دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧٥٢
بُلندشهر (بَرَن ) ، از شهرهای باستانی هند که بر سر شاهراه آگره و عَلیگَرْه به میرت واقع شده است ( طبق سرشماری ١٩٨١/ ١٣٦٠ ش ، جمعیت آن ٤٣٦ ، ١٠٣ تن بوده است ( بریتانیکا ، ذیل واژه ) ) . نام قدیمی آن ، بَرَن (که اکنون نیز گاهی در نسبت «برنی » به کار می رود) از اسم بنیانگذار افسانه ای آن ، اَهی بَرَن ، گرفته شده است . کشف بشقابهای مسی متعلق به قرن پنجم میلادی ، که بر آن کلماتی حکّ شده و سکه هایی که تاریخ آنها بسیار پیشتر از این قرن است ، قدمت این محل را ثابت می کند. بلندشهر به سبب موقع مرتفعش در نزدیکی ساحل رود کالی نَدّی ، که از شهر می گذرد، چنین نامیده شده است . این نام ، که بتحقیق متعلق به عصر اسلامی است ، ظاهراً در دورة مغول به آن اطلاق شده است ، اما در خلاصة التواریخ که تقریباً در اواخر این دوره تألیف شده (١١٠٧)، همچنان نام آن برن آمده است . بلندشهر در ٤٠٩ به دست محمود غزنوی گشوده شد؛ هر دت ، راجای هندو، تسلیم او شد و با ده هزار تن از رعایایش اسلام آورد. محمود نیز این شهر را به هر دت بازگرداند. اخلاف هر دت از اسلام برگشتند و چَندرا سین ، آخرین فرد این دودمان ، در ٥٩٠، هنگام دفاع از شهر در برابر قطب الدّین اَیبَک ، سردار سلطان محمدبن سام غوری ، کشته شد. سلطان آن را به اِقطاع به ایلِتمِش ، داماد و جانشین خود، بخشید. جیپال ، یکی از خویشاوندان چندرا سین ، اسلام آورد و چون پادگان آنجا را به مهاجمان تسلیم کرد، فرمانداری شهر به او پاداش داده شد. اخلاف وی هنوز هم در بلندشهر صاحب اسم و رسم اند. بلندشهر در زمان سلطنت محمد * بن تُغلُق مرکز شورشهای روستایی شد که بیرحمانه به دست شاه سرکوب شد. او سرتاسر این سرزمین را ویران کرد و با اهالی برن با خشونت و قساوت رفتار نمود. در ٨٠٢، اقبال خان (فضل اللّه بلخی )، که بر سلطان ناصرالدین محمود (٦٤٤ـ٦٦٥) شوریده بود، به این شهر پناهنده شد. در ٨١٠ سلطان ابراهیم شاهْ شرقی ( شاهِ ) جونپور (٨٠٥ـ٨٤٠) آن را اشغال کرد، ولی همین که شنید مظفر اول ، پادشاه گُجرات ، درصدد حمله به جونپور است ، با شتاب به تخلیة آن پرداخت .
از این پس ، از بلندشهر، که در دوران حکومت مغول در صلح و آرامش به سر می برد، سخنی به میان نیامده است . شور و مجاهدت اورنگ زیب (حک : ١٠٦٨ـ ١١١٨) موجب اسلام آوردن بسیاری از مردم هند، بویژه راجپوتها و اهالی بلندشهر و اطراف آن ، شد. در قرن دوازدهم که سرتاسر کشور دستخوش اغتشاش بود، مراتهه * ها به بلندشهر هجوم آوردند و آن را تسخیر کردند و از مقر خود، کول (عَلیگَر/ علیگره )، آن را اداره می کردند. با سقوط درة علیگر، بلندشهر در ١٢١٨/١٨٠٣ به تصرف انگلیسیها در آمد. در فتنة ١٢٧٤/ ١٨٥٧، این شهر سخت آشفته شد و ولیدادخان ، حاکم مالاگَره ، پادگان انگلیسی را بیرون راند و زمام امور را به دست گرفت . او و هم پیمانانش ، گُجَّرها و راجپوتهای مسلمان ، دشمنان آشتی ناپذیر انگلیسیها از کار درآمدند و تنها پس از پنج ماه مقاومت شهر را تسلیم کردند.
نام این شهر برای پژوهندگان تاریخ هند و پاکستان ، به عنوان زادگاه ضیاءالدین برنی * ، محقّق و مورّخ قرن نهم ، آشناست . در این شهر مساجد و مقابر تاریخی بسیاری وجود دارد، از جمله درگاه خواجه لعل بَرَنی که در ٥٩٠ به یاد پیروزی مسلمانان بنا شده است . بلندشهر، که در آغاز حکومت انگلیس شهر کوچکی بود، اکنون به صورت مرکز پررونق بازرگانی درآمده است .
منابع :
(١) ضیاءالدین برنی ، تاریخ فیروزشاهی ، علیگره ١٩٥٨، فهرست ؛
(٢) سجان رای ، خلاصة التواریخ ، چاپ ظفرحسن ، دهلی ١٩١٨، فهرست ؛
(٣) مقبول احمد صمدانی ، حیات جلیل بلگرامی ، الله آباد ١٩٢٩، ج ١، ص ١١٩، حاشیه ؛
(٤) محمدبن عبدالجبار عتبی ، کتاب الیمینی ، لاهور ١٣٠٠/ ١٨٨٢، ص ٣٠٧؛
(٥) عثمان بن محمد منهاج سراج ، طبقات ناصری ، چاپ عبدالحی حبیبی ، ج ١، کویته ١٩٤٩، ص ٥١٩؛
(٦) Bulandshahr district gazetteer , ed. H. R. Nevill, Alla ¦ ha ¦ ba ¦ d ١٩٠٣;
(٧) F. S. Growse, Bulandshahr , Benares ١٨٨٤;
(٨) Mahd ¦ â H ¤ usayn, The rise and fall of Muhammad bin Tughluq , London ١٩٣٩, ١٥٣-١٥٤ and index;
(٩) Imperial gazetteer of India , Oxford ١٩٠٨, IX, ٥٧-٥٩;
(١٠) [ The New Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٨٥, Micropaedia , s.v. "Bulandshahr"];
(١١) T. Stoker, Settlement report , ١٨٩١.
/ بزمی انصاری ( د. اسلام ) /