دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٨٨
بَمپور ، بخش و رود و شهر و قلعه ای ویران در استان سیستان و بلوچستان .
١) بخش بمپور ، در شهرستان ایرانشهر، مشتمل بر دو دهستان بمپور شرقی و بمپور غربی است . از شمال به بخشهای حومه و بزمان (در شهرستان ایرانشهر)، از مشرق به بخش سرباز (در شهرستان ایرانشهر) و از جنوب به شهرستان نیک شهر، و از مغرب به شهرستان کهنوج (در استان کرمان ) محدود است . بیشتر آبادیهای آن در قسمت شمالی در دشت ، و در جنوب در قسمت کوهستانی قرار دارد. از گیا دارای درختان کَهور و گز و کُنار، و از زیا دارای آهو و شتر و روباه و شغال و گرگ و گراز است ، و کبک و تیهو نیز در آنجا وجود دارد. محصول عمدة آن خرما، مرکبات ، تره بار، گندم و جو و ذرت است . رود بمپور از آن می گذرد (رجوع کنید به ادامة مقاله ). اهالی بمپور از طوایف بلوچ ناروئی ، و رُودینی و بُرهان و دامُنی ، و پیرو مذاهب تسنن (حنفی )، و شیعة اثناعشری اند. راه اصلی ایرانشهر ـ چابهار از آن می گذرد. در ١٣١٦ ش ، طبق قانون تقسیمات کشوری ، بمپور در بخش ایرانشهر در شهرستان خاش (استان هشتم ) تشکیل شد، و در ١٣٢٦ ش ، پس از تشکیل فرمانداری ایرانشهر، بمپور به عنوان بخش جزو آن شد. در فهرست واحدهای تقسیمات کشوری تا پایان شهریورماه ١٣٦٥ وزارت کشور، بخش بمپور مشتمل بر دهستانهای بمپور، چانف ، لاشار، مسکوتان ، فَنّوج ، بِنت و ملوران ضبط شده است .
٢) رود بمپور . رودی به طول حدود ١٧٥ کیلومتر، در جنوب شرقی ایران ، در استان سیستان و بلوچستان است . رود بمپور از ارتفاعات شمال شرقی شهرستان ایرانشهر، به نام کارواندر (به طول حدود شصت کیلومتر)، سرچشمه می گیرد و با جهت شمالی ـ جنوبی در دشت ایرانشهر (در حومة ایرانشهر)، پس از پیوستن رود کُنارو (به طول ٧٥ کیلومتر) از مشرق به آن ، به نام رود بمپور، از دو کیلومتری جنوب شهر بمپور می گذرد و به جزموریان * منتهی می شود (افشین ، ص ٨٧ ـ ٨٩). کف رود بمپور و پیرامون آن شنی است . پیش از بستن سد بر آن ، در دهکده های واقع در مسیر رود برای بهره مند شدن از آب آن برای زراعت ، در قسمتهایی از آن با چوب بند می بستند و آب آن را به زمینهای مزروعی خود هدایت می کردند، و گاهی بر اثر سرازیر شدن آبِ ذخیرة بند اول ، بندِ دوم و برخی اوقات همة بندها ویران می شد. در١٣٣٤ ش ، بر روی آن در مشرق شهر سدّی بتونی بسته شد که طول تاج آن هشت متر و ارتفاعش از کف ٥ر٥ متر و ضخامت آن شش متر است . این سد ٥٠٠ ، ٣ هکتار از اراضی بمپور را به زیر کشت برد (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، ج ١٢٥، ص ١١).
٣) شهر بمپور . مرکز بخش (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، ٨٤٣ ، ٦ تن )، حدود ٢٢ کیلومتری مغرب شهر ایرانشهر، در ارتفاع ٣٦٠ متری واقع است . فاصلة آن تا جزموریان در مغرب به حدود پنجاه کیلومتر می رسد. از طریق ایرانشهر با دریای عمان ارتباط دارد. فاصله ایرانشهر تا بندر چابهار در جنوب ٣٧١ کیلومتر است . گاهی حداکثر مطلق دمای آن به ٤٧ درجه ، و حداقل مطلق دمای آن به ٥ر١ درجه می رسد (سازمان هواشناسی کشور، ص ٢٣٠).
