دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٧٢
بَشاگِرد (نیز بَشاکِرد) ، دهستان کوهستانی تقریباً مستطیل شکلی در مشرق میناب و شمال جاسک . بشاگرد از مغرب به دهستان رودان و باریکة ساحلی معروف به بیابان ، از مشرق به فَنّوج در بلوچستان ، از شمال به مَنُوجان و از جنوب به دامنة غربی دشتهای ساحلی بلوچستان محدود می شود. این دهستان حدود ٠٠٠ ، ١٠ کیلومتر مربع وسعت دارد. از بلندیهای عمدة آن کوه بشاگَرد است که در مسیر شرق ـ جنوب شرقی در فاصلة حدود ١٥٠ کیلومتری از رشته کوههای مارز تا رود رَپْچ در شرق ادامه دارد. نام بشاگرد غالباً به منطقة وسیعی اطلاق می شود که از مَنوجان در شمال تا رَمِشک در مشرق ادامه دارد.
بشاگرد احتمالاً جمع بشگرد (یا بشکرد) ـ نام دیگر همان منطقه ـ است . برهان قاطع (ذیل «بشگرد») بشگرد را «شکارگاه » معنی می کند. شوارتز (ص ٢٤٥) اشتقاق این نام را از «باس » که به گفتة مقدسی (ص ٥٢، ٤٦١، ٤٦٦، ٤٧٣) نام محلی در شمال شرقی آن بوده است ، محتمل می داند. این نکته نیز شایان ذکر است که «بَش » در زبان بلوچی به معنای «باران تابستانی » است که از ویژگیهای هوای متغیر این ناحیه محسوب می شود. نزول بش برای محصول خرما بلا، ولی برای گله های گوسفند و بز نعمتی آسمانی است . کشت خرما و پرورش دام فعالیتهای اصلی اقتصادی این دهستان به شمار می رود.
پستی و بلندی زمین و اوضاع طبیعی بشاگرد شبیه مُکران در شرق آن است . تمامی دهستان کوهستانی است . بلندترین قله سلسله کوههای بشاگرد، کوهِ کوران ، به ارتفاع ٣٦٠ ، ٢ متر است . سلسله کوههای بسیاری که با در نظر گرفتن ارتفاع نسبتاً کم آنها صعب العبورند، از دشتهای بلند سربرآورده اند. هریسن این کوهها را «تشتک وار یا ناودیسی » وصف می کند و می گوید که «بدنة فشرده آنها زیر توده ای از تخته سنگهای شنی تیز و زاویه داری قرار گرفته که در ماسه و خاک پراکنده اند» (ص ٢). رنگ غالب دراین کوهها زیتونی خاکستری مات است که سنگهایی با رنگهای دیگر به طور پراکنده در آن نفوذ کرده است . ارتفاع تختها یا تختانها در امتداد مسیر رودخانه از حدود ٣٦٠ متر در جنوب ، یعنی سمت غربی دهستان ، آغاز و تا ٣٥٠ ، ١ متر در شمال افزایش می یابد. اطلاعات مربوط به گیاهان و جانوران منطقه را می توان در اثر گابریل یافت . شکار در قرن گذشته فراوان بود، ولی اکنون نسل آنها منقرض شده است . آبادیهای منطقه معدود است و فقط در بستر باریک رودخانه ها یافت می شود.
دربارة تاریخ دهستان بشاگرد اطلاع چندانی در دست نیست . نام بشاگرد در آثار جغرافی نویسان متقدم دیده نمی شود، گواینکه عموماً آن را نام دیگری از کوه قُفْص شمرده اند (مثلاً
بشاگرد
توماشک ، ص ١٨٤). فسائی (ج ٢، ص ١٨٠ـ١٨١) بشاگرد را جزو استان فارس به حساب آورده است . فلویر ، نخستین سیاح غربی که در ١٢٩٣/١٨٧٦ از جاسک به انگوران / انگهُران (در محل اَنگوُهران )، سردشت ، شهر باوِک (شهر بابک )، جَغدان (جُغدان )، دَرْپَهْن و سِندِرک (سَندِرک ) سفر کرده ، اولین شرح دست اول از این دهستان را به دست داده است . وی در آنجا رئیس علی نامی را در رأس امور دهستان یافته که با میریوسف نامی که بر جاسک در جنوب آن حکومت می کرد روابطی نزدیک داشته است (ص ١٥٢). قبل از ١٢٩١/١٨٧٤ دهستان «در واقع مستقل » بود (کرزن ، ج ٢، ص ٢٥٨). به گفتة فلویر منطقه به شش «ولایت » تقسیم شده بود و همه از سیف الله خان که در قلعة مرکزی انگهران را در تصرف داشت اطاعت می کردند. در ١٢٩١/١٨٧٤، سیف الله خان در مقام خونخواهی ، به سنت محترم دیرینی پشت پا زد و مرتکب عمل شنیع قتل مهمانی شد، و این واقعه موجب دخالت حکومت کرمان گردید. پس از محاصره ای که یک سال طول کشید، سیف الله خان به تبعید رفت و منطقه را، رئیس علی (خویشاوند مقتول ) سپرد (ص ١٩٦). فلویر قلعة نیمه مخروبه را بنای عظیم مثلت شکلی با ابعاد ١٦٠ در ٥٠ متر وصف می کند که بر روی تپه ای قرار داشته است . او به وجود نخلستانهای بسیار وسیع و کشتزارهای گندم و ذرت و باغات انار و محصولات دیگر اشاره می کند (ص ٢٤٦). او در سر راه خود به گله ای مرکب از حدود سه هزار رأس گوسفند و بز، از جمله نژادی که کرک تولید می کند و در بازار بندرعباس به بهای خوبی به فروش می رسید، برخورد کرد (ص ٢٤٧).
