دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٥٩٦
بَکری ، ابوالحسن احمدبن عبدالله ، مؤلف و فقیه امامی . از زندگی او اطلاع دقیقی در دست نیست و تنها با آثارش ، که مهمترین و مشهورترین آنها الانوار است ، شناخته می شود. در منابع امامی (از جمله مجلسی ، ج ١، ص ٢٢، ٤١)، سه کتاب الانوار فی مولدالنبی محمد، وفاة الزهراء ، و مقتل امیرالمؤمنین به او نسبت داده شده است .
به گفتة امین (ج ٣، ص ١٢) و آقابزرگ طهرانی (١٤٠٣، ج ٢، ص ٤٠٩ـ٤١١)، ابن تیمیه (متوفی ٧٢٨) در منهاج السّنة ، ابوالحسن بکری ، مؤلف الانوار ، را عالمی اشعری معرفی کرده است . ذهبی (متوفی ٧٤٨) در میزان الاعتدال (ج ١، ص ١١٢) از او و برخی آثار منسوب به وی یاد کرده ، ولی دربارة مذهب او سخنی نگفته است . ابن حجر عسقلانی (متوفی ٨٥٢) نیز در لسان المیزان (ج ١، ص ٢٠٢) عین عبارات ذهبی را آورده است . سمهودی (متوفی ٩١١) نیز از او نام برده است . افندی اصفهانی (متوفی حدود ١١٣٠؛
ج ١، ص ٤٢ـ٤٣) از مورخی نقل کرده که نسخه ای از الانوار را، که تاریخ کتابتش ٦٩٦ بوده ، در تملک داشته است . به نوشتة روزنتال ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «بکری ، ابوالحسن ...») تاریخ نسخة خطی یکی از کتابهایش ٦٩٤ است . بنابراین ، او در سدة هفتم یا پیش از آن می زیسته است . آقابزرگ طهرانی (همانجا) و امین (همانجا) نیز با همین استدلال او را از عالمان پیش از سدة هفتم به شمار آورده اند. در الانوار (ص ١٤ ـ١٥) ابیاتی از قصیدة معروف عینیة ابن سینا نقل شده است ، و این بر بودن او پس از ابن سینا (متوفی ٤٢٨) دلالت دارد. بنابراین ، آنچه سرکیس (ج ١، ص ٥٧٨، پانویس ) از الاب شیخو نقل کرده و او را از مؤلفان اواسط سدة سوم دانسته است ، نمی تواند درست باشد. زرکلی (ج ١، ص ١٥٥ـ١٥٦) و سرکیس (همانجا) یادآوری کرده اند که این قول شیخو مستند نیست . روزنتال ( د.اسلام ، همانجا) در بررسی کتاب او دربارة شرح حال پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله وسلّم نام مؤلفانی را دیده است که در اواخر سدة هفتم می زیسته اند. در این صورت ، بی تردید می توان او را از دانشمندان قرن هفتم دانست .
از نام کتابهای او و تصریح مجلسی و افندی و برخی تعبیرات ابن حجر و ذهبی ، شیعی بودن ، و به ظن قوی امامی بودن او، معلوم می شود. آقابزرگ طهرانی (١٤٠٣، ج ٢، ص ٤١٠) و امین (همانجا) نیز او را شیعة امامی می دانند. سیداعجاز حسین کنتوری (ص ٦٦) نیز الانوار را ذکر کرده و عبارات حاجی خلیفه (ج ١، ستون ١٩٥) را آورده است . شیخ حر عاملی الانوار را با عنوان الانوار المحمدیة می شناخته و آن را استنساخ و به عیون المعجزات تألیف شیخ حسین بن عبدالوهاب ملحق کرده است . به گفتة آقابزرگ طهرانی (١٤٠٣، ج ٢، ص ٤٤٠) این امر نشان دهندة اعتماد او به بکری و شیعه دانستن اوست .
