دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٦٠
بارِمّا ، رشته کوهی منفرد از کوههای مرز غربی ایران ، به طول تقریبی هشتصد کیلومتر. امروزه به جبل حَمْرین معروف است . حد شمالی بارمّا در جزیره * (جنوب جبل سِنْجَر) واقع است و رود دجله در اَلْفَتْحَه از آن می گذرد. راه اصلی بغداد ـ همدان ـ تهران در شَهْرَبان از آن عبور می کند. این رشته کوه جلگه های عیلام باستان (خوزستان کنونی ) را از جلگه های اروندرود در اهواز جدا می سازد و سرانجام در استان فارس به فلات ایران می پیوندد. نام این کوه بارها تغییر یافته است و نام آسوری آن معلوم نیست . سریانیها آنرا ارُخ یا اورُخ می خواندند. پولوبیوس (ج ٥، ص ٥٢) در شرح لشکرکشی آنتیوخوس سوم بر ضد مولون ، آنجا را «تواوریوکون اوروس » می نامد. بارمّا کهنترین نام عربی آن است که شاید بتوان آن را برگرفته از «بیْث رِمّان » سریانی ، به معنی معبد رمون ، احتمالاً حرمی آشوری ، دانست . نام این کوهها از روستایی واقع در کرانة شرقی دجله ، در محل عبور رود از کوهها گرفته شده است . این روستا بر سر راه بغداد ـ موصل بود و یعاقبه در آن سکونت داشتند و مدّت زمانی همراه با بیْث رازیق اسقف نشینی را تشکیل می داد. قُدامَه بن جعفر (ص ٢٣٢) و یاقوت حموی (ج ٣، ص ٧) بخش غربی این رشته کوه را که در جزیره واقع است ساتیدما (واژه ای سریانی ) نامیده اند. این نام به معنی «خون آشام » است و در منابع دیگر به عنوان نام رودهای مرزی آمده است . ابن حوقل (ص ١٦٩) این بخش غربی را جبل شقوق خوانده و امروزه نیز آثاری از این نام را می توان در روستای اَلْشَقّ یافت . اصطخری (ص ٧٥) و یاقوت حموی (ج ١، ص ٤٩٤) به پیروی از ابوزید بلخی نوشته اند که در میان آب چشمه هایی از قیر یافت می شده است (این را هنوز هم در محلی که دجله رشته کوه بارمّا را قطع می کند می توان دید). این کوهها از مرکز جزیره در مغرب تا مرزهای کرمان در مشرق ادامه دارد و در آنجا به صورت تپه های ماسَبَذان (پشت کوه ) درمی آید. طولانی بودن این رشته جبالِ متجانس مایة تصوّرات و خیالپردازیهایی شده چنانکه یاقوت حموی آن را به قیاس اقیانوس محیط بر کرة زمین ، الجبل المحیط بالارض خوانده است . حَمْرین ، نام کنونی آن را نخست یاقوت حموی (ج ٣، ص ٧) ذکر کرد. این نام در ٧٥٨ نیز، در کتیبة وقفیة مدرسة مِرجانیّة آمده است (رجوع کنید به ماسینیون ، ص ١٦، ٢٨). بخشی از آن ، که در سمت غربی دجله واقع است ، امروزه جبل مکحول نامیده می شود و رشته کوهی را که به موازات آن امتداد دارد جبل مُکَیْحِل (به رنگ کُحْل ) می خوانند و این نام احتمالاً از روستایی واقع در کرانة رود دجله گرفته شده است (رجوع کنید به اَسِّمَنی ، ج ٢، ص ٢١٨؛
یاقوت حموی ، ج ١، ص ٤٩٤). نامهای مشتق از رنگها امروزه بسرعت جای اسامی قدیمی عربی را می گیرد؛
حتمی حُمرین ، به رغم اینکه به «ین » سریانی قدیم ختم می شود، نامی امروزی از «احمر» و به معنی «سرخ فام » است .
محلی واقع درنزدیکی دجله دارای اسم قدیم و رسای «خنوقَه » به معنای «وخفه شده » و «دچار خناق شده » است .
صفاءالدین عیسی قادری نقشبندی بَنْدَنیجی در تألیف ترکی منتشر نشدة خود موسوم به جامع الانوار فی مناقب الاخیار (١٠٧٧) به گور مجید الکُردی (متوفی ٥٦٧) اشاره می کند و آن را از زیارتگاههای مشهور حَمْرین خوانده است ؛
این گور تاکنون پیدا نشده است (رجوع کنید به ماسینیون ، ص ٦٠).
