دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٤٨٠
بغایری ، عبدالرزاق ، از پیشگامان معاصرفن نقشه برداری و علم جغرافیا در ایران . پدرانش اهل شمن آباد سبزوار واز خوانین طایفة بَغایری (بُغایری ) خراسان بودند. کرمعلی خان ، جد او، برای تحصیل ، به اصفهان رفت و همانجا اقامت کرد.پدر عبدالرزاق ، ملامحمد حسن ، نوادة دختری ملا محراب گیلانی ، از عرفای قرن اخیر و مادرش دختر میرزا مهدی خان منشی (متوفی ح ١١٧٥ـ١١٨٠)، از خوانین کروَن اصفهان بود که در اصل از بحرین و بصره به ایران آمده بودند و دردربار نادرشاه (حک :١١٤٨ـ١١٦٠) و کریم خان زند (متوفی ١١٩٣) خدمت می کردند و نسبشان به حبیب * بن مظاهر می رسید (احتشامی ، ص ٥٠؛ «آقای عبدالرزاق خان مهندس بغایری »، قسمت ١، ص ١٣٥؛ ایران . وزارت امور خارجه ، ص ١٨ـ١٩).
عبدالرزاق در ٢٢محرم ١٢٨٦ در اصفهان زاده شد و پس از آموزشهای ابتدایی در خانه و مکتب ، در شعبان ١٢٩٦، همراه پدرش به تهران آمد. نخست نزد او کتابهایی چون نصاب و امثله را خواند و سپس در محضر میرزا محمد جواد، پدر میرزا محمد علی شاه آبادی ، امام جماعت مسجد جامع ، مقدمات علوم دینی را آموخت (احتشامی ، همانجا). چندی نیز نزد سید شهاب الدین اصفهانی درس می خواند که در فلسفه و حکمت و عرفان و همچنین علومی چون طب و ریاضی دست داشت (مهدوی ، ص ٦ـ٧).
بغایری در صفر١٣٠٤ وارد مدرسة دارالفنون شد و بر خلاف تمایلی که پدرش به طبیب شدن او داشت ، نزد استادانی چون میرزا عبدالغفارخان نجم الدوله و میرزا محمودخان نجم الملک ، و همچنین معلمان خارجیِ دارالفنون ، به آموزش ریاضی و مهندسی پرداخت و، با ذوقی که در کارهای علمی و صنعتی داشت ، کره های جغرافیایی در اندازه های مختلف ساخت و یکی از آنها را در ١٣١٠ (ایران . وزارت امور خارجه ، ص ١٩: ١٣١٢) به ناصرالدین شاه قاجار (حک : ١٢٦٤ـ١٣١٣) تقدیم کرد؛ به همین مناسبت ، به فرمان شاه ، منصب سرتیپی و حکم تدریس در مدرسة نظام یافت (مسعود انصاری ، ص ٢١٦). ظاهراً وی دورة دارالفنون را تمام نکرد؛ گویا در سال آخر تحصیل ، بر کناری عبدالغفارخان نجم الدوله از تصدی تعلیمات ریاضی دارالفنون ـ و انتصاب علی خان ناظم العلوم به جای او ـ را برنتافت و «رفتن استاد را تحمل نتوانست و بر خلاف میل استاد دارالفنون را ترک گفت » (رشدیه ، ص ١١٣).
از این به بعد، بغایری گذشته از ادامة تحصیل ، از جمله درس حکمت ، که همراه استادش نجم الملک ، نزد حیدرقلی خان قاجار می خواند (مسعود انصاری ، همانجا)، سفارشهایی در زمینة نقشه برداری اراضی و املاک قبول کرد و بخش مهمی از اوقات خود را به تحقیق و ترسیم نقشه ای از ایران گذراند که در پی گردآوری و مطالعة انبوهی از نقشه های انگلیسی ، روسی ، آلمانی ، فرانسوی و ترکی و همچنین تطبیق اعلام آن با متون تاریخی و جغرافیایی فارسی و اطلاعات محلی ، بالاخره در ١٣١٦، به مقیاس ٠٠٠ ، ٤٠٠ ، ١١ منتشر شد (احتشامی ، ص ٥١ ـ ٥٢؛ مقدم ، ص ٨).
