دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٤٨
بِسْکْرَه ، ولایت ، مرکز ولایت و شهری در شمال شرقی الجزایر، درحاشیة شمالی صحرا. ولایت بسکره در ١٣٥٣ ش / ١٩٧٤، با ٧٢٨ ، ١٠٩ کیلومتر مربع مساحت ، تشکیل شد. ( این ولایت ، براساس برآورد ١٣٦٢ ش / ١٩٨٤، ٧٧٨ ، ٦٦٢ تن جمعیت داشته است . ) شهر بسکره ، مرکز واحة زاب (جمع : زیبان )، مرکز ولایت بسکره با ارتفاعی میان ١٠٠ تا١٢٠ متر از سطح دریا، بر مخروط افکنه و کنارة غربی وادی بسکره ، در دهانة فرورفتگی پهناوری واقع است که از رشته کوههای اُوراس تا قله های غربی جبال اطلس در حاشیة صحرا امتداد دارد. صحرانشینان و شبانان مهاجم همواره از این مسیر استفاده کرده اند. شهر بسکره ، براساس آمار ١٣٦٦ ش ، ٦١١ ، ١٢٩ تن جمعیت داشته است . بسکره شهری است با آسمانی آبی که بندرت ابری می شود. این شهر، با آب و هوای ملایم ، خیابانهای پردرخت ، مهمانسراها، مغازه ها و باغهای عمومیش ، بویژه در زمستانها (میانگین دما در دی ماه : ٢ر١١ درجة سانتیگراد)، به صورت تفرجگاه درآمده است . آب وهوای آن در تابستانها گرم (در تیرماه : ٣ر٣٣ درجه ) و برای کشت خرما مساعد است . در بسکره باران بندرت و بسیار نامنظم می بارد (١٥٦ میلیمتر در سال ). نخلستان ٣٠٠ ، ١ هکتاری این شهر با بیش از ٠٠٠ ، ١٥٠ نخل خرما و هزاران اصله درخت میوه با آب چشمه آبیاری می شود. با مازاد آب در فصل سرما می توان کشتزارهای وسیع گندم و جو را در انتهای جنوب واحه آبیاری کرد و محصول آن را در اردیبهشت برداشت . بخش اروپایی شهر، که به مرکز حکومتی و تجاری و جهانگردی تبدیل شده است ، با طرحی شطرنجی در کنار دژی بالاتر از نخلستان ساخته شده است . در بسکره عده ای اروپایی نیز زندگی می کنند. کشاورزان مسلمان در بخش جنوبی در روستاها پراکنده اند و در خانه های گلی سکونت دارند. این روستاها عمدتاً پیرامون ویرانه های قلعه ای قدیمی متعلق به ترکها قرار گرفته و عبارت اند از: مسید ، باب الدُرب ، رأس القریه ، سیدی برکات ، مِجِنیش ، قُدّاشه ؛ کمی دورتر، در حاشیة این دایره ، روستاهای بنی مُرّه ، اَلْکوره ، فِلْیاش ، و عالیه نیز قرار گرفته اند. راه آهن تُقورت (طقورت ) ـ قُسَنطینه و نیز خط لوله ای که از ١٣٣٧ ش / ١٩٥٨ تاکنون نفت حاسی مسعود را به بندر فیلیپ ویل حمل می کند و تا بِجایه امتداد دارد،
موقعیت بسکره در شمال شرقی الجزایر
هر دو، از شهر بسکره می گذرند.
بسکره روی ویرانه های شهر باستانی وسکرا ساخته شده است که از استحکامات روم غربی در آفریقا بوده و هرگز به تصرّف روم شرقی در نیامده است . سابقة نام کنونی آن از
قرن سوم /یازدهم ، یعنی از هنگامی است که به همراه تمامی ولایت زاب و مرکزش ، شهر طُبْنه در منطقة هُدْنة شرقی ، به تصرف اغلبیان قیروان درآمد. این شهر در حکومت حَمّادیان
( = بنی زیریان ) خودمختار بود و در مجلس شیوخ آن ، دو طایفه ـ بنی رُمّان و بنومِندی ـ پیوسته بر سر سیادت با یکدیگر در کشمکش بودند. البکری (ص ١١١ـ١١٢) از نعم و زیبایی این شهر در آن زمان سخن گفته ، غنای واحه و استحکاماتش را وصف کرده ، و زندگی شبانهای بربر را که مَغْراوة و سَدْراته نام داشتند و در آن حدود بادیه نشینی می کردند، شرح داده است . در قرن ششم / دوازدهم ، در عصر حکومت موحّدون ، بسکره جای طُبْنه را گرفت و سرانجام از تَهُوده نیز، که در زمان قدیم به تبودئوس معروف بود، اهمیت بیشتری پیدا کرد. به گفتة ادریسی ، بسکره همواره برج و باروی محکمی داشت . در آن زمان ، عربهای اَتْبِـج (هِلالی )، که از شرق آمده بودند، ولایت زاب را تازه تصرف کرده بودند. یکی از خاندانهای یکجانشین قبیلة لطیف (از اعضای طوایف متّحد اتبج ) به نام بنومُزْنی کوشید تا قدرت را از دست بنی رمّان ، که پیوندهای دیرینی با این سرزمین داشت ، درآورد و سرانجام در قرن هفتم / سیزدهم ، به کمک حَفْصیان تونس ، در این کار موفق شد. از آن پس ، بسکره به شهر عمدة نواحی جنوب غربی ولایات بنی حفص تبدیل شد و در عمل نیز مرکز شهرستان متنعّم و کم و بیش مستقلی بود که کاروانیان ، برای مبادلة فراورده های صحرا با محصولات ساکنان تَل ، بدان رفت و آمد می کردند.