پنجاه سال بعد، گابریل و همسر او از همان محلها، به استثنای شهر باوِک ، بازدید و علاوه بر آن از مسیر مستقیم «دَرپَهن » به انگهران نیز دیدن کردند. گابریل (ص ٢٣٥) از برکت خان نامی که در بیابان و بشاگرد صاحب نفوذ بوده ، نام می برد. هنگامی که بلوچها در ١٣٠٧ ش به مقابله با رضاشاه برخاستند، برکت خان به تهران برده شد و فرزند او عبدالله خان به سرحد گریخت (جهانبانی ، ص ١٩، ٤٧، از میربرکت خان نامی از بیابان یاد می کند که دویست تفنگچی و هزار خانوار را تحت فرمان داشت ). ظاهراً برکت هنگام بازدید گابریل به منطقه برگشته بوده است . در ١٣١١ ش ، هریسن از راه جاسک به گِراهون رفت و در ١٣١٦ ش نیز به شمال انگهران تا شاهکهان در آن سوی مرتفعات غربی سلسله جبال مارز سفر کرد. در آن زمان انگهران از صد کلبة حصیری تشکیل شده بود و جمعیت دهستان به هشت هزار خانوار تخمین زده می شد ( > ایران < ، ص ٣٩٢).
در سال ١٣٣٥ ش ، گرشویچ زبان شناس سه ماه در این دهستان به سر برد و علاوه بر نقاطی که سیاحان نامبرده از آنها دیدن کرده بودند، به منطقه بیورِک (بیوَرْج ) در شمال غرب انگهران سفر کرد. در این زمان انگُهران اقامتگاه شاهوردی خان ، از نبیره های الله وردیخان ، پدر سیف الله خان ، بود. شهرت سیف الله خان به عنوان «مهمان کش » هنوز در خاطره ها زنده بوده است . قلعة انگهران نیز ویرانه ای بیش نبود. گرشویچ جزئیات جالبی از جمله شرح کلبه های مدور مخصوص را آورده است (ص ٢١٨).
منابع :
(١) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمدمعین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٢) امان الله جهانبانی ، عملیات قشون در بلوچستان از مرداد تا بهمن ١٣٠٧ ش ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(٣) حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، تهران ١٣١٢ـ ١٣١٣/١٨٩٥ـ١٨٩٦؛
(٤) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ، ج ١، ص ٥٧، ج ٢، ص ٢٥٠؛
(٥) محمدبن احمد مقدسی ، احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٧؛
(٦) G. N. Curzon, Persia and the Persian question ,London ١٨٩٢;
(٧) E. A. Floyer, Unexplored Baluchistan , London ١٨٨٢;
(٨) A.Gabriel Im Weltfernen Orient, Berlin and Munich ١٩٢٩;
(٩) I. Gershevitch, "Travels in Bashkardia," Journal of the Royal Central Asiatic Society , ٤٦ (١٩٥٩), ٢١٣-٢٢٤;
(١٠) J.V. Harrison, "Coastal Makran," Geographical journal, ١٩٧/١ (١٩٤١), ١-١٧;
(١١) Persia , Geographical Handbook Series , Naval Intelligence Division, London ١٩٤٥, ١٠٢-١٠٤, ٣٤٢-٣٩١;
(١٢) P.Schwarz, Iran im Mittelalter nach den arabischenGeographen, Leipzig١٨٩٦-١٩٣٥;
(١٣) W.Tomaschek, ``Zur historischen Topographie von Persien, I," Sb. der Kخnigl. Akademie der Wissenschaften, Phil-hist. CI.١٠٢, ١٨٨٣, ١٤٥-٢٣١.
/ اسپونر ( ایرانیکا )/
تکمله : منطقة بشاگرد از نظر ارتباط با حکومت مرکزی ، درگذشته پیوسته مورد تهدید و تردید حکومت و محل جنگ و گریز بسیار در طول تاریخ گمنام خود بوده است (حسینی ابری ، ١٣٧٥ ش ، ج ١، ص ٤١؛
همو، ١٣٦٩ ش ، ص ١٢٤ـ١٤٧).