عبدالرزاق که از بدو تأسیس مدرسة شرف در ١٣١٢، در آن به تدریس ریاضی مشغول بود ( تاریخچة دبیرستان شرف ، ص ٤ ـ ٥)، خود در ١٣١٦، مدرسة خِرَد را بنیان نهاد. یک سال بعد نیز در مدرسة سیاسیِ مشیرالدوله شروع به تدریس جغرافیا کرد. علاوه بر این ، او برای آموزش عمومی (ریاضیات ) جلسات آموزشی شبانه ای در منزل خود بر پا کرد که تا حدود چهل سال بعد دایر بود (احتشامی ، همانجا؛ رشدیه ، ص ١١٢؛ ایران . وزارت امور خارجه ، همانجا).
با آغاز انقلاب مشروطه و تحولات و شور و شوق ناشی از آن ، طرحهای اقتصادی و صنعتی چندی از جمله طرح احداث خط آهن بندر گز ـ تهران به میان آمد. در اوایل محرم ١٣٢٦ بغایری از سوی صنیع الدوله مأمور شد تا در رأس هیئتی ، دربارة احداث این خط ، مطالعات و بررسیهای اولیه را انجام دهد، ولی با پیش آمدن استبداد صغیر، این طرح ناتمام ماند (بغایری ، ص ٩).
بغایری در ١٣٢٧، کتاب آموزشی اصول علم جغرافی را با مقدمه ای کلی ، و در ١٣٢٨، نقشة بلوکات اطراف تهران را ترسیم و منتشر کرد. تخصص او در جغرافی و نقشه برداری ، با تحولاتی که در حوزة مرزهای کشور روی داد، کاربرد حیاتی تری پیدا کرد. مسئله مرزهای ایران و عثمانی ، که با گسترش دامنة تجاوزهای عثمانی ، و در واقع اشغال بخشهای وسیعی از حدود غربی ایران ، از ١٣٢٩ ابعاد گسترده ای یافته بود، به تشکیل کمیسیونی بین المللی انجامید که مرکب از نمایندگان روسیه و بریتانیا، ایران و عثمانی و هدفش حل و فصل این موضوع بود. معاونت و سرپرستی بخش فنی این هیئت را، که در ١٣٣١ به ریاست عالیة نصرالله خان اعتلاءالملک (خلعت بری ) تشکیل شد، بغایری بر عهده داشت . کمیسیون مشترک مرزی از صفر ١٣٣٢، کار تحدید حدود را از خرمشهر آغاز کرد و تا ذیحجة همان سال ، نقشه برداری و تعیین حدود بخشهایی از این مسیر را تا کوه آرارات ـ منتهی الیه مرزهای ایران و عثمانی در امتداد مرزهای روسیه ـ به پایان برد (ایران . وزارت امور خارجه ، همانجا؛ مخبر فروغ فسائی ، ص ٧٣ـ٧٤).
از آن تاریخ به بعد، بغایری تا حدود سی سال ، در اغلب فعالیتهای راجع به تحدید حدود ایران ، در مقام سرپرستی بخش فنی هیئتهای اعزامی ، حاضر بود؛ از جمله در ١٣٠١ ش ، در هیئتی به ریاست مستشارالدولة صادق ، برای رفع اختلافات مرزی ایران و شوروی در مرزهای شمال شرقی ایران ؛ در ١٣٤٣ (١٣٠٣ ش )، در نقشه برداری از حدود دشت مغان ؛ و بار دیگر، در ١٣٠٨ ش ، در پی تشکیل کمیسیون مرزی ایران و ترکیه ، در مرزهای غربی کشور (ایران . وزارت امور خارجه ، ص ١٩ـ٢٠؛ احتشامی ، ص ٥٢). در تمامی مراحل این کار دشوار ـ مأموریت هیئت اعزامی اول به سرپرستی اعتلاءالملک در ١٣٠٨ ش (مسعود انصاری ، ص ٢٢٠)، هیئت اعزامی دوم به سرپرستی مظفراعلم (سردار انتصار) در ١٣٠٩ ش (مخبر فروغ فسائی ، ص ٨٩) و در دور دوم و نهایی فعالیتها در ١٣١٠ـ١٣١٢ ش ـ سرپرستی