دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٧١٠
بَلَطی ، تاج الدین ابوالفتح عثمان بن عیسی بن منصور، نحوی ، شاعر و ادیب عرب در قرن ششم . وی ، به گفتة خودش ، اصلاً از شهر بَلَط (یا بَلَد) نزدیک مَوصِل بوده و سه روز مانده به آخر رمضان ٥٢٤ در شهر موصل ، در قبیلة بنی مایِدَه به دنیا آمده است (عمادالدین کاتب ، قسم شعراءالشام ، ج ٢، ص ٣٨٥). ازینرو تذکره نویسان معاصرش ، نسبت او را بَلَطی (همانجا؛ یاقوت حموی ، ١٩٦٥، ج ١، ص ٧٢١؛ همو، ١٤٠٠، ج ١٢، ص ١٤١) و بعضی نیز بُلَیْطی نوشته اند (ابن حجر عَسقَلانی ، ج ٤، ص ١٥٠؛ زِرِکلی ، ج ٤، ص ٢١٢). با توجه به وضع زندگی ادامة مقاله ) بعید نیست که وی را بر سبیل تهکّم و او ( «بُلَیْطی » به تصغیر خوانده باشند. بلطی علوم رجوع کنید به تحقیر ادبی را در زادگاه خود فراگرفت . استادان او عبارت بودند از: ابوالفرج عبدالله بن اسعدبن علی ، معروف به ابن الدَّهّان (٥٢٢ ـ ٥٨١) فقیه و شاعر؛ ابومحمد سعیدبن مبارک بن الدَّهّان (٤٩٤ـ ٥٦٩) نحوی شاعر؛ حسن معلم و ابونزار. او سپس به دمشق رفت و از محضر درس زَبَدانی بهره مند شد. پس از تسلط صلاح الدین ایّوبی بر مصر در ٥٦٧، به قاهره رفت و به دستور صلاح الدین ، به استادی نحو و علوم قرائت قرآن و روایت حدیث در جامع عتیق قاهره منصوب شد و تا پایان عمر به تعلیم مشغول بود و مقرری دریافت می کرد عمادالدین کاتب ، ( ١٤٠٠، ج ١٢، رجوع کنید به ج ٢، ص ٣٨٥ـ٣٩١؛ یاقوت حموی ، ص ١٤٢؛ سیوطی ، ج ٢، ص ١٣٥). صلاح الدین ، قاضی فاضل عبدالرحیم عسقلانی (٥٢٩ ـ ٥٩٦) را به وزارت کل مصر و عمادالدین کاتب اصفهانی (٥١٩ ـ ٥٩٧) را به نیابت او برگزید و این هر سه دانشمند پیوسته دوستی خود را با هم حفظ می کردند.
بلطی در اواخر صفر ٥٩٩، در هفتاد و پنج سالگی در قاهره وفات یافت ، و پس از سه روز مردم از مرگ او با خبر شدند (یاقوت حموی ، ١٤٠٠، همانجا؛ سیوطی ، ج ٢، ص ١٣٦؛ ابن حجر عسقلانی ، همانجا).
او در علوم ادبی ، بویژه نحو و عروض و لغت استاد بود و در نحو به هر دو مکتب کوفی و بصری تسلط داشت و آن دو مکتب را درهم می آمیخت (یاقوت حموی ، ١٤٠٠، ج ١٢، ص ١٤٤). از آثار اوست : کتاب العروض الکبیر ؛ کتاب العروض الصغیر ؛ کتاب العِظَات الموقظات ؛ کتاب النِّیر فی العربیة ؛ کتاب اخبارالمتنبّی ؛ کتاب المُستَزاد علی المُستَجاد مِنْ فَعَلاتِ الاجواد ؛ کتاب علم أَشکال الخطّ ؛ کتاب التّصحیف و التّحریف ؛ و کتاب تَعلیِل العبادات (همو، ج ١٢، ص ١٤٦ـ١٤٧).
از او اشعاری باقی مانده که در قالب قصیده در مدح عبدالرحیم عسقلانی ، یا ترکیب بند، و غزل است و اشعاری نیز به طنز و هجا دارد. گزیده ای از اشعار او را عمادالدین کاتب (همانجا) و یاقوت حموی (١٤٠٠، ج ١٢، ص ١٤٧ـ١٦٧) نقل کرده اند. از همین نمونه های اشعار او، تسلط وی بر زبان و شعر عرب معلوم است . سبک او مصنوع و متکلف است و او به آرایشهای لفظی و نوآوری در وزن و قافیه و آهنگ بیش از ابداع در معانی لطیف توجه داشته است .
منابع :
(١) ابن حجر عسقـلانی ، لسان المیـزان ، بیروت ١٣٩٠/ ١٩٧١؛
(٢) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٨٠؛
(٣) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، بُغیة الوُعاة فی طبقات اللّغویین والنّحاة ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم ، مصر ١٣٨٤/ ١٩٦٤ ـ ١٩٦٥؛
(٤) عمادالدین کاتب ، خَریدة القصر و جَریدة العصر ، قسم شعراءالشام ، ج ٢، دمشق ١٣٧٨؛
(٥) یاقوت حموی ، معجم الادباء ، مصر ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٦) همو، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ، ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ محمدحسین مشایخ فریدنی /