دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٦
البارِی ْ از نامهای خداوند که در قرآن سه بار (دوبار در بقره : ٥٤ یکبار در حشر: ٢٤) آمده است . برخی مفسران (ابوحیان ، ج ١، ص ٢٠٤؛ طبرسی ، ج ١، ص ١١٢؛ ابن فارس ، ج ١، ص ٢٣٦) آن را از مادة «ب ر ء» به معنای خلق و ایجاد دانسته اند؛ زیرا «براءَة »، مصدر «بَرَأَ»، به معنای جداشدن و «بَرَأ النّسمة » به معنای «آفرید» است ، با این توجیه که مخلوق از کتم عدم جدا شده و به عرصة وجود پا نهاده است . زمخشری (١٣٨٥، ج ١، ص ١٤٠). این را به گونه ای دیگر توجیه می کند: «الباریُ هوالذی خَلَق الخَلقَ برئیاً من التفاوت ». همو در الفائق (ج ١، ص ١٠٣) می گوید: «...اللهم صلّعلی محمدٍ عَدَدَ البَری و الثَّری والوَری » و توضیح می دهد که منظور از «بری » خاک است . فخرالدین طریحی (ص ١٠)، نیز «بری » را معادل «تراب » (خاک ) دانسته که کنایه از مخلوق است .
در واقع ، «باری ء» همان «باری » از مادة بَری یبری بریّاً» (منقوض یائی ) و به معنای «نَحْت » (تراشیدن چوب ) است ـ چنانکه در مَثَل گفته شده است : «أعْطِ القوسَ باریَها» (کمان را به کسی ده که تراشندة آن باشد؛ کنایه از این که : کار را به کاردان بسپار) ـ و همزة آن عارضی است . چنانکه ابن جِنّی ، در استدلال آن می گوید: «همزة البُراء من الیاء، لقولهم فی تأنیثه : البُرایة » و توضیح می دهد: کلمه ای که در حالت مذکر مهموز باشد، در حالت مؤنث همزة آن به «یاء» تبدیل نمی شود: مانند عَظاء رجوع کنید به عَظاءَة ، عَباء رجوع کنید به عَباءَة ، شَقاء رجوع کنید به شَقاوَة ، رَجاء رجوع کنید به رَجاوَة (ابن منظور، ج ١٤، ص ٧٠)؛ در حالی که بَرِیّةَ، به معنای خلق هرگز مهموز (بریئه ) خوانده نمی شود (رجوع کنید به بیّنه :).
پس باری ء به معنای خالق نیست ، بلکه به معنای کسی است که بندگان را پس از خلق ، زیبایی اندام بخشیده است : هُوَاللَهُ الخالِقُ البَارِی ءُ الْمُصَوِّر (حشر: ٢٤) و معادل است با: «وَصَوَّرَکم فَأَحْسَنَ صُوَرَکُم (مؤمن : ٦٤، تغابن : ٣)، یعنی شما را در بهترین اندام آفرید و چه نیکو آفرید. در اصطلاح فارسی زبانان نیز، خداوند به «باری تعالی » یاد می شود.
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن فارس ، معجم مقاییس اللغة ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قم ١٤٠٤؛
(٣) ابن منظور، لسان العرب ، بیروت ١٩٥٥ـ١٩٥٦؛
(٤) محمدبن یوسف ابوحیان ، تفسیرالبحرالمحیط ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٥) محمودبن عمر زمخشری ، الفائق فی غریب الحدیث ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم و علی محمد بجاوی ، بیروت ( ١٩٧١ ) ؛
همو، الکشاف
(٦) عن حقائق غوامض التنزیل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٧) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ احمد عارف زین ، صیدا ١٣٣٣ـ١٣٥٦/١٩١٤ـ١٩٣٧؛
(٨) فخرالدین بن محمد طریحی ، غریب القرآن .
/ محمدهادی معرفت /