام شواهد نشان می دهد که بیشتر کالاها با کشتیهای کوچکی چون جَریم برای انتقال به محلهای دورتر، به مصبهای رشید یا دمیاط حمل می شده است . سایر بندرهای پر رفت و آمد ساحل مدیترانه ای مصر، رشید، دمیاط و تِنّیس بود. رشید که مدتی طولانی بندری نظامی بود، تا اواخر دورة ممالیک به روی کشتیرانی خارجی بسته بود (هاید ، ج 2، ص 428ـ429، رجوع کنید به منابع ؛ برای دورة عثمانی رجوع کنید به اولیاچلبی ، ج 10، 707ـ716). پس از قرن هفتم / سیزدهم ، که حملات صلیبیون و اقدامات متقابل ممالیک ، بندر دمیاط را برای کشتیهای دریارو مسدود کرد، این بندر رو به زوال گذاشت ؛ با اینهمه ، شهر که به قسمت علیای رود انتقال یافته بود، به عملکردش به عنوان بندر ادامه داد، گرچه کالاها را می بایست با قایقهای کوچک به کشتیهای پهلو گرفته در مصبّ حمل می کردند (برای دورة عثمانی رجوع کنید به اولیاچلبی ، ج 10، ص 737ـ 745). تنّیس ، واقع در جزیره ای در دریاچة مَنْزَله و پیوسته به شاخاب دمیاطِ نیل ، نیز کار بندر را می کرد؛ ناصرخسرو (ص 65ـ66) از حدود هزار کشتی ، که به اسکله بسته شده بودند، یاد می کند. اما تنّیس عاقبت بر اثر حملات مکرر ناوهای جنگی و دریازنان مسیحی از بین رفت . الفَرَما (یا الفَرْما)، پلوسیوم باستانی ، نمونة ویژه ای از این بنادر بود که در قرون اولیة اسلامی ، هنوز کار بندر را انجام می داد. موضع آن ، بر ساحل شمال قلزم ، کوتاهترین راهِ ارتباط زمینی میان مدیترانه و دریای سرخ را نشان می داد. ابن خرداذبه (ص 153ـ154) آن را بندری خوانده که تجار یهودی رَذانیّه * از آن استفاده می کرده اند؛ آنان از اروپای غربی (فرنجه ) به آنجا می آمدند و کالاهای خود را از 25 فرسخی به قلزم حمل می کردند، در آنجا دوباره سوار کشتی می شدند و به جار، بندر مدینه ، و جدّه ، و بندر مکّه می رفتند؛ و از این بندرها می توانستند به چین و هند برانند؛ و در بازگشت کالاهای شرقی به قلزم می آوردند؛ سپس آنها را به الفرما حمل ، و دوباره به قصد اروپای غربی یا قسطنطنیه ، بار کشتی می کردند. اما فعالیت الفرما، در پایان قرن چهارم ، تا حدی به دلیل خشک شدن شاخاب پلوسیاکِ نیل ، متوقف شد. د) بندرهای ساحل شام ـ فلسطین . بندرهای این ساحل را می توان به سه دسته تقسیم کرد: بنادر جنوب که عمدتاً با بیت المقدس ارتباط داشتند؛ بندرهای میانی که با دمشق مرتبط بودند؛ و بندرهای شمال که به طور عمده در خدمت حلب بودند. بندرهای اصلی جنوب ، غزه * و عسقلان * و یافا؛ بندرهای میانی ، عکّا * و صور * و صیدا * و بیروت * و طرابلس ؛ بندرهای شمالی ، لاذقیه * و طرطوس * و انطاکیه * و اسکندرون * و پیاس بودند. جاده های ساحلی ، این بندرها را به یکدیگر و به مصر و آناطولی متصل می کردند. در اینجا بود که مسلمانان برای اولین بار و به طور مداوم با دریای مدیترانه ارتباط پیدا کردند؛ اگرچه این ارتباط در دو قرنی که صلیبیون حکومتهای کوچک محلی تشکیل می دادند دچار تغییرات شدیدی شد. تعیین اینکه کدام یک از این بندرها مهمتر بوده دشوار است ، اما برخی ویژگیهای کلی آنها را می توان تشخیص داد؛ یافا به عنوان بندر زائران عازم بیت المقدس اهمیت داشت . دمشق که یکی از پایانه های داخلی اصلیِ آن بخشی از مسیر ادویه بود که از طریق عدن یا جدّه از عربستان می گذشت و از دریای سرخ به بندرهای مصر می رفت ، کار بندرهای میانی از قبیل بیروت و صور و عکّا را بهبود می بخشید. در دورة عثمانی ، بندرهای شمالی اهمیت یافتند، که ناشی از رشد حلب به عنوان انبار کالاهای تجاری رسیده از راههای دور بود، و البته آن هم معلول تجدید حیات مسیرهای خلیج فارس و ایران ، و نیز کوتاهی مسیر از مرکز عثمانی به حلب و عراق بوده است . سرنوشت لنگرگاههای داخلی این بنادر، تحولی را که مشخصة بیشتر این بندرهای مدیترانه ای در دورة اسلامی بوده است ، نشان می دهد. لنگرگاههای داخلی که وابسته به بناهای ساخته شده به دست انسان ، مانند موج شکنها، بود، رو به نابودی رفتند، زیرا که آن صناعت ، که عمدتاً منشأ رومی داشت ، بتدریج فراموش شد. برای مثال ، مقدسی در وصف عکّا (ص 162ـ 164) می گوید که وقتی احمدبن طولون (حک : 254ـ270) خواست برای عکّا دیوار دریایی بسازد معلوم شد که معماران خبره در چنین فنی یافت نمی شوند؛ عاقبت شخصی ـ پدربزرگ مؤلف ـ را که هنوز با این فن آشنا بود، پیدا کردند. از سوی دیگر، استحکامات بندر در دورة اسلامی به اوج خود رسید. خلیفه متوکل عباسی (حک :232ـ247) مجموعة کاملی از بندرهای مدیترانه ای در اختیار داشت که برای مقابله با حملات فزایندة کشتیهای روم شرقی استحکامات فراوانی داشتند. اما افول بنادر محلی ادامه یافت ، و به گفتة پیری رئیس در کتاب بحریه ، در قرن دهم بیشتر آنها لای و لجن گرفتند یا به صورتی در آمدند که فقط کشتیهای کوچک می توانستند وارد آنها بشوند. ه ) بندرهای افریقیه و مغرب . تداوم تاریخی و تغییر شگرف ناشی از شرایط تقریباً خارجی ، وجه مشخصة این بندرهاست . تداوم وضع قدیم در این بندرها در سراسر سده های میانه غالب بود. در این دوره ، بندرهایی چون بیجاوه ، تونس ، مهدیه و طرابلس ، مانند اسلاف مستقیم یا غیرمستقیم باستانی خود، کاربرد داشتند؛ یعنی به صورت بندرهای بازرگانی ، پایگاههای نیروی دریایی و پایگاههای راهزنان دریایی بودند. ارتباطات تجاری با شرق اسلامی و اروپای مسیحی ، علی رغم ماهیت مقابله جویانة دو طرف مدیترانه ، وجه مشخصة غالب باقی ماند. تغییر در قرن دهم رخ داد. هنگام تبدیل الجزایر، تونس و طرابلس به امیرنشینهای ترک که اسماً «ایالتهای » تابع استانبول ولی در واقع مستقل بودند ( رجوع کنید به قُرصان * ) ، این نظم معکوس شد و تقابل ، وجه غالب روابط شد. باز هم هدف اقتصادی بود، اما شور و حرارت دینی این غازیان دریایی ، که در آغاز از ترکان بودند، نقش تسریع کننده در ایجاد این سه ایالت داشت . در دورة امویان اندلس ، شکوفایی اقتصادی و نیاز به ناوگان جنگی سبب رشد بندرهای پر فعالیت ، خصوصاً در ساحل مدیترانه ، شد. المَریّه * پایگاه اصلی دریایی و محل زرادخانة خلیفه نیز فعالترین بندر تجاری بود؛ ارتباطات آن با نواحی ماورای دریاها شامل اسکندریه و بندرهای ساحل شام و فلسطین می شد؛ کشتیرانی میان آنجا و اسکندریه غالباً مستقیم و بدون توقف انجام می گرفت (گویتین ، ج 1، ص 302). از میان بنادر دیگر، بندر دانیه * ، کرسی امیرنشین مجاهد، شایان ذکر است که غزوة دریایی آن در قرن پنجم ، از پدید آمدن امیرنشینهای ترک در شمال افریقا در پانصد سال بعد خبر می داد. بالاخره قرطبه و اشبیلیه ، هر دو در وادی الکبیر * (گوادالاکیویر)، نقش بنادر رودخانه ای را داشتند. سرانجام ، تکامل تدریجی «رِکُن کویستا » ( مجموعه عملیات دولتهای مسیحی برای پس گرفتن اراضی شبه جزیرة ایبری از مسلمانان ) ، به کار این بنادر اسلامی پایان داد، که بر وضع کلی کشتیرانی مسلمانان در مدیترانه اثر نهاد. در نتیجه ، بندرهای غرب اسلامی ، در مقایسه با بندرهای شرق مدیترانه ، جایگاهی درجه دو یافتند. علت را ممکن است در این واقعیت جُست که بندرهای شرق ، در مرکز تجارت و سیاحت شرق و غرب و نهایتاً در گسترش اروپا موضع حیاتی داشتند. از سوی دیگر، بنادر غرب هرچند غالباً با اهمیت بودند، فقط نقش محلی داشتند؛ چنانکه حمل و نقل طلا و برده در ماورای صحرا که از طریق این بندرها صورت می گرفت ، هرگز به اهمیت شرق نرسید. و) بندرهای ترکیه و دریای سیاه . در آناطولی پیش از عثمانی ، بندرهای سواحل جنوب و شمال سهم مهمی در تجارت عبوری (ترانزیت ) داشتند که آمد و شد مناطق دریای سیاهِ روسیه ، قفقاز و آسیای میانه را با مدیترانه و اروپا برقرار می کرد. همچنین باید از طرسوس * ، پایگاه عمدة دریایی خلافت عباسیان در مدیترانه ، در سه قرن اول ، یاد کرد؛ هرچند هنگام تسلط سلجوقیان بر آناطولی ـ که در نتیجة آن طرسوس جزو «دارالاسلام » شد ـ دیگر جایگاه خود را از دست داده بود. در سلطة این خاندان ، علانیه و انطالیه در ساحل جنوبی بسرعت توسعه یافتند و با راههای کاروانرو با سامسون و سینوپ در ساحل شمال مرتبط شدند؛ شرکای تجاری اصلی این دو شهر، بنادر سُدَق ، کفه و تَنا (در ترکی آزاق : آزوف امروزی ) در کرانة شمالی دریای سیاه بودند. لاجازو (به ترکی اَیاس ؛ محلی بر ساحل شمال غربی خلیج اسکندرون ، امروزه آبادی یومورتالق ) و طرابزون ، که بیشتر در دست مسیحیان بودند، نقش مشابهی داشتند و در حمل و نقل جادة ابریشم یا مسیر ادویه نیز، که از آسیای میانه یا از خلیج فارس می آمد، جایگاه مهمی پیدا کرده بودند. در میان کالاهایی که از طریق بنادر دریای سیاه حمل می شد، بردگان از روسیة جنوبی و قفقاز، گرانبهاترین و دائمی ترین کالا بودند. این تجارت تا زمان عثمانیان ادامه یافت و به سوی مراکز ترکیه و مصر و نیز به سمت کشورهای دیگر، از جمله ایتالیا، جریان داشت . بنادر آناطولی غربی مثل بلاط * ، اِفِسوس ( ایاسلوق * ) ، ازمیر یا فوچه در دوران پیش از عثمانی تقریباً جایگاه درجة دوم داشتند. پیشرفت شگفتی آور ازمیر به مقام برتر در شرق طالع (لوان ) و احتمالاً تمام شرق مدیترانه فقط در اواخر قرن دهم رخ داد. این شکوفایی ، که در قرن یازدهم و دوازدهم به اوج خود رسید، تا اندازه ای به سبب تجدیدحیات مسیر خلیج فارس بود (رجوع کنید به سطور پیشین ) که به سبب آن ازمیر یکی از خروجیهای مدیترانه شد. علت دیگر ظاهراً قدرت اقتصادی آناطولی قرن یازدهم بود که تا آن زمان دست کم گرفته شده بود. ازمیر به عنوان پایانة روزهای آخرِ جادة ابریشم یا جادة ابریشم و «موهر » ( = پارچه ای از موی نوعی بُز آنقره ) عمل می کرد؛ چون ، ابریشم که از طریق ایران ، و موهر که از طریق آناطولی می آمد، در میان کالاهای صادراتی به اروپا سهم مهمی داشت . اولیاچلبی کاروانهای بزرگ و فراوانی را که از طریق ایران می آمدند و کشتیهای عازم از کشورهای اروپایی را ـ که مرتباً توقف می کردند ـ سالی حدود هزار کشتی ذکر می کند. لنگرگاه داخلی مدتی طولانی لای و لجن گرفته بود، اما خلیج بزرگ لنگرگاه خوبی داشت . یک گروه تجاری اروپایی ، پیوسته ، در ازمیر مستقر بودند تا حدی که «انسان تصور می کرد که در فرنگستان است ». در طول ساحل بندر، فرانکها محلة مخصوصی داشتند، و قایقهای کوچک کالاها را تخلیه یا بارگیری می کردند؛ چون کشتیهای بزرگ باید در فاصله ای دور از ساحل لنگر می انداختند (اولیاچلبی ، ج 9، ص 96ـ97). از میان تجار اروپایی ، نمایندگان کنسولی و کشتیهای عبوری متعلق به انگلیسیها، فرانسویها و هلندیها مهمتر بودند: اولویت کشتیها و تجار ایتالیایی و کاتالانی مربوط به گذشته بود. اتباع عثمانی (ارمنیها، یهودیان و یونانیها) همراه با مسلمانان نقش فعالی داشتند. در حالی که ازمیر بندر مهم بین المللی سرزمین عثمانی بود، استانبول عمدتاً برای تغذیة پایتخت عثمانی عمل می کرد؛ و این برای ساختن لنگرگاه آن ، در طول دو سمت شاخ زرین که محل پر رفت وآمدی بود، کفایت می کرد. قسمت شمالی که بخش اصلی آن در طول بوسفور * گسترده بود، در خدمت کشتیرانی بین المللی بود؛ قسمت جنوبی با اسکله های متعددش برای کشتیهای عثمانی حفظ شده بود. در سمت شمال غربی به طرف انتهای شاخ زرین ، زرادخانة قاسم پاشا قرار گرفته بود (رجوع کنید به کومورجویان ، ص 15ـ19، 37ـ39). ز) بندرهای دریای خزر . این بندرهای محصور در خشکی معمولاً بدون تجارت دریایی مهم و ناوگان یا دریازنانی که به سایر دریاها رفت و آمد کنند، نقش محدودی داشتند. با اینهمه ، از قرون اولیة اسلامی ، در آنجا نواحی آمد و شد محلی پر تحرکی وجود داشت (مسعودی ، ج 2، ص 25). بنابراین ، آبسکون ، در گوشة جنوب شرقی خزر (نزدیک محل امروزی بندر شاه ( بندر * ترکمن ) ، پایانة شمالی راه آهن سراسری ایران )، با کشتیهایی که از آن به سمت خزر و باب الابواب * می رفتند، خروجی (فُرضَه ) شهرها و مناطق استرآباد و گرگان بود (اصطخری ، ص 213ـ 214). شکوفایی آبسکون در قرن سوم و چهارم آن را هدف حملات دریازنان مشرک روس قرار داد؛ دو مورد از چنین حمله هایی در 250ـ270 و 297 در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار گزارش شده است (ج 1، ص 266؛ مسعودی ، ج 2، ص 19ـ 25؛ دُرن ، ج 23، ص 1). بندر دیگر خزر که در 301/ 913ـ914 با حملة دریازنان روس روبرو شد باکو * بود (مسعودی ، ج 2، ص 21). باکو همچنین یکی از اولین بنادر صدور نفت بوده است ؛ امتیازی که در قرون بعدی نیز حفظ شد. عبدالرشید صالح باکووی در 806، گزارش می دهد که چگونه اهالی از پوست سگِ آبی (کلب الماء) که از یکی از جزایر نزدیک شکار می کردند، انبانهایی می ساختند و آنها را از نفت پُر، و با کشتی به دیگر بنادر خزر صادر می کردند (ص 122). بالاخره دربند، که در متون کهن عربی باب الابواب نامیده شده ، بندری شبیه به بنادر مدیترانه ای داشت با دیوارهای ساحلی و دروازة ورودی که با دو برج نگهبانی و زنجیری مراقبت می شد (اصطخری ، ص 184ـ185؛ حدودالعالم ، ص 164). ح ) بندرهای شرق اسلامی . بندرهایی را که مسلمانان بر آنها سلطه داشتند یا از آنها استفاده می کردند در دو گروه می توان مشخص کرد: بنادر شبه قارة هند، و بنادر مالزی و اندونزی . از میان بنادر دستة اول دَیْبُل ، سورت * و کالیکات * ( قالیقوت / قالیقوط ) نمونه های مشخصی به شمار می آیند. دیبل ، واقع در دلتای رود سند نزدیک کراچی کنونی ، در 92 به دست مسلمانان فتح شد؛ بنادر دیگر، جمعیت مسلمانشان را بیشتر از طریق مهاجرت و تبلیغ ناشی از شور و شوق نودینان که در طول مسیرهای تجارت دریایی سکونت داشتند، کسب می کردند. دیبل هم قبل و هم بعد از اسلام تجارت و دریازنی را با هم درآمیخته بود، و تجار آن نمونه ای از هندیانی بودند که از راه کشتیرانی به بنادر عربستان ، خلیج فارس و شرق افریقا، با روح جسور عربها و ایرانیان مقابله به مثل می کردند. سورت ، واقع در بخش شرقی ورودی به خلیج خَمبایَت * ، علاوه بر نقش تجاری ، نقش دروازة زائران خانة خدا را نیز یافته بود. کالیکات اهمیتش را تا اندازه ای مدیون موقعیت سوق الجیشی بخش جنوبی ساحل مالابار بود، و نه فقط بندری هندی بلکه پایگاه امدادی و مرکز بازرگانی با اندونزی و چین بود. این بندر در اواخر سده های میانه اهمیت یافت و بر کولَم * ، بندری نزدیکتر به منتهای جنوبی هند، که در اوایل دورة عباسیان کارکرد مشابهی داشت ، پیشی گرفت ( اخبارالصین و الهند ، ص 8، 42ـ43). ما هوان تاریخنگار هیئت اعزامی دریایی چین در اوایل قرن پانزدهم میلادی ، کالیکات را مقصد معمول کشتیهای چینی که از شرق می آمدند، محلی برای عزیمت به بنادری چون عدن ، ظفار * یا هرمز * ذکر می کند (ما هوان ، 42، ص 151ـ171). ابن بطوطه در حدود 730 از کالیکات با کشتی به ظفار رفت (ج 1، ص 267ـ 268)؛ و در 903ـ904/ 1498 واسکودوگاما ظاهراً به راهنمایی ابن ماجد * ، ناخدای عرب ، پس از آنکه از بندر مالیندی * در شرق افریقا از اقیانوس هند گذشت ، وارد کالیکات شد. آخرین دسته از بنادر مهم قلمرو اسلامی با اتجه (آچه ) در شمال سوماترا شروع می شود و از میان مجمع الجزایر تا سولاوزی (سلبز) گسترش می یابد. اسلامی شدن این بنادر در قرون هفتم و هشتم / سیزدهم و چهاردهم ، در زمان سفرهای مارکو پولو و ابن بطوطه از طریق این دریاها، آغاز شد و وقتی نفوذ استعمار اروپا در قرون دهم و یازدهم / شانزدهم و هفدهم شدت گرفت ، تقریباً کامل شده بود. در شمال سوماترا، بنادر پِدیر ، لاموری (لامبری ) ، پاسی و پرلاک در میان اولین صادرکنندگان ادویه و پذیرندگان اسلام بودند. آنها در قرن دهم / شانزدهم تحت الشعاع اتجه قرار گرفتند که بندر اصلی و مرکز سلطان نشینی بود که رونق و قدرتش بر صادرات ادویه ـ عمدتاً فلفل ـ و دریازنی متکی بود. بندر مالاکا * واقع در تنگه ای باریک به سمت جنوب ، کرسی سلطان نشینی در شبه جزیرة مالایا شد. مالاکا، همچون بنادر سوماترا، در طول گذرگاهی سوق الجیشی که از تنگة مالزی به سوی سایر بندرهای اندونزی ـ مانند بندر صادرکنندة فلفل بَنْتَم در منتهای غربی جاوه ـ و چین می رفت ، ایستگاه امدادی مفیدی بود. در اوایل دورة عباسیان ، کَلاه * ، در شمال نزدیک گردنة باریک شبه جزیره ، نقشی مشابه مالاکا داشت ( اخبارالصین و الهند ، ص 8، 43). اندونزیاییها و مالایاییها مسلمانان پرشوری شدند و بنادری چون اتجه دروازه های اصلیِ آنان برای زیارت خانة خدا و به طورکلی نقاط ارتباطی با مراکز غربی تر اسلام بود. ترقی اتجه در قرن دهم / شانزدهم با دو تحول چشمگیر در اقیانوس هند همزمان شد: ورود اروپاییها، و تلاشهای عثمانیان برای دفع نتایج این رویداد. یکی از نتایج جالب این رویارویی ، هیئت نمایندگی سومین سلطان اتجه ، علاءالدین رعایت شاه قهار (943ـ 978) بود که در 973 به استانبول رفت تا از سلیمان قانونی درخواست کمک نظامی کند. نهایتاً ناوگانی ، متشکل از نوزده کشتی ، پایگاه دریایی عثمانی در سوئز را ترک کرد، اما بیشتر آنها در یمن باقی ماندند. به هر حال ، دو کشتی به اتجه رسیدند و توپ و سایر مهمات و توپچی تحویل دادند (سافت ، ش 10، ص 604ـ614؛ ش 11، ص 678ـ683). ط ) خانفو و زیتون . این دو بندر که به کانتون و چوان چو شناخته می شوند (که دومی با تایوان در یک طول جغرافیایی قرار دارد) هرگز جزو دارالاسلام نشدند، اما با توجه به نقش خاص آنها به عنوان پایانة شرقی دریانوردان و تجار مسلمان می توانیم آنها را در این بحث بگنجانیم . ابن خرداذبه (ص 69) خانفو را بزرگترین مَرقی ' (بندر توقفِ موقت ( چین ) ) می داند. به گفتة مسعودی (ج 1، ص 302ـ303) خانفو در کنار رودخانه ای قرار داشت که مقصد کشتیهای عازم از بصره ، سیراف ، عمان ، هند و سایر کشورها بود. او می افزاید که در خانفو جوامع مسلمان ، مسیحی ، یهودی ، و زردشتی می زیستند. یکی از منابع مسعودی اخبارالصین و الهند ، مورخ 263، بوده که خانفو را بندر توقف موقت کشتیها و بازار عربها و چینیها می داند (ص 6ـ7). بعلاوه ، نواحی مرکزی چینِ دورة تانگ به روی بازرگانان مسلمان ، چنانچه تذکره ای با امضای مقامات چینی تهیه می کردند، گشوده بود؛ همچنین جامعه ای مسلمان در چانگان ، شهر مرکزی سلسلة تانگ ، پایانة شرقی جادة ابریشم وجود داشت . حضور همزمان تجار مسلمان و دیگر تجار خاورنزدیک در چانگان و خانفو ممکن است به ارتباط میان جادة ابریشم و مسیر ادویة دریایی منتج شده باشد (دی مگلیو ، ص 523ـ552). آشوبهای دهه های آخر حکومت تانگ برای جامعة مسلمانان خانفو فاجعه آمیز بود: ضربة مهلک ، شورش 879میلادی بود که بنا به گزارشی ، در آن تمام جامعة مسلمانان نابود و رانده شدند؛ برخی تجار در آن زمان کَلاه را در مالزی به عنوان پایگاه عملیاتشان پذیرفتند. تأثیر درازمدت این آشوب مطلق نبود، زیرا سیاحان غربی ، از قبیل مارکو پولو و ابن بطوطه ، از زیتون در دورة یوآن با لحنی شبیه به اخبار و مسعودی دربارة خانفوی دورة تانگ سخن می گویند: ابن بطوطه آنجا را یک جامعة تجاری عرب ـ ایرانیِ پر رونق ، تا حدّ خودگردانی ، یافت ؛ همچنین به گفتة او زیتون اگر نه بزرگترین بندر دنیا، یکی از بزرگترین بندرهای دنیا بوده است . منابع : (6) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه 1320 ش ) ؛ (7) ] ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطه ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت 1407/1987؛ ابن جبیر، رحلة ابن جبیر ، بیروت 1404/ (8) 1984 [ ؛ (9) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (10) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (11) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس 1840؛ (12) محمدبن محمد ادریسی ، نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، بیروت 1409/1989؛ (13) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (14) عبدالرشیدبن صالح باکووی ، کتاب تلخیص الا´ثار و عجائب الملک القهار ، چاپ و ترجمة بنیاتوف ، مسکو 1971؛ (15) احمد محی الدین پیری رئیس ، کتاب بحریّه ، چاپ عکسی استانبول 1935؛ (16) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1340 ش ؛ (17) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ، لیدن 1879ـ1896، چاپ افست تهران 1965؛ (18) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، چاپ با ترجمة فرانسوی باربیه دومنار و پاوه دوکورتی ، پاریس 1861ـ 1877، چاپ افست تهران 1970؛ (19) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (20) ( ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصر خسرو قبادیانی مروزی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1363 ش ) ؛ (21) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (22) Akhba ¦ r as ¤ -S ¤ i ¦ n wa l-Hind: relation de la Chine et de l'Inde rإdigإe en 851 , ed. and tr. J. Sauvagةt, Paris 1948; (23) Rita Rose Di Meglio, "Il commercio arabo con la Cina della Ga ¦ hiliyya al X secolo", AIUON , n.s., xiv [1964(, 523-552; (24) B. Dorn, Caspia. غber die Einfجlle der alten Russen in Tabaristan , St. Petersburg, 1875 = Acadإmie Impإriale des Sciences, Mإmoires ; (25) Evliya ´elebi, Evliya ´elebi Seyahatnamesi , IX-X, Istanbul 1935-1938; (26) S. D. Goitein, A Mediterranean society , Berkeley 1970-1984; (27) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant au moyen-ہge , Leipzig 1885-1886; (28) Historia rerum in partibus transmarinis gestarum , in RHC , i )1844(, xix, 26, 27; (29) H. R. Idris, La Berbإrie orientale sous les Zirides, X e -XII e siةcles , Paris 1962; (30) Eremya ´elebi Kخmدrcدyan, Istanbul tarihi , Turkish tr. H. Andreasyan, Istanbul1952; (31) Leo Africanus, Description de l'Afrique , tr. A. ـpaulard, Paris 1958; (32) Ma Huan, Ying - yai sheng-lan, "The overall survey of the ocean's shores" (1433) , tr. Feng Ch'eng-chun, Cambridge 1970; (33) Saffet, "Bir ـ Othma ¦ nl ° â filosunun Sumatra seferi", in Ta ف r i ¦ kh-i ـ Othma ¦ n i ¦ Endjدmeni medjmu ¦ Ü as i ° , x )Oct. 1911(, 604-614; XI )Dec. 1911], 678-683. / س . سوچِک ( د. اسلام ) / "> تاریخ ممالکی که بعضاً از راه دریا پیموده شده است < ، ج 1، ص نوزده ، 26، 27). دیوان عوارض سلطان ، از کشتیها و کالاها و مسافران عوارض مختلفی می گرفت ، و به گفتة کسانی چون ابن جبیر (ص 13ـ 18)، که در 579 از این بندر گذشت ، بازرسیِ آمد و شد مسیحیان و مسلمانان ، و تجار و زائران ، دقیق و بدون تبعیض بوده است . درآمد خزانة سلطان به احتمال زیاد، قابل توجه بوده ، اما پراکندگی گزارشها، مانع تهیة تصویر منسجمی از آن می شود؛ در 703/1303، یک کشتی فرانسوی چهل هزار دینار مالیات برای بار خود پرداخت ؛ میزان درآمد در 721/1321، پنجاه هزار دینار بود؛ یک حکمران قرن نهم /پانزدهم عایدی اسکندریه را روزی هزار فرینتی (دینار) برآورد کرده است . به هر حال ، عوارض تنها بخشی از درآمد مصر از طریق بندر اسکندریه بود؛ سود اصلی همچنان از فعالیت تجاری و اقتصادی اسکندریه حاصل می شد. بعلاوه ، دست کم در قرنهای اولیه ، کشتیهای سلطان ، مانند کشتیهای خصوصی سایر صاحب منصبان عالیرتبه ، نیز در این تجارت شرکت داشتند. اما ظاهراً تجار و کشتیهای مسیحی بیشترین آمد و شد میان اسکندریه و بنادر مهم اروپای مسیحی را انجام می دادند. بعلاوه ، شرکای تجاری عمده ، مانند ونیز و جِنووا و مارسی و بارسلون (برشلونه * )، هیئتهای بازرگانی دائمی و همچنین تسهیلاتی در اسکندریه و برخی از دیگر بندرهای مسلمانان داشتند که به آنها «فُنْداچی » (به عربی «فندق ») می گفتند. کالاهای مختلفی از طریق اسکندریه حمل می شد، اما مهمترین کالا، ادویة شرقی بود که به اروپا می بردند؛ یکی از انواع مطلوب واردات از اروپا، موادی مانند الوار و آهن و قیر و تسلیحات بود که گاهی پاپ ورود آنها را منع ، و گاه بدون مالیات ، اعلام می کرد. واردات برده ، عمدتاً از مناطق دریای سیاه و قفقاز از راه ترکیه نیز مداوم بود. بعلاوه آمد و شد زوار مسلمان و مسیحی از طریق بندر اسکندریه ، آمد و شد همیشگی و خاص این بندر بود. زوار مسلمان از مغرب * غالباً از راه دریا به اسکندریه می آمدند و سپس از طریق نیل به بندرهای رودخانه ای ، چون قوص یا آسوان ، می رفتند، سپس برای عزیمت به جَدّه ، از راه خشکی عازم قُسَیر یا عیذاب می شدند. دیگران از مصر سفلی ' به قلزم می رفتند و از آنجا یا سفر زمینی را ادامه می دادند یا دوباره با کشتی به سوی جار * یا جدّه می راندند. زوار مسیحی گرچه عموماً با کشتی به یافا * یا سایر بنادر نزدیکتر به اورشلیم می رفتند، غالباً از اسکندریه نیز می گذشتند؛ بویژه کسانی که زیارت کوه سینا را نیز به زیارتشان می افزودند. کشف مسیر دماغه ( امیدنیک ) ، بتدریج به برتری اسکندریه به عنوان مهمترین بندر شرق ـ غرب پایان داد، هر چند اسکندریه در تمام جنبه ها اهمیت نسبی خود را حفظ کرد و فقط گشایش آبراه سوئز در 1286/1869 را می توان تاریخ پایان نقش این بندر به عنوان مرکز تجارت عبوری و سفر دانست . ازینرو در قرن یازدهم هجری ، اولیا چلبی اسکندریه را بندری بزرگ وصف کرده است که هر سال حدود سیصد تا چهار صد کشتی اروپایی (فرنگی ) به آن آمد و شد می کردند و نمایندگان شاهان متعدد ( مسیحی ) در آنجا سکونت داشتند (ج 10، ص 678ـ 679، وصف اولیاچلبی از اسکندریه ، ج 10، ص 668ـ707، بسیار کامل و آموزنده است ). قاهره به همراه اسکندریه ، رشید، دمیاط و تِنّیس به عنوان بندر رودخانه ای عمل می کرد که به بغداد همراه با بصره ، اُبُلّه و سیراف بی شباهت نبود. در دورة عثمانی ، این نقش به بولاق * در حومة قاهره منتقل شد، که شاهدانی چون لئوی افریقایی * و اولیاچلبی اهمیت آن را به روشنی بیان کرده اند. به گفتة لئوی آفریقایی (ص 508ـ509)، گاه حدود صد کشتی کوچک در بندر بولاق دیده می شد، و تعداد معینی از مأموران مالیاتی سلطان در آنجا مستقر بودند. اولیا چلبی آن را بندری می خواند که کالاها «از هفت اقلیم » در آنجا جمع می شد، سالانه ده هزار کشتی از انواع مختلف به آنجا می رفت ، و انبار مهمات سلطان در آنجا قرار داشت ؛ بعلاوه سوابق و ادارة آمد و شد در بنادر دیگر مصر چون دمیاط و رشید و آسوان در بولاق قرار داشت . همچنین ، به گفتة اولیاچلبی ، در بولاق هفتاد و سه «خان » ( = کاروانسرا ) وجود داشت که به تجار ثروتمند و شرکای آنان در هند، یمن ، اروپا و ترکیه متعلق بود (ج 10، ص 291ـ294). با اینهمه ، بولاق واقعاً به عنوان بندر دریایی تمام عیار عمل نمی کرد؛ تمام شواهد نشان می دهد که بیشتر کالاها با کشتیهای کوچکی چون جَریم برای انتقال به محلهای دورتر، به مصبهای رشید یا دمیاط حمل می شده است . سایر بندرهای پر رفت و آمد ساحل مدیترانه ای مصر، رشید، دمیاط و تِنّیس بود. رشید که مدتی طولانی بندری نظامی بود، تا اواخر دورة ممالیک به روی کشتیرانی خارجی بسته بود (هاید ، ج 2، ص 428ـ429، رجوع کنید به منابع ؛ برای دورة عثمانی رجوع کنید به اولیاچلبی ، ج 10، 707ـ716). پس از قرن هفتم / سیزدهم ، که حملات صلیبیون و اقدامات متقابل ممالیک ، بندر دمیاط را برای کشتیهای دریارو مسدود کرد، این بندر رو به زوال گذاشت ؛ با اینهمه ، شهر که به قسمت علیای رود انتقال یافته بود، به عملکردش به عنوان بندر ادامه داد، گرچه کالاها را می بایست با قایقهای کوچک به کشتیهای پهلو گرفته در مصبّ حمل می کردند (برای دورة عثمانی رجوع کنید به اولیاچلبی ، ج 10، ص 737ـ 745). تنّیس ، واقع در جزیره ای در دریاچة مَنْزَله و پیوسته به شاخاب دمیاطِ نیل ، نیز کار بندر را می کرد؛ ناصرخسرو (ص 65ـ66) از حدود هزار کشتی ، که به اسکله بسته شده بودند، یاد می کند. اما تنّیس عاقبت بر اثر حملات مکرر ناوهای جنگی و دریازنان مسیحی از بین رفت . الفَرَما (یا الفَرْما)، پلوسیوم باستانی ، نمونة ویژه ای از این بنادر بود که در قرون اولیة اسلامی ، هنوز کار بندر را انجام می داد. موضع آن ، بر ساحل شمال قلزم ، کوتاهترین راهِ ارتباط زمینی میان مدیترانه و دریای سرخ را نشان می داد. ابن خرداذبه (ص 153ـ154) آن را بندری خوانده که تجار یهودی رَذانیّه * از آن استفاده می کرده اند؛ آنان از اروپای غربی (فرنجه ) به آنجا می آمدند و کالاهای خود را از 25 فرسخی به قلزم حمل می کردند، در آنجا دوباره سوار کشتی می شدند و به جار، بندر مدینه ، و جدّه ، و بندر مکّه می رفتند؛ و از این بندرها می توانستند به چین و هند برانند؛ و در بازگشت کالاهای شرقی به قلزم می آوردند؛ سپس آنها را به الفرما حمل ، و دوباره به قصد اروپای غربی یا قسطنطنیه ، بار کشتی می کردند. اما فعالیت الفرما، در پایان قرن چهارم ، تا حدی به دلیل خشک شدن شاخاب پلوسیاکِ نیل ، متوقف شد. د) بندرهای ساحل شام ـ فلسطین . بندرهای این ساحل را می توان به سه دسته تقسیم کرد: بنادر جنوب که عمدتاً با بیت المقدس ارتباط داشتند؛ بندرهای میانی که با دمشق مرتبط بودند؛ و بندرهای شمال که به طور عمده در خدمت حلب بودند. بندرهای اصلی جنوب ، غزه * و عسقلان * و یافا؛ بندرهای میانی ، عکّا * و صور * و صیدا * و بیروت * و طرابلس ؛ بندرهای شمالی ، لاذقیه * و طرطوس * و انطاکیه * و اسکندرون * و پیاس بودند. جاده های ساحلی ، این بندرها را به یکدیگر و به مصر و آناطولی متصل می کردند. در اینجا بود که مسلمانان برای اولین بار و به طور مداوم با دریای مدیترانه ارتباط پیدا کردند؛ اگرچه این ارتباط در دو قرنی که صلیبیون حکومتهای کوچک محلی تشکیل می دادند دچار تغییرات شدیدی شد. تعیین اینکه کدام یک از این بندرها مهمتر بوده دشوار است ، اما برخی ویژگیهای کلی آنها را می توان تشخیص داد؛ یافا به عنوان بندر زائران عازم بیت المقدس اهمیت داشت . دمشق که یکی از پایانه های داخلی اصلیِ آن بخشی از مسیر ادویه بود که از طریق عدن یا جدّه از عربستان می گذشت و از دریای سرخ به بندرهای مصر می رفت ، کار بندرهای میانی از قبیل بیروت و صور و عکّا را بهبود می بخشید. در دورة عثمانی ، بندرهای شمالی اهمیت یافتند، که ناشی از رشد حلب به عنوان انبار کالاهای تجاری رسیده از راههای دور بود، و البته آن هم معلول تجدید حیات مسیرهای خلیج فارس و ایران ، و نیز کوتاهی مسیر از مرکز عثمانی به حلب و عراق بوده است . سرنوشت لنگرگاههای داخلی این بنادر، تحولی را که مشخصة بیشتر این بندرهای مدیترانه ای در دورة اسلامی بوده است ، نشان می دهد. لنگرگاههای داخلی که وابسته به بناهای ساخته شده به دست انسان ، مانند موج شکنها، بود، رو به نابودی رفتند، زیرا که آن صناعت ، که عمدتاً منشأ رومی داشت ، بتدریج فراموش شد. برای مثال ، مقدسی در وصف عکّا (ص 162ـ 164) می گوید که وقتی احمدبن طولون (حک : 254ـ270) خواست برای عکّا دیوار دریایی بسازد معلوم شد که معماران خبره در چنین فنی یافت نمی شوند؛ عاقبت شخصی ـ پدربزرگ مؤلف ـ را که هنوز با این فن آشنا بود، پیدا کردند. از سوی دیگر، استحکامات بندر در دورة اسلامی به اوج خود رسید. خلیفه متوکل عباسی (حک :232ـ247) مجموعة کاملی از بندرهای مدیترانه ای در اختیار داشت که برای مقابله با حملات فزایندة کشتیهای روم شرقی استحکامات فراوانی داشتند. اما افول بنادر محلی ادامه یافت ، و به گفتة پیری رئیس در کتاب بحریه ، در قرن دهم بیشتر آنها لای و لجن گرفتند یا به صورتی در آمدند که فقط کشتیهای کوچک می توانستند وارد آنها بشوند. ه ) بندرهای افریقیه و مغرب . تداوم تاریخی و تغییر شگرف ناشی از شرایط تقریباً خارجی ، وجه مشخصة این بندرهاست . تداوم وضع قدیم در این بندرها در سراسر سده های میانه غالب بود. در این دوره ، بندرهایی چون بیجاوه ، تونس ، مهدیه و طرابلس ، مانند اسلاف مستقیم یا غیرمستقیم باستانی خود، کاربرد داشتند؛ یعنی به صورت بندرهای بازرگانی ، پایگاههای نیروی دریایی و پایگاههای راهزنان دریایی بودند. ارتباطات تجاری با شرق اسلامی و اروپای مسیحی ، علی رغم ماهیت مقابله جویانة دو طرف مدیترانه ، وجه مشخصة غالب باقی ماند. تغییر در قرن دهم رخ داد. هنگام تبدیل الجزایر، تونس و طرابلس به امیرنشینهای ترک که اسماً «ایالتهای » تابع استانبول ولی در واقع مستقل بودند ( رجوع کنید به قُرصان * ) ، این نظم معکوس شد و تقابل ، وجه غالب روابط شد. باز هم هدف اقتصادی بود، اما شور و حرارت دینی این غازیان دریایی ، که در آغاز از ترکان بودند، نقش تسریع کننده در ایجاد این سه ایالت داشت . در دورة امویان اندلس ، شکوفایی اقتصادی و نیاز به ناوگان جنگی سبب رشد بندرهای پر فعالیت ، خصوصاً در ساحل مدیترانه ، شد. المَریّه * پایگاه اصلی دریایی و محل زرادخانة خلیفه نیز فعالترین بندر تجاری بود؛ ارتباطات آن با نواحی ماورای دریاها شامل اسکندریه و بندرهای ساحل شام و فلسطین می شد؛ کشتیرانی میان آنجا و اسکندریه غالباً مستقیم و بدون توقف انجام می گرفت (گویتین ، ج 1، ص 302). از میان بنادر دیگر، بندر دانیه * ، کرسی امیرنشین مجاهد، شایان ذکر است که غزوة دریایی آن در قرن پنجم ، از پدید آمدن امیرنشینهای ترک در شمال افریقا در پانصد سال بعد خبر می داد. بالاخره قرطبه و اشبیلیه ، هر دو در وادی الکبیر * (گوادالاکیویر)، نقش بنادر رودخانه ای را داشتند. سرانجام ، تکامل تدریجی «رِکُن کویستا » ( مجموعه عملیات دولتهای مسیحی برای پس گرفتن اراضی شبه جزیرة ایبری از مسلمانان ) ، به کار این بنادر اسلامی پایان داد، که بر وضع کلی کشتیرانی مسلمانان در مدیترانه اثر نهاد. در نتیجه ، بندرهای غرب اسلامی ، در مقایسه با بندرهای شرق مدیترانه ، جایگاهی درجه دو یافتند. علت را ممکن است در این واقعیت جُست که بندرهای شرق ، در مرکز تجارت و سیاحت شرق و غرب و نهایتاً در گسترش اروپا موضع حیاتی داشتند. از سوی دیگر، بنادر غرب هرچند غالباً با اهمیت بودند، فقط نقش محلی داشتند؛ چنانکه حمل و نقل طلا و برده در ماورای صحرا که از طریق این بندرها صورت می گرفت ، هرگز به اهمیت شرق نرسید. و) بندرهای ترکیه و دریای سیاه . در آناطولی پیش از عثمانی ، بندرهای سواحل جنوب و شمال سهم مهمی در تجارت عبوری (ترانزیت ) داشتند که آمد و شد مناطق دریای سیاهِ روسیه ، قفقاز و آسیای میانه را با مدیترانه و اروپا برقرار می کرد. همچنین باید از طرسوس * ، پایگاه عمدة دریایی خلافت عباسیان در مدیترانه ، در سه قرن اول ، یاد کرد؛ هرچند هنگام تسلط سلجوقیان بر آناطولی ـ که در نتیجة آن طرسوس جزو «دارالاسلام » شد ـ دیگر جایگاه خود را از دست داده بود. در سلطة این خاندان ، علانیه و انطالیه در ساحل جنوبی بسرعت توسعه یافتند و با راههای کاروانرو با سامسون و سینوپ در ساحل شمال مرتبط شدند؛ شرکای تجاری اصلی این دو شهر، بنادر سُدَق ، کفه و تَنا (در ترکی آزاق : آزوف امروزی ) در کرانة شمالی دریای سیاه بودند. لاجازو (به ترکی اَیاس ؛ محلی بر ساحل شمال غربی خلیج اسکندرون ، امروزه آبادی یومورتالق ) و طرابزون ، که بیشتر در دست مسیحیان بودند، نقش مشابهی داشتند و در حمل و نقل جادة ابریشم یا مسیر ادویه نیز، که از آسیای میانه یا از خلیج فارس می آمد، جایگاه مهمی پیدا کرده بودند. در میان کالاهایی که از طریق بنادر دریای سیاه حمل می شد، بردگان از روسیة جنوبی و قفقاز، گرانبهاترین و دائمی ترین کالا بودند. این تجارت تا زمان عثمانیان ادامه یافت و به سوی مراکز ترکیه و مصر و نیز به سمت کشورهای دیگر، از جمله ایتالیا، جریان داشت . بنادر آناطولی غربی مثل بلاط * ، اِفِسوس ( ایاسلوق * ) ، ازمیر یا فوچه در دوران پیش از عثمانی تقریباً جایگاه درجة دوم داشتند. پیشرفت شگفتی آور ازمیر به مقام برتر در شرق طالع (لوان ) و احتمالاً تمام شرق مدیترانه فقط در اواخر قرن دهم رخ داد. این شکوفایی ، که در قرن یازدهم و دوازدهم به اوج خود رسید، تا اندازه ای به سبب تجدیدحیات مسیر خلیج فارس بود (رجوع کنید به سطور پیشین ) که به سبب آن ازمیر یکی از خروجیهای مدیترانه شد. علت دیگر ظاهراً قدرت اقتصادی آناطولی قرن یازدهم بود که تا آن زمان دست کم گرفته شده بود. ازمیر به عنوان پایانة روزهای آخرِ جادة ابریشم یا جادة ابریشم و «موهر » ( = پارچه ای از موی نوعی بُز آنقره ) عمل می کرد؛ چون ، ابریشم که از طریق ایران ، و موهر که از طریق آناطولی می آمد، در میان کالاهای صادراتی به اروپا سهم مهمی داشت . اولیاچلبی کاروانهای بزرگ و فراوانی را که از طریق ایران می آمدند و کشتیهای عازم از کشورهای اروپایی را ـ که مرتباً توقف می کردند ـ سالی حدود هزار کشتی ذکر می کند. لنگرگاه داخلی مدتی طولانی لای و لجن گرفته بود، اما خلیج بزرگ لنگرگاه خوبی داشت . یک گروه تجاری اروپایی ، پیوسته ، در ازمیر مستقر بودند تا حدی که «انسان تصور می کرد که در فرنگستان است ». در طول ساحل بندر، فرانکها محلة مخصوصی داشتند، و قایقهای کوچک کالاها را تخلیه یا بارگیری می کردند؛ چون کشتیهای بزرگ باید در فاصله ای دور از ساحل لنگر می انداختند (اولیاچلبی ، ج 9، ص 96ـ97). از میان تجار اروپایی ، نمایندگان کنسولی و کشتیهای عبوری متعلق به انگلیسیها، فرانسویها و هلندیها مهمتر بودند: اولویت کشتیها و تجار ایتالیایی و کاتالانی مربوط به گذشته بود. اتباع عثمانی (ارمنیها، یهودیان و یونانیها) همراه با مسلمانان نقش فعالی داشتند. در حالی که ازمیر بندر مهم بین المللی سرزمین عثمانی بود، استانبول عمدتاً برای تغذیة پایتخت عثمانی عمل می کرد؛ و این برای ساختن لنگرگاه آن ، در طول دو سمت شاخ زرین که محل پر رفت وآمدی بود، کفایت می کرد. قسمت شمالی که بخش اصلی آن در طول بوسفور * گسترده بود، در خدمت کشتیرانی بین المللی بود؛ قسمت جنوبی با اسکله های متعددش برای کشتیهای عثمانی حفظ شده بود. در سمت شمال غربی به طرف انتهای شاخ زرین ، زرادخانة قاسم پاشا قرار گرفته بود (رجوع کنید به کومورجویان ، ص 15ـ19، 37ـ39). ز) بندرهای دریای خزر . این بندرهای محصور در خشکی معمولاً بدون تجارت دریایی مهم و ناوگان یا دریازنانی که به سایر دریاها رفت و آمد کنند، نقش محدودی داشتند. با اینهمه ، از قرون اولیة اسلامی ، در آنجا نواحی آمد و شد محلی پر تحرکی وجود داشت (مسعودی ، ج 2، ص 25). بنابراین ، آبسکون ، در گوشة جنوب شرقی خزر (نزدیک محل امروزی بندر شاه ( بندر * ترکمن ) ، پایانة شمالی راه آهن سراسری ایران )، با کشتیهایی که از آن به سمت خزر و باب الابواب * می رفتند، خروجی (فُرضَه ) شهرها و مناطق استرآباد و گرگان بود (اصطخری ، ص 213ـ 214). شکوفایی آبسکون در قرن سوم و چهارم آن را هدف حملات دریازنان مشرک روس قرار داد؛ دو مورد از چنین حمله هایی در 250ـ270 و 297 در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار گزارش شده است (ج 1، ص 266؛ مسعودی ، ج 2، ص 19ـ 25؛ دُرن ، ج 23، ص 1). بندر دیگر خزر که در 301/ 913ـ914 با حملة دریازنان روس روبرو شد باکو * بود (مسعودی ، ج 2، ص 21). باکو همچنین یکی از اولین بنادر صدور نفت بوده است ؛ امتیازی که در قرون بعدی نیز حفظ شد. عبدالرشید صالح باکووی در 806، گزارش می دهد که چگونه اهالی از پوست سگِ آبی (کلب الماء) که از یکی از جزایر نزدیک شکار می کردند، انبانهایی می ساختند و آنها را از نفت پُر، و با کشتی به دیگر بنادر خزر صادر می کردند (ص 122). بالاخره دربند، که در متون کهن عربی باب الابواب نامیده شده ، بندری شبیه به بنادر مدیترانه ای داشت با دیوارهای ساحلی و دروازة ورودی که با دو برج نگهبانی و زنجیری مراقبت می شد (اصطخری ، ص 184ـ185؛ حدودالعالم ، ص 164). ح ) بندرهای شرق اسلامی . بندرهایی را که مسلمانان بر آنها سلطه داشتند یا از آنها استفاده می کردند در دو گروه می توان مشخص کرد: بنادر شبه قارة هند، و بنادر مالزی و اندونزی . از میان بنادر دستة اول دَیْبُل ، سورت * و کالیکات * ( قالیقوت / قالیقوط ) نمونه های مشخصی به شمار می آیند. دیبل ، واقع در دلتای رود سند نزدیک کراچی کنونی ، در 92 به دست مسلمانان فتح شد؛ بنادر دیگر، جمعیت مسلمانشان را بیشتر از طریق مهاجرت و تبلیغ ناشی از شور و شوق نودینان که در طول مسیرهای تجارت دریایی سکونت داشتند، کسب می کردند. دیبل هم قبل و هم بعد از اسلام تجارت و دریازنی را با هم درآمیخته بود، و تجار آن نمونه ای از هندیانی بودند که از راه کشتیرانی به بنادر عربستان ، خلیج فارس و شرق افریقا، با روح جسور عربها و ایرانیان مقابله به مثل می کردند. سورت ، واقع در بخش شرقی ورودی به خلیج خَمبایَت * ، علاوه بر نقش تجاری ، نقش دروازة زائران خانة خدا را نیز یافته بود. کالیکات اهمیتش را تا اندازه ای مدیون موقعیت سوق الجیشی بخش جنوبی ساحل مالابار بود، و نه فقط بندری هندی بلکه پایگاه امدادی و مرکز بازرگانی با اندونزی و چین بود. این بندر در اواخر سده های میانه اهمیت یافت و بر کولَم * ، بندری نزدیکتر به منتهای جنوبی هند، که در اوایل دورة عباسیان کارکرد مشابهی داشت ، پیشی گرفت ( اخبارالصین و الهند ، ص 8، 42ـ43). ما هوان تاریخنگار هیئت اعزامی دریایی چین در اوایل قرن پانزدهم میلادی ، کالیکات را مقصد معمول کشتیهای چینی که از شرق می آمدند، محلی برای عزیمت به بنادری چون عدن ، ظفار * یا هرمز * ذکر می کند (ما هوان ، 42، ص 151ـ171). ابن بطوطه در حدود 730 از کالیکات با کشتی به ظفار رفت (ج 1، ص 267ـ 268)؛ و در 903ـ904/ 1498 واسکودوگاما ظاهراً به راهنمایی ابن ماجد * ، ناخدای عرب ، پس از آنکه از بندر مالیندی * در شرق افریقا از اقیانوس هند گذشت ، وارد کالیکات شد. آخرین دسته از بنادر مهم قلمرو اسلامی با اتجه (آچه ) در شمال سوماترا شروع می شود و از میان مجمع الجزایر تا سولاوزی (سلبز) گسترش می یابد. اسلامی شدن این بنادر در قرون هفتم و هشتم / سیزدهم و چهاردهم ، در زمان سفرهای مارکو پولو و ابن بطوطه از طریق این دریاها، آغاز شد و وقتی نفوذ استعمار اروپا در قرون دهم و یازدهم / شانزدهم و هفدهم شدت گرفت ، تقریباً کامل شده بود. در شمال سوماترا، بنادر پِدیر ، لاموری (لامبری ) ، پاسی و پرلاک در میان اولین صادرکنندگان ادویه و پذیرندگان اسلام بودند. آنها در قرن دهم / شانزدهم تحت الشعاع اتجه قرار گرفتند که بندر اصلی و مرکز سلطان نشینی بود که رونق و قدرتش بر صادرات ادویه ـ عمدتاً فلفل ـ و دریازنی متکی بود. بندر مالاکا * واقع در تنگه ای باریک به سمت جنوب ، کرسی سلطان نشینی در شبه جزیرة مالایا شد. مالاکا، همچون بنادر سوماترا، در طول گذرگاهی سوق الجیشی که از تنگة مالزی به سوی سایر بندرهای اندونزی ـ مانند بندر صادرکنندة فلفل بَنْتَم در منتهای غربی جاوه ـ و چین می رفت ، ایستگاه امدادی مفیدی بود. در اوایل دورة عباسیان ، کَلاه * ، در شمال نزدیک گردنة باریک شبه جزیره ، نقشی مشابه مالاکا داشت ( اخبارالصین و الهند ، ص 8، 43). اندونزیاییها و مالایاییها مسلمانان پرشوری شدند و بنادری چون اتجه دروازه های اصلیِ آنان برای زیارت خانة خدا و به طورکلی نقاط ارتباطی با مراکز غربی تر اسلام بود. ترقی اتجه در قرن دهم / شانزدهم با دو تحول چشمگیر در اقیانوس هند همزمان شد: ورود اروپاییها، و تلاشهای عثمانیان برای دفع نتایج این رویداد. یکی از نتایج جالب این رویارویی ، هیئت نمایندگی سومین سلطان اتجه ، علاءالدین رعایت شاه قهار (943ـ 978) بود که در 973 به استانبول رفت تا از سلیمان قانونی درخواست کمک نظامی کند. نهایتاً ناوگانی ، متشکل از نوزده کشتی ، پایگاه دریایی عثمانی در سوئز را ترک کرد، اما بیشتر آنها در یمن باقی ماندند. به هر حال ، دو کشتی به اتجه رسیدند و توپ و سایر مهمات و توپچی تحویل دادند (سافت ، ش 10، ص 604ـ614؛ ش 11، ص 678ـ683). ط ) خانفو و زیتون . این دو بندر که به کانتون و چوان چو شناخته می شوند (که دومی با تایوان در یک طول جغرافیایی قرار دارد) هرگز جزو دارالاسلام نشدند، اما با توجه به نقش خاص آنها به عنوان پایانة شرقی دریانوردان و تجار مسلمان می توانیم آنها را در این بحث بگنجانیم . ابن خرداذبه (ص 69) خانفو را بزرگترین مَرقی ' (بندر توقفِ موقت ( چین ) ) می داند. به گفتة مسعودی (ج 1، ص 302ـ303) خانفو در کنار رودخانه ای قرار داشت که مقصد کشتیهای عازم از بصره ، سیراف ، عمان ، هند و سایر کشورها بود. او می افزاید که در خانفو جوامع مسلمان ، مسیحی ، یهودی ، و زردشتی می زیستند. یکی از منابع مسعودی اخبارالصین و الهند ، مورخ 263، بوده که خانفو را بندر توقف موقت کشتیها و بازار عربها و چینیها می داند (ص 6ـ7). بعلاوه ، نواحی مرکزی چینِ دورة تانگ به روی بازرگانان مسلمان ، چنانچه تذکره ای با امضای مقامات چینی تهیه می کردند، گشوده بود؛ همچنین جامعه ای مسلمان در چانگان ، شهر مرکزی سلسلة تانگ ، پایانة شرقی جادة ابریشم وجود داشت . حضور همزمان تجار مسلمان و دیگر تجار خاورنزدیک در چانگان و خانفو ممکن است به ارتباط میان جادة ابریشم و مسیر ادویة دریایی منتج شده باشد (دی مگلیو ، ص 523ـ552). آشوبهای دهه های آخر حکومت تانگ برای جامعة مسلمانان خانفو فاجعه آمیز بود: ضربة مهلک ، شورش 879میلادی بود که بنا به گزارشی ، در آن تمام جامعة مسلمانان نابود و رانده شدند؛ برخی تجار در آن زمان کَلاه را در مالزی به عنوان پایگاه عملیاتشان پذیرفتند. تأثیر درازمدت این آشوب مطلق نبود، زیرا سیاحان غربی ، از قبیل مارکو پولو و ابن بطوطه ، از زیتون در دورة یوآن با لحنی شبیه به اخبار و مسعودی دربارة خانفوی دورة تانگ سخن می گویند: ابن بطوطه آنجا را یک جامعة تجاری عرب ـ ایرانیِ پر رونق ، تا حدّ خودگردانی ، یافت ؛ همچنین به گفتة او زیتون اگر نه بزرگترین بندر دنیا، یکی از بزرگترین بندرهای دنیا بوده است . منابع : (6) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه 1320 ش ) ؛ (7) ] ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطه ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت 1407/1987؛ ابن جبیر، رحلة ابن جبیر ، بیروت 1404/ (8) 1984 [ ؛ (9) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (10) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (11) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس 1840؛ (12) محمدبن محمد ادریسی ، نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، بیروت 1409/1989؛ (13) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (14) عبدالرشیدبن صالح باکووی ، کتاب تلخیص الا´ثار و عجائب الملک القهار ، چاپ و ترجمة بنیاتوف ، مسکو 1971؛ (15) احمد محی الدین پیری رئیس ، کتاب بحریّه ، چاپ عکسی استانبول 1935؛ (16) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1340 ش ؛ (17) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ، لیدن 1879ـ1896، چاپ افست تهران 1965؛ (18) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، چاپ با ترجمة فرانسوی باربیه دومنار و پاوه دوکورتی ، پاریس 1861ـ 1877، چاپ افست تهران 1970؛ (19) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (20) ( ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصر خسرو قبادیانی مروزی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1363 ش ) ؛ (21) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (22) Akhba ¦ r as ¤ -S ¤ i ¦ n wa l-Hind: relation de la Chine et de l'Inde rإdigإe en 851 , ed. and tr. J. Sauvagةt, Paris 1948; (23) Rita Rose Di Meglio, "Il commercio arabo con la Cina della Ga ¦ hiliyya al X secolo", AIUON , n.s., xiv [1964(, 523-552; (24) B. Dorn, Caspia. غber die Einfجlle der alten Russen in Tabaristan , St. Petersburg, 1875 = Acadإmie Impإriale des Sciences, Mإmoires ; (25) Evliya ´elebi, Evliya ´elebi Seyahatnamesi , IX-X, Istanbul 1935-1938; (26) S. D. Goitein, A Mediterranean society , Berkeley 1970-1984; (27) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant au moyen-ہge , Leipzig 1885-1886; (28) Historia rerum in partibus transmarinis gestarum , in RHC , i )1844(, xix, 26, 27; (29) H. R. Idris, La Berbإrie orientale sous les Zirides, X e -XII e siةcles , Paris 1962; (30) Eremya ´elebi Kخmدrcدyan, Istanbul tarihi , Turkish tr. H. Andreasyan, Istanbul1952; (31) Leo Africanus, Description de l'Afrique , tr. A. ـpaulard, Paris 1958; (32) Ma Huan, Ying - yai sheng-lan, "The overall survey of the ocean's shores" (1433) , tr. Feng Ch'eng-chun, Cambridge 1970; (33) Saffet, "Bir ـ Othma ¦ nl ° â filosunun Sumatra seferi", in Ta ف r i ¦ kh-i ـ Othma ¦ n i ¦ Endjدmeni medjmu ¦ Ü as i ° , x )Oct. 1911(, 604-614; XI )Dec. 1911], 678-683. / س . سوچِک ( د. اسلام ) / "> تاریخ ممالکی که بعضاً از راه دریا پیموده شده است < ، ج 1، ص نوزده ، 26، 27). دیوان عوارض سلطان ، از کشتیها و کالاها و مسافران عوارض مختلفی می گرفت ، و به گفتة کسانی چون ابن جبیر (ص 13ـ 18)، که در 579 از این بندر گذشت ، بازرسیِ آمد و شد مسیحیان و مسلمانان ، و تجار و زائران ، دقیق و بدون تبعیض بوده است . درآمد خزانة سلطان به احتمال زیاد، قابل توجه بوده ، اما پراکندگی گزارشها، مانع تهیة تصویر منسجمی از آن می شود؛ در 703/1303، یک کشتی فرانسوی چهل هزار دینار مالیات برای بار خود پرداخت ؛ میزان درآمد در 721/1321، پنجاه هزار دینار بود؛ یک حکمران قرن نهم /پانزدهم عایدی اسکندریه را روزی هزار فرینتی (دینار) برآورد کرده است . به هر حال ، عوارض تنها بخشی از درآمد مصر از طریق بندر اسکندریه بود؛ سود اصلی همچنان از فعالیت تجاری و اقتصادی اسکندریه حاصل می شد. بعلاوه ، دست کم در قرنهای اولیه ، کشتیهای سلطان ، مانند کشتیهای خصوصی سایر صاحب منصبان عالیرتبه ، نیز در این تجارت شرکت داشتند. اما ظاهراً تجار و کشتیهای مسیحی بیشترین آمد و شد میان اسکندریه و بنادر مهم اروپای مسیحی را انجام می دادند. بعلاوه ، شرکای تجاری عمده ، مانند ونیز و جِنووا و مارسی و بارسلون (برشلونه * )، هیئتهای بازرگانی دائمی و همچنین تسهیلاتی در اسکندریه و برخی از دیگر بندرهای مسلمانان داشتند که به آنها «فُنْداچی » (به عربی «فندق ») می گفتند. کالاهای مختلفی از طریق اسکندریه حمل می شد، اما مهمترین کالا، ادویة شرقی بود که به اروپا می بردند؛ یکی از انواع مطلوب واردات از اروپا، موادی مانند الوار و آهن و قیر و تسلیحات بود که گاهی پاپ ورود آنها را منع ، و گاه بدون مالیات ، اعلام می کرد. واردات برده ، عمدتاً از مناطق دریای سیاه و قفقاز از راه ترکیه نیز مداوم بود. بعلاوه آمد و شد زوار مسلمان و مسیحی از طریق بندر اسکندریه ، آمد و شد همیشگی و خاص این بندر بود. زوار مسلمان از مغرب * غالباً از راه دریا به اسکندریه می آمدند و سپس از طریق نیل به بندرهای رودخانه ای ، چون قوص یا آسوان ، می رفتند، سپس برای عزیمت به جَدّه ، از راه خشکی عازم قُسَیر یا عیذاب می شدند. دیگران از مصر سفلی ' به قلزم می رفتند و از آنجا یا سفر زمینی را ادامه می دادند یا دوباره با کشتی به سوی جار * یا جدّه می راندند. زوار مسیحی گرچه عموماً با کشتی به یافا * یا سایر بنادر نزدیکتر به اورشلیم می رفتند، غالباً از اسکندریه نیز می گذشتند؛ بویژه کسانی که زیارت کوه سینا را نیز به زیارتشان می افزودند. کشف مسیر دماغه ( امیدنیک ) ، بتدریج به برتری اسکندریه به عنوان مهمترین بندر شرق ـ غرب پایان داد، هر چند اسکندریه در تمام جنبه ها اهمیت نسبی خود را حفظ کرد و فقط گشایش آبراه سوئز در 1286/1869 را می توان تاریخ پایان نقش این بندر به عنوان مرکز تجارت عبوری و سفر دانست . ازینرو در قرن یازدهم هجری ، اولیا چلبی اسکندریه را بندری بزرگ وصف کرده است که هر سال حدود سیصد تا چهار صد کشتی اروپایی (فرنگی ) به آن آمد و شد می کردند و نمایندگان شاهان متعدد ( مسیحی ) در آنجا سکونت داشتند (ج 10، ص 678ـ 679، وصف اولیاچلبی از اسکندریه ، ج 10، ص 668ـ707، بسیار کامل و آموزنده است ). قاهره به همراه اسکندریه ، رشید، دمیاط و تِنّیس به عنوان بندر رودخانه ای عمل می کرد که به بغداد همراه با بصره ، اُبُلّه و سیراف بی شباهت نبود. در دورة عثمانی ، این نقش به بولاق * در حومة قاهره منتقل شد، که شاهدانی چون لئوی افریقایی * و اولیاچلبی اهمیت آن را به روشنی بیان کرده اند. به گفتة لئوی آفریقایی (ص 508ـ509)، گاه حدود صد کشتی کوچک در بندر بولاق دیده می شد، و تعداد معینی از مأموران مالیاتی سلطان در آنجا مستقر بودند. اولیا چلبی آن را بندری می خواند که کالاها «از هفت اقلیم » در آنجا جمع می شد، سالانه ده هزار کشتی از انواع مختلف به آنجا می رفت ، و انبار مهمات سلطان در آنجا قرار داشت ؛ بعلاوه سوابق و ادارة آمد و شد در بنادر دیگر مصر چون دمیاط و رشید و آسوان در بولاق قرار داشت . همچنین ، به گفتة اولیاچلبی ، در بولاق هفتاد و سه «خان » ( = کاروانسرا ) وجود داشت که به تجار ثروتمند و شرکای آنان در هند، یمن ، اروپا و ترکیه متعلق بود (ج 10، ص 291ـ294). با اینهمه ، بولاق واقعاً به عنوان بندر دریایی تمام عیار عمل نمی کرد؛ تمام شواهد نشان می دهد که بیشتر کالاها با کشتیهای کوچکی چون جَریم برای انتقال به محلهای دورتر، به مصبهای رشید یا دمیاط حمل می شده است . سایر بندرهای پر رفت و آمد ساحل مدیترانه ای مصر، رشید، دمیاط و تِنّیس بود. رشید که مدتی طولانی بندری نظامی بود، تا اواخر دورة ممالیک به روی کشتیرانی خارجی بسته بود (هاید ، ج 2، ص 428ـ429، رجوع کنید به منابع ؛ برای دورة عثمانی رجوع کنید به اولیاچلبی ، ج 10، 707ـ716). پس از قرن هفتم / سیزدهم ، که حملات صلیبیون و اقدامات متقابل ممالیک ، بندر دمیاط را برای کشتیهای دریارو مسدود کرد، این بندر رو به زوال گذاشت ؛ با اینهمه ، شهر که به قسمت علیای رود انتقال یافته بود، به عملکردش به عنوان بندر ادامه داد، گرچه کالاها را می بایست با قایقهای کوچک به کشتیهای پهلو گرفته در مصبّ حمل می کردند (برای دورة عثمانی رجوع کنید به اولیاچلبی ، ج 10، ص 737ـ 745). تنّیس ، واقع در جزیره ای در دریاچة مَنْزَله و پیوسته به شاخاب دمیاطِ نیل ، نیز کار بندر را می کرد؛ ناصرخسرو (ص 65ـ66) از حدود هزار کشتی ، که به اسکله بسته شده بودند، یاد می کند. اما تنّیس عاقبت بر اثر حملات مکرر ناوهای جنگی و دریازنان مسیحی از بین رفت . الفَرَما (یا الفَرْما)، پلوسیوم باستانی ، نمونة ویژه ای از این بنادر بود که در قرون اولیة اسلامی ، هنوز کار بندر را انجام می داد. موضع آن ، بر ساحل شمال قلزم ، کوتاهترین راهِ ارتباط زمینی میان مدیترانه و دریای سرخ را نشان می داد. ابن خرداذبه (ص 153ـ154) آن را بندری خوانده که تجار یهودی رَذانیّه * از آن استفاده می کرده اند؛ آنان از اروپای غربی (فرنجه ) به آنجا می آمدند و کالاهای خود را از 25 فرسخی به قلزم حمل می کردند، در آنجا دوباره سوار کشتی می شدند و به جار، بندر مدینه ، و جدّه ، و بندر مکّه می رفتند؛ و از این بندرها می توانستند به چین و هند برانند؛ و در بازگشت کالاهای شرقی به قلزم می آوردند؛ سپس آنها را به الفرما حمل ، و دوباره به قصد اروپای غربی یا قسطنطنیه ، بار کشتی می کردند. اما فعالیت الفرما، در پایان قرن چهارم ، تا حدی به دلیل خشک شدن شاخاب پلوسیاکِ نیل ، متوقف شد. د) بندرهای ساحل شام ـ فلسطین . بندرهای این ساحل را می توان به سه دسته تقسیم کرد: بنادر جنوب که عمدتاً با بیت المقدس ارتباط داشتند؛ بندرهای میانی که با دمشق مرتبط بودند؛ و بندرهای شمال که به طور عمده در خدمت حلب بودند. بندرهای اصلی جنوب ، غزه * و عسقلان * و یافا؛ بندرهای میانی ، عکّا * و صور * و صیدا * و بیروت * و طرابلس ؛ بندرهای شمالی ، لاذقیه * و طرطوس * و انطاکیه * و اسکندرون * و پیاس بودند. جاده های ساحلی ، این بندرها را به یکدیگر و به مصر و آناطولی متصل می کردند. در اینجا بود که مسلمانان برای اولین بار و به طور مداوم با دریای مدیترانه ارتباط پیدا کردند؛ اگرچه این ارتباط در دو قرنی که صلیبیون حکومتهای کوچک محلی تشکیل می دادند دچار تغییرات شدیدی شد. تعیین اینکه کدام یک از این بندرها مهمتر بوده دشوار است ، اما برخی ویژگیهای کلی آنها را می توان تشخیص داد؛ یافا به عنوان بندر زائران عازم بیت المقدس اهمیت داشت . دمشق که یکی از پایانه های داخلی اصلیِ آن بخشی از مسیر ادویه بود که از طریق عدن یا جدّه از عربستان می گذشت و از دریای سرخ به بندرهای مصر می رفت ، کار بندرهای میانی از قبیل بیروت و صور و عکّا را بهبود می