دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٤٢٤
بَصیری ، شاعر دیوانیِ ترک . در حدود ٨٧٠ به دنیا آمد و در ٩٤١ در استانبول در گذشت . در اصل ایرانی و از خراسان بود (سامی ، ذیل «بصیری »؛ د. ترک ، ذیل «بصیری »)، ولی حاجی خلیفه (ج ١، ستون ٧٨٠) او را بغدادی دانسته است . دهخدا (ج ٩، ص ١٣٠) بصیری بغدادی و بصیری خراسانی را ذیل دو عنوان آورده است ، اما چون تاریخ وفات هر دو یکی است و هر دو دیوانی به ترکی دارند، به احتمال قریب به یقین هر دو یکی هستند. د. ترک (همانجا) وی را بصراحت ایرانی دانسته ، و نوشته است که حسن چلبی ، عاشق چلبی و سَهی او را خراسانی ذکر کرده اند، اما قاف زادة فائضی او را بغدادی دانسته ، و لطیفی تولدش را در محلی نزدیک ایران ذکر کرده است .
بصیری در هرات ، پایتخت خراسان ، به خدمت سلطان حسین بایقرا * (٨٤٢ـ٩١٣) و ملازمت امیر علیشیر نوائی (٨٤٤ ـ٩٠٦)، جامی (٨١٧ ـ ٨٩٨) و بنائی (مقتول در ٩١٨) درآمد (عاشق چلبی ، ص a ٥٥). او با دیوان و غزلیات نوائی و جامی با سفارشنامه هایی از ایشان به روم نزد سلطان بایزید دوم (٨٨٦ ـ ٩١٨)رفت و به مصاحبت اُغورلوسلطان احمد، داماد سلطان بایزید، پیوست . وی همدم و ندیم اسکندر چلبی و مورد نظر و احسان سلاطین روم و بهره ور از انواع التفات ایشان بود و شاه برای او مقرری تعیین کرد ( د. ترک ، همانجا؛ عاشق چلبی ، همانجا). از زوایدِ (مضافاتِ) اَیاصوفیه حق «علوفه » و از پادشاهان سالیانة «معروفه » (مقرری ) داشت (عاشق چلبی ، همانجا). اما به روایت د. اسلام (چاپ دوم ، ذیل «بصیری ») او مدتی در خدمت آق قوینلوها بود. چون احمد گوده ، پسر اغورلو، به امارت نشست (٩٠٢)، بصیری را به سفیری نزد سلطان بایزید دوم فرستاد. بصیری در ٩٠٢ یا ٩٠٣ به استانبول رسید و در این سال چون احمد گوده در میدان نبرد در نزدیکی اصفهان کشته شد، بصیری بر آن شد که به ایران باز نگردد و در استانبول اقامت گزید. سپس از مؤیدزاده ، که قاضی عسکر بود، خواست که حکومت ولایتی را به او واگذار کند ولی با مخالفت مؤیدزاده مواجه شد (سامی ، همانجا) و در گِله از او شعری سرود که در تذکرة مشاعرالشعراء موجود است (عاشق چلبی ، ص b ٥٥).
بصیری به برص مبتلا بود، ازینرو به او «آلاجه » (رنگارنگ ،
دشتنوشته ای از بصیری مشتمل بر صفحه ای از دیوان فارسی و صفحه ای دیگر از اشعار ترکی او
لک و پیس دار) می گفتند (همان ، ص a ٥٥). وی شاعری لطیفه گو و هزل پرداز بود، بدین سبب در مجالس بزرگان خواستار فراوان داشت . مُناسبِ مَناصب درباریان ، القابی به طنز و هجو به آنان داده بود که نمونه هایی از این القاب در مشاعرالشعراء ذکر شده است . لطایفش را در رساله ای گردآوری و به یکی از وزرای عهد خود اهدا کرد (همان ، ص b ٥٥). از معاصران او می توان از ذاتی ، شاعر ترک (٨٧٥ ـ٩٥٣)، و جمعی از شعرا چون کشفی ، عشقی ، قندی ، نصوحی ، و بلیغی نام برد.
از نام و نشان دیوان بصیری اطلاعی در دست نیست ، ولی به گفتة حاجی خلیفه (همانجا) و دهخدا (ذیل «بصیری بغدادی ») دیوانی به ترکی داشته است . به نوشتة تذکرة قاف زاده ، بصیری دیوانی داشته اما این دیوان هنوز پیدا نشده است ( د. ترک ، همانجا). اثری به نام بنگی نامه و لطایف متفرقه دارد که خود آنها را تدوین کرده است . ماده تاریخهایی دربارة وقایع مهم دارد از جمله : ولادت سلطان جهانگیر به نام تاریخ جهانگیر بتوفیق الهی ؛ فتح رادوس که در یک مصراعِ عربی سه تاریخ درج کرده ، و این شعر در مشاعرالشعراء مضبوط است ؛ و فتح بلگراد به دست سلطان سلیمان (عاشق چلبی ، ص a ٥٦). ابیاتی از اشعار ترکی و فارسی و لطایف او در تذکرة مشاعرالشعراء ذکر شده است .
مهمترین مشخصات شعر او طنز و استفاده از صنایعی چون جناس و ایهام است . اشعار بصیری هر چند در ادبیات محلی تأثیر داشته ، ویژگیهای ادبیات کلاسیک (سنّتی ) قرن دهم آسیای صغیر را ندارد بلکه به ادبیات قرن نهم ایران نزدیکتر است ( د. اسلام ، همانجا).
منابع :
(١) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، کشف الظنون ، بیروت ١٤١٠/ ١٩٩٠؛
(٢) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیر نظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ ١٣٥٩ش ؛
(٣) شمس الدین سامی ، قاموس الاعلام ، چاپ مهران ، استانبول ١٣٠٦ـ ١٣١٦/١٨٨٩ـ١٨٩٨؛
(٤) محمد عاشق چلبی ، مشاعرالشعراء، یا، تذکرة عاشق چلبی ، چاپ جی .ام . مردیت اوسن ، لندن ١٩٧١؛
EI ٢ , s.v. "Bas ¤ r " (by Ali Nihad Tarlan);
TA, s.v. "Bas r ".
/ سیاره مهین فر /