منابع :
(١) ابن حوقل ، کتاب صورة الارض ، چاپ کرامرس ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب مسالک الممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) قدامة بن جعفر، کتاب الخراج ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٤) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٥) Assemani, Bibliotheca Orientalis;
(٦) M.Canard, H'amdanides, I, ١٢٦, ١٢٨-١٢٩;
(٧) E. Herzfeld, " Untersuhungen zur Topographie... ", Memnon , I (I٩٠٧), ١ and ٢;
(٨) Georg Hoffmann, Syrische Akten Persischer Martyrer, index s. Be ¦ th Remma ¦ n;
(٩) G. Le. Strange, The lands of the eastern caliphate , Cambridge ١٩٣٠, index;
(١٠) Massignon, Mission en Mesopotamie, Cairo ١٩١٢;
(١١) G. C. Miles, " Some coins from Sinja ¦ r ", American journal of Semitic Languages and Literatu'es, LVI (١٩٣٩), ٢٤٧-٢٤٨;
(١٢) Polybius, Histories;
(١٣) Friedr Sarre, E. Herzifeld, Archaeologische Reise im Euphrat-u Tigris- Gebiet, Berlin ١٩١٠-١٩١١, Chap, III.
) / د .اسلام / هرتسفلد (
تکمله : بارمّا (حَمْرین )، رشته کوهی کم ارتفاع با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی ، در جانب غربی ایران که بخش عمدة آن در خاک عراق است امّا دنبالة آن به کوههای ایلام (ماسَبَذان قدیم )، از ارتفاعات زاگرس می پیوندد. به نوشته آدمز امروز در دهانة یکی از درّه های تنگ حَمْرین بر رود دیاله آثار سدّی است به نام غاطس که ( احتمالاً ) در اواخر دورة عباسی ساخته شده و هر ساله آن را لایروبی می کردند (ص ٣٥٥). اصطخری (ص ٧٥) در قرن چهارم علاوه بر قیر، از چشمه های نفت دامنة بارّما سخن گفته ، کوه ماسبذان را همان بارمّا دانسته است . یاقوت حموی (١٩٦٥، ج ١، ص ٤٦٤) در قرن هفتم با تأیید گفته های جغرافیدانان پیشین ، «کوه بارمّا را میان تکریت و موصل دانسته است ... و (ظاهراً) دهی نیز به نام بارمّا در شرق دجله و در پنج فرسنگی سنّ قرار داشته (رجوع کنید به ابن خرداذبه ، ص ٩٣) از اینرو گاه آن را سنُّ بارمّا خوانده اند (یاقوت حموی ، ١٩٦٥، همانجا؛
بلاذری ، ص ٣٧٠). به نوشتة یاقوت حموی در محل عَقْر در دامنة کوه حمرین به سمت موصل پلی از قایق ها (برود) بسته بودند و در آنجا از رهگذران به نفع امیر موصل ، حق عبور می گرفتند (١٨٤٦، ص ٣١٢). چنانکه در تحریر تاریخ وصاف آمده (ص ١٨) در حملة مغولان به بغداد (٦٥٦)، وقتی به مستعصم بالله خبر دادند که سپاه هلاکو نزدیک کوه حَمرین است ، او با تعجب پرسید از آنجا چگونه عبور خواهند کرد. (در قرن هشتم ابوالفداء، ٣٢٣) می نویسد: آب شهر دَقوق از چشمه هایی است که از کوه حمرین جاری است . نیز چنانکه حمدالله مستوفی (ص ١٧٢) نوشته ، بارمّا اهمیّت داشته ، و در میان راه بغداد ـ موصل بوده است . کنت دوسرسی (ص ٢٥٩) که از این کوه عبور کرده می نویسد: میان صحرا رشته جبالی امتداد دارد که روی نقشه آن را کوههای حمرین نوشته اند. او این کوهها را کاملاً بی حاصل و سنگلاخی وصف کرده که جاده ای پهن و سهل العبور از آن می گذرد. در دامنه های شرقی و غربی این کوهها منابع بزرگ نفتی وجود دارد (رجوع کنید به اوپک ، نقشة عراق ).
منابع :
(١٤) روبرت مان آدمز، اطراف بغداد: تاریخ الاستیطان فی سهول دیالی ، ترجمة صالح احمد علی ، علی محمد میاح ، و عامر سلیمان ، بغداد ١٩٨٤؛
(١٥) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک والممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٦) اسماعیل بن علی ابوالفدا، تقویم البلدان ، ترجمة عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(١٧) ابراهیم بن محمد اصطخری ، کتاب المسالک والممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(١٨) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، چاپ عبدالله انیس طباع و عمر انیس طباع ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٩) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٠) لوران دوسرسی ، ایران در ١٨٣٩ ـ ١٨٤٠: سفارت فوق العادة کنت دوسری ، ترجمة احسان اشراقی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢١) عبدالله بن فضل الله وصّاف حضرة ، تحریر تاریخ وصّاف ، به قلم عبدالمحمد آیتی ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(٢٢) یاقوت حموی ، کتاب المشترک وضعا والمفترق صقعا ، گوتینگن ١٨٤٦؛
(٢٣) همو، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ ـ ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٤) Opec, Annual Statistical bulletin, Vienna ١٩٨٩;
The Times atlas of the world, London ١٩٨٥, ٣٤.
/ حسین قرچانلو /