بخشید. در دورة عثمانی ، بندرهای شمالی اهمیت یافتند، که ناشی از رشد حلب به عنوان انبار کالاهای تجاری رسیده از راههای دور بود، و البته آن هم معلول تجدید حیات مسیرهای خلیج فارس و ایران ، و نیز کوتاهی مسیر از مرکز عثمانی به حلب و عراق بوده است . سرنوشت لنگرگاههای داخلی این بنادر، تحولی را که مشخصة بیشتر این بندرهای مدیترانه ای در دورة اسلامی بوده است ، نشان می دهد. لنگرگاههای داخلی که وابسته به بناهای ساخته شده به دست انسان ، مانند موج شکنها، بود، رو به نابودی رفتند، زیرا که آن صناعت ، که عمدتاً منشأ رومی داشت ، بتدریج فراموش شد. برای مثال ، مقدسی در وصف عکّا (ص 162ـ 164) می گوید که وقتی احمدبن طولون (حک : 254ـ270) خواست برای عکّا دیوار دریایی بسازد معلوم شد که معماران خبره در چنین فنی یافت نمی شوند؛ عاقبت شخصی ـ پدربزرگ مؤلف ـ را که هنوز با این فن آشنا بود، پیدا کردند. از سوی دیگر، استحکامات بندر در دورة اسلامی به اوج خود رسید. خلیفه متوکل عباسی (حک :232ـ247) مجموعة کاملی از بندرهای مدیترانه ای در اختیار داشت که برای مقابله با حملات فزایندة کشتیهای روم شرقی استحکامات فراوانی داشتند. اما افول بنادر محلی ادامه یافت ، و به گفتة پیری رئیس در کتاب بحریه ، در قرن دهم بیشتر آنها لای و لجن گرفتند یا به صورتی در آمدند که فقط کشتیهای کوچک می توانستند وارد آنها بشوند. ه ) بندرهای افریقیه و مغرب . تداوم تاریخی و تغییر شگرف ناشی از شرایط تقریباً خارجی ، وجه مشخصة این بندرهاست . تداوم وضع قدیم در این بندرها در سراسر سده های میانه غالب بود. در این دوره ، بندرهایی چون بیجاوه ، تونس ، مهدیه و طرابلس ، مانند اسلاف مستقیم یا غیرمستقیم باستانی خود، کاربرد داشتند؛ یعنی به صورت بندرهای بازرگانی ، پایگاههای نیروی دریایی و پایگاههای راهزنان دریایی بودند. ارتباطات تجاری با شرق اسلامی و اروپای مسیحی ، علی رغم ماهیت مقابله جویانة دو طرف مدیترانه ، وجه مشخصة غالب باقی ماند. تغییر در قرن دهم رخ داد. هنگام تبدیل الجزایر، تونس و طرابلس به امیرنشینهای ترک که اسماً «ایالتهای » تابع استانبول ولی در واقع مستقل بودند ( رجوع کنید به قُرصان * ) ، این نظم معکوس شد و تقابل ، وجه غالب روابط شد. باز هم هدف اقتصادی بود، اما شور و حرارت دینی این غازیان دریایی ، که در آغاز از ترکان بودند، نقش تسریع کننده در ایجاد این سه ایالت داشت . در دورة امویان اندلس ، شکوفایی اقتصادی و نیاز به ناوگان جنگی سبب رشد بندرهای پر فعالیت ، خصوصاً در ساحل مدیترانه ، شد. المَریّه * پایگاه اصلی دریایی و محل زرادخانة خلیفه نیز فعالترین بندر تجاری بود؛ ارتباطات آن با نواحی ماورای دریاها شامل اسکندریه و بندرهای ساحل شام و فلسطین می شد؛ کشتیرانی میان آنجا و اسکندریه غالباً مستقیم و بدون توقف انجام می گرفت (گویتین ، ج 1، ص 302). از میان بنادر دیگر، بندر دانیه * ، کرسی امیرنشین مجاهد، شایان ذکر است که غزوة دریایی آن در قرن پنجم ، از پدید آمدن امیرنشینهای ترک در شمال افریقا در پانصد سال بعد خبر می داد. بالاخره قرطبه و اشبیلیه ، هر دو در وادی الکبیر * (گوادالاکیویر)، نقش بنادر رودخانه ای را داشتند. سرانجام ، تکامل تدریجی «رِکُن کویستا » ( مجموعه عملیات دولتهای مسیحی برای پس گرفتن اراضی شبه جزیرة ایبری از مسلمانان ) ، به کار این بنادر اسلامی پایان داد، که بر وضع کلی کشتیرانی مسلمانان در مدیترانه اثر نهاد. در نتیجه ، بندرهای غرب اسلامی ، در مقایسه با بندرهای شرق مدیترانه ، جایگاهی درجه دو یافتند. علت را ممکن است در این واقعیت جُست که بندرهای شرق ، در مرکز تجارت و سیاحت شرق و غرب و نهایتاً در گسترش اروپا موضع حیاتی داشتند. از سوی دیگر، بنادر غرب هرچند غالباً با اهمیت بودند، فقط نقش محلی داشتند؛ چنانکه حمل و نقل طلا و برده در ماورای صحرا که از طریق این بندرها صورت می گرفت ، هرگز به اهمیت شرق نرسید. و) بندرهای ترکیه و دریای سیاه . در آناطولی پیش از عثمانی ، بندرهای سواحل جنوب و شمال سهم مهمی در تجارت عبوری (ترانزیت ) داشتند که آمد و شد مناطق دریای سیاهِ روسیه ، قفقاز و آسیای میانه را با مدیترانه و اروپا برقرار می کرد. همچنین باید از طرسوس * ، پایگاه عمدة دریایی خلافت عباسیان در مدیترانه ، در سه قرن اول ، یاد کرد؛ هرچند هنگام تسلط سلجوقیان بر آناطولی ـ که در نتیجة آن طرسوس جزو «دارالاسلام » شد ـ دیگر جایگاه خود را از دست داده بود. در سلطة این خاندان ، علانیه و انطالیه در ساحل جنوبی بسرعت توسعه یافتند و با راههای کاروانرو با سامسون و سینوپ در ساحل شمال مرتبط شدند؛ شرکای تجاری اصلی این دو شهر، بنادر سُدَق ، کفه و تَنا (در ترکی آزاق : آزوف امروزی ) در کرانة شمالی دریای سیاه بودند. لاجازو (به ترکی اَیاس ؛ محلی بر ساحل شمال غربی خلیج اسکندرون ، امروزه آبادی یومورتالق ) و طرابزون ، که بیشتر در دست مسیحیان بودند، نقش مشابهی داشتند و در حمل و نقل جادة ابریشم یا مسیر ادویه نیز، که از آسیای میانه یا از خلیج فارس می آمد، جایگاه مهمی پیدا کرده بودند. در میان کالاهایی که از طریق بنادر دریای سیاه حمل می شد، بردگان از روسیة جنوبی و قفقاز، گرانبهاترین و دائمی ترین کالا بودند. این تجارت تا زمان عثمانیان ادامه یافت و به سوی مراکز ترکیه و مصر و نیز به سمت کشورهای دیگر، از جمله ایتالیا، جریان داشت . بنادر آناطولی غربی مثل بلاط * ، اِفِسوس ( ایاسلوق * ) ، ازمیر یا فوچه در دوران پیش از عثمانی تقریباً جایگاه درجة دوم داشتند. پیشرفت شگفتی آور ازمیر به مقام برتر در شرق طالع (لوان ) و احتمالاً تمام شرق مدیترانه فقط در اواخر قرن دهم رخ داد. این شکوفایی ، که در قرن یازدهم و دوازدهم به اوج خود رسید، تا اندازه ای به سبب تجدیدحیات مسیر خلیج فارس بود (رجوع کنید به سطور پیشین ) که به سبب آن ازمیر یکی از خروجیهای مدیترانه شد. علت دیگر ظاهراً قدرت اقتصادی آناطولی قرن یازدهم بود که تا آن زمان دست کم گرفته شده بود. ازمیر به عنوان پایانة روزهای آخرِ جادة ابریشم یا جادة ابریشم و «موهر » ( = پارچه ای از موی نوعی بُز آنقره ) عمل می کرد؛ چون ، ابریشم که از طریق ایران ، و موهر که از طریق آناطولی می آمد، در میان کالاهای صادراتی به اروپا سهم مهمی داشت . اولیاچلبی کاروانهای بزرگ و فراوانی را که از طریق ایران می آمدند و کشتیهای عازم از کشورهای اروپایی را ـ که مرتباً توقف می کردند ـ سالی حدود هزار کشتی ذکر می کند. لنگرگاه داخلی مدتی طولانی لای و لجن گرفته بود، اما خلیج بزرگ لنگرگاه خوبی داشت . یک گروه تجاری اروپایی ، پیوسته ، در ازمیر مستقر بودند تا حدی که «انسان تصور می کرد که در فرنگستان است ». در طول ساحل بندر، فرانکها محلة مخصوصی داشتند، و قایقهای کوچک کالاها را تخلیه یا بارگیری می کردند؛ چون کشتیهای بزرگ باید در فاصله ای دور از ساحل لنگر می انداختند (اولیاچلبی ، ج 9، ص 96ـ97). از میان تجار اروپایی ، نمایندگان کنسولی و کشتیهای عبوری متعلق به انگلیسیها، فرانسویها و هلندیها مهمتر بودند: اولویت کشتیها و تجار ایتالیایی و کاتالانی مربوط به گذشته بود. اتباع عثمانی (ارمنیها، یهودیان و یونانیها) همراه با مسلمانان نقش فعالی داشتند. در حالی که ازمیر بندر مهم بین المللی سرزمین عثمانی بود، استانبول عمدتاً برای تغذیة پایتخت عثمانی عمل می کرد؛ و این برای ساختن لنگرگاه آن ، در طول دو سمت شاخ زرین که محل پر رفت وآمدی بود، کفایت می کرد. قسمت شمالی که بخش اصلی آن در طول بوسفور * گسترده بود، در خدمت کشتیرانی بین المللی بود؛ قسمت جنوبی با اسکله های متعددش برای کشتیهای عثمانی حفظ شده بود. در سمت شمال غربی به طرف انتهای شاخ زرین ، زرادخانة قاسم پاشا قرار گرفته بود (رجوع کنید به کومورجویان ، ص 15ـ19، 37ـ39). ز) بندرهای دریای خزر . این بندرهای محصور در خشکی معمولاً بدون تجارت دریایی مهم و ناوگان یا دریازنانی که به سایر دریاها رفت و آمد کنند، نقش محدودی داشتند. با اینهمه ، از قرون اولیة اسلامی ، در آنجا نواحی آمد و شد محلی پر تحرکی وجود داشت (مسعودی ، ج 2، ص 25). بنابراین ، آبسکون ، در گوشة جنوب شرقی خزر (نزدیک محل امروزی بندر شاه ( بندر * ترکمن ) ، پایانة شمالی راه آهن سراسری ایران )، با کشتیهایی که از آن به سمت خزر و باب الابواب * می رفتند، خروجی (فُرضَه ) شهرها و مناطق استرآباد و گرگان بود (اصطخری ، ص 213ـ 214). شکوفایی آبسکون در قرن سوم و چهارم آن را هدف حملات دریازنان مشرک روس قرار داد؛ دو مورد از چنین حمله هایی در 250ـ270 و 297 در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار گزارش شده است (ج 1، ص 266؛ مسعودی ، ج 2، ص 19ـ 25؛ دُرن ، ج 23، ص 1). بندر دیگر خزر که در 301/ 913ـ914 با حملة دریازنان روس روبرو شد باکو * بود (مسعودی ، ج 2، ص 21). باکو همچنین یکی از اولین بنادر صدور نفت بوده است ؛ امتیازی که در قرون بعدی نیز حفظ شد. عبدالرشید صالح باکووی در 806، گزارش می دهد که چگونه اهالی از پوست سگِ آبی (کلب الماء) که از یکی از جزایر نزدیک شکار می کردند، انبانهایی می ساختند و آنها را از نفت پُر، و با کشتی به دیگر بنادر خزر صادر می کردند (ص 122). بالاخره دربند، که در متون کهن عربی باب الابواب نامیده شده ، بندری شبیه به بنادر مدیترانه ای داشت با دیوارهای ساحلی و دروازة ورودی که با دو برج نگهبانی و زنجیری مراقبت می شد (اصطخری ، ص 184ـ185؛ حدودالعالم ، ص 164). ح ) بندرهای شرق اسلامی . بندرهایی را که مسلمانان بر آنها سلطه داشتند یا از آنها استفاده می کردند در دو گروه می توان مشخص کرد: بنادر شبه قارة هند، و بنادر مالزی و اندونزی . از میان بنادر دستة اول دَیْبُل ، سورت * و کالیکات * ( قالیقوت / قالیقوط ) نمونه های مشخصی به شمار می آیند. دیبل ، واقع در دلتای رود سند نزدیک کراچی کنونی ، در 92 به دست مسلمانان فتح شد؛ بنادر دیگر، جمعیت مسلمانشان را بیشتر از طریق مهاجرت و تبلیغ ناشی از شور و شوق نودینان که در طول مسیرهای تجارت دریایی سکونت داشتند، کسب می کردند. دیبل هم قبل و هم بعد از اسلام تجارت و دریازنی را با هم درآمیخته بود، و تجار آن نمونه ای از هندیانی بودند که از راه کشتیرانی به بنادر عربستان ، خلیج فارس و شرق افریقا، با روح جسور عربها و ایرانیان مقابله به مثل می کردند. سورت ، واقع در بخش شرقی ورودی به خلیج خَمبایَت * ، علاوه بر نقش تجاری ، نقش دروازة زائران خانة خدا را نیز یافته بود. کالیکات اهمیتش را تا اندازه ای مدیون موقعیت سوق الجیشی بخش جنوبی ساحل مالابار بود، و نه فقط بندری هندی بلکه پایگاه امدادی و مرکز بازرگانی با اندونزی و چین بود. این بندر در اواخر سده های میانه اهمیت یافت و بر کولَم * ، بندری نزدیکتر به منتهای جنوبی هند، که در اوایل دورة عباسیان کارکرد مشابهی داشت ، پیشی گرفت ( اخبارالصین و الهند ، ص 8، 42ـ43). ما هوان تاریخنگار هیئت اعزامی دریایی چین در اوایل قرن پانزدهم میلادی ، کالیکات را مقصد معمول کشتیهای چینی که از شرق می آمدند، محلی برای عزیمت به بنادری چون عدن ، ظفار * یا هرمز * ذکر می کند (ما هوان ، 42، ص 151ـ171). ابن بطوطه در حدود 730 از کالیکات با کشتی به ظفار رفت (ج 1، ص 267ـ 268)؛ و در 903ـ904/ 1498 واسکودوگاما ظاهراً به راهنمایی ابن ماجد * ، ناخدای عرب ، پس از آنکه از بندر مالیندی * در شرق افریقا از اقیانوس هند گذشت ، وارد کالیکات شد. آخرین دسته از بنادر مهم قلمرو اسلامی با اتجه (آچه ) در شمال سوماترا شروع می شود و از میان مجمع الجزایر تا سولاوزی (سلبز) گسترش می یابد. اسلامی شدن این بنادر در قرون هفتم و هشتم / سیزدهم و چهاردهم ، در زمان سفرهای مارکو پولو و ابن بطوطه از طریق این دریاها، آغاز شد و وقتی نفوذ استعمار اروپا در قرون دهم و یازدهم / شانزدهم و هفدهم شدت گرفت ، تقریباً کامل شده بود. در شمال سوماترا، بنادر پِدیر ، لاموری (لامبری ) ، پاسی و پرلاک در میان اولین صادرکنندگان ادویه و پذیرندگان اسلام بودند. آنها در قرن دهم / شانزدهم تحت الشعاع اتجه قرار گرفتند که بندر اصلی و مرکز سلطان نشینی بود که رونق و قدرتش بر صادرات ادویه ـ عمدتاً فلفل ـ و دریازنی متکی بود. بندر مالاکا * واقع در تنگه ای باریک به سمت جنوب ، کرسی سلطان نشینی در شبه جزیرة مالایا شد. مالاکا، همچون بنادر سوماترا، در طول گذرگاهی سوق الجیشی که از تنگة مالزی به سوی سایر بندرهای اندونزی ـ مانند بندر صادرکنندة فلفل بَنْتَم در منتهای غربی جاوه ـ و چین می رفت ، ایستگاه امدادی مفیدی بود. در اوایل دورة عباسیان ، کَلاه * ، در شمال نزدیک گردنة باریک شبه جزیره ، نقشی مشابه مالاکا داشت ( اخبارالصین و الهند ، ص 8، 43). اندونزیاییها و مالایاییها مسلمانان پرشوری شدند و بنادری چون اتجه دروازه های اصلیِ آنان برای زیارت خانة خدا و به طورکلی نقاط ارتباطی با مراکز غربی تر اسلام بود. ترقی اتجه در قرن دهم / شانزدهم با دو تحول چشمگیر در اقیانوس هند همزمان شد: ورود اروپاییها، و تلاشهای عثمانیان برای دفع نتایج این رویداد. یکی از نتایج جالب این رویارویی ، هیئت نمایندگی سومین سلطان اتجه ، علاءالدین رعایت شاه قهار (943ـ 978) بود که در 973 به استانبول رفت تا از سلیمان قانونی درخواست کمک نظامی کند. نهایتاً ناوگانی ، متشکل از نوزده کشتی ، پایگاه دریایی عثمانی در سوئز را ترک کرد، اما بیشتر آنها در یمن باقی ماندند. به هر حال ، دو کشتی به اتجه رسیدند و توپ و سایر مهمات و توپچی تحویل دادند (سافت ، ش 10، ص 604ـ614؛ ش 11، ص 678ـ683). ط ) خانفو و زیتون . این دو بندر که به کانتون و چوان چو شناخته می شوند (که دومی با تایوان در یک طول جغرافیایی قرار دارد) هرگز جزو دارالاسلام نشدند، اما با توجه به نقش خاص آنها به عنوان پایانة شرقی دریانوردان و تجار مسلمان می توانیم آنها را در این بحث بگنجانیم . ابن خرداذبه (ص 69) خانفو را بزرگترین مَرقی ' (بندر توقفِ موقت ( چین ) ) می داند. به گفتة مسعودی (ج 1، ص 302ـ303) خانفو در کنار رودخانه ای قرار داشت که مقصد کشتیهای عازم از بصره ، سیراف ، عمان ، هند و سایر کشورها بود. او می افزاید که در خانفو جوامع مسلمان ، مسیحی ، یهودی ، و زردشتی می زیستند. یکی از منابع مسعودی اخبارالصین و الهند ، مورخ 263، بوده که خانفو را بندر توقف موقت کشتیها و بازار عربها و چینیها می داند (ص 6ـ7). بعلاوه ، نواحی مرکزی چینِ دورة تانگ به روی بازرگانان مسلمان ، چنانچه تذکره ای با امضای مقامات چینی تهیه می کردند، گشوده بود؛ همچنین جامعه ای مسلمان در چانگان ، شهر مرکزی سلسلة تانگ ، پایانة شرقی جادة ابریشم وجود داشت . حضور همزمان تجار مسلمان و دیگر تجار خاورنزدیک در چانگان و خانفو ممکن است به ارتباط میان جادة ابریشم و مسیر ادویة دریایی منتج شده باشد (دی مگلیو ، ص 523ـ552). آشوبهای دهه های آخر حکومت تانگ برای جامعة مسلمانان خانفو فاجعه آمیز بود: ضربة مهلک ، شورش 879میلادی بود که بنا به گزارشی ، در آن تمام جامعة مسلمانان نابود و رانده شدند؛ برخی تجار در آن زمان کَلاه را در مالزی به عنوان پایگاه عملیاتشان پذیرفتند. تأثیر درازمدت این آشوب مطلق نبود، زیرا سیاحان غربی ، از قبیل مارکو پولو و ابن بطوطه ، از زیتون در دورة یوآن با لحنی شبیه به اخبار و مسعودی دربارة خانفوی دورة تانگ سخن می گویند: ابن بطوطه آنجا را یک جامعة تجاری عرب ـ ایرانیِ پر رونق ، تا حدّ خودگردانی ، یافت ؛ همچنین به گفتة او زیتون اگر نه بزرگترین بندر دنیا، یکی از بزرگترین بندرهای دنیا بوده است . منابع : (6) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه 1320 ش ) ؛ (7) ] ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطه ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت 1407/1987؛ ابن جبیر، رحلة ابن جبیر ، بیروت 1404/ (8) 1984 [ ؛ (9) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن 1967؛ (10) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (11) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس 1840؛ (12) محمدبن محمد ادریسی ، نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، بیروت 1409/1989؛ (13) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (14) عبدالرشیدبن صالح باکووی ، کتاب تلخیص الا´ثار و عجائب الملک القهار ، چاپ و ترجمة بنیاتوف ، مسکو 1971؛ (15) احمد محی الدین پیری رئیس ، کتاب بحریّه ، چاپ عکسی استانبول 1935؛ (16) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران 1340 ش ؛ (17) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ، لیدن 1879ـ1896، چاپ افست تهران 1965؛ (18) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، چاپ با ترجمة فرانسوی باربیه دومنار و پاوه دوکورتی ، پاریس 1861ـ 1877، چاپ افست تهران 1970؛ (19) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (20) ( ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصر خسرو قبادیانی مروزی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران 1363 ش ) ؛ (21) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن 1967؛ (22) Akhba ¦ r as ¤ -S ¤ i ¦ n wa l-Hind: relation de la Chine et de l'Inde rإdigإe en 851 , ed. and tr. J. Sauvagةt, Paris 1948; (23) Rita Rose Di Meglio, "Il commercio arabo con la Cina della Ga ¦ hiliyya al X secolo", AIUON , n.s., xiv [1964(, 523-552; (24) B. Dorn, Caspia. غber die Einfجlle der alten Russen in Tabaristan , St. Petersburg, 1875 = Acadإmie Impإriale des Sciences, Mإmoires ; (25) Evliya ´elebi, Evliya ´elebi Seyahatnamesi , IX-X, Istanbul 1935-1938; (26) S. D. Goitein, A Mediterranean society , Berkeley 1970-1984; (27) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant au moyen-ہge , Leipzig 1885-1886; (28) Historia rerum in partibus transmarinis gestarum , in RHC , i )1844(, xix, 26, 27; (29) H. R. Idris, La Berbإrie orientale sous les Zirides, X e -XII e siةcles , Paris 1962; (30) Eremya ´elebi Kخmدrcدyan, Istanbul tarihi , Turkish tr. H. Andreasyan, Istanbul1952; (31) Leo Africanus, Description de l'Afrique , tr. A. ـpaulard, Paris 1958; (32) Ma Huan, Ying - yai sheng-lan, "The overall survey of the ocean's shores" (1433) , tr. Feng Ch'eng-chun, Cambridge 1970; (33) Saffet, "Bir ـ Othma ¦ nl ° â filosunun Sumatra seferi", in Ta ف r i ¦ kh-i ـ Othma ¦ n i ¦ Endjدmeni medjmu ¦ Ü as i ° , x )Oct. 1911(, 604-614; XI )Dec. 1911], 678-683. / س . سوچِک ( د. اسلام ) / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٤٢

