دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٤٣٠
بِطائنی ، ابوالحسن علی بن ابی حمزه ، از اصحاب و راویان امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام و از سران واقفیه * . پدرش ابوحمزه سالم از مردم کوفه بود که با انصار پیوند ولاء * داشت (نجاشی ، ش ٦٥٦؛ طوسی ، ١٣٨٠، ص ٢٤٢، ٣٥٣؛ خوئی ، ج ١١، ص ٢١٥). نسبت او، بطائنی ، مشعر بدان است که او یا پدرانش به بافتن آستریِ لباس (بِطانه ) یا خرید و فروش آن اشتغال داشته اند (سمعانی ، ج ٢، ص ٢٥٧؛ مامقانی ، ج ١، ص ٢٩٠). بطائنی عصاکشِ ابوبصیر * یحیی بن ابی القاسم (متوفی ١٥٠) بود و از او احادیث بسیار روایت کرده است (نجاشی ، همانجا)، چنانکه از ٥٤٥ حدیث که در کتب اربعة شیعه از بطائنی نقل شده ، ٣٢٥ مورد آن ، خصوصاً مباحث قرآنی ، به روایت از ابوبصیر است . نجاشی (همانجا) او را مصنّف چند کتاب در تفسیر و فقه می داند و شیخ طوسی در رجال (ص ٣٥٣)، وی را صاحب «کتاب * » و در فهرست (ص ٩٦)، صاحب «اصل * » معرفی می کند. بطائنی گذشته از امام صادق و امام کاظم و امام رضا علیهم السلام و ابوبصیر، از حدود پانزده تن از راویان بزرگ شیعه ، مثل ابان بن تَغْلِب و معاویة بن عمّار و محمّدبن مُسْلم نقل حدیث کرده است و بیش از چهل نفر، از جمله محمدبن ابی عمیر و یونس بن عبدالرحمان و حسن بن محبوب و جعفربن بشیر، روایات او را نقل کرده اند (خوئی ، ج ١١، ص ٤٨٧ـ٥٠٠). بنا بر برخی روایات ، بطائنی را امام کاظم علیه السلام تأیید کرده ، و وی در شمار نمایندگانِ مالی آن حضرت بوده است ؛ اگرچه برخی خلاف این را نقل کرده اند. کشّی (ص ٤٠٥، ٤٩٣)، بطائنی و چند تن دیگر را نام می برد که به دلیل دربند بودنِ امام کاظم علیه السلام اموال زیادی از پرداختهای مالی شیعیان نزد ایشان گرد آمده بود. در نتیجه بعد از اطلاع از شهادت آن حضرت ، با انگیزة تصرف این داراییها منکر وفات آن حضرت شدند و او را آخرین امامی معرفی کردند که غیبت گزیده است و مذهب وقف از اینجا آغاز شد ( رجوع کنید به واقفیّه ). پیوستن بطائنی به مدعیان وقف و پیشگام بودن او در این ماجرا را همه به اتفاق ذکر کرده اند. معاصران او و نیز علمای رجال چون ابن غضائری (به نقل خوئی ، ج ١١، ص ٢١٤ـ٢٢٣)، نجاشی (همانجا)، طوسی (١٣٩٨، ص ٤٢ـ٤٤)، علامه حلّی (ص ٢٣١ـ ٢٣٢) و ابن داود حلّی (ص ٢٥٩) و محققان بعدی ، از او با عناوین رئیس واقفیه و پایه گذار وقف و یکی از ارکانِ وقف و نخستین کسی که این نظریه را مطرح کرد، یاد کرده و غالباً به انگیزة مال اندوزیِ او و همراهانش اشاره کرده اند. طبق روایات ، امام رضا علیه السلام با او و همفکرانش مناظره کرده است . بطائنی در حدود ٢٠٠ درگذشته است .
دربارة وثاقت و قبول روایات بطائنی ، با توجه به انکار امامتِ حضرت رضا علیه السلام چند نظریه وجود دارد: بنابه نقل کشّی (ص ٤٠٣)، علی بن حسن بن فضّال ، او را «کذّاب و متهم » خوانده است . بیشتر رجالیان و فقها مثل سیّدمرتضی علم الهدی و ابن غضائری و صاحب مدارک و علامة حلّی معتقد به ضعف او بوده و در استدلالاتِ فقهی به روایات وی عمل نکرده اند، استثنائاً علامه حلّی در برخی موارد به روایت او استناد کرده است (ص ٩٦؛ کلباسی ، ص ١٣٤ـ١٣٥). معرفی او به عنوان واقفی ، در رجال نجاشی ، کشّی و علامة حلّی و دیگر کتب ، نشانة تأیید نظر معتقدان به ضعف بطائنی است . در مقابل ، کسانی با استناد به مطالبی ، مانند عملِ اصحاب به احادیث او ( رجوع کنید به طوسی ، ١٤٠٣، ج ١، ص ٣٨١) و نقل حدیث از او توسط محدثانی مانند ابن ابی عمیر و بَزَنْطی که جز از ثقات روایت نمی کرده اند، و نیز صاحب «اصل » بودنِ او و روایات منقول در ستایش وی ، او را توثیق کرده اند (مامقانی ، ج ٢، ص ٢٦٢؛ خوئی ، ج ١١، ص ٢٢٥ـ٢٢٦). برخی ، از جمله کلباسی ، صاحب سماءالمقال ، وثاقت او را به دوران قبل از وفات امام کاظم علیه السلام و ضعف او را به دورة بعد، که مذهب وقف را پایه گذاری کرده ، نسبت می دهند و عقیدة متأخر او را نشانة عدم عدالت پیشین نمی دانند (ص ١٥١ـ١٥٣). محدث نوری (ج ٣، ص ٦٢٣ـ٦٢٥) معتقد است که بزرگانِ اصحاب ، روایات بطائنی را، جز در مسائل راجع به مذهب وقف ، تلقی به قبول کرده و او را در این گونه مسائل ، ثقه می دانسته اند (این نکته را از تعبیر شیخ طوسی در عدة الاصول (ج ١، ص ٣٨٠ـ٣٨١) می توان دریافت ). بنابر نظریة اخیر، حتی در دوران وقف نیز از او استماع حدیث می شده است ، ولی به این مطلب ـ با توجه به نهی شدید حضرت رضا علیه السلام از همنشینی با واقفیه ـ نمی توان اعتماد کرد ( رجوع کنید به واقفیّه ). در نتیجه ، اگر استماع روایات او پیش از وفات امام کاظم علیه السلام بوده باشد، در شمار احادیث صحیح ، و در غیر این صورت ، موثّق خواهد بود؛ هر چند ابن فضّال ، بدو نسبتِ کذب داده است .
