دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٩
بارباروس ، خیرالدین (خضر)پاشا (٨٧٠ـ٩٥٣)، دریاسالار مشهور ناوگانِ عثمانی . در مَدَللی (متلین ) متولد شد. پدرش یعقوب «سپاهیِ» شهر واردار نیجیه سی بود. حاجی خلیفه او را هنگام وفات هشتاد ساله دانسته است ، بنابراین می توان تاریخ تولدش را حدود ٨٧٠ فرض کرد. به نوشتة غزوات ، عیسویان او را به سبب رنگ ریشش ، بارباروسا (ریش قرمز) نامیدند (نیز رجوع کنید به شاریر ، ج ١، ص ٢٦٤).
خیرالدین فعالیتهایش را با حمل کالا با کشتی شخصی خود به ساروس و سالونیکا و نِگروپونته ( = حالکیس ) آغاز کرد. او در جَربه به برادر بزرگترش اروج * (عروج ) پیوست (غزوات ، ٢٣ پ ـ ٢٤ ر) و در تونس سپس در الجزایر تحت الشعاع برادر قرار داشت .
پس از مرگ اروج در ٩٢٤، خیرالدین تنها بر الجزایر تسلط داشت و مانند برادرش سرزمین الجزایر را دو ایالت تحت فرمان دو رئیس محلی (حاکم ) تقسیم کرد. سپس خود را سلطان المجاهد مولاناخیرالدین من الامیرالشهیرالمجاهدابی یوسف یعقوب الترکی نامید (دووول ، ص ٥٤ـ٥٥، همچنین رجوع کنید به جوویو، ج ٢، ص ٣١٥).
در ٩٢٥، خیرالدین از سلطان عثمانی استمداد طلبید و هیأتی را همراه با عریضه ای از طرف مردم شهر الجزایر به پیش او فرستاد. سلطان سلیم نیز در ٩٢٦ حکومت الجزایر را در قلمرو عثمانی قبول کرد و از این زمان به بعد، نام سلطان عثمانی را بر روی سکه هایی که در الجزایر ضرب می شد نوشتند و از او در خطبه ها یاد کردند و بدین سان حکومت عالیة او را گردن نهادند (غزوات ، ٨٨ پ ). اما تسلط خیرالدین بر الجزایر در نتیجة حملة محمد، سلطان تونس ، که با ابن القاضی و قَرَه حسن ، رئیس پادگان ترک در شَرشَل همدست شده بود، منقطع شد (گرامون ، ص ٣٢). و خیرالدین ناچار با نه فروند کشتی به جِجَل پناه برد.
خیرالدین ، پس از دریافت کمک عبدالعزیز، رئیس بنوعباس (ساکنان کوههای «قبایل صفری »)، از ججل به تسخیر القُل (٩٢٧) و بونه و قسطنطین (٩٢٨؛ هائدو، ج ١، ص ٢٥٠ـ٢٥١) پرداخت و در ضمن در دریای روم حمله به کشتیها را از سرگرفت . پس از تسلط بر جَرْبِه مشهورترین دزدان دریایی به او پیوستند و خیرالدین و همراهانش با ناوگانی مرکب از ٤١ کشتی به غارت سواحل غربی دریای روم پرداختند و غنایمی هنگفت به دست آوردند (غزوات ، ١٢٣ ر، ١٢٦ پ ؛ گومارا، ص ٣٩٣ـ ٣٩٥). سپس او با فراخوان مردم الجزایر که عواید دریازنی را از دست داده بودند، در ٩٣٢ به آن شهر حمله کرد و ابن القاضی را شکست داد (غزوات ، ١٢٧ ر، ١٣٦ پ ؛ گرامون ، ص ٣٣). او مجدداً شرشل و تنس و قسطنطین را به تصرف درآورد (گرامون ، ص ٣٤). سپس در ٩٣٥ جزیرة حجر بادس را از اسپانیاییها گرفت و در تابستان همان سال ، ١٥ فروند کشتی به فرماندهی آیدین رئیس به نزدیکی اولیوا در اسپانیا فرستاد تا به مسلمانان شورشی اندلس کمک کند. و به کمک مسلمانان این شهر ناوگان اسپانیایی را در حوالی فورِمِنترا مجبور به فرار کرد و خبر پیروزی خود را با دو فروند کشتی به اطلاع سلطان سلیمان رساند (غزوات ، ١٦٣ رـ ١٦٤ پ ). در ٩٣٦ خیرالدین پس از شکست آندرئا دوریا و ناوگان او به سواحل لیگوریا و اسپانیا حمله و آنرا غارت کرد. سپس در ٩٣٨ به سلطان تلمسان که از حمایت چهارده کشتی اسپانیایی برخوردار بود حمله کرد و او را به پرداخت خراج واداشت . در این زمان خیرالدین میان فرانسوای اول و سلیمان قانونی به میانجیگری پرداخت و در ٩٣٩ سفیر فرانسه را که به حَلب می رفت به حضور پذیرفت (اورسو، ص ٧٩ـ٨٠). سپس به استانبول فراخوانده شد. و در پایان سال به پایتخت عثمانی رسید (غزوات ، ٢٢٤ ر ـ ٢٢٦ پ ).
