دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨٢٥
بنت الشّاطی ، عایشه عبدالرّحمان ، بانوی مؤلّف و محقّق مصری در ادبیات عرب و علوم قرآنی . در ١٣٣١/ ١٩١٣ در دَمیاط مصر متولد شد و در همانجا رشد یافت . او نزد پدرش که از تربیت یافتگان الازهر بود ادبیات عربی و قرآن آموخت . با وجودِ مخالفت پدر، تحصیلات غیردینی خود را در مدارس مصر گذراند و در جوانی در مجلة النهضة آغاز به نشر شعر و مقاله کرد و مدتی بعد منتقد ادبی روزنامة الاهرام شد. در ١٣١٥ش /١٩٣٦ به دانشکدة ادبیاتِ دانشگاه فؤاد اول (دانشگاه قاهرة کنونی ) وارد شد و برای پنهان کردن هویت خود از پدرش ، نام مستعارِ بنت الشّاطی (دختر ساحل ) را برگزید. در ١٣٢٩ ش / ١٩٥٠ دکتری خود را با گذراندن پایان نامه ای دربارة ابوالعلاء معرّی (متوفی ٤٤٩) از همان دانشگاه دریافت کرد (دربارة علاقة او به ابوالعلاء و تحقیقات و تألیفاتش راجع به ابوالعلاء رجوع کنید به ماهر شفیق فرید، ص ١٦٤ـ١٧٣). وی سال بعد، مدرّس زبان و ادبیات عرب در دانشگاه عین شمسِ قاهره شد. پس از بازنشستگی در اواخر دهة چهل شمسی / پایان دهة شصت میلادی ، استاد مطالعاتِ عالیِ قرآنی در دانشگاه قرویین در شهر فاس مراکش گردید ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، ذیل «عبدالرحمان ، عایشه ») و این مقام را تا زمان مرگ در آذر ١٣٧٧/ دسامبر ١٩٩٨ حفظ کرد (رضوان سید، ص ١٤).
پیشینه ها و علایق ادبی بنت الشّاطی سبب شد که وی در دوران تحصیل در دانشکدة ادبیات دانشگاه قاهره علاقه مند و تا حدّی شیفتة درسهای امین خولی (متوفی ١٣٤٥ش /١٩٦٦) شود و در مطالعات قرآنی بعدی خود روش ومکتب ادبی را در تفسیر برگزیند که بنیانگذار آن امین خولی بود (دربارة مکتب ادبی در تفسیر رجوع کنید به دائرة المعارف الاسلامیة ،ج ٥،ذیل «تفسیر»،ص ٣٦٨ـ ٣٧٤). او در ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥ با امین خولی ازدواج کرد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا) و همواره از او متأثر ماند، به گونه ای که غالبِ تألیفات خود را به وی اهدا کرد.