مجلسی ، بخشهای بسیاری از الانوار را نقل کرده (ج ١٥، ص ٢٦ـ١٠٤، ٢٩٩ـ٣٣١، ٣٧١ـ٣٨٤، ج ١٦، ص ٢٠ـ٧٧) و خواندن این کتاب را در مجالس میلاد پیامبر صلّی اللّه علیه وآله و سلّم رسمی رایج دانسته است . او ضمن آنکه منقولات کتاب را از نوع مراسیل می داند (ج ١٥، ص ١٠٤) و آن را مشتمل بر مطالب غریب می شمارد (همانجا)، مطابقت بیشتر مطالب آن را با مضامین اخبار معتبر و مسائل مسلّم پذیرفته است ، در حالی که ذهبی ، سمهودی و ابن حجر عسقلانی مطالب کتابهای او را غالباً نادرست و دروغ خوانده اند (امین ، ج ١٣، ص ١٢ـ١٣). ذهبی (همانجا) ضمن نسبت دادن کتابهای ضیاء الانوار ، رأس الغول ، شرالدهر ، کلندجة ، حصن الدولاب ، الحصون السبعة وصاحبها هَضّام بن الجحّاف و حُروب الامام علی معه به ابوالحسن بکری (زرکلی نیز مطالب ذهبی را عیناً نقل کرده است ، ج ١، ص ١٥٥ـ١٥٦)، مطالب کتابهای او را غالباً نادرست و دروغ خوانده است . ابن حجر عسقلانی (همانجا) علاوه بر کتب یادشده ، کتاب الذّروة فی السیرة النّبویة را از آثار مشهور او و مشحون از مطالب باطل دانسته است . از سوی دیگر، ابن حجر هیتمی (متوفی ٩٧٤) صریحاً خواندن سیرة بکری را ـ که گویا همین کتاب اخیر باشد ـ تحریم کرده است (ص ١٦٠). سرکیس (ج ١، ص ٥٧٨) نیز سه کتاب چاپی ، به نامهای غزوة الاحزاب ( واقعة الخندق )، فتوح الیمن (غزوة رأس الغول ) ، و قصة اسلام الطفیل بن عامر الدوسی و ماجری له من اوله الی آخره را که به گفتة او مشتمل بر داستانهای غیرمستند است ، از او می داند؛
اما چنانکه امین (همانجا) احتمال داده ، نظر منتقدان بکری خصوصاً با توجه به سخن مجلسی دربارة وی ، یا ناشی از شیعی بودن او بوده است که به تَبع آن بکری مطالبی آورده که فقط در منابع شیعی وجود دارد، یا این نظر مبتنی بر مطالب کتابهایی بوده است که به وی نسبت داده اند، در حالی که از این کتب در منابع امامیّه نامی برده نشده و احتمالاً به او منسوب بوده اند. با اینهمه نمی توان این نکته را نادیده گرفت که الانوار دربارة تاریخ زندگی پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه وآله وسلّم ، از ولادت تا ازدواج با خدیجه سلام اللّه علیها، مطالب غریب و داستانهای غیر مستند بسیار دارد؛
و همچنانکه مؤلف (ص ١٠) تصریح کرده است به منظور خوانده شدن در مجالس عمومی و خصوصی میلاد نبوی تألیف شده و در آن مطالب درست تاریخی با شاخ و برگهای زیاد و ساختگی آمیخته شده است .
گفتنی است که مجلسی در ابتدای بحار (ج ١، ص ٢٢،٤١) و نیز در مجلد ویژة زندگی پیامبر اسلام (ج ١٥ و
١٦) ابوالحسن بکری را استاد شهید ثانی معرفی کرده است ، ولی چنانکه امین (ج ٣، ص ١٢) و آقابزرگ طهرانی (١٤٠٣، ج ٢، ص ٤٠٩ـ٤١١، ج ٢٥، ص ١١٩؛
همو، ١٣٦٦ ش ، ص ٩١ـ٩٢) نیز یادآوری کرده اند نویسندة کتاب الانوارغیر از استاد شهید ثانی (متوفی ٩٥٣) است . شرح حال نویسان شهید ثانی (از جمله عاملی ، ج ٢، ص ١٦٣ـ١٦٥) به نقل از خود او از ابوالحسن بکری شافعی نام برده اند که شهید
در مصر نزد او فقه و تفسیر خوانده و از او با تکریم یاد می کرده است .
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی ، الذریعة الی تصانیف الشیعة ، چاپ علی نقی منزوی و احمد منزوی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة ، جزء ٧ : احیاءُالداثر من القرن العاشر ، چاپ علی نقی منزوی ، تهران ١٣٦٦ش ؛
(٣) ابن حجر عسقلانی ، لسان المیزان ، بیروت ١٣٩٠/١٩٧١؛
(٤) ابن حجر هیتمی ، الفتاوی الحدیثیة ، مصر ١٣٩٠؛
(٥) عبدالله بن عیسی افندی اصفهانی ، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء ، چاپ احمد حسینی ، قم ١٤٠١؛
(٦) محسن امین ، اعیان الشیعة ، چاپ حسن امین ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٧) احمدبن عبدالله بکری ، الانوار فی مولدالنبی محمد(ص ) ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٨) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٩) محمدبن احمد ذهبی ، میزان الاعتدال فی نقدالرجال ، چاپ علی محمد بجاوی ، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٠) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٨٦؛
(١١) یوسف الیان سرکیس ، معجم المطبوعات العربیّة والمعرّبة ، قاهره ١٣٤٦/ ١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(١٢) علی بن محمد عاملی ، الدرالمنثور من المأثور و غیرالمأثور ، قم ١٣٩٨؛
(١٣) اعجاز حسین بن محمدقلی کنتوری ، کشف الحجب و الاستار عن اسماء الکتب و الا سفار ، قم ١٤٠٩؛
(١٤) محمدباقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٥) EI ٢, s.v. " A l-Bakr , Abu'l-H ¤ asan Ah ¤ mad B . ـ Abdalla h B . Muh ¤ ammad" (by F. Rosenthal) .
/ صدیقه سیّدصالحی /