دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٥٢٨
بَغلان ، محلی در شمال شرقی افغانستان .
١) در دورة کوشان . این نام از کلمة باکتریایی بگولانگو ، یعنی «بتکده » (صورت مفروض ایرانی باستانی : * بگه ـ دانکه ) که در کتیبة نوکون زوکو ( SK٤ ) از آثار باستانی سرخْکُتل در افغانستان به کاررفته ، مشتق شده است . در این سنگنبشته ، نام مجموعة معبد که هیئت باستان شناسی فرانسوی در افغانستان آن را در فاصلة سالهای ١٣٣٠ـ١٣٤٢ ش کشف کرد، کانیشکو اوآنیندو بگولانگو ، احتمالاً به معنای «معبد کانیشکا ـ پیروزی » آمده است . چون کلمة «اوآنیندو» هم نام خدای فلکی پیروزی است که به صورت بالدار بر سکه های طلای کوشان نقش شده و هم به صورت صفت به معنای «پیروز» به کار رفته است ، برخی از محققان آن را یکی از القاب کانیشکا دانسته اند.
معبدی که در این محل کشف شده ظاهراً آتشکدة سلطنتی است . این معبد (طبق سنگنبشتة ناتمام SK٢ ) احتمالاً در اوایل دورة فرمانروایی کانیشکا (تقریباً در ١٢٤میلادی ) بنا شده و در ١٥٦میلادی بازسازی شده است . این مجموعه دارای آتشگاهی فرعی با آتشدانهای متعدّد و پیکره های حداقل دو فرمانروای کوشان است که ظاهراً یکی از آنها همان هویشکا ست که تصویرش روی سکه ها نقش شده است ، و دیگری تخته سنگ ایستادة فرسوده ای است که ظاهراً فرمانروایی را نشان می دهد بر تخت نشسته و روبروی غنایم جنگی (برای نظریة دیگر رجوع کنید به فوسمن ، ص ١٢٣).
این معبد در حدود پانزده کیلومتری شمال غربی پل خُمری در شمال افغانستان بر سرراه بلخ قرار گرفته ، و از مرکز حکومتی امروزی بغلان ، یعنی آبادی محقّر و دورافتاده ای در کرانة مقابل (شرق ) رود قندوز در کنار جادة پلِ خمری به قندوز، تقریباً همین قدر فاصله دارد. معنی و محل اصلی این نام در قرون وسطی کلاً از یاد رفته بوده ، به طوری که به گونه ای نامشخّص به تمامی آن ناحیه ، و در نتیجه به مرکز امروزی آن نیز اطلاق می شده است . این ناحیه بدون تردید با سلسلة کوشان پیوندی نزدیک داشته است و در دورة اسلامی نام طخارستان ، برگرفته از تخاریها، مردمان باستانی که فرمانروایان این منطقه از آنها برخاسته اند، به آن داده شده است .
منابع :
A. D. H. Bivar, "The Kaniska dating from Surkh Kotal", BSOAS , ٢٦ (١٩٦٣), ٤٩٨-٥٠٢;
I. Gershevitch, "Bactrian inscriptions and manuscripts", IF , ٧٢ (١٩٦٧), ٢٧-٥٧;
idem,"The well of Baghlan", Asia Major , ١٢ (١٩٦١), ٩٠-١٠٩;
W. B. Henning, "The Bactrian inscription", BSOAS , ٣٣ (١٩٦٠), ٤٧-٥٥;
idem, "Surkh Kotal", BSOAS , ١٨ (١٩٥٦), ٣٦٦-٣٦٧;
D. Schlumberger, M. Le Berre and G. Fussman, Surkh Kotal en Bactriane, MDAFA , ٢٥, Paris ١٩٨٣.
) / ایرانیکا / د. بیور (
٢) ولایت جدید . ولایت بغلان ١٠٦ ، ١٧ کیلومترمربع وسعت دارد. در حال حاضر (١٣٦٣ ش ) به پنج «وُلُسوالی » (شهرستان ) و چهار «علاقه داری » (بخش ) تقسیم می شود. بغلان شهر اصلی و مرکز ولایت است و سه شهردیگر این ولایت عبارت اند از: پُلِ خُمری ، نهرین ، و دهانِ غوری ، که اخیراً نام آن به شهید نیازگُل تغییر داده شده است . ولایت بغلان در ١٣٤٣ ش از ولایت پیشین قَطَغَن جدا شد و استقلال یافت .
/ د. بالان ( ایرانیکا ) /
٣) شهر جدید . در پایان قرن سیزدهم ، جمعیت بغلان شامل هزار خانوار پشتون و تاجیک بود و حاکمی خاص
خود داشت . حاکم نشین آن دهکدة قشلاق قاضی (به فاصلة کمی در شمال شهر صنعتی امروزی ) بود که حاکم آن نیزمطیع حاکم شهرستان مجاور، یعنی غوری ، بود که در جنوب قرار داشت . در ثلث اول قرن سیزدهم ، مراکز اداری به محل دیگری در پنج کیلومتری شمال این نقطه ، یعنی شهر قدیم ،منتقل شد.