پیروی از روش امین خولی ، بنت الشّاطی را یکی از چهار یا پنج قرآن پژوهِ مبرِّز در مکتب ادبی در تفسیر گردانده است ، اما او با دیگر شاگردان امین خولی چون شُکری محمد عَیّاد و محمداحمد خَلَف اللّه که همین روش را در مباحث مختلف تفسیر قرآن به کار گرفته اند تفاوتهایی دارد (دربارة شباهت و تفاوت آثار این چهارتن رجوع کنید به شرقاوی ، ص ٣٠٢ـ٣٩٠؛ شریف ، ص ٤٩١ـ٥٤٠؛ سفعان ، ص ٨٥ ـ ١٢٥). بنت الشّاطی در نوشته های تفسیری خود محتوای هر آیه را به گونه موضوعی و با دقت در همة آیات مشابه آن و نیز با توجه به سبکهای ادبی ، در قرآن بررسی می کند، ترتیب نزول آیات مشابه را در نظر می گیرد، به جستجوی قرائن و شواهدِ همراهِ آیات می پردازد، به تأویلهای خلاف ظاهر و اسرائیلیّات * توجه نمی کند، اکتشافات علمی و اقوالِ نحویان ، بلاغیان و مفسّران را بر الفاظ و آیات قرآن تحمیل نمی کند و می کوشد که معنای اصلی هر واژه را با نظرداشتِ دیگر کاربردهای قرآنی بیابد و تنها یک معنا، و نه وجوه و احتمالات متعدّد، در تفسیر آیات عرضه کند (بنت الشّاطی ، ١٩٦٢ـ ١٩٦٨، ج ١، ص ١٠ـ١١، ١٧ـ ١٨؛ سفعان ، ص ١١٥ـ١٢٠؛ برای انتقاد از این روش رجوع کنید به شّرقاوی ، ص ٣٣٩ـ٣٤٧؛ شریف ، ص ٤٨٣). وی با تکیه بر این روش ، چند سوره از جزء آخر قرآن را در التفسیر البیانی للقرآن الکریم ، که در دو مجلد در سالهای ١٣٤١ـ١٣٤٧ ش / ١٩٦٢ـ ١٩٦٨ به چاپ رسیده است ، تفسیر می کند، اما در برخی از دیگر کتابهایش از این روش کمتر بهره می گیرد (رجوع کنید به ادامة مقاله ؛ برای دسته بندی جامعی از آرای قرآنی او رجوع کنید به جانسن ، ص ٦٨ـ٧٦).
بنت الشّاطی از معدود زنان مسلمان مصری عصر خویش است که در سطوح دانشگاهی شهرت و مقبولیت نسبی یافت . وی در محافل علمی و کنفرانسهای جهانی بسیاری شرکت جست ، استاد میهمان چند دانشگاه در کشورهای عربی بود و آثارش بارها در مصر و دیگر کشورهای عربی موردتقدیر قرار گرفت ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا). با رواج گرایشهای فمینیستی در میان زنان تحصیل کردة جهان عرب ، بنت الشّاطی کتاب و مقالاتی در این باره تألیف کرد. او در کتاب المفهوم الاسلامی لتحریر المرأة تساوی زن و مرد به مفهوم جدید آن را نمی پذیرد، اما بر اینکه زن و مرد یکدیگر را کامل کرده و برای تحقق بخشیدن به کمال وجودی خود به همدیگر نیاز دارند، تأکید می کند. به اعتقاد وی ، هر چند مطابق آیات قرآن ، مردان بر زنان حق سرپرستی دارند، اما هیچ یک از این دو، مسئول اعمال دیگری نیست و تفاوت نسل جدید زنان با گذشتگان در این است که زنان امروز از حقوق خدادادی خود باخبرند و می دانند که باید این حقوق را بگیرند و بطلبند، نه آنکه با لطائف الحیل آنها را به عنوان هدیه از چنگ مردان به درآورند (هوفمان ـ لد، ص ٣٦ـ٣٧).