قلعة خرابة منسوب به دورة ساسانیان در آن دیده می شود. آب آشامیدنی شهر لوله کشی شده است . شهر بمپور کنونی در پای قلعه (شهر قدیمی ) از دو آبادی باغ و الله آباد تشکیل شده است (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، ج ١٢٥، ص ١٢).
اهالی به گویش بلوچی و زبان فارسی سخن می گویند. در ١٣٤٧ ش ، بر اثر کاوشهای باستانشناسی در سیصدمتری مغرب قلعة بمپور، آثاری به دست آمد که حدوداً متعلق به ٢٩٠٠ تا ١٩٠٠ سال پیش از میلاد است (عبدالله گروسی ، ص ٢٢).
پیشینه . از تاریخچة شهر بمپور و مناطق روستایی آن پیش از اسلام ، اطلاع چندانی نداریم ، به نوشتة لسترنج (ص ٣٥٣)، بمپور همان شهری است که مقدسی (ص ٤٧٥) در قرن چهارم از آن به نام «بَربُور» در مکران نام برده است . در ٢٨٣، یعقوبی (ص ٢٨٦) می نویسد: «سپس بسوی بل و فَهرَج » می روند که احتمالاً «بل » همان «بربور» مقدسی و بمپور کنونی است ؛ بمپور در حدود شش کیلومتری فهره (فهرج ) قرار دارد. به نوشتة وزیری کرمانی (ج ١، ص ٤٢٢ـ٤٢٣)، بمپور پیش از استقرار قراختاییان در کرمان و مکران (٦١٩ـ ٦٣٢)، به دست سپهسالار ملک زوزن شجاع الدین ابوالقاسم اَعور زوزنی افتاد. شجاع الدین هنگام یورش بُراق حاجب به کرمان کشته شد و مکران (از جمله شهر بمپور) به دست قراختاییان افتاد (حمدالله مستوفی ، ص ٥٢٨ ـ٥٢٩). در ٨٤٥، ولایت بَن پور (بمپور) را حاجی محمد غارت کرد (عبدالرزاق سمرقندی ، ج ٢، جزء ٢، ص ٧٦٧). در ١٠٢١ گنجعلی خان زیک ، حاکم کرمان ، به ولایت بَن فَهل (بمپور) لشکر کشید و قلعة بن فهل را، که در آن هنگام دارالملک بلوچستان و مکران شمرده می شد و در دست حاکم محلی بود، تصرف کرد (اسکندر منشی ، ج ٢، ص ٨٦١ ـ ٨٦٢). ظاهراً از دورة صفویه به بعد، نام بمپور در کتابهای تاریخی مدتی «بُن فهل » ضبط شده است . در ١١٤٩، به نوشتة محمود همت ، قلعة بمپور هفت رشته قنات و حدود ٢٠٠ ، ١ خانوار داشته است (ص ١٩٢). در این هنگام ، بم و مضافات آن در دست حاکمِ نیمه مستقل محلی ، ملک شیرخان از نژاد صفاریه ، بود (وزیری کرمانی ، ج ٢، ص ٦٥٩). در این زمان ، شهر عمدة مکران و بلوچستان بمپور، و حاکم آن تابع والی کرمان بود (بارتولد، ص ١٦٩). پس از شیرخان پسر او، ملک اردشیر، صاحب بمپور شد، اما سپاهیان نادر بم را محاصره کردند و او ناگزیر تسلیم ، و خراجگزار نادر شد (وزیری کرمانی ، ج ٢، ص ٦٦٤). پس از قتل نادرشاه در ١١٦٠، حاکم بلوچستان نصیرخان پسر دوم عبدالله خان ، نخست با احمدخان دُرّانی افغان به جدال پرداخت و پس از شکست از او اقتدار وی را به رسمیت شناخت . اما بعداً قدرتی به هم رساند و اقتدارش تا بمپور توسعه یافت . نصیرخان در ١٢٠٩ درگذشت و حکومت بلوچستان دوباره خانخانی شد (سایکس ، ص ١٣٩ـ١٤٠).
در ١٢٢٤، در زمان فتحعلی شاه قاجار نخستین کاشف اروپایی گرانت وارد بمپور شد (گابریل ، ص ١٨٩ـ١٩١).