رشد شهرهای این شهرستان از دهة ١٣١٠ ش یعنی زمانی آغاز شد که ایجاد راه اتومبیل رو میان کابل و قندوز بر روی تنگة شَبَر، درة سرخاب را به خط مهم ارتباطی تبدیل کرد. سه مرکز شهرنشینی عمده ، که هر سه بغلان نام داشتند، یکی پس از دیگری ، پدید آمدند: الف ) شهر بغلان کهنه ، که هنوز از جهات بسیاری ظاهر روستایی خود را حفظ کرده بود و در اوایل دهة ١٣٥٠ ش بازار کوچک آن دارای حدود هفتاد دکان و چایخانه بود و فقط در پاییز که روستاییان اطراف برای فروش پنبة خود به آنجا می آمدند، اندکی فعّال می شد؛
ب ) شهر جدید بغلان ، در چهار کیلومتری جنوب شهرکهنه ، در ١٣١٦ ش به عنوان شهر عمدة ولایت قطغن بنا شد و در تجدید سازمان کشوری ١٣٢٥ ش به مرکز حکومتی ولایت بغلان تبدیل گردید. این شهر بر اثر موقعیت مناسب خود، بسرعت گسترش یافت . در ١٣٥٢ ش ، بازار آن ششصد دکان داشت که بیشتر در روزهای داد و ستد (دوشنبه ها و جمعه ها) باز بود. بیشتر دکاندارهااز تاجیکهای شهرستان پروان ، مهاجران پشتون از اهالی قندهار و شهرستان ننگرهار، و گروههای دیگری از مزار شریف و تاشْقُرغان اند. جادة اصلی ، شهر را به دوبخش تقسیم کرده است : بخش اصلی با بازارهای غله و میوه در قسمت غربی ؛
و دکانهای صنعتکاران و مهمانخانه ها و چایخانه ها، که عمدتاً در روزهای بازار پرمشتری است ، در قسمت شرقی . بخشهای مختلف شهر از فضای کافی و ظاهری سبز و خرم برخوردار است و چند بنای اداری مجهز (دبیرستان و بیمارستان ) و بخشهای مسکونی مرفّه دارد؛
ج ) شهر صنعتی بغلان ، در هفت کیلومتری جنوب ، در اطراف کارخانة قندی پدید آمده که در ١٣١٧ـ١٣١٩ ش شرکت چکوسلواکیایی اشکودا آن را تأسیس کرده است . این کارخانه در دست شرکتی خصوصی بود، ولی ٨٥% سرمایة آن به بانک ملی افغانستان تعلق داشت . همچنین در ١٣٣٠ ش ، کارخانة ابریشم جدیدی در این شهر تأسیس شد. بعلاوه ، شهر صنعتی مرکز ادارة کشاورزی ولایت است و تأسیسات و خانه های کارکنان آن نیز در این شهر قرار دارند. بعضی از دکانهای بازار برای سکونت نیز استفاده می شده که نشان دهندة وسعت بازار و تمرکز فعالیتهای عمدة بازرگانی در شهر اصلی بوده است .
در گزارش مقدماتی سرشماری ١٣٥٨ ش /١٩٧٩ این سه منطقة مسکونی کلاً ٢٢٨ ، ٣٩ ( و در ١٣٦١ ش / ١٩٨٢، ٢٤٠ ، ٤١ ) نفر جمعیت داشته است . امروزه بغلان قدیم و بغلان جدید شهر واحدی تشکیل می دهند، زیرا شهر قدیم از لحاظ کلیة خدمات شهری امروزی به شهر جدید وابسته است . اما شهر صنعتی واحدی مستقل است . با اینهمه ، رفت وآمد سریع درشکه های دوچرخه و وسایل نقلیة موتوری در جادة منتهی به شهر جدید نشان می دهد که این دوشهر با یکدیگر پیوندی نزدیک دارند.
منابع :
L. W. Adamec, Gazetteer of Afghanistan , I, Graz ١٩٧٢, ٤٠-٤١;
E. Grخtzbach, Kulturgeographischer Wandel in Nordost-fghanistan seit dem ١٩. Jahrhundert , Afghanische Studien, ٤, Meisenheim am Glan, ١٩٧٢, passim;
idem, Stجdte und Basare in Afghanistan. Eine stadt-geographische Untersuchung , Beihefte zum Tدbinger Atlas des Vorderen Orients, Reihe B, ١٦, Wiesbaden ١٩٧٩, ٨٢-٨٤;
[ The Worldbook encyclopedia , London ١٩٩٥, vol. ١, ١٣٨].
کارخانة قند بغلان موضوع چند مقاله در مجلة اقتصاد چاپ کابل در ١٣١٨ ش و پس از آن ، مخصوصاً در شمارة ویژه ٢٢٥ در ١٣١٩ ش بوده است .
/ گزاویه دوپلانول ، با اندکی تلخیص از ( ایرانیکا ) /