دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٦٩
بَلْهَرا (بَلْهَرَیْ / بَلْلَهَرا > بالْلَهرایه ، صورت پراکریتی کلمة وَلْلَبْهه راجه به معنای پادشاه محبوب )، عنوانی برای نامیدن شاهان سلسلة راشتراکوته (٧٥٣ـ٩٧٥ میلادی ). پایتخت ایشان مانْیَک هته ، مالْکْهید امروزی (به عربی مانْکیر) در جنوب گُلبَرگه (مَیسور) بود. اطلاعات ابن خرداذبه (ص ١٦، ٦٧) و ابن رُسته (ص ١٣٤) دربارة کلمة بَلهرا به معنای شاه شاهان یا شهنشاه هند، درست نیست . «بلهرا»ی ابن خرداذبه مسلماً لقب گوویندای سوم (٧٩٣ـ٨١٤ میلادی )، و بلهرای سلیمان ، لقب همان شهریار یا فرزندش سروا یا اموگا ( گها ) ورشا (٨١٤ ـ ٨٧٨ میلادی ) بوده است . منظور مسعودی نیز از این عنوان ، ایندرای سوم (٩١٤ـ٩٢٣ میلادی ) و منظور ابن حوقل ، اموگاورشا است . اشارات بعدی ، بیشتر تکرار مطالبی است که مراجع پیشین به دست داده اند. نویسندگان مسلمان عموماً این حکمرانان را با عنوان «بزرگترین یا محتشم ترین پادشاه هند» ستوده اند. به نظر می رسد که القابی مانند «شاه شاهان » یا «اعظم سلاطین هند» عنوانی است حاکی از شکوه و جلال و تفوق سیاسی شهریارانی نظیر گوویندای سوم یا ایندرای سوم ، اما برخی از مورخان شرح مبالغه آمیزی از وسعت قلمرو پادشاهان راشتراکوته روایت کرده اند؛ برای مثال طبق نوشتة اخبارالصین ، حدود و ثغور راشتراکوته از ساحلی به نام کُمکَم (کُنکَن ) آغاز می شده و در خشکی تا حدود چین گسترده بوده است . برخی از مؤلفان گفتة سلیمان (رجوع کنید به اخبارالصین ) را دایر بر اینکه کُمکَم نام سرزمین بللهرا بوده درست نفهمیده اند (رجوع کنید به حدودالعالم ، ص ٢٣٨، پانویس ٢) اما عموماً شرح و توصیف قلمرو این پادشاهی به شهرهای ساحلی بمبئی محدود می شود که بازرگانان و سیاحان مسلمان با آن آشنا بودند و در آنها شمار زیادی مسلمان اقامت گزیده بودند. نویسندگان مسلمان متفق القول اند که شاهان بلهرا بیش از دیگر شهریاران هند مسلمانان را محترم و عزیز می داشتند و در قلمرو آنان از اسلام کاملاً حمایت می شد و مسلمانان آشکارا فرایض خود را به جای می آوردند. آنان حتی برای جوامع مسلمان قلمرو خود حکام یا رؤسای مسلمان تعیین می کردند. از نوشته های مورخان مسلمان ، چنین پیداست که آنها از جنگهای خونینی که بین این شاهان درگرفته بود، خصوصاً از جنگ بین گورجره ـ پراتیهاره (الجُرز) (شاهان شمال ) و پالا (د. همی ، شاهان بنگال ) چندان بی اطلاع نبودند. علاقة راشتراکوته ها به اعراب و تساهل آنان نسبت به اسلام باعث شد که مسلمانان از آنان تجلیل کنند. راشتراکوته ها مسلمانان را در مقابل گورجره ـ پراتیهاره ، که با اعراب سَند خصومت می ورزیدند، متحد خود می دانستند؛ و دیگر اینکه گروه زیادی از مسلمانان در قلمرو پادشاهی آنان به سر می بردند.
منابع :
(١) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧، ص ٣٢٠؛
(٢) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک والممالک ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) ابن رسته ، کتاب الاعلاق النفیسة ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧، ص ١٣٥؛
(٤) اخبار الصین و الهند ، چاپ ژان سواژه ، پاریس ١٩٤٨، ص ١٢، ٢٣؛
(٥) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذّهب و معادن الجوهر ، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی ، پاریس ١٨٦١ـ١٨٧٧، ج ١، ص ١٧٧ـ ١٧٨، ٣٨٢ـ٣٨٣؛
(٦) The Age of Imperial Kanauj , ed. R. C. Majumdar, Bombay ١٩٥٥, ١٦-١٧;
(٧) R. G. Bhandarkar, Collected works , III, ed. N. B. Utgikar, Poona ١٩٢٧, ١٠٦-١٠٧;
(٨) H ¤ udu ¦ d al- ـ a ¦ lam= The regions of the world , translated and explained by V. Minorsky, ed. C. E. Bosworth, Cambridge ١٩٨٢.
/ مقبول احمد ( د. اسلام ) /