دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٨١١
بُنان حمّال ، عارف و زاهد قرنهای سوّم و چهارم . نام او ابوالحسن بُنان بن محمدبن حَمدان بن سعید و لقبش حمّال است (سلمی ، ص ٢٩١؛ ابن جوزی ، ١٤١٢، ج ١٣، ص ٢٧٣؛ خطیب بغدادی ، ج ٧، ص ١٠٣). تاریخ تولد وی در منابع ذکر نشده است . با اینکه مولدش را در واسط * نوشته اند (سلمی ، همانجا؛
قشیری ، ص ٤٠٤؛
ابن جوزی ، ١٣٩٩، ج ٢، ص ٤٤٨)، در بغداد نشو و نما یافته است (ابن جوزی ، ١٣٩٩، همانجا)، و شاید به همین سبب ، ابونعیم او را «بُنان بغدادی » معرفی کرده است (ج ١٠، ص ٣٢٤).
در وجه تسمیة او به حمّال ، گویند: در سفر حج توشه ای بر پشت داشت ؛
پیرزنی به او گفت : «ای بنان تو حمّالی ، زاد بر پشت می گیری و به خدا توکل نمی کنی .» پس بنان توشه را به دور افکند (ابن عماد، ج ٢، ص ٢٧٣؛
قشیری ، ص ١٧٠).
بنان با جنید و دیگر صوفیان بغداد مصاحبت داشت و ابوالحسین نوری (متوفی ٢٩٥) را از شاگردان او دانسته اند (ذهبی ، ج ١٤، ص ٤٨٨؛
شعرانی ، ج ١، ص ٨٤؛
سلمی ، همانجا). همچنین او را از محدثانی می دانند که از حسن بن محمد زعفرانی (متوفی ٢٦٠) و حسن بن عَرَفه (متوفی ٢٥٧) حدیث روایت کرده است (ذهبی ، همانجا؛
سیوطی ، ج ١، ص ٥١٣؛
ابن جوزی ، ١٣٩٩، همانجا).
بنان از بغداد به مصر رفت و جزو مشایخ تصوّف آنجا محسوب شد و سرانجام در ٣١٦ در همانجا وفات یافت (سیوطی ، همانجا؛
جامی ، ص ١٦١)؛
او را در قُرافه به خاک سپردند (شعرانی ، همانجا) و به جهت شأن و مقام والایش ، بیشتر مردم در تشییع جنازه اش شرکت کردند (ابن عماد، ج ٢، ص ٢٧١؛
سیوطی ، همانجا).
وی در زهد و عبادت مثل بوده (ابن عماد، همانجا؛
ابن جوزی ، ١٤١٢، همانجا) و از آمران به معروف و ناهیان از منکر به شمار می آمده است (سلمی ، همانجا؛
انصاری ، ص ٣٩٧). گویند که او احمد * بن طولون (متوفی ٢٧٠) را به سبب منکری که انجام داده بود، نکوهش کرد. ابن طولون خشمگین شد و دستور داد تا بنان را در قفس شیر بیندازند. اما شیر او را می بویید و می لیسید. وقتی که وی را از قفس شیر بیرون آوردند، از او پرسیدند: در آن هنگام به تو رنجی رسید؟ گفت : رنجی نبود جز اندیشیدن در اختلاف علما در موضوع نجس یا پاک بودن آب دهان جانوران (ابونعیم ، همانجا؛
ابن جوزی ، ١٤١٢، ج ١٣، ص ٢٧٤؛
ذهبی ، ج ١٤، ص ٤٨٩).
از بنان سخنان پراکنده ای به جای مانده است که طریقة او را در تصوف نشان می دهد؛
از جمله : وقتی از او پرسیدند: برترین حال صوفیه چیست ؟ گفت : اطمینان به آنچه ( از روزی ) ضمانت شده است ؛
به فرمانها ( ی الهی ) عمل کردن ؛
رازداری و گسستن از دو جهان با پیوستن به حق تعالی (سلمی ، ص ٢٩٣ـ٢٩٤؛
ابن عماد، ج ٢، ص ٢٧٢؛
انصاری ، همانجا).
منابع :
(١) ابن جوزی ، صفة الصفوة ، چاپ محمود فاخوری و محمد روّاس قلعه جی ، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٢) همو، المنتظم فی تاریخ الملوک والامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٣) ابن عماد، شذرات الذّهب فی اخبار من ذهب ، بیروت ١٣٩٩/ ١٩٧٩؛
(٤) احمدبن عبدالله ابونعیم ، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء ، بیروت ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(٥) عبدالله بن محمد انصاری ، طبقات الصوفیة ، چاپ محمد سرور مولائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) عبدالرحمان بن احمد جامی ، نفحات الانس ، چاپ محمود عابدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٧) احمدبن علی خطیب بغدادی ، تاریخ بغداد ، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
(٨) محمدبن احمد ذهبی ، سیراعلام النبلاء ، ج ١٤، چاپ شعیب ارنؤوط و اکرم بوشیی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٩) محمدبن حسین سلمی ، طبقات الصوفیة ، چاپ نورالدین شریبه ، حلب ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٠) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، حسن المحاضرة فی تاریخ مصر والقاهرة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، ج ١، ( قاهره ) ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(١١) عبدالوهاب بن احمد شعرانی ، الطبقات الکبری ، مصر ١٣٤٣/١٩٢٥؛
(١٢) عبدالکریم بن هوازن قشیری ، الرسالة القشیریة ، چاپ معروف زریق و علی عبدالحمید بلطه جی ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨.
/ پروانه عروج نیا /