دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٣٢١
بُستی ، ابوالحسن علی بن محمدبن جعفر لَحیانی (لَحسانی )، از مشایخ صوفیة خراسان در قرن پنجم . در روستای بُست (پُشت ) در نیشابور به دنیا آمد و در همانجا از دنیا رفت (فارسی ، ص ٥٨٠ ؛ نجم رازی ، ١٣٦٥ ش ، ص ٦٣١). وی مرید ابوعلی فارمدی (٤٠٢ـ٤٧٧) بود و خود نیز شاگردان و مریدانی تربیت کرد که از آن جمله ابوعبدالله محمدبن حمویه (٤٤٩ـ ٥٣٠) وابونصر طَریثیثی (متوفی ٥٣٧) را می توان نام برد (جامی ، ص ٤١٣ـ٤١٤؛ فارسی ، ص ٦٧٩؛ سمعانی ، ج ٢، ص ٣١٤).
اطلاعات ما دربارة زندگی او اندک است ؛ مهمترین چیزی که از آن اطلاع داریم نوشتن نصیحت نامه ای است به خواجه نظام الملک طوسی (متوفی ٤٨٥). در این نصیحت نامه ، که به درخواست خود خواجه نوشته شده ، بستی به او اندرز داده است که در دنیا با یاد خدا و آخرت زندگی کند و به خلق خدا خدمت کند تا سعادتمند شود (نجم رازی ، ١٣٥٢ ش ، ص ١٠٧؛ همو، ١٣٦٥ ش ، ص ٦٣١). نجم رازی * (٥٧٠ ـ٦٥٤) متن نصیحت نامه را در کتاب مرموزات اسدی در مرموزات داودی نقل کرده و گفته است که نظام الملک «از جملة جوابها و پندها این بپسندید» (١٣٥٢ ش ، ص ١٠٧).
بعلاوه ، آثار کوتاه دیگری نیز از بستی به جا مانده که در آن عقاید صوفیانة او به اختصار بیان شده است . یکی از این آثار جملاتی است به عربی که شیخ در ضمن آنها مراحل سیر نزولی روح را از مبدأ به عالم بشریت و گرفتار شدن در قعر عالم ترکیب و متّصف شدن به صفات حیوانی و شیطانی و سپس عروج به عالم بالا و رسیدن به مرتبه قِدَم و گذشتن از آن را ذکر کرده است . این جملات را نورالدین عبدالرحمان اسفراینی (٦٣٩ـ٧١٧) به زبان عربی شرح کرده است (ص ١٠٣ـ١٠٧).
تنها رسالة کاملی که از بستی به دست آمده رسالة کوتاهی است به فارسی در تفسیر «لااله الااللّه ». در این رساله ، سیر صعودی و بازگشت روح به مبدأ از طریق نردبان لااله الااللّه شرح داده شده است (دانشگاه تهران . کتابخانة مرکزی ، ج ١، ص ٥٢٦ ؛ کتابخانة ملی ایران ، ج ٢، ص ٢٤٥). این رساله با رموزی که از لحاظ ادبی به کار برده است ، در تاریخ تصوّف ایرانی بسیار مهمّ است و از نشانه های اولین کوششهایِ مشایخ فارسی زبان در استفاده از زبان ادبی برای بیان مطالب تصوف نظری است .
بستی همچنین سفری را که سالک در بازگشت به اللّه می کند و مراحلی که باید یکی پس از دیگری طی شود، در یک رباعی ، که خود یکی از قدیمترین رباعیهای صوفیانه در زبان فارسی است و نخستین بار در سوانح احمد غزالی (متوفی ٥٢٠) نقل شده ، بیان کرده است : دیدیم نهادِ گیتی و اصل جهان / وز علّت و عال برگذشتیم آسان // وان نور سیه ز لانُقط برتر دان / زان نیز گذشتیم نه این ماند و نه آن .
در این رباعی ، که چکیده ای است از تصوف بستی ، به مراحل بازگشت روح به زبان رمز اشاره شده است ، از جمله مراحل نهفته در کلمة لااله الااللّه در بیت دوم . در مصرع سوم «نور سیه » را حقیقتی بالاتر از «لانُقط » (=نکتة لا) دانسته است . عین القضاة همدانی * (٤٩٢ـ ٥٢٥) این رباعی را در آثار خود نقل کرده و نجم الدین دایه (نجم رازی ) نورسیاه را مظهر صفات جلال خداوند دانسته و احمد غزالی رسیدن به مرتبة نورسیاه را مقام اختفاء در کُنه الاّ می نامد و می گوید که گاه از آن به موی شدن در زلف معشوق تعبیر می کنند. ترکیب نور سیاه را بعدها مشایخ و نویسندگان ایرانی از جمله نجم رازی و نورالدین عبدالرحمان اسفراینی در آثار خود به کار برده اند (غزالی ، ص ٢٠، ١٠٦ـ١٠٧؛ عین القضاة ، ص ١١٩؛نجم رازی ، ١٣٦٥ ش ، ص ٣٠٨؛ اسفراینی ، ص ٧١ـ٧٢).
منابع :
(١) عبدالرحمان بن محمد اسفراینی ، کاشف الاسرار ، بانضمام رساله پاسخی به چند پرسش ، ( و ) رساله در روش سلوک و خلوت نشینی ، چاپ هرمان لندلت ، تهران ١٣٥٨ ش ؛
(٢) عبدالرحمان بن احمد جامی ، نفحات الانس من حضرات القدس ، چاپ مهدی توحیدی پور، تهران ( تاریخ مقدمة ١٣٣٦ ش ) ؛
(٣) دانشگاه تهران . کتابخانة مرکزی ، فهرست میکروفیلمهای کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، تألیف محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٤٨ـ١٣٦٣ ش ؛
(٤) عبدالکریم بن محمد سمعانی ، التحبیر فی المعجم الکبیر ، چاپ منیره ناجی سالم ، بغداد ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٥) عبدالله بن محمد عین القضاة ، تمهیدات ، چاپ عفیف عُسَیران ، تهران ( ١٣٤١ ش ) ؛
(٦) احمدبن محمد غزالی ، سوانح ، چاپ نصرالله پورجوادی ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
(٧) عبدالغافربن اسماعیل فارسی ، الحلقة الاولی من تاریخ نیسابور ، المنتخب من السیاق ، انتخاب ابراهیم بن محمد صریفینی ، چاپ محمد کاظم محمودی ، قم ١٣٦٢ ش ؛
(٨) کتابخانة ملی ایران ، فهرست نسخ خطی کتابخانة ملی ایران ، ج ٢، گردآوری عبدالله انوار، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٩) عبدالله بن محمد نجم رازی ، مرصادالعباد ، چاپ محمدامین ریاحی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٠) همو، مرموزات اسدی در مرموزات داودی ، چاپ محمدرضا شفیعی کدکنی ، تهران ١٣٥٢ ش .
/ نصرالله پورجوادی /