قدیمترین آمار، جمعیت دهستان بشاگرد را ٧٠٠ ، ٦ تن و تعداد روستاها را ١٠٨ پارچه ذکر کرده است (رزم آرا، ج ٨، ص ٤٩). بررسی و مطالعة گروه پژوهشی دانشگاه اصفهان نشان می دهد که جمعیت منطقه در ١٣٧٢ ش حدود ٠٠٠ ، ٧٥ تن بود (کمیتة امداد امام خمینی ، ج ٢، ص ٢١٧). جمعیت ٠٠٠ ، ٧٠ نفری منطقه در ١٣٦٥ ش در ٩٦٠ واحد روستایی سکونت داشتند (حسینی ابری ، ١٣٦٩ش ، ص ٣) که بدون جامعة شهری ، زندگی می کردند. در حال حاضر، براساس طرحهای جمع آوردن روستاهای پراکنده در حال تبدیل به ٤٥٠ روستا است که طرح نهایی مجموع روستاهای منطقه را به ١٥٠ خواهد رساند. رشد جمعیت در این ناحیه بیش از سه ونیم درصد است .
بشاگردیان اغلب پوستی تیره دارند. آنان را از نژاد سیاهان آناریاکویی ، یا غیر آریایی و بومی منطقه از جمله مردم ایلام و سومر (فیلد، ص ١٤١،١٥٠ـ١٥١) دانسته اند. می توان گفت که دو عامل مهاجرت و تجارت شرایط نژادی این منطقه را به وجود آورده است . تنوع در نژاد، در گویش اهالی بشاگرد تأثیرگذارده است ( رجوع کنید به بشکردی * ). بشاگردیان مسلمان و شیعة اثنی عشری اند و ارادت خاصی به حضرت علی و حضرت سیدالشهدا علیهماالسلام و اصحاب ایشان دارند (حسینی ابری ، ١٣٦٩ ش ، ص ١٠). وجود نقاط بسیاری از جمله سیت در منطقة گافر و شهباز دارگان درجَگدان که به گذرگاه حضرت علی علیه السلام مشهورند و جاگیر ( = وسیع ؟ ) بودن حسینیه ها و انگشت شمار بودن مساجد خود درخور اهمیت است .
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، مسئولان منطقه ، بویژه کمیتة امداد امام خمینی و جهادسازندگی ، در جهت مهار آبها و توسعة اراضی قابل کشت و تنوع بخشیدن به الگوی کشت منطقه کوشیده اند و به کامیابیهایی دست یافته اند. الگوی کشت سنتی منطقه عبارت است از: خرما، مرکبات ، گندم و باقلا و تاحدودی اقلام خوراکی از قبیل ذرت ، سیر، پیاز و بعضی سبزیجات ، اما کشاورزی منطقه کفاف خوراک اهالی را، حتی برای مدت شش ماه نمی دهد و مشکل اصلی برای ایجاد مزارع در منطقه ، شیب تند و سیلابی بودن بارندگیهاست .
دامداریِ محدود منطقه نیز شامل نگهداری چند رأس بز و بندرت پرورش گاو شیری و الاغ برای حمل ونقل درون منطقه است . تنها صنعت دستی در بشاگرد حصیرباقی است .
از فراگیرترین اقدامات و مشاغل بعد از پیروزی انقلاب ، مهار کردن آب و خاک ، کشاورزی و باغداری ، خدمات مختلف ساختمانی ، حمل ونقل ، داد و ستد و قالیبافی است .
مراکز درمانی مورد نیاز نیز در نیمة دهة ١٣٦٠ ش ، کم کم ، به منطقه راه یافت که فعالیت عمدة آنها رسیدگی به فوریتهای پزشکی ، واکسیناسیون نوزادان و مبارزه با بیماریهای ناشی از عقب ماندگی بهداشتی بوده است .
منابع :
(١٤) سیدحسن حسینی ابری ، بشاگرد: گذری برجهات محرومیت منطقه ، اصفهان ١٣٦٩ ش ؛
(١٥) همو، پژوهشی در زمینة فعالیتهای محرومیت زدایی کمیتة امداد امام خمینی (ره ) در منطقة بشاگرد، ج ١، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(١٦) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها) ، ج ٨ : استان هشتم (کرمان و مکران ) ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(١٧) هنری فیلد، مردم شناسی ایران ، ترجمة عبدالله فریار، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(١٨) کمیتة امداد امام خمینی ، بررسی اثرات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی فعالیت کمیتة امداد امام خمینی (ره ) در منطقة بشاگرد ، ج ٢: در خمینی شهر بشاگرد ، اصفهان ١٣٧٢ ش .
/ سید حسن حسینی ابری /