اندکی بعد، بنا به دعوت ابراهیم پاشا، صدراعظم ، عازم حلب شد و او منصب قاپودان پاشا * را با لقب «جزایر بیگلربیگی » به او تفویض کرد (غزوات ، ٢٢٩ ر؛ بایگانی دولتی و نیز مجموعة اسناد ترکی ، پرونده پانزده ، ٧، ده روز آخر رجب ٩٤٠). چند ماه بعد خیرالدین با ناوگانی مرکب از ٨٤ فروندکشتی که تعدادی متعلق به دزدان دریایی بود به تونس حمله کرد و پس از شکست مولای الحسن سراسر تونس به دست او افتاد (غزوات ، ٢٣٥ ر، ٢٤١ ر).
در ٩٤١ سفیر دیگری از فرانسه به نام لافورست ، با بارباروس در تونس دیدار کرد و از آنجا عازم استانبول شد تا تدارک لشکرکشی مشترک فرانسه و عثمانی را برای غارت کُرس و فتح ساردنی و سیسیل انجام دهد که در آن زمان تحت تسلط اسپانیا قرار داشت (رویار، ص ١١١ـ١١٢). لاکن در این زمان شارل پنجم به تونس حمله برد و خیرالدین از آنجا بیرون رانده شد و به بندر الجزایر رفت و تا بهار ٩٤٣، مشغول تهیه ناوگانی شد که سلیمان برای حمایت از لشکرکشی فرانسوای اول به ایتالیا، به وی قول داده بود. بالاخره ناوگان ترکان به فرماندهی خیرالدین با ناوگان عیسویان (مانفرونی ، ص ٣٣٧) به رهبری آندرئا دوریا، در بندر پِره وِزه روبرو شد. و پس از زدوخورد مختصری قوای دوریا عقب نشینی کردند (دربارة این جنگ ، اکنون رجوع کنید به بیوک طغرل ، ٥١ـ٨٥) و سال بعد خیرالدین پره وزه را دوباره تصرف کرد. آخرین باری که خیرالدین در دریا عرض اندام کرد در ٩٥٠ بود. که پس از توافق میان سلطان سلیمان و فرانسوای اول او مأمور همکاری با ناوگان فرانسه در غرب دریای روم شد. وی پس از غارت سواحل ایتالیا و توقف سه روزه در رِجیو و ایجاد وحشت در رم (گولیلموتی ، ج ٤، ص ١١٧ ـ ١١٨) در مارسی به فرماندة ناوگان فرانسه دوک دانگین پیوست و ویلفرانش را غارت کردند لکن توفیقی به دست نیاوردند (شاریر، ج ١، ص ٥٧٨ـ٥٧٩). خیرالدین پس از غارت سواحل توسکان و ناپل به استانبول بازگشت (نسخه خطّی ، ش ١١٨٦، ٤١ ر ـ ٤٥ پ ؛ گولیلموتی ، ج ٤، ص ١٢٣ـ ١٢٥) و بقیه عمرش را صرف امور خیریه کرد، از جمله مدرسه و مسجدی در بشیکتاش ساخت که اثری از آنها نمانده است (اوز، ج ٢، ص ٣٠). او در جمادی الاخرة ٩٥٣ درگذشت و در بشیکتاش دفن شد.
خیرالدین ، بخشی از شمال افریقا را ضمیمه قلمرو عثمانی کرد و در مقام دریاسالار، سبب تقویت ناوگان عثمانی شد و در اذهان ترکان به صورت قهرمان ملی باقی مانده است .
منابع :
(١) مصطفی بن عبدالله حاجی خلیفه ، تحفة الکبار فی اسفار البحار ، استانبول ١٣٢٩؛
(٢) سیدمراد، غزوات خیرالدین پاشا ، نسخة خطّی ؛
(٣) A. Bدyدk-tug § rul,"Perveze deniz muharebesine ili í kin ger µ ekler",in Belleten , xxxvii (١٩٧٣);
(٤) Charriةre, Nإgociations de la France dans le Levant , i, Paris ١٨٤٨;
(٥) A. Devoulx, ـpigraphie indigةne du Musإe archإologique d'Alger , Algiers ١٨٧٤;
(٦) P. Giovio, Delle historie del suo tempo , Venice ١٥٥٧;
(٧) F. Lopez de Gئmara, Crئnica de los Barbarojas ,in Memorial historico espan ¦ ol ,vi, Madrid ١٨٥٣;
(٨) H.D.de Grammont, Histoire d'Alger sous la domination turque (١٥١٥-١٨٣٠) , Paris ١٨٨٧;
(٩) Guglielmotti, Storia della marina pontificia ;
(١٠) C. Manfroni, Storia della marina italiana dalla caduta di Constantinopoli alla battaglia di Lepanto , Rome ١٨٩٧;
(١١) T. عz, Istanbul camileri , Ankara ١٩٦٥;
(١٢) D. C. Rouillard, The Turk in French history, thought and Literature (١٥٢٠-١٦٦٠) , Paris ١٩٨٣;
(١٣) J. Ursu, La politique orientale de Fran µ ois I er , Paris ١٩٠٨.
/ د. اسلام تلخیص از / گالوتا
تصاویر این مدخل:
بازبازوس ، خیرالدین (خضر)پاشا منبع:العروب الصلیبیه فی المشرق و المغرب