 

بندر ، به معنای لنگرگاه و بارانداز دریایی ، شهر ساحلی و شهر تجاری .

١) واژگان . بندر واژه ای فارسی و به همین صورت دخیل در هندی و عربی است . این واژه احتمالاً از ریشة «بند» به معنای بستن و بیشتر به مفهوم محوطه ای محصور بر لب دریا یا رودخانة بزرگ است ؛ همانندِ واژة عربی «سد». به نظر فولرس (ج ١، ص ٢٦٧) «بندر» ممکن است از ترکیب «بند ـ در»، به مفهوم ورودی یا مدخل اسکله ، گرفته شده باشد. این واژه یا برابر آن در فارسی میانه دیده نشده است .

مفهوم بندر احتمالاً نشانه ای از تداوم سنتی شرقی است . معنای دوگانة آن ، یعنی «پناهگاهی بر لب دریا یا رودخانه » و «شهر و مرکز داد و ستد و ارتباطات » (که در مورد شهرهای محصور در خشکی نیز صدق می کند)، با واژة اکدی «کارُم » برگرفته از واژة سومری «کر » به معنای استحکاماتِ بندر، و موج شکن کاملاً مطابقت دارد. کارُم در کانش آناطولی ، خرابه های کنونی کول تپه نزدیک قیصریّه ، مشهور بوده است . در این کاوشگاه ، هزاران سند بازرگانی آشوری قدیم به خط میخی متعلق به هزارة دوم پیش از میلاد، به دست آمده است (رجوع کنید به لی مانز ، ص ١ـ١٠). همچنین در یونانیِ تسالی ، واژة «لیمین » (بندر) مفهوم بازار را نیز پیدا کرده است .