در اوایل قرن سیزدهم ، بمپور وضع خوبی نداشت و مردم آن در فقر زندگی می کردند. در ١٢٢٥ پاتینجر می نویسد: «ده بمپور کوچک و بسیاربد ساخته شده است . روزگاری دیواری گلی و کوتاه آن را محصور می کرد که به تناوب بر آن برجهای کوچکی نیز ساخته بودند، ولی در حال حاضر همة آنها در شرف اضمحلال و نابودی است . منظرة ده رقت آور است . خانة رییس (قلعه / ارگ ) بالای توده خاکی عظیم و خارق العاده بنا گردیده است .» و می افزاید که مردم بمپور عمدتاً از بلوچهای رخشانی اند، اما طایفة ناروئی از آنان ثروتمندترند (ص ١٩٨ـ١٩٩).
در ١٢٥٥، هنگام سلطنت محمدشاه قاجار قلعة بمپور در تصرف محمدعلی خان نهرویی بود (سایکس ، ص ١٤٠). در ١٢٥٧، شورش منطقة بلوچستان را فرا گرفت . در پی آشفتگی ناشی از قیام آقاخان محلاتی (در ١٢٥٦)، شورش در منطقة بلوچستان فراگیر شد. حبیب الله خان ، امیر توپخانه ، شورش را در هم شکست و قلعة بمپور را تصرف کرد و جمعی از اهالی را به قتل رساند و برخی را اسیر کرد و به مناطق دیگر ایران کوچاند. برج و باروی قلعة بمپور بر اثر اصابت گلولة توپ و خمپاره آسیب فراوان دید (خورموجی ، ص ٣١؛ سپهر، ج ٢، ص ٣٦٤؛ فرمانفرما، ص ٣٠، پانویس ١). در ١٢٥٩، عباس قلی خان ، اسرای بن فهل (بمپور) را که در بلاد عراق و آذربایجان پراکنده بودند، خریداری کرد و به بمپور فرستاد (هدایت ، ج ١٠، ص ٢٧٣). در ١٢٦٠، ابوالحسن محلاتی ، برادر آقاخان محلاتی که از کراچی به بلوچستان حمله کرده بود، بمپور را تصرف کرد، ولی پس از مدت کوتاهی شکست خورد و به تهران اعزام شد و بار دیگر قشون ایران بمپور را تصرف کرد (فرمانفرما، همانجا؛ سایکس ، ص ١٤١). در ١٢٦٥، در زمان سلطنت ناصرالدین شاه ، خان بمپور به کرمان حمله کرد ولی شکست خورد و بمپور به تصرف قشونی که از مرکز فرستاده شده بود، در آمد (کُرزن ، ج ٢، ص ٣١١). در ١٢٩٢، به نوشتة قاینی ، بمپور مرکز بلوچستان و ضابط نشین آن بود (ص ١٩٦). در ١٣٠٣ نیز مرکز بلوچستان و ضابط نشین بود و ٢٦٠ خانوار داشت (حکیم ، ص ٢٧٣ـ٢٧٤). بنا به نوشتة کرزن ، در ١٣٠٩ در پادگان قلعة بمپور پنجاه نفر توپخانه (شش عراده توپ ، سیصد پیاده ، و پنجاه سوار مستقر بود، و پانصد تن چریکهای دایمی بلوچ ) در نزدیکی آن به سر می بردند (ج ٢، ص ٣٢٠). زین العابدین شیروانی در ١٣١٥، در زمان مظفرالدین شاه (حک : ١٣١٣ـ١٣٢٤) بمپور را بانپور، ضبط کرده و نوشته است : «از بلاد بلوچستان ، از توابع کرمان است » (ص ١٣١). در اواخر دورة قاجاریه بلوچستان و مکران دستخوش اغتشاش شد. در ١٣٠٦ش ، قشون مرکزی ایران شورش دولت محمدخان را درهم شکست و در همه جای مکران ، از جمله بمپور، مستقر شد. در١٣٠٩ ش ، سردار حسین خان ، یکی از سرداران بلوچ و حاکمِ گِه (نیک شهر امروزی )، به سرداری کل مکران منصوب گردید و مقرر شد عموم سرداران مکران تحت اوامر او قرار بگیرند (برقعی ، ص ٤٥ـ٤٦، ٢٧٩ـ٢٨٠). اراضی دهکده های بمپور با بندهایی که بر رود بمپور بسته می شد، آبیاری می شد و قرای مهم آن ، همه جزو خالصجات دولتی بود (کیهان ، ج ٢، ص ٢٦١). میان سالهای ١٣٢٠ تا ١٣٢٤ ش ، قشون انگلیس منطقة جنوب ، از جمله بمپور، را اشغال کرد. در دورة نخست وزیری دکتر مصدق (١٣٢٩ـ ١٣٣٢ ش )، اهالی مکران ، بویژه مردم بمپور، از ملی شدن صنعت نفت دفاع کردند. در انقلاب اسلامی ایران در ١٣٥٧ ش و در جنگ تحمیلی عراق (آغاز ١٣٥٩ ش )، اهالی بمپور با راهپیماییها وفاداری خود را به جمهوری اسلامی اعلام کردند.