بخشی از شهرت بنت الشّاطی در جهان اسلام و بویژه در ایران به سبب نوشته های او دربارة زندگی پیامبر اسلام و زنان خاندان اوست . این نوشته ها، گرچه بر استنادهای تاریخی مبتنی است ، پردازش هنری و داستانی بسیار دارد و همین موضوع ، آنها را از غالبِ دیگر تألیفات سیره نویسی معاصر چون آثار طه حسین و محمدحسین هیکل متمایز می کند. از بنت الشّاطی ، جز مقالات پراکنده ای که در برخی مجلات و روزنامه ها نوشته ، بیش از شصت عنوان کتاب و رسالة کوچک و بزرگ دربارة اعجاز قرآن ، تفسیر، ادبیات عرب ، مسائل اجتماعی روز و زندگینامة پیامبر و زنان خاندان او به جا مانده است که مهمترین آنها، علاوه بر التفسیر البیانی للقرآن الکریم (رجوع کنید به سطور پیشین )، عبارت است از: الاعجاز البیانی للقران الکریم و مسائل ابن ازرق ، ١٣٤١ ش /١٩٦٢، و چاپ جدید آن با اضافات در ١٣٦٣ ش / ١٩٨٤. وی در این کتاب پس از بررسی تاریخچة بحث اعجاز بیانی و بلاغی قرآن ، آن را تنها و مهمترین نوع اعجاز مورد اتّفاق در میان دانشمندان می داند و سپس می کوشد با ذکر نمونه هایی از بلاغت قرآن نشان دهد که هیچ ترادفی در واژگان قرآن یافت نمی شود و جایگزینی کلمات با یکدیگر امکان ندارد؛ هیچ حرفی زائد یا صرفاً مؤکّد نیست و یا برای پیوند کلمات یا تصحیح وزن کلام نیامده است ، بلکه همة حروف نقشی معنایی دارند (١٩٦٢، ص ١٣٩، ٢٠٩؛ برای انتقاد از این نظر رجوع کنید به جانسن ، ص ٧٣) و تنها به دلیل همان معنا به کار رفته اند. حسین صابری این کتاب را با عنوان اعجاز بیانی قرآن به فارسی ترجمه کرده است (چاپ ١٣٧٦ ش )؛ مقال فی الانسان : دراسة قرآنیة ، ١٣٤٨ش / ١٩٦٩؛ الشخصیة الانسانیة : دراسة قرآنیة ، ١٣٥٢ ش / ١٩٧٣. بنت الشّاطی در این دو کتاب چندان بر روش ادبی و بیانی در تفسیر تکیه نمی کند، بلکه بیشتر به سبک اجتماعی و هدایتی در تفسیر ـ یعنی روش عبده ، رشیدرضا و سیدقطب ـ نزدیک می شود و با نثر ویژة خود می کوشد تا مسائل انسان شناختی و ارتباط انسان با مفاهیم اساسی دین را در پرتو آیات قرآن بشکافد (دربارة تأثّر او از مفاهیم و مکاتب امروزی انسان شناسی و مقایسه ای میان آرای وی و علی شریعتی دربارة شناخت انسان قرآنی رجوع کنید به وهیودی ، ص ٣٥ـ٤٥)؛ القرآن والتفسیر العصری ، ١٣٤٩ ش / ١٩٧٠. در این کتاب که مجموعه ای از مقالات وی در الاهرام است به نقد دیدگاههای عثمان امین در مجلة صباح الخیر و بویژه آرای دکتر مصطفی محمود در کتاب القرآن ، محاولة لفهم عصری می پردازد و به کارگیری اکتشافات جدید علمی در فهم قرآن و تحمیل آنها بر آیات قرآن را سخت مردود می شمارد؛ تراجم سیّدات بیت النبوة ، این کتاب مجموعة پنج کتاب کوچکتر اوست که در شرح حال زنان خاندان پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم (مادر، زنان و دختران پیامبر، زینب عقیلة بنی هاشم ، و سکینه دختر امام حسین ) تألیف کرده و غالب آنها به فارسی ترجمه شده است ؛ (عناوین پاره ای ترجمه ها چنین است : آمنه مادر پیامبر ؛ آمنه مادر پیغمبر اسلام ( ص )؛ زنان پیامبر ؛ بانوی کربلا ، زینب دختر زهرا ( ع )؛ شیرزن