در فارسی «شاهْ بندر» به معنای مأمور گمرک و گیرندة مالیات است . در زبان سریانی جدید «شا(ه )بندر» به صورت عنوانی به معنای «قنسول در ترکی (شاه بندرِ اجنبی )» استفاده می شود، در حالی که همین لغت هنوز در زبان عربی به صورت نام خانوادگی به کار می رود. هم عنوان و هم منصب «شابندر» با «ملک التجار» عربی مشابه است . این عنوان یادآور منصب بابلی «وکیل تَمکاری » است .

واژة بندر وارد زبان ترکی نیز شده و در زبان عربی سوریه (بارتلمی ) و مصر هم رواج یافته است و ( در هر دو جا ) با معانی بازار و محل تجارت و مبادلات بانکی (بُکتور ، فولرس ) و حتی کارگاه (کوش ) به کار می رود.


منابع :


(١) W. F. Leemans, "The importance of trade", Iraq , ٣٩, (١٩٧٧), ١-١٠;
(٢) P. Schwart, Iran in Mittelalter , index, s.v. "bandar";
(٣) R. Vadala, Le golfe Persique , Paris ١٩٢٠, passim;
(٤) Vullers, Lexicon Persico - Latinum , I.

(٥) ) / د.اسلام ( ؛
با اضافاتی از ) ایرانیکا / ویلهلم آیلرس (

٢) بررسی تاریخی . بندرهای اسلامی با بندرهای حوزة مدیترانه و بندرهایی که در سوی دیگر تنگة هرمز واقع اند، تفاوت کلی دارند؛
لنگرگاههای مدیترانه غالباً از فن آوری ساختمانی پیشرفته ای بهره مند بودند که میراث گذشتة فنیقی یا رومی آنها بود. نمونه های اصلی این لنگرگاهها در ساحل شام ـ فلسطین ، نظایری در کارتاژ و ازمیر داشت . ویژگی این بندرها وجود بندری داخلی ( درونبومی ) بود، که بخشی از آن به دست بشر ساخته می شد، و بندری خارجی ، معمولاً طبیعی ، که خلیجی کوچک یا لنگرگاهی آن را تشکیل می داد. لنگرگاه داخلی نشانة بُعد نظامی مدیترانه بود، که کشتیها در آنجا باید از عوامل طبیعی ، و همچنین از ناوگان دشمن محافظت می شدند. لنگرگاههای داخلی غالباً دروازة ورودی ویژه ای داشتند که در دو طرف آن برجهای نگهبانی قرار داشت ؛
ورودی با زنجیری بین دو برج که قابل باز و بسته شدن بود، خصوصاً در شب ، حفاظت می شد. برعکس ، بندرهای جنوب و شرق سوئز، چنین خصوصیاتی نداشتند و معمولاً عبارت بودند از: خلیجها یا شاخابه های طبیعی ، لنگرگاههای ساحلی یا جزیره ای ، یا مصبّ رودخانه ها؛
برای مثال : اُبُلَّه * ، سیراف * ، صُحار * ، عدن * و جدّه * . البته برخی از آنها نیز استحکاماتی داشتند که آنها را از سمت خشکی حفظ می کرد. این امر، در مقایسه با مدیترانه ، از کمبود نسبی ناوگان جنگی در این دریاها، تا هنگام ورود اروپاییان و عثمانیان در قرن دهم /شانزدهم بدانجا، ناشی می شد.

بازرگانان و دریانوردان مسلمان از آمدورفت زیاد به بنادر مسیحی تا مدتها اکراه داشتند، در حالی که مسیحیان بندرت چنین بودند (فتوای فقیه مهدیه در ٤٨٤ـ٤٨٦ در این خصوص ، قابل توجه است ؛
رجوع کنید به ادریس ، ص ٦٦٤). از سوی دیگر، در دریاهای شرقی ، هیچ رویارویی دینیِ به این اهمیت و ماهیت رخ نداد. مسلمانان عرب و ایرانی بیشتر به عنوان تاجر در هند و شرق افریقا دریانوردی می کردند. درنتیجه ، تعدادی از بنادر در طول ساحل غربی هند محل توقف دائمی این مسلمانان شد، و برخی از آنان تا شرق دور، بنادر مالایا و اندونزی ، پیش رفتند. این پیشروی اهمیت زیادی در اسلامی کردن این مناطق داشت .

الف ) بندرهای عربستان . بنادر شبه جزیرة عربستان ـ از عمان در مشرق تا بنادر حجاز در مغرب ـ مناطقی است که مدتها پیش از اسلام ، سنت دریانوردی از آنجا جریان یافت ؛
در همان زمان ، دریانوردی سنتی همگانی بود. ایرانیان ، حبشیها و هندیها نیز در آن سهیم بودند، و ایرانیان بیشترین سهم را داشتند؛
برخی از اصطلاحاتِ دریاییِ عربی دارای منشأ ایرانی است . زبانِ مردم بندر صُحار، از بنادر اصلیِ عمان در دورة عباسیان ، فارسی بوده است . به گفتة مقدسی (ص ٩٦) «زبان مردم این منطقه تازی است مگر در صحار که به فارسی سخن می گویند... بیشتر مردم عدن و جدّه فارس اند ولی زبان فعلی عربی است ». دریانوردان عربِ صحار و مسقط ، مانند همتایانشان در بنادر ساحل جنوبی ، در استفاده از بادهای موسمی برای سفر به هند و شرق افریقا، مهارت زیادی به دست آوردند.

بندرهای عربستان با راههای کاروانرو با شهرهای تجاری داخلی ، مانند مکه ، یا از راه کشتیرانی ، با بندرهای خلیج فارس و دریای سرخ ارتباط داشتند. این شهرها و بندرهای تجاری نیز به نوبة خود غالباً ایستگاه پخش کالاهایی بودند که نهایتاً به بنادر مدیترانه ایِ ساحلِ شام ـ فلسطین و مصر می رسید؛
اما در اوج رونق عراق در دورة عباسی ، بنادر خلیج فارس به طور نسبی اهمیت یافتند و بخشی از تجارت شرق مستقیماً به سیراف ، اُبُلَّه و بصره * منتقل شد. در دوره های دیگر، احتمالاً کشتیهایی که مستقیماً به جدّه می رفتند از کنار عدن می گذشتند، اما خلیج فارس و دریای سرخ مملو از مشکلات ناشی از کشتیرانی و خطراتی بود که با مشکلات اقیانوس هند فرق داشت ؛
ظاهراً جز در مدت سه قرن رونق عباسیان که طی آن بغداد و بصره مانند مغناطیس «کشتیهای چینی » را به پیش ـ بندرهایشان یعنی سیراف و اُبُلَّه جذب می کردند، برای بیشتر این حمل و نقل دریایی ـ که مسیری طولانی داشت ـ از پایانه های آشناتری در کرانه های عمان ، حضرموت و یمن ، استفاده می شد. در اواخر قرون وسطا، عدن مهمترین بندر انتقالات دریایی برای تجارت شرق شد؛
مشابه آنچه اسکندریه در تجارت مدیترانه بود. این دو بندر که دو پایانة مسیر ادویه ، یعنی مکمل دریایی جادة ابریشم ، بودند، از دریا، زمین و رودخانه با هم ارتباط داشتند. دوران تفوق عدن با دوران فاطمیان ، ایوبیان و ممالیک مقارن بود، اما این بندر پیش از آن در اوایل دورة عباسیان نیز برتری داشت . یعقوبی (ص ٣١٩) عدن را «بندر کشتیهای چینی » می نامد؛
مقدسی (ص ٩٧) تجارت آن را وصف می کند، و از ثروت تاجران آن بیش از آنکه مؤلفان همعصرش دربارة ثروت تجار سیراف نوشته اند، سخن می گوید. عدن احتمالاً بین المللی ترین بندر عربی بوده است . عمدة شرکای تجاری مستقیم خارجی آن ، بنادر هند بودند و به گفتة ابن بطوطه (ج ١، ص ٢٦٠) ظاهراً هندیها مانند مصریان سهم بزرگی در میان تجار عدن داشته اند. در این دوره ، یهودیان بخش مهم دیگری از بازرگانان عدن را تشکیل می دادند و به سبب ارتباطاتشان ، که از اروپا تا هند گسترده بود، صاحب اعتبار و نفوذ بودند (گویتین ، رجوع کنید به منابع ).

ب ) بصره و خلیج فارس . بصره ، در حدود چهار فرسخی غرب شط العرب (ابن حوقل ، ص ٢٣٥)، از طریق دو آبراهِ نهر اُبُلَّه در جنوب و نهرالمَعْقل در شمال با شط العرب مرتبط بود. این دو نهر که از شط سرچشمه می گرفتند، پس از تشکیل نیمدایره ای ، در نزدیکی بصره به هم می رسیدند و به شبکه ای از آبراههای کوچکتر تقسیم می شدند که شهر را به قسمتهای مختلف تقسیم می کردند. جزر و مد، بر دو آبراه اصلی تأثیر می گذاشت ، به طوری که اگر با مهارت از آن استفاده می شد، کشتیهای دریاپیمای سبک می توانستند به ناحیة کَلاّ ء بندر بصره برسند (ابوالفداء، ص ٥٧؛
ابن حوقل ، همانجا و نقشة ص ٢٠؛
این نقشه آبراه سومی را به سمت جنوب نهر اُبُلَّه نشان می دهد که در متن ذکر نشده است ). تجار بزرگی که به بصره می رفتند، ناگزیر بودند که در اُبُلّه (در ساحل غربی شطّ) یا در سیراف (در ساحل خلیج فارس ) توقف کنند؛
این بندرها پایانه های کشتیهایی بودند که از هند و چین می آمدند (یعقوبی ، ص ٣٢٣، ٣٦٥؛
طبری ، سلسلة اول ، ص ٢٣٨٤). اهمیت سیراف را، علی رغم تسهیلات آشکار اُبُلّه که محلی نزدیکتر به بصره برای انتقالات دریایی بود، در دو عامل می توان جستجو کرد؛
یکی دشواری رسیدن و ورود به مصبّ شط . مهمترین خطری که کشتیهای عازم اُبُلّه با آن روبرو بودند آبتلهایی خطرناک (پشته هایی از گل و لای و شن و ماسه که در عمق کمی زیر آب قرار داشت ) بود که برای اجتناب از آنها از داربستهای چوبی «خَشَبات » در مسافتی دور از ساحل استفاده می کردند و با نگهبانان و آتشهایی که در شب می افروختند به کشتیها هشدار می دادند (مسعودی ، ج ١، ص ٢٣٠)؛
خطر دیگر، گرداب («خور») داخل شطّ نزدیک به بندر اُبُلّه بود که کشتیهای بسیاری را نابود می کرد، تا اینکه ظاهراً دختر یکی از خلفای عباسی مشکل را با ریختن مقادیر زیادی سنگ در محل ، به خرج خودش ، حل کرد (ابن حوقل ، ص ٢٣٧). بعلاوه ، سیراف پایانه ای برای راههای کاروانرو متصل به شیراز و سایر مراکز داخل ایران بود؛
و این ، دلیل دیگر رونق این بندر بوده است .

این امر که کشتیهای بزرگ دریاپیما نمی توانستند فراتر از اُبُلّه بروند، مانعی برای حمل و نقل نبود؛
کالاها را با کشتی کوچکتری ، نه فقط به بصره بلکه به بغداد و حتی نقاط شمالی تر حمل می کردند. به هر حال ، لنگرگاه رودخانه ای کَلاّ ء در شرق بصره با مِربَد * ، محل اقامت کاروانها، در غرب برابری می کرد؛
درست مانند لنگرگاه رودخانه ای بغداد که نزدیک محل پیوند دجله با فرات از طریق نهر عیسی بود. تمام این عوامل ترکیب شدند تا شبکه ای وابسته از راههای دریایی ، رودخانه ای و کاروانرو میان سیراف ، اُبُلّه ، بصره و بغداد تشکیل شود که نقش اساسی در تجارت کلان شرق و غرب ایفا می کرد. مورخان و جغرافی دانان قدیم در آثارشان به این موضوع اشاره کرده اند؛
مثلاً طبری (سلسلة سوم ، ص ٢٧٢) در شرح وقایع ١٤٥، زمانی که منصور عباسی بغداد را می ساخت ، موقعیت بغداد را چنین ارزیابی می کند: «این دجله است . مانعی میان آن و چین وجود ندارد؛
هر چیزی که ماورای دریاهاست برای ما از این طریق می رسد، و آزوقه از جزیره ( تقریباً موصل کنونی ) و ارمنستان و از جاهای دورتر از آنها برای ما ( به اینجا ) می رسد. و این فرات است . همه چیز از دمشق و رَقّه * و از جاهای دورتر از آنها از طریق آن به ما می رسد.»

سه قرن اول دورة عباسیان ، شاهد برتری بنادر خلیج فارس بود که منازل مهمی در مسیر اتصال خاور نزدیک اسلامی و مدیترانه با شرق بودند. در این زمان بود که کشتیهای مسلمانان می توانستند تا چین پیش بروند. خانفو * ، که معمولاً آن را همان کانتون می دانند، پایانة شرق دورِ این دریانوردان و تجار مسلمان اهل سیراف ، اُبُلّه ، بصره و بغداد بود، در حالی که اگر اطلاعات مراکب الصینیة مؤلفان عرب آن دوره را درست فهمیده باشیم ، احتمالاً سیراف بندری دائمی برای ملاقات با همتایان چینی آنها بوده است . ارتباط مستقیم و مهم بنادر خاور نزدیک اسلامی با چین را فقط مورخان و جغرافی دانان مسلمان ضبط نکرده اند ( اخبار الصین و الهند ) بلکه در اثر تخیلی سفرهای سندباد در مجموعة هزار و یکشب نیز شرح داده شده است . اما افول سیاسی و اقتصادی عراقِ دورة عباسیان که در قرن چهارم شروع شده بود، بی اهمیت شدن این بنادر را به دنبال داشت . تا قرن پنجم ، بغداد و بصره به تصویر رنگ پریده ای از گذشتة خودشان تبدیل شدند، و فعالیت اُبُلّه و سیراف بکلی متوقف گردید. این عوامل ممکن است بر سمتگیری مجدد مسیر دریایی به سوی بندرهای جنوب عربستان و دریای سرخ تا حدی اثر گذاشته باشد. به همین سبب ، بندرهای مصر و بویژه اسکندریه ، بازارهای عمده در تجارت شرق و غرب شدند.

اما بندرهای عمان و خلیج فارس برخی از این آمد و شدها را در اختیار گرفتند. بندر جزیرة کیش (عربی : قیس ) و هرمز تا حدی جانشین سیراف شدند. نخست رقابت شدیدی میان کیش و هرمز به وجود آمد، اما حاکم کیش بر امکانات دریازنیِ محل خود و ناوگان بزرگی که در اختیار داشت اصرار ورزید. فعالیتهای این ناوگان ، که ادریسی آن را گزارش داده (ج ١، ص ١٥٦ـ١٥٧)، بر انحراف مسیرهای دریایی از خلیج فارس به عدن و دریای سرخ تأثیر داشت (مانند تأثیر عربهای رأس الخیمه بر کشتیرانی بریتانیا در خلیج فارس در قرن دوازدهم / هجدهم و اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم ، پیش از آن که «ساحل دریازنان » تبدیل به «سواحل متصالح » شود ( رجوع کنید به قواسم * ) ). نهایتاً حکام هرمز برتری یافتند و بتدریج بندرهای عمان و بحرین را نیز در اختیار گرفتند. اهمیت بین المللی هرمز حتی تا پس از ورود اروپاییان به اقیانوس هند و اشتیاق شاهان صفوی به تجارت با آنها، ادامه یافت . هنگامی که پرتغالیها به مدتی کوتاه در قرن دهم / شانزدهم ، و دیگران ، بخصوص بریتانیا، مدتی طولانی در قرن یازدهم / هفدهم ، بیشترین سهم تجارت اقیانوس هند را در اختیار گرفتند، مسیر بندرهای خاور نزدیک را به مسیرهای عمدة خود در طول دماغة امیدنیک افزودند؛
در آنجا بندرهای خلیج فارس بر بندرهای عربستان جنوبی و دریای سرخ ترجیح داشتند. هرمز در قرن یازدهم / هفدهم جای خود را به بندرعباس داد و جایگاهی مشابه موقعیت سیراف پانصد سال قبل به دست آورد؛
محل سابق بصره تغییر کرد (محل امروزی شهر زُبیر) و به سمت شرق منتقل شد و در آنجا وظایف سلف خود و اُبُلّة رو به زوال را با هم ترکیب کرد؛
و بغداد مجدداً محل ورود و عزیمت کشتیهای کوچک رودخانه پیما و کاروانها شد. این نوزایی بندرهای خلیج فارس بر پیشرفت شرکای تجاری داخلی آنها چون حلب ، تبریز و نهایتاً بنادری چون اسکندرون ، طرابزون و ازمیر تأثیر نهاد.

ج ) اسکندریه و دیگر بندرهای مصر . اسکندریه در قرنهای پنجم تا نهم /یازدهم تا پانزدهم ، بزرگترین مرکز تجارت شرق ـ غرب بود، هرچند از ٣٣٢ ق م که اسکندر کبیر آن را تأسیس کرد، به عنوان بندر اصلی مصر فعال بود. یکی از عوامل برتری اسکندریه ، احتمالاً افول بنادر خلیج فارس بوده است که قبلاً ذکر شد؛
دیگری رشد اقتصاد اروپا و در نتیجه گسترش کشتیرانی ایتالیا، فرانسه و کاتالونیا از قرن پنجم /یازدهم به بعد. روش دریافت ادویه و دیگر محصولات شرق در اسکندریه ، در قرنهای مختلف متفاوت بود، اما راههای معین و ثابتی داشت ؛
یکی استفاده از نیل به عنوان بخشی از مسیر: کالاها را در بندرهای دریای سرخ چون عَیذاب یا قُسَیْر تخلیه و با کاروان به بندرهای کنار رودخانة آسوان ، قُوص یا قُنا حمل می کردند و از آنجا با قایق باری به ساحل مدیترانه می بردند؛
بعلاوه ، از بندرهای منتهای شمالی دریای سرخ (قلزم * و جانشین آن سوئز، طور، اَیْلَه ) نیز استفاده می کردند. هرچند غربی ترین شاخة نیل به اسکندریه نمی رسید، بنادر مصبّ رودخانه یعنی رشید ، دِمیاط و تِنّیس تحت الشعاع این بندر بودند. علت این امر، گستردگی دو لنگرگاه اسکندریه بود، و نیز عوامل دیگری چون آبراهی که در فُوَّه به شاخابهایی تقسیم می شد و نیل را به اسکندریه پیوند می داد. از این آبراه که متناوباً گل و لای می گرفت و لایروبی و تعمیر می شد، احتمالاً در قرون اولیه ، به هنگام طغیان نیل ، استفاده می شده است (ابن حوقل ، ص ١٤٠). اما بنا به اظهار سیاحان اروپایی ، بعدها، طریق متداول برای حمل و نقل میان اسکندریه و نیل ، استفاده از راه زمینی کوتاه به سمت مصبِ رشید بود. حمل و نقل زمینی به سوی نقاط جنوبی تر یا قاهره با استفاده از چارپایان ، امری استثنایی شد. ارزانی حمل و نقل از طریق آب (به گفتة ناصر خسرو ( ص ٦٧ ) «هر کشتی را دویست خروار بار می کنند») و سختی عبور از آبراههای بیشمار دلتا، بویژه در موسم طغیان ، به استفادة تقریباً انحصاری از مسیر اسکندریه ـ رشید انجامید.