٤) قلعة بمپور. قلعه ای است ویران در شهر بمپور. در گذشته بر تلی ریگی با ارتفاع سی ذرع بنا شده بود، و دور آن حدود ٨٠٠ ، ٢ ذرع ، و به قولی حدود ٥٠٠ ، ١، و ارتفاع آن در شمال ٣٥ ذرع و در جنوب پانزده ذرع بود. برخی بنای آن را از دورة بهمن اسفندیار، گروهی از، هفتواد کرمانی ، و دسته ای از اردشیر بابکان می دانند. زیر تل قلعه ریگ نرم و روی تل ، خاک خالص و سخت است ( جغرافیا و تاریخ بلوچستان ، ص ٢٠٩؛ ناصرالدوله ، ص ٦٩). قلعه دارای دو دروازه و سه ارگ و یک باستیان (یا باستیون : بنای مرتفع نظامی ، انبار اسلحه ) بود. دروازة اول قلعه دو برج داشت که در زیر برج چپ گاوچاهی به عمق بیست یا بیست و پنج ذرع قرار داشت . دروازة دوم ، بین شمال و مغرب واقع بود. در ارگ اول توپخانه و توپچیان جای داشتند. طول ارگ اول به ١٢٣ ذرع و عرض آن به هفت ذرع ، و دور آن به ٧٢٠ ذرع می رسید، و پنج برج و دوازده اتاق داشت . در ارگ دوم انبار غله و محل چند جوخه بود. طول ارگ دوم ، ٤٢ ذرع و عرض آن ٢٧ ذرع بود و دور آن به ١٥٠ ذرع می رسید و نُه برج و شانزده اتاق داشت . در ارگ سوم سربازخانه قرار می گرفت ، و دروازة آن رو به شمال بود. گاوچاهی بالای ارگ با عمق هشتاد ذرع قرار داشت . طول ارگ سوم شصت ذرع ، عرض آن چهل ذرع بود و دور آن به ١٨٦ ذرع می رسید. دارای چهار برج و ٢٥ اتاق بود. باستیان در میانة ارگ سوم واقع بود، ارتفاع آن از سر کنگره حدود پنج ذرع و دور آن پنجاه ذرع بود. راهی از سوی شمال داشت که از آنجا توپ را به آسانی بالای باستیان می بردند. باستیان از دور پیدا بود و در حکومت وکیل الملک اول ساخته شده بود (ناصرالدوله ، ص ٦٩ـ٧٠).
عمارت و خانة ضابط بلوچستان ، و حمام و طویلة اسبان توپخانه در خارج قلعه در سمت مشرق و جنوب بود (همان ، ص ٧٠). به طورکلی ، قلعه با سه حصار کوتاه و یک حصار بلند و چهار دروازة تودرتو حراست می شد. در ١٣٠٤، ناصرالدوله محل حکومت بلوچستان را از بمپور به فهرج (سرباز) منتقل کرد (رجوع کنید به همان ، یادداشتها و توضیحات ، ص ١١٥) و ظاهراً قلعة بمپور پس از آن بتدریج رو به ویرانی گذاشت . تعداد ساکنان دور قلعة بمپور به سه هزار تن می رسید که هزار تن از آنان زارع بودند ( جغرافیا و تاریخ بلوچستان ، همانجا).
