دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٦٠
بَلّوطی ، ابوالحکم منذربن سعید، متکلم ، ادیب و خطیب قرن سوم و چهارم . در ٢٦٥ یا ٢٧٣ تولد یافت و به ناحیة فحص البلّوط ، در نزدیکی قُرطُبه ، منسوب است . به سبب انتسابش به قبیلة کزنه ، تیره ای از بربر، به او کزنی نیز می گویند (ابن فرضی ، قسم ٢، ص ١٤٤؛ مقری ، ج ١، ص ٣٧٢؛ یاقوت حموی ، ج ١٩، ص ١٧٤؛ حُمَیْدی ، ص ٣٤٨). وی در ٣٠٨ به مکه رفت ، و به مصر نیز سفر کرد و در آنجا در مجلس «املا»ی ابوجعفر نحّاس شرکت جست . همچنین کتاب العین ِ خلیل بن احمد را از ابن ولاّ د روایت کرد. بلوطی ، ابن منذر نیشابوری را نیز ملاقات و کتاب الاشراف فی اختلاف العلماء او را از وی روایت کرده است (یاقوت حموی ، ج ١٩، ص ١٧٤، ١٨٣؛ حمیدی ، ص ٣٤٩؛ ابن فرضی ، همانجا). بلوطی در فن جدل وارد بود و به روشهای کلامی تمایل داشت . وی به مذهب ظاهری مایل بود و مدتی در مارده و اطراف آن و سپس در ثغور شرقی براساس فقه مالکی به قضا پرداخت (ابن فرضی ، همانجا؛ قفطی ، ج ٣، ص ٣٢٥).
در سال ٣٣٦ (یا ٣٣٨)، که نمایندگان پادشاه روم نزد الناصرلدین اللّه عبدالرحمان بن محمد، نخستین خلیفة اموی اندلس (حک : ٣٠٠ـ٣٥٠)، رفتند و به همین مناسبت مجلسی برپا شد، خلیفه از پسر و ولیعهد خود، حَکَم ، خواست که از میان خطبا کسی را معین کند تا در این مجلس معظم خطبه بخواند. پس از ناتوانی محمدبن عبدالبرّ و ابوعلی قالی از ایراد خطبه ، به سبب هیبت مجلس ، بلوطی با خطابة خود اهالی شهر قرطبه را متوجه خویش ساخت و همین سبب تقرب او شد و خلیفه ، اقامة نماز و ایراد خطبه را در جامع مدینة الزّهراء * به او محول ساخت ، و پس از فوت قاضی قرطبه (محمدبن عیسی ) منصب قضا نیز به او واگذار شد، بدین ترتیب ، بلوطی هم قاضی القضات ، و هم امام و خطیب جمعه گردید (مقری ، ج ١، ص ٣٧٢ـ٣٧٣؛ یاقوت حموی ، ج ١٩، ص ١٧٤ـ١٧٥). او در قرطبه در زمان عبدالرحمان ناصر و پسرش ، حَکَم المستنصر، شانزده سال (از ٣٣٩ تا ٣٥٥) قاضی القضات بود، و نوشته اند که در این مدت بر کسی بیداد نکرد و حکمی به ناحق نداد و از هوای نفس پیروی ننمود (مقری ، ج ١، ص ٣٧٥؛ یاقوت حموی ، ج ١٩، ص ١٧٥). وی از تدریس و تعلیم نیز غافل نبود و افراد بسیاری ، از جمله عبدالله بن محمد جهنی ، و احمدبن قاسم تاهرتی ، از وی کسب علم کردند (حمیدی ، همانجا؛ ضبّی ، ص ٤٥٢). به نوشتة یاقوت (ج ١٩، ص ١٨١) ناصر، به سبب سرگرم بودن به ساخت قصر و امور دنیوی ، سه هفتة متوالی در نماز جمعه شرکت نکرد؛ در هفتة چهارم بلوطی آیاتی از قرآن تلاوت کرد که تعریضی بر خلیفه بود. از آن پس ناصر قسم خورد که دیگر پشت سر بلوطی نماز نخواند، با اینهمه به دلیل مقام علم و فضلش از عزل او صرف نظر کرد. بلوطی در ٣٥٥ درگذشت (همان ، ج ١٩، ص ١٨٥؛ مقری ، ج ١، ص ٣٧٥).
از آثار اوست : احکام القرآن (حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٢٠)؛ الناسخ والمنسوخ یا ناسخ القرآن و منسوخه (بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ٢، ستون ٤٧٢)؛ الاءبانة عن حقائق اصول الدیانة (همانجا؛ همو، ایضاح المکنون ، ج ١، ستون ٧)؛ الانباه علی استنباط الاحکام من کتاب اللّه (حمیدی ، ص ٣٤٨ـ٣٤٩). بلوطی اشعار بسیاری نیز سروده بوده که نمونه هایی از آن در بعضی منابع آمده است (رجوع کنید به مقری ، ج ١، ص ٣٧٣ـ٣٧٥؛
یاقوت حموی ، ج ١٩، ص ١٨٤ـ١٨٥). خطبه ای از او را نیز یاقوت نقل کرده است (رجوع کنید به ج ١٩، ص ١٧٦ـ١٨٣).
منابع :
(١) ابن فَرَضی ، تاریخ علماء الاندلس ، قاهره ١٩٦٦؛
(٢) اسماعیل بغدادی ، ایضاح المکنون ، ج ١، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٣، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٣) همو، هدیة العارفین ، ج ٢، در حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، ج ٦، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٤) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٥) محمدبن فتوح حُمَیْدی ، جذوة المقتبس فی ذکر ولاة الاندلس ، مصر ١٩٦٦؛
(٦) احمدبن یحیی ضبّی ، کتاب بغیة الملتمس فی تاریخ رجال اهل الاندلس ، مادرید ١٨٨٤؛
(٧) علی بن یوسف قفطی ، انباه الرواة علی انباه النحاة ، چاپ ابوالفضل ابراهیم ، ج ٣، قاهره ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(٨) احمدبن محمد مقری ، نفح الطیب ، چاپ احسان عباس ، بیروت ١٣٨٨/١٩٦٨؛
یاقوت حموی ، معجم الادباء ، مصر ١٣٥٥ـ١٣٥٧/ ١٩٣٦ـ ١٩٣٨، چاپ افست بیروت ( بی تا. )
/ داود الهامی /