لنگرگاههای اسکندریه ، هم طبیعی هم مصنوعی ، اما بیشتر طبیعی بودند. شبه جزیره ای باریک ، که به سمت شمال بیرون آمده بود، دماغه ای داشت که به سوی شرق و غرب امتداد یافته بود. بنابراین ، دو خلیج بزرگ و تا حدودی محفوظ به وجود آمده بود که محل دو لنگرگاه شرقی و غربی اسکندریه بود (برای مثال رجوع کنید به پیری رئیس ، ص ٧٠٠ـ٧٠٣، و نقشة ص ٧٠٤ـ٧٠٥). بخش غربیِ لنگرگاه شرقی ، بندر بین المللی اصلی و تنها بندر قابل دسترس برای کشتیهای غیر مسلمانان بود؛
بندر غربی که لنگرگاه قدیمی نیز خوانده می شد، به کشتیهای مسلمانان اختصاص داشت . فانوس دریایی مشهوری که در عهد باستان ساخته شده بود سبب شگفتی جغرافی دانان قدیمی مسلمان و ظهور افسانه هایی چون آینة سحرآمیز بود. این فانوس در زمان دومین دیدار ابن بطوطه در ٧٥٠ ویران شده بود (ج ١، ص ٣٩). در ٨٧٧، قایتبای ، سلطان مملوک ، بر خرابه های این فانوس دریایی برج دیده بانی ساخت و سلطان سلیم اول عثمانی و سلیمان قانونی بعدها برای آن استحکاماتی تعبیه ، و آن را با توپ سنگینی مجهز کردند (اولیاچلبی ، ج ١٠، ص ٦٩١).

در اوج رونق اسکندریه ، ویلیام صوری (١١٣٠ـ١١٨٦ میلادی ) آن را «مرکز تجاری دو جهان » نامید و گفت که «تمام عطریات ، جواهرات و سایر کالاهای قیمتی که در اروپا نبود از هند، سبا و عربستان ، و از حبشه و ایران و ممالک مجاور آن از طریق دریا و نیل به اسکندریه آورده می شد...» ( > تاریخ ممالکی که بعضاً از راه دریا پیموده شده است < ، ج ١، ص نوزده ، ٢٦، ٢٧). دیوان عوارض سلطان ، از کشتیها و کالاها و مسافران عوارض مختلفی می گرفت ، و به گفتة کسانی چون ابن جبیر (ص ١٣ـ ١٨)، که در ٥٧٩ از این بندر گذشت ، بازرسیِ آمد و شد مسیحیان و مسلمانان ، و تجار و زائران ، دقیق و بدون تبعیض بوده است . درآمد خزانة سلطان به احتمال زیاد، قابل توجه بوده ، اما پراکندگی گزارشها، مانع تهیة تصویر منسجمی از آن می شود؛
در ٧٠٣/١٣٠٣، یک کشتی فرانسوی چهل هزار دینار مالیات برای بار خود پرداخت ؛
میزان درآمد در ٧٢١/١٣٢١، پنجاه هزار دینار بود؛
یک حکمران قرن نهم /پانزدهم عایدی اسکندریه را روزی هزار فرینتی (دینار) برآورد کرده است . به هر حال ، عوارض تنها بخشی از درآمد مصر از طریق بندر اسکندریه بود؛
سود اصلی همچنان از فعالیت تجاری و اقتصادی اسکندریه حاصل می شد. بعلاوه ، دست کم در قرنهای اولیه ، کشتیهای سلطان ، مانند کشتیهای خصوصی سایر صاحب منصبان عالیرتبه ، نیز در این تجارت شرکت داشتند. اما ظاهراً تجار و کشتیهای مسیحی بیشترین آمد و شد میان اسکندریه و بنادر مهم اروپای مسیحی را انجام می دادند. بعلاوه ، شرکای تجاری عمده ، مانند ونیز و جِنووا و مارسی و بارسلون (برشلونه * )، هیئتهای بازرگانی دائمی و همچنین تسهیلاتی در اسکندریه و برخی از دیگر بندرهای مسلمانان داشتند که به آنها «فُنْداچی » (به عربی «فندق ») می گفتند. کالاهای مختلفی از طریق اسکندریه حمل می شد، اما مهمترین کالا، ادویة شرقی بود که به اروپا می بردند؛
یکی از انواع مطلوب واردات از اروپا، موادی مانند الوار و آهن و قیر و تسلیحات بود که گاهی پاپ ورود آنها را منع ، و گاه بدون مالیات ، اعلام می کرد. واردات برده ، عمدتاً از مناطق دریای سیاه و قفقاز از راه ترکیه نیز مداوم بود. بعلاوه آمد و شد زوار مسلمان و مسیحی از طریق بندر اسکندریه ، آمد و شد همیشگی و خاص این بندر بود. زوار مسلمان از مغرب * غالباً از راه دریا به اسکندریه می آمدند و سپس از طریق نیل به بندرهای رودخانه ای ، چون قوص یا آسوان ، می رفتند، سپس برای عزیمت به جَدّه ، از راه خشکی عازم قُسَیر یا عیذاب می شدند. دیگران از مصر سفلی ' به قلزم می رفتند و از آنجا یا سفر زمینی را ادامه می دادند یا دوباره با کشتی به سوی جار * یا جدّه می راندند. زوار مسیحی گرچه عموماً با کشتی به یافا * یا سایر بنادر نزدیکتر به اورشلیم می رفتند، غالباً از اسکندریه نیز می گذشتند؛
بویژه کسانی که زیارت کوه سینا را نیز به زیارتشان می افزودند.

کشف مسیر دماغه ( امیدنیک ) ، بتدریج به برتری اسکندریه به عنوان مهمترین بندر شرق ـ غرب پایان داد، هر چند اسکندریه در تمام جنبه ها اهمیت نسبی خود را حفظ کرد و فقط گشایش آبراه سوئز در ١٢٨٦/١٨٦٩ را می توان تاریخ پایان نقش این بندر به عنوان مرکز تجارت عبوری و سفر دانست . ازینرو در قرن یازدهم هجری ، اولیا چلبی اسکندریه را بندری بزرگ وصف کرده است که هر سال حدود سیصد تا چهار صد کشتی اروپایی (فرنگی ) به آن آمد و شد می کردند و نمایندگان شاهان متعدد ( مسیحی ) در آنجا سکونت داشتند (ج ١٠، ص ٦٧٨ـ ٦٧٩، وصف اولیاچلبی از اسکندریه ، ج ١٠، ص ٦٦٨ـ٧٠٧، بسیار کامل و آموزنده است ).

قاهره به همراه اسکندریه ، رشید، دمیاط و تِنّیس به عنوان بندر رودخانه ای عمل می کرد که به بغداد همراه با بصره ، اُبُلّه و سیراف بی شباهت نبود. در دورة عثمانی ، این نقش به بولاق * در حومة قاهره منتقل شد، که شاهدانی چون لئوی افریقایی * و اولیاچلبی اهمیت آن را به روشنی بیان کرده اند. به گفتة لئوی آفریقایی (ص ٥٠٨ـ٥٠٩)، گاه حدود صد کشتی کوچک در بندر بولاق دیده می شد، و تعداد معینی از مأموران مالیاتی سلطان در آنجا مستقر بودند. اولیا چلبی آن را بندری می خواند که کالاها «از هفت اقلیم » در آنجا جمع می شد، سالانه ده هزار کشتی از انواع مختلف به آنجا می رفت ، و انبار مهمات سلطان در آنجا قرار داشت ؛
بعلاوه سوابق و ادارة آمد و شد در بنادر دیگر مصر چون دمیاط و رشید و آسوان در بولاق قرار داشت . همچنین ، به گفتة اولیاچلبی ، در بولاق هفتاد و سه «خان » ( = کاروانسرا ) وجود داشت که به تجار ثروتمند و شرکای آنان در هند، یمن ، اروپا و ترکیه متعلق بود (ج ١٠، ص ٢٩١ـ٢٩٤). با اینهمه ، بولاق واقعاً به عنوان بندر دریایی تمام عیار عمل نمی کرد؛
تمام شواهد نشان می دهد که بیشتر کالاها با کشتیهای کوچکی چون جَریم برای انتقال به محلهای دورتر، به مصبهای رشید یا دمیاط حمل می شده است .

سایر بندرهای پر رفت و آمد ساحل مدیترانه ای مصر، رشید، دمیاط و تِنّیس بود. رشید که مدتی طولانی بندری نظامی بود، تا اواخر دورة ممالیک به روی کشتیرانی خارجی بسته بود (هاید ، ج ٢، ص ٤٢٨ـ٤٢٩، رجوع کنید به منابع ؛
برای دورة عثمانی رجوع کنید به اولیاچلبی ، ج ١٠، ٧٠٧ـ٧١٦). پس از قرن هفتم / سیزدهم ، که حملات صلیبیون و اقدامات متقابل ممالیک ، بندر دمیاط را برای کشتیهای دریارو مسدود کرد، این بندر رو به زوال گذاشت ؛
با اینهمه ، شهر که به قسمت علیای رود انتقال یافته بود، به عملکردش به عنوان بندر ادامه داد، گرچه کالاها را می بایست با قایقهای کوچک به کشتیهای پهلو گرفته در مصبّ حمل می کردند (برای دورة عثمانی رجوع کنید به اولیاچلبی ، ج ١٠، ص ٧٣٧ـ ٧٤٥). تنّیس ، واقع در جزیره ای در دریاچة مَنْزَله و پیوسته به شاخاب دمیاطِ نیل ، نیز کار بندر را می کرد؛
ناصرخسرو (ص ٦٥ـ٦٦) از حدود هزار کشتی ، که به اسکله بسته شده بودند، یاد می کند. اما تنّیس عاقبت بر اثر حملات مکرر ناوهای جنگی و دریازنان مسیحی از بین رفت .

الفَرَما (یا الفَرْما)، پلوسیوم باستانی ، نمونة ویژه ای از این بنادر بود که در قرون اولیة اسلامی ، هنوز کار بندر را انجام می داد. موضع آن ، بر ساحل شمال قلزم ، کوتاهترین راهِ ارتباط زمینی میان مدیترانه و دریای سرخ را نشان می داد. ابن خرداذبه (ص ١٥٣ـ١٥٤) آن را بندری خوانده که تجار یهودی رَذانیّه * از آن استفاده می کرده اند؛
آنان از اروپای غربی (فرنجه ) به آنجا می آمدند و کالاهای خود را از ٢٥ فرسخی به قلزم حمل می کردند، در آنجا دوباره سوار کشتی می شدند و به جار، بندر مدینه ، و جدّه ، و بندر مکّه می رفتند؛
و از این بندرها می توانستند به چین و هند برانند؛
و در بازگشت کالاهای شرقی به قلزم می آوردند؛
سپس آنها را به الفرما حمل ، و دوباره به قصد اروپای غربی یا قسطنطنیه ، بار کشتی می کردند. اما فعالیت الفرما، در پایان قرن چهارم ، تا حدی به دلیل خشک شدن شاخاب پلوسیاکِ نیل ، متوقف شد.

د) بندرهای ساحل شام ـ فلسطین . بندرهای این ساحل را می توان به سه دسته تقسیم کرد: بنادر جنوب که عمدتاً با بیت المقدس ارتباط داشتند؛
بندرهای میانی که با دمشق مرتبط بودند؛
و بندرهای شمال که به طور عمده در خدمت حلب بودند. بندرهای اصلی جنوب ، غزه * و عسقلان * و یافا؛
بندرهای میانی ، عکّا * و صور * و صیدا * و بیروت * و طرابلس ؛
بندرهای شمالی ، لاذقیه * و طرطوس * و انطاکیه * و اسکندرون * و پیاس بودند. جاده های ساحلی ، این بندرها را به یکدیگر و به مصر و آناطولی متصل می کردند. در اینجا بود که مسلمانان برای اولین بار و به طور مداوم با دریای مدیترانه ارتباط پیدا کردند؛
اگرچه این ارتباط در دو قرنی که صلیبیون حکومتهای کوچک محلی تشکیل می دادند دچار تغییرات شدیدی شد. تعیین اینکه کدام یک از این بندرها مهمتر بوده دشوار است ، اما برخی ویژگیهای کلی آنها را می توان تشخیص داد؛
یافا به عنوان بندر زائران عازم بیت المقدس اهمیت داشت . دمشق که یکی از پایانه های داخلی اصلیِ آن بخشی از مسیر ادویه بود که از طریق عدن یا جدّه از عربستان می گذشت و از دریای سرخ به بندرهای مصر می رفت ، کار بندرهای میانی از قبیل بیروت و صور و عکّا را بهبود می بخشید. در دورة عثمانی ، بندرهای شمالی اهمیت یافتند، که ناشی از رشد حلب به عنوان انبار کالاهای تجاری رسیده از راههای دور بود، و البته آن هم معلول تجدید حیات مسیرهای خلیج فارس و ایران ، و نیز کوتاهی مسیر از مرکز عثمانی به حلب و عراق بوده است .

سرنوشت لنگرگاههای داخلی این بنادر، تحولی را که مشخصة بیشتر این بندرهای مدیترانه ای در دورة اسلامی بوده است ، نشان می دهد. لنگرگاههای داخلی که وابسته به بناهای ساخته شده به دست انسان ، مانند موج شکنها، بود، رو به نابودی رفتند، زیرا که آن صناعت ، که عمدتاً منشأ رومی داشت ، بتدریج فراموش شد. برای مثال ، مقدسی در وصف عکّا (ص ١٦٢ـ ١٦٤) می گوید که وقتی احمدبن طولون (حک : ٢٥٤ـ٢٧٠) خواست برای عکّا دیوار دریایی بسازد معلوم شد که معماران خبره در چنین فنی یافت نمی شوند؛
عاقبت شخصی ـ پدربزرگ مؤلف ـ را که هنوز با این فن آشنا بود، پیدا کردند. از سوی دیگر، استحکامات بندر در دورة اسلامی به اوج خود رسید. خلیفه متوکل عباسی (حک :٢٣٢ـ٢٤٧) مجموعة کاملی از بندرهای مدیترانه ای در اختیار داشت که برای مقابله با حملات فزایندة کشتیهای روم شرقی استحکامات فراوانی داشتند. اما افول بنادر محلی ادامه یافت ، و به گفتة پیری رئیس در کتاب بحریه ، در قرن دهم بیشتر آنها لای و لجن گرفتند یا به صورتی در آمدند که فقط کشتیهای کوچک می توانستند وارد آنها بشوند.

ه ) بندرهای افریقیه و مغرب . تداوم تاریخی و تغییر شگرف ناشی از شرایط تقریباً خارجی ، وجه مشخصة این بندرهاست . تداوم وضع قدیم در این بندرها در سراسر سده های میانه غالب بود. در این دوره ، بندرهایی چون بیجاوه ، تونس ، مهدیه و طرابلس ، مانند اسلاف مستقیم یا غیرمستقیم باستانی خود، کاربرد داشتند؛
یعنی به صورت بندرهای بازرگانی ، پایگاههای نیروی دریایی و پایگاههای راهزنان دریایی بودند. ارتباطات تجاری با شرق اسلامی و اروپای مسیحی ، علی رغم ماهیت مقابله جویانة دو طرف مدیترانه ، وجه مشخصة غالب باقی ماند. تغییر در قرن دهم رخ داد. هنگام تبدیل الجزایر، تونس و طرابلس به امیرنشینهای ترک که اسماً «ایالتهای » تابع استانبول ولی در واقع مستقل بودند ( رجوع کنید به قُرصان * ) ، این نظم معکوس شد و تقابل ، وجه غالب روابط شد. باز هم هدف اقتصادی بود، اما شور و حرارت دینی این غازیان دریایی ، که در آغاز از ترکان بودند، نقش تسریع کننده در ایجاد این سه ایالت داشت .

در دورة امویان اندلس ، شکوفایی اقتصادی و نیاز به ناوگان جنگی سبب رشد بندرهای پر فعالیت ، خصوصاً در ساحل مدیترانه ، شد. المَریّه * پایگاه اصلی دریایی و محل زرادخانة خلیفه نیز فعالترین بندر تجاری بود؛
ارتباطات آن با نواحی ماورای دریاها شامل اسکندریه و بندرهای ساحل شام و فلسطین می شد؛
کشتیرانی میان آنجا و اسکندریه غالباً مستقیم و بدون توقف انجام می گرفت (گویتین ، ج ١، ص ٣٠٢). از میان بنادر دیگر، بندر دانیه * ، کرسی امیرنشین مجاهد، شایان ذکر است که غزوة دریایی آن در قرن پنجم ، از پدید آمدن



امیرنشینهای ترک در شمال افریقا در پانصد سال بعد خبر می داد. بالاخره قرطبه و اشبیلیه ، هر دو در وادی الکبیر * (گوادالاکیویر)، نقش بنادر رودخانه ای را داشتند. سرانجام ، تکامل تدریجی «رِکُن کویستا » ( مجموعه عملیات دولتهای مسیحی برای پس گرفتن اراضی شبه جزیرة ایبری از مسلمانان ) ، به کار این بنادر اسلامی پایان داد، که بر وضع کلی کشتیرانی مسلمانان در مدیترانه اثر نهاد.

در نتیجه ، بندرهای غرب اسلامی ، در مقایسه با بندرهای شرق مدیترانه ، جایگاهی درجه دو یافتند. علت را ممکن است در این واقعیت جُست که بندرهای شرق ، در مرکز تجارت و سیاحت شرق و غرب و نهایتاً در گسترش اروپا موضع حیاتی داشتند. از سوی دیگر، بنادر غرب هرچند غالباً با اهمیت بودند، فقط نقش محلی داشتند؛
چنانکه حمل و نقل طلا و برده در ماورای صحرا که از طریق این بندرها صورت می گرفت ، هرگز به اهمیت شرق نرسید.