کربلا یا زینب دختر علی ( ع )؛ قهرمان کربلا، زینب دختر علی ( ع )؛ زینب بانوی قهرمان کربلا سکینه دختر سیدالشهدا ( ع ) یا ستارة درخشان سرزمین وحی ؛ مع المصطفی علیه الصلاة والسلام ، که سیدمحمد رادمنش آن را با عنوان با پیامبر به فارسی ترجمه کرده است (چاپ ١٣٧٧ ش )؛ القرآن و قضایاالانسان ؛ الاسرائیلیات فی الغزو الفکری ؛ القرآن وحریة الارادة ؛ القرآن و حقوق الانسان ؛ کتابنا الاکبر ؛ من اسرار العربیة فی البیان القرآنی ؛ مع ابی العلاء فی رحلة حیاته ؛ الحیاة الانسانیة عند ابی العلاء ؛ ابوالعلاء معرّی از مجموعة کتابهای «اعلام العرب »؛ الخنساء: الشاعرة العربیة الاولی ؛ تراثنا بین ماض و حاضر ؛ لغتنا و الحیاة ؛ قیم جدیدة للادب العربی ، القدیم و الحاضر ؛ علی الجسر: اسطورة الزمان و چاپ جدید آن با عنوان علی الجسر: بین الحیاة و الموت ، سیرة ذاتیة که زندگینامة خودنوشت اوست ؛ رجعة فرعون : روایة مصریة ؛ سیدالعزبة : روایة مصریة واقعیة ؛ ارض المعجزات : رحلة فی جزیرة العرب ؛ الغفران : دراسة نقدیة ، که پایان نامة دکتری اوست ؛ جدید فی رسالة الغفران . وی همچنین چند اثر مهم ادبی و حدیثی را تصحیح و تحقیق کرده است : رسالة الصاهل والشاحج از ابوالعلاء معرّی ، قاهره ١٩٧٥؛ رسالة الغفران ابوالعلاء معرّی همراه با رسالة ابن القارح ، قاهره ١٩٦٩؛ مقدمة ابن الصلاح فی علوم الحدیث همراه با محاسن الاصطلاح سراج الدین عمر بلقینی ، قاهره ١٩٧٤ ( > دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد < ، همانجا؛ ماهر شفیق فرید، همانجا).
منابع :
(١) عایشه بنت الشاطی ، الاعجاز البیانی للقرآن الکریم و مسائل ابن ازرق ، قاهره ١٩٦٢؛
(٢) همو، التفسیر البیانی للقرآن الکریم ، قاهره ١٩٦٢ـ ١٩٦٨؛
(٣) دایرة المعارف الاسلامیه ، ( تاریخ مقدمه ١٩٦٩ ) ، ذیل «تفسیر» (از امین خولی )؛
(٤) علی سفعان ، المنهج البیانی فی تفسیر القرآن الکریم ، قاهره ١٩٨١؛
(٥) رضوان سید، «بنت الشاطی و الاءسلامیة الجدیدة »، السفیر ، سال ٢٥، ش ٨١٨٤ ، ٢٥ دسامبر ١٩٩٨؛
(٦) عفت محمد شرقاوی ، الفکرالدینی فی مواجهة العصر: دراسة تحلیلیه لاتجاهات التفسیر فی العصر الحدیث ، قاهره ( ١٩٧٦ ) ؛
(٧) محمدابراهیم شریف ، اتجاهات التجدید فی تفسیر القرآن الکریم فی مصر ، قاهره ١٤٠٢/١٩٨٢؛
ماهر شفیق فرید، «بنت الشاطی ء راهبة فی محراب أبی
(٨) العلاء»، الهلال ، سال ١٠٧ (رمضان ١٤١٩/ ژانویة ١٩٩٩)؛
(٩) Valerie J. Hoffman-Ladd, "Polemics on the modesty and segregation of women in contemporary Egypt", International Journal of Middle East studies , vol. ١٩, no. ١, (February ١٩٨٧), ٢٣-٥٠;
(١٠) Johannes J. G. Jansen, The Interpretation of the Koran in modern Egypt , Leiden ١٩٧٤;
(١١) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v." ـ Abd al-Rah ¤ ma ¦ n, ـ A ¦ Ý ishah" (by Valerie J. Hoffman-Ladd);
Yudian Wahyudi, "Ali Shari ـ ati and Bint A l-Sha ¦ t ¤ i ف on free will:
(١٢) a comparison", Journal of Islamic Studies , IX, I (Jun ١٩٩٨).
/ مرتضی کریمی نیا/