در قرن هشتم / چهاردهم ، طایفة بنو مُزْنی بارها به نفع فرمانروایان بجایه و تِلِمسان وفاس به حفصیان خیانت کردند. اما، در ٨٠٤/١٤٠٢، سلطان ابوفارِس باردیگر سلطة تونس را بر بسکره برقرار کرد؛ ابوفارس آخرین حاکم از طایفة بنومزنی را به اسارت گرفت و، مانند موارد مشابه ، «قائد»ی از ملازمان خود را به جای او نشاند.
با زوال حفصیان در اواخر قرن نهم / پانزدهم ، بسکره و زاب به اِقطاع اعراب بادیه نشین دَواویده درآمد. به گفتة لئوی افریقایی (ص ٤٤٠)، در اواسط قرن دهم / شانزدهم ، هنوز «نفوس بسیاری » در این شهر زندگی می کردند، اما مردم تهیدست بودند. در همین ایّام بود که ترکان عثمانی ، در پی لشکرکشیهای حسن آغا در ٩٤٩ و صلاح رئیس در ٩٥٩، بسکره را تصرف کردند و قلعه ای در آن ساختند و پادگانی ایجاد کردند.
قدرت عملاً در دست سران طایفة بوعُکّاز بود که به شیخ العرب ملقب شده بودند. در قرن هجدهم ، صلاح بای ، حاکم قسنطینه ، طایفة بوعکّاز را بسیار قدرتمند یافت و از طایفة بنو قَنه
رقیبی برای آنان تراشید. شهر بسکره از این رقابت و از بدرفتاری ترکان عثمانی آسیب فراوان دید. ساکنانش رفته رفته شهر را
ترک گفتند و بتدریج در روستاهای کوچکی در سراسر واحه پراکنده شدند.
پس از پیاده شدن فرانسویها در الجزیره (١٢٤٥/١٨٣٠)، رقابت همچنان ادامه یافت . فَرْحَت بن سعید، نمایندة طایفة بوعکّاز، سرانجام ، از عبدالقادر یاری خواست ؛ اما طایفة بنوقنه ، پس از سقوط قسنطینه در ١٢٥٤/١٨٣٨، به فرانسویان پیوستند. در ١٢٦٠/١٨٤٤، بسکره به اشغال دوک اُمال درآمد، و سال بعد پادگانی دایمی تأسیس ، و بر روی ویرانه های قصبة قدیم قلعه ای ساخته شد. طایفة بنو قنه به صورت متنفذترین خاندان شهر باقی ماند و بیشتر مناصب حسّاس را درآن ناحیه به دست گرفت . این طایفه و طایفة بوعکّاز بعدها (١٣١٧ ش / ١٩٣٨) با یکدیگر از در آشتی درآمدند و متحد شدند. بسکره به صورت کانونی پررونق درآمد و سپس کرسی ولایت و کرسی یکی از ملحقات حوزة نظامی تقورت ، مرکز جامعه ای مختلط و نیز جامعه ای کاملاً مقتدر شد. در ١٣٣٥ ش / ١٩٥٦، کرسی شهرستان نوبنیاد بتنه شد. اکنون مرکز اقتصادی زیبان است .
منابع :
(١) `Abd Allah ibn `Abd-`Aziz Bakri, Description de l'Afrique septentrionale , tr. Mac Guckin de Slane, Paris ١٩٦٥;
(٢) Jean Leon l'Africain, Description de l'Afrique, tr.;
[ The Middle
(٣) East and North Africa ١٩٩٠, ٣٦th ed., London ١٩٨٩, ٣١٧;
(٤) The New Encyclopaedia Britannica, Micropaedia , Epaulard ١٥th ed., Chicago ١٩٩١, s.v. "Biskra"].
(٥) / ژ. دپوا ( د. اسلام )؛
بااضافاتی از ( بریتانیکا ) /