و) بندرهای ترکیه و دریای سیاه . در آناطولی پیش از عثمانی ، بندرهای سواحل جنوب و شمال سهم مهمی در تجارت عبوری (ترانزیت ) داشتند که آمد و شد مناطق دریای سیاهِ روسیه ، قفقاز و آسیای میانه را با مدیترانه و اروپا برقرار می کرد. همچنین باید از طرسوس * ، پایگاه عمدة دریایی خلافت عباسیان در مدیترانه ، در سه قرن اول ، یاد کرد؛
هرچند هنگام تسلط سلجوقیان بر آناطولی ـ که در نتیجة آن طرسوس جزو «دارالاسلام » شد ـ دیگر جایگاه خود را از دست داده بود. در سلطة این خاندان ، علانیه و انطالیه در ساحل جنوبی بسرعت توسعه یافتند و با راههای کاروانرو با سامسون و سینوپ در ساحل شمال مرتبط شدند؛
شرکای تجاری اصلی این دو شهر، بنادر سُدَق ، کفه و تَنا (در ترکی آزاق : آزوف امروزی ) در کرانة شمالی دریای سیاه بودند. لاجازو (به ترکی اَیاس ؛
محلی بر ساحل شمال غربی خلیج اسکندرون ، امروزه آبادی یومورتالق ) و طرابزون ، که بیشتر در دست مسیحیان بودند، نقش مشابهی داشتند و در حمل و نقل جادة ابریشم یا مسیر ادویه نیز، که از آسیای میانه یا از خلیج فارس می آمد، جایگاه مهمی پیدا کرده بودند. در میان کالاهایی که از طریق بنادر دریای سیاه حمل می شد، بردگان از روسیة جنوبی و قفقاز، گرانبهاترین و دائمی ترین کالا بودند. این تجارت تا زمان عثمانیان ادامه یافت و به سوی مراکز ترکیه و مصر و نیز به سمت کشورهای دیگر، از جمله ایتالیا، جریان داشت .

بنادر آناطولی غربی مثل بلاط * ، اِفِسوس ( ایاسلوق * ) ، ازمیر یا فوچه در دوران پیش از عثمانی تقریباً جایگاه درجة دوم داشتند. پیشرفت شگفتی آور ازمیر به مقام برتر در شرق طالع (لوان ) و احتمالاً تمام شرق مدیترانه فقط در اواخر قرن دهم رخ داد. این شکوفایی ، که در قرن یازدهم و دوازدهم به اوج خود رسید، تا اندازه ای به سبب تجدیدحیات مسیر خلیج فارس بود (رجوع کنید به سطور پیشین ) که به سبب آن ازمیر یکی از خروجیهای مدیترانه شد. علت دیگر ظاهراً قدرت اقتصادی آناطولی قرن یازدهم بود که تا آن زمان دست کم گرفته شده بود. ازمیر به عنوان پایانة روزهای آخرِ جادة ابریشم یا جادة ابریشم و «موهر » ( = پارچه ای از موی نوعی بُز آنقره ) عمل می کرد؛
چون ، ابریشم که از طریق ایران ، و موهر که از طریق آناطولی می آمد، در میان کالاهای صادراتی به اروپا سهم مهمی داشت . اولیاچلبی کاروانهای بزرگ و فراوانی را که از طریق ایران می آمدند و کشتیهای عازم از کشورهای اروپایی را ـ که مرتباً توقف می کردند ـ سالی حدود هزار کشتی ذکر می کند. لنگرگاه داخلی مدتی طولانی لای و لجن گرفته بود، اما خلیج بزرگ لنگرگاه خوبی داشت . یک گروه تجاری اروپایی ، پیوسته ، در ازمیر مستقر بودند تا حدی که «انسان تصور می کرد که در فرنگستان است ». در طول ساحل بندر، فرانکها محلة مخصوصی داشتند، و قایقهای کوچک کالاها را تخلیه یا بارگیری می کردند؛
چون کشتیهای بزرگ باید در فاصله ای دور از ساحل لنگر می انداختند (اولیاچلبی ، ج ٩، ص ٩٦ـ٩٧). از میان تجار اروپایی ، نمایندگان کنسولی و کشتیهای عبوری متعلق به انگلیسیها، فرانسویها و هلندیها مهمتر بودند: اولویت کشتیها و تجار ایتالیایی و کاتالانی مربوط به گذشته بود. اتباع عثمانی (ارمنیها، یهودیان و یونانیها) همراه با مسلمانان نقش فعالی داشتند.

در حالی که ازمیر بندر مهم بین المللی سرزمین عثمانی بود، استانبول عمدتاً برای تغذیة پایتخت عثمانی عمل می کرد؛
و این برای ساختن لنگرگاه آن ، در طول دو سمت شاخ زرین که محل پر رفت وآمدی بود، کفایت می کرد. قسمت شمالی که بخش اصلی آن در طول بوسفور * گسترده بود، در خدمت کشتیرانی بین المللی بود؛
قسمت جنوبی با اسکله های متعددش برای کشتیهای عثمانی حفظ شده بود. در سمت شمال غربی به طرف انتهای شاخ زرین ، زرادخانة قاسم پاشا قرار گرفته بود (رجوع کنید به کومورجویان ، ص ١٥ـ١٩، ٣٧ـ٣٩).

ز) بندرهای دریای خزر . این بندرهای محصور در خشکی معمولاً بدون تجارت دریایی مهم و ناوگان یا دریازنانی که به سایر دریاها رفت و آمد کنند، نقش محدودی داشتند. با اینهمه ، از قرون اولیة اسلامی ، در آنجا نواحی آمد و شد محلی پر تحرکی وجود داشت (مسعودی ، ج ٢، ص ٢٥). بنابراین ،



آبسکون ، در گوشة جنوب شرقی خزر (نزدیک محل امروزی بندر شاه ( بندر * ترکمن ) ، پایانة شمالی راه آهن سراسری ایران )، با کشتیهایی که از آن به سمت خزر و باب الابواب * می رفتند، خروجی (فُرضَه ) شهرها و مناطق استرآباد و گرگان بود (اصطخری ، ص ٢١٣ـ ٢١٤). شکوفایی آبسکون در قرن سوم و چهارم آن را هدف حملات دریازنان مشرک روس قرار داد؛
دو مورد از چنین حمله هایی در ٢٥٠ـ٢٧٠ و ٢٩٧ در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار گزارش شده است (ج ١، ص ٢٦٦؛
مسعودی ، ج ٢، ص ١٩ـ ٢٥؛
دُرن ، ج ٢٣، ص ١). بندر دیگر خزر که در ٣٠١/ ٩١٣ـ٩١٤ با حملة دریازنان روس روبرو شد باکو * بود (مسعودی ، ج ٢، ص ٢١). باکو همچنین یکی از اولین بنادر صدور نفت بوده است ؛
امتیازی که در قرون بعدی نیز حفظ شد. عبدالرشید صالح باکووی در ٨٠٦، گزارش می دهد که چگونه اهالی از پوست سگِ آبی (کلب الماء) که از یکی از جزایر نزدیک شکار می کردند، انبانهایی می ساختند و آنها را از نفت پُر، و با کشتی به دیگر بنادر خزر صادر می کردند (ص ١٢٢). بالاخره دربند، که در متون کهن عربی باب الابواب نامیده شده ، بندری شبیه به بنادر مدیترانه ای داشت با دیوارهای ساحلی و دروازة ورودی که با دو برج نگهبانی و زنجیری مراقبت می شد (اصطخری ، ص ١٨٤ـ١٨٥؛
حدودالعالم ، ص ١٦٤).

ح ) بندرهای شرق اسلامی . بندرهایی را که مسلمانان بر آنها سلطه داشتند یا از آنها استفاده می کردند در دو گروه می توان مشخص کرد: بنادر شبه قارة هند، و بنادر مالزی و اندونزی . از میان بنادر دستة اول دَیْبُل ، سورت * و کالیکات * ( قالیقوت / قالیقوط ) نمونه های مشخصی به شمار می آیند. دیبل ، واقع در دلتای رود سند نزدیک کراچی کنونی ، در ٩٢ به دست مسلمانان فتح شد؛
بنادر دیگر، جمعیت مسلمانشان را بیشتر از طریق مهاجرت و تبلیغ ناشی از شور و شوق نودینان که در طول مسیرهای تجارت دریایی سکونت داشتند، کسب می کردند. دیبل هم قبل و هم بعد از اسلام تجارت و دریازنی را با هم درآمیخته بود، و تجار آن نمونه ای از هندیانی بودند که از راه کشتیرانی به بنادر عربستان ، خلیج فارس و شرق افریقا، با روح جسور عربها و ایرانیان مقابله به مثل می کردند. سورت ، واقع در بخش شرقی ورودی به خلیج خَمبایَت * ، علاوه بر نقش تجاری ، نقش دروازة زائران خانة خدا را نیز یافته بود. کالیکات اهمیتش را تا اندازه ای مدیون موقعیت سوق الجیشی بخش جنوبی ساحل مالابار بود، و نه فقط بندری هندی بلکه پایگاه امدادی و مرکز بازرگانی با اندونزی و چین بود. این بندر در اواخر سده های میانه اهمیت یافت و بر کولَم * ، بندری نزدیکتر به منتهای جنوبی هند، که در اوایل دورة عباسیان کارکرد مشابهی داشت ، پیشی گرفت ( اخبارالصین و الهند ، ص ٨، ٤٢ـ٤٣). ما هوان تاریخنگار هیئت اعزامی دریایی چین در اوایل قرن پانزدهم میلادی ، کالیکات را مقصد معمول کشتیهای چینی که از

شرق می آمدند، محلی برای عزیمت به بنادری چون عدن ، ظفار * یا هرمز * ذکر می کند (ما هوان ، ٤٢، ص ١٥١ـ١٧١). ابن بطوطه در حدود ٧٣٠ از کالیکات با کشتی به ظفار رفت (ج ١، ص ٢٦٧ـ ٢٦٨)؛
و در ٩٠٣ـ٩٠٤/ ١٤٩٨ واسکودوگاما ظاهراً به راهنمایی ابن ماجد * ، ناخدای عرب ، پس از آنکه

از بندر مالیندی * در شرق افریقا از اقیانوس هند گذشت ، وارد کالیکات شد.

آخرین دسته از بنادر مهم قلمرو اسلامی با اتجه (آچه ) در شمال سوماترا شروع می شود و از میان مجمع الجزایر تا سولاوزی (سلبز) گسترش می یابد. اسلامی شدن این بنادر در قرون هفتم و هشتم / سیزدهم و چهاردهم ، در زمان سفرهای مارکو پولو و ابن بطوطه از طریق این دریاها، آغاز شد و وقتی نفوذ استعمار اروپا در قرون دهم و یازدهم / شانزدهم و هفدهم شدت گرفت ، تقریباً کامل شده بود. در شمال سوماترا، بنادر پِدیر ، لاموری (لامبری ) ، پاسی و پرلاک در میان اولین صادرکنندگان ادویه و پذیرندگان اسلام بودند. آنها در قرن دهم / شانزدهم تحت الشعاع اتجه قرار گرفتند که بندر اصلی و مرکز سلطان نشینی بود که رونق و قدرتش بر صادرات ادویه ـ عمدتاً فلفل ـ و دریازنی متکی بود. بندر مالاکا * واقع در تنگه ای باریک به سمت جنوب ، کرسی سلطان نشینی در شبه جزیرة مالایا شد. مالاکا، همچون بنادر سوماترا، در طول گذرگاهی سوق الجیشی که از تنگة مالزی به سوی سایر بندرهای اندونزی ـ مانند بندر صادرکنندة فلفل بَنْتَم در منتهای غربی جاوه ـ و چین می رفت ، ایستگاه امدادی مفیدی بود. در اوایل دورة عباسیان ، کَلاه * ، در شمال نزدیک گردنة باریک شبه جزیره ، نقشی مشابه مالاکا داشت ( اخبارالصین و الهند ، ص ٨، ٤٣).

اندونزیاییها و مالایاییها مسلمانان پرشوری شدند و بنادری چون اتجه دروازه های اصلیِ آنان برای زیارت خانة خدا و به طورکلی نقاط ارتباطی با مراکز غربی تر اسلام بود. ترقی اتجه در قرن دهم / شانزدهم با دو تحول چشمگیر در اقیانوس هند همزمان شد: ورود اروپاییها، و تلاشهای عثمانیان برای دفع نتایج این رویداد. یکی از نتایج جالب این رویارویی ، هیئت نمایندگی سومین سلطان اتجه ، علاءالدین رعایت شاه قهار (٩٤٣ـ ٩٧٨) بود که در ٩٧٣ به استانبول رفت تا از سلیمان قانونی درخواست کمک نظامی کند. نهایتاً ناوگانی ، متشکل از نوزده کشتی ، پایگاه دریایی عثمانی در سوئز را ترک کرد، اما بیشتر آنها در یمن باقی ماندند. به هر حال ، دو کشتی به اتجه رسیدند و توپ و سایر مهمات و توپچی تحویل دادند (سافت ، ش ١٠، ص ٦٠٤ـ٦١٤؛
ش ١١، ص ٦٧٨ـ٦٨٣).

ط ) خانفو و زیتون . این دو بندر که به کانتون و چوان چو شناخته می شوند (که دومی با تایوان در یک طول جغرافیایی قرار دارد) هرگز جزو دارالاسلام نشدند، اما با توجه به نقش خاص آنها به عنوان پایانة شرقی دریانوردان و تجار مسلمان می توانیم آنها را در این بحث بگنجانیم . ابن خرداذبه (ص ٦٩) خانفو را بزرگترین مَرقی ' (بندر توقفِ موقت ( چین ) ) می داند. به گفتة مسعودی (ج ١، ص ٣٠٢ـ٣٠٣) خانفو در کنار رودخانه ای قرار داشت که مقصد کشتیهای عازم از بصره ، سیراف ، عمان ، هند و سایر کشورها بود. او می افزاید که در خانفو جوامع مسلمان ، مسیحی ، یهودی ، و زردشتی می زیستند. یکی از منابع مسعودی اخبارالصین و الهند ، مورخ ٢٦٣، بوده که خانفو را بندر توقف موقت کشتیها و بازار عربها و چینیها می داند (ص ٦ـ٧). بعلاوه ، نواحی مرکزی چینِ دورة تانگ به روی بازرگانان مسلمان ، چنانچه تذکره ای با امضای مقامات چینی تهیه می کردند، گشوده بود؛
همچنین جامعه ای مسلمان در چانگان ، شهر مرکزی سلسلة تانگ ، پایانة شرقی جادة ابریشم وجود داشت . حضور همزمان تجار مسلمان و دیگر تجار خاورنزدیک در چانگان و خانفو ممکن است به ارتباط میان جادة ابریشم و مسیر ادویة دریایی منتج شده باشد (دی مگلیو ، ص ٥٢٣ـ٥٥٢). آشوبهای دهه های آخر حکومت تانگ برای جامعة مسلمانان خانفو فاجعه آمیز بود: ضربة مهلک ، شورش ٨٧٩میلادی بود که بنا به گزارشی ، در آن تمام جامعة مسلمانان نابود و رانده شدند؛
برخی تجار در آن زمان کَلاه را در مالزی به عنوان پایگاه عملیاتشان پذیرفتند. تأثیر درازمدت این آشوب مطلق نبود، زیرا سیاحان غربی ، از قبیل مارکو پولو و ابن بطوطه ، از زیتون در دورة یوآن با لحنی شبیه به اخبار و مسعودی دربارة خانفوی دورة تانگ سخن می گویند: ابن بطوطه آنجا را یک جامعة تجاری عرب ـ ایرانیِ پر رونق ، تا حدّ خودگردانی ، یافت ؛
همچنین به گفتة او زیتون اگر نه بزرگترین بندر دنیا، یکی از بزرگترین بندرهای دنیا بوده است .


منابع :
(٦) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٢٠ ش ) ؛
(٧) ] ابن بطوطه ، رحلة ابن بطوطه ، چاپ محمد عبدالمنعم عریان ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
ابن جبیر، رحلة ابن جبیر ، بیروت ١٤٠٤/

(٨) ١٩٨٤ [ ؛
(٩) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٠) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١١) اسماعیل بن علی ابوالفداء، کتاب تقویم البلدان ، چاپ رینود و دیسلان ، پاریس ١٨٤٠؛
(١٢) محمدبن محمد ادریسی ، نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(١٣) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٤) عبدالرشیدبن صالح باکووی ، کتاب تلخیص الا´ثار و عجائب الملک القهار ، چاپ و ترجمة بنیاتوف ، مسکو ١٩٧١؛
(١٥) احمد محی الدین پیری رئیس ، کتاب بحریّه ، چاپ عکسی استانبول ١٩٣٥؛
(١٦) حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(١٧) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل و الملوک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٩ـ١٨٩٦، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(١٨) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، چاپ با ترجمة فرانسوی باربیه دومنار و پاوه دوکورتی ، پاریس ١٨٦١ـ ١٨٧٧، چاپ افست تهران ١٩٧٠؛
(١٩) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٠) ( ناصرخسرو، سفرنامه حکیم ناصر خسرو قبادیانی مروزی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ) ؛
(٢١) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛


(٢٢) Akhba ¦ r as ¤ -S ¤ i ¦ n wa l-Hind: relation de la Chine et de l'Inde rإdigإe en ٨٥١ , ed. and tr. J. Sauvagةt, Paris ١٩٤٨;
(٢٣) Rita Rose Di Meglio, "Il commercio arabo con la Cina della Ga ¦ hiliyya al X secolo", AIUON , n.s., xiv [١٩٦٤(, ٥٢٣-٥٥٢;
(٢٤) B. Dorn, Caspia. غber die Einfجlle der alten Russen in Tabaristan , St. Petersburg, ١٨٧٥ = Acadإmie Impإriale des Sciences, Mإmoires ;
(٢٥) Evliya ´elebi, Evliya ´elebi Seyahatnamesi , IX-X, Istanbul ١٩٣٥-١٩٣٨;
(٢٦) S. D. Goitein, A Mediterranean society , Berkeley ١٩٧٠-١٩٨٤;
(٢٧) W. Heyd, Histoire du commerce du Levant au moyen-ہge , Leipzig ١٨٨٥-١٨٨٦;
(٢٨) Historia rerum in partibus transmarinis gestarum , in RHC , i )١٨٤٤(, xix, ٢٦, ٢٧;
(٢٩) H. R. Idris, La Berbإrie orientale sous les Zirides, X e -XII e siةcles , Paris ١٩٦٢;
(٣٠) Eremya ´elebi Kخmدrcدyan, Istanbul tarihi , Turkish tr. H. Andreasyan, Istanbul١٩٥٢;
(٣١) Leo Africanus, Description de l'Afrique , tr. A. ـpaulard, Paris ١٩٥٨;
(٣٢) Ma Huan, Ying - yai sheng-lan, "The overall survey of the ocean's shores" (١٤٣٣) , tr. Feng Ch'eng-chun, Cambridge ١٩٧٠;
(٣٣) Saffet, "Bir ـ Othma ¦ nl ° â filosunun Sumatra seferi", in Ta ف r i ¦ kh-i ـ Othma ¦ n i ¦ Endjدmeni medjmu ¦ Ü as i ° , x )Oct. ١٩١١(, ٦٠٤-٦١٤;
XI )Dec. ١٩١١], ٦٧٨-٦٨٣.

/ س . سوچِک ( د. اسلام ) /