حسن فرزند بطائنی نیز از چهره های سرشناسِ واقفیه بوده و در کتب رجال در ضعف او کمتر تردید شده است (از جمله : مامقانی ، ج ١، ص ٢٩٠). کشّی (ص ٥٥٢) از ابن فضال نقل کرده است که وی از این شخص با عنوان کذّاب و «ملعون » یاد کرده و علی رغم استماع روایات بسیار و کتابت یک دورة کاملِ تفسیر قرآن از او، نقل حتی یک حدیث را از وی روا نمی دانسته است (عین همین مطلب را کشّی ، ص ٤٠٤، از ابن فضّال دربارة علی بن ابی حمزه نیز نقل کرده است ، ولی چون تولد ابن فضال ، به ظنّ قوی ، بعد از مرگ بطائنی بوده ، این سخن نباید درست باشد). بطائنیِ پسر، کتابهایی نیز نوشته بوده و در کتب اربعة شیعه در حدود پنجاه حدیث از طریق او نقل شده است . در عرف محدّثان شیعه هر گاه کلمة بطائنی به تنهایی استعمال شود، مراد پدر است . همنامِ علی بن ابی حمزة بطائنی در میان اصحاب ائمّه علیهم السلام ، علی بن ابی حمزة ثمالی * است که از ثقات است و احیاناً در صورت عدم ذکر نسبت نامش با بطائنی خلط می شود. محدثان از جمله کاظمی در هدایة المحدّثین (ص ٢١١) برای تشخیص این دو تن راههایی ذکر کرده اند.
منابع :
(١) ابن داود حلّی ، کتاب الرجال ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٩٢/١٩٧٢، چاپ افست قم ( بی تا. ) ؛
(٢) ابوالقاسم خوئی ، معجم رجال الحدیث ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، الانساب ، ج ٢، چاپ عبدالرحمن بن یحیی معلمی یمانی ، حیدرآباد دکن ١٣٨٣/ ١٩٦٣؛
(٤) محمدبن حسن طوسی ، رجال الطوسی ، نجف ١٣٨٠/ ١٩٦١؛
(٥) همو، عُدَّة الاصول ، ج ١، چاپ محمدمهدی نجف ، قم ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٦) همو، الفهرست ، چاپ محمدصادق آل بحرالعلوم ، نجف ١٣٥٦/ ١٩٣٧، چاپ افست قم ١٣٥١ ش ؛
(٧) همو، کتاب الغیبة ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٩٨ ) ؛
(٨) حسن بن یوسف علامه حِلّی ، رجال العلامة الحِلّی ، نجف ١٣٨١/ ١٩٦١، چاپ افست قم ١٤٠٢؛
(٩) محمدامین بن محمدعلی کاظمی ، هدایة المحدّثین ، چاپ مهدی رجائی ، قم ١٤٠٥؛
(١٠) محمدبن عمر کشّی ، اختیار معرفة الرجال ، ( تلخیص ) محمدبن حسن طوسی ، چاپ حسن مصطفوی ، مشهد ١٣٤٨ ش ؛
(١١) ابوالهدی کلباسی ، سماء المقال فی تحقیق علم الرجال ، چاپ محمدعلی روضاتی اصفهانی ، قم ١٣٣٢ ش ؛
(١٢) عبدالله مامقانی ، تنقیح المقال فی علم الرجال ، چاپ سنگی نجف ١٣٤٩ـ ١٣٥٢؛
(١٣) احمدبن علی نجاشی ، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهرب رجال النجاشی ، چاپ موسی شبیری زنجانی ، قم ١٤٠٧؛
حسین بن محمدتقی نوری ، مستدرک الوسائل ، چاپ سنگی تهران ١٣١٨ـ١٣٢١، چاپ افست تهران ١٣٨٢ـ١٣٨٣.
/ حسن طارمی /