امور فنی تعیین حدود را بغایری بر عهده داشت . وی همچنین در زمستان و بهار ١٣١٢ ش ، در رأس هیئت تحقیقات مرزی ، به قسمتهای جنوبی مرز ایران و افغانستان اعزام شد؛ و در هیئت تحدید حدود ایران و عراق ، در ١٣١٧تا١٣١٩ ش ، همین مسئولیت را بر عهده داشت . اگرچه وی در سالهای بعد، احتمالاً به دلیل کهولت ، در این گونه فعالیتهای عملی مشارکت نداشت ، ولی حضور وی در مقام رئیس بخش فنی و نقشه برداری «وزارت امور خارجة ایران »، تا سالها بعد، یا دست کم تا اسفند ١٣٢٧ ش که ، به پیشنهاد علی اصغر حکمت ، طی مراسمی در کاخ وزارت خارجه از او و خدماتش تقدیر به عمل آمد، ادامه یافت (ایران . وزارت امور خارجه ، ص ١٧). از بغایری ، گذشته از آثار منتشر شده ، از جمله کتاب معرفة القبله (تهران ١٣٧١) ـ و صورتی از برخی آثار منتشر نشده چون فرهنگی دربارة جغرافیای ایران ، جدولی از اسامی و مشخصات خلفا و پادشاهان دورة اسلامی ، نقشة تفصیلی شهر تهران ، ویک رشته یادداشتهای مرزی ... (که از هیچیک نشانی دردست نیست ) ـ اثر مکتوب دیگری بر جای نمانده است ( رجوع کنید به «شرح مختصری از تاریخ تولد و کارهای مرحوم مهندس عبدالرزاق بغایری »، ص ١٠٦؛ «بیاد سه دانشمند بزرگ : محمد قزوینی ـ مهندس عبدالرزاق بغایری ـ میرزا محمدعلی معلم حبیب آبادی »، ص ١٠٧).
بغایری در ٨٤ سالگی در ١٩ اردیبهشت ١٣٣٢ درگذشت ، و چون دختر میرزا محمد حسین فروغی (ذکاءالملک ) را به همسری داشت ، جنازة او را در ابن بابویه ، در مقبرة خانوادگی فروغی ، به خاک سپردند.
منابع :
(١) «آقای عبدالرزاق خان مهندس بغایری »، سالنامة پارس ، سال ٦ (١٣١٠ ش )؛
(٢) ابوالحسن احتشامی ، شکوفه های ذوق و ادب ، تهران ( ١٣٢٧ ش ) ؛
(٣) ایران . وزارت امور خارجه ، نشریة وزارت امور خارجه ، دورة ١، ش ١ (خرداد ١٣٢٨)؛
(٤) عبدالرزاق بغایری ، ما مهندس داریم : در جواب مذاکرات ٢٢ آبان ماه ١٣٠٥ شمسی مجلس شورای ملی ، تهران ( ١٣٤٥ ) ؛
(٥) «بیاد سه دانشمند بزرگ : محمد قزوینی ـ مهندس عبدالرزاق بغایری ـ میرزا محمدعلی معلم حبیب آبادی »، نشریة انجمن آثار ملّی ، ش ٣ـ٤ (پائیز ـ زمستان ١٣٥٥)؛
(٦) تاریخچة دبیرستان شرف ، تهران ١٣٤١ ش ؛
(٧) شمس الدین رشدیه ، سوانح عمر ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٨) «شرح مختصری از تاریخ تولد و کارهای مرحوم مهندس عبدالرزاق بغایری »، نشریة انجمن آثار ملّی ، ش ٣ـ٤ (پائیز ـ زمستان ١٣٣٥)؛
(٩) محمدعلی مخبر فروغ فسائی ، مرزهای ایران ، تهران ١٣٢٤ ش ؛
(١٠) محسن مسعود انصاری ، «عبدالرزاق بغایری »، تحقیقات اسلامی ، سال ٨ ، ش ١ و ٢ (١٣٧٢ ش )؛
(١١) بابامقدّم ، «تاریخچة نقشه برداری در ایران »، نشریة فنی سازمان نقشه برداری ، سال ٤، ش ١٢ (بهمن ١٣٥٥)؛
معزّالدین مهدوی ، داستانهائی از پنجاه سال اوضاع اجتماعی نیم قرن اخیر ، تهران ١٣٤٨ ش .
/ کاوه بیات /