منابع :
(١) اسکندر منشی ، تاریخ عالم آرای عبّاسی ، تهران ١٣٥٠ ش ؛
(٢) یدالله افشین ، رودخانه های ایران ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٣) ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١٢٤ـ ١٢٥: هامون جازموریان ـ ایرانشهر ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٤) ایران . وزارت راه و ترابری ، دفترچه مسافات راههای کشور ، تهران ( ١٣٦٦ ش ) ؛
(٥) ایران . وزارت کشور، فهرست واحدهای تقسیمات کشوری تا پایان شهریور ماه ١٣٦٥ ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٦) همو، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبانماه ١٣١٦ ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٧) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٨) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، تذکرة جغرافیای تاریخی ایران ، ترجمة حمزه سردادور، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(٩) محمد برقعی ، سازمان سیاسی حکومت محلی بنت در ایام حکمرانی خاندان شیرانی : ١٢٠٠ـ١٣٧٣ ه .ق / ١١٦٦ـ ١٣٣٤ ه .ش ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١٠) هنری پاتینجر، مسافرت سند و بلوچستان : اوضاع جغرافیائی و تاریخی ، ترجمة شاهپور گودرزی ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(١١) جغرافیا و تاریخ بلوچستان ، تألیف سال ١٢٨٩ قمری ، در فرهنگ ایران زمین ، ج ٢٨ (١٣٦٨ ش )؛
(١٢) محمدتقی حکیم ، گنج دانش : جغرافیای تاریخی شهرهای ایران ، چاپ محمدعلی صوتی و جمشید کیانفر، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٣) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، تاریخ گزیده ، چاپ عبدالحسین نوائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
محمد جعفربن
(١٤) محمدعلی خورموجی ، حقایق الاخبار ناصری ، چاپ حسین خدیو جم ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٥) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٨ : استان هشتم ( کرمان و مکران )، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٦) سازمان هواشناسی کشور، سالنامة هواشناسی ، تهران ( ١٣٥٦ ش ) ؛
(١٧) سر پرسی مولزورث سایکس ، سفرنامة ژنرال سرپرسی سایکس ، ترجمة حسین سعادت نوری ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١٨) محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ : سلاطین قاجاریه ، چاپ محمد باقر بهبودی ، تهران ١٣٤٤ ـ ١٣٤٥ ش ؛
(١٩) زین العابدین بن اسکندر شیروانی ، بستان السیاحه ، یا، سیاحت نامه ، تهران ١٣١٥؛
(٢٠) عبدالرزاق سمرقندی ، مطلع سعدین و مجمع بحرین ، ج ٢، چاپ محمد شفیع ، لاهور ١٣٦٥ ـ ١٣٦٨؛
(٢١) عباس عبدالله گروسی ، جغرافیای تاریخی ناحیه بمپور بلوچستان : پَهْل پَهْرِه ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٢٢) فیروز میرزا بن عباس میرزا فرمانفرما، سفرنامة کرمان و بلوچستان ، چاپ منصوره اتحادیه (نظام مافی )، تهران ١٣٦٠ش ؛
(٢٣) مهدی قاینی ، کتابچة سیاحتنامة بلوچستان ، چاپ ایرج افشار، در فرهنگ ایران زمین ، ج ٢٨ (١٣٦٨ ش )؛
(٢٤) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٥) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(٢٦) آلفونس گابریل ، تحقیقات جغرافیائی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٢٧) گی لسترنج ، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ترجمة محمود عرفان ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٢٨) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢٩) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣٠) عبدالحمیدبن فیروز ناصرالدوله ، سفرنامة بلوچستان : از ماهان تا چابهار ، با مقدمة محمد ابراهیم باستانی پاریزی ، چاپ محمد رسول دریاگشت ، کرمان ١٣٧٠ ش ؛
(٣١) احمدعلی وزیری کرمانی ، تاریخ کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣٢) رضاقلی بن محمد هادی هدایت ، ملحقات تاریخ روضة الصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، ج ٨ ـ ١٠، تهران ١٣٣٩ ش ؛
(٣٣) محمود همت کرمانی ، تاریخ مفصل کرمان و رویدادهای صد سال اخیر ایران ، کرمان ١٣٦٤ ش ؛
(٣٤) احمدبن اسحاق یعقوبی ، کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧.
/ خسرو خسروی /