دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٢٥٦
بگین ، مِناخیم ، نخسـت وزیر سابـق اسـرائیل ، از معروفترین شخصیتهای افراطی صهیونیست و رهبر گروه
دست راستی لیکود . در١٣٣١/١٩١٣ در برست لیتوفسکِ لهستان به دنیا آمد. پدرش صهیونیست بود و به دست آلمانیها
به قتل رسید و همین امر موجب کینة شدید بگین به آلمانیها
شد (خَوَنْد، ذیل «بَیغِن »). وی تحصیلات خود را در دانشکدة حقوق دانشگاه ورشو به پایان رساند، در ١٣٠٨ ش / ١٩٢٩
به جنبش صهیونیستی بیتار پیوست که برای تشویق جوانان یهودی به مهاجرت به فلسطین تأسیس شده بود. او طرفدار صهیونیسم تجدید نظرطلب ، به رهبری ولادیمیر ژابوتنسکی بود که از سازمان صهیونیسم بین الملل ، به رهبری وایزمن ،
جدا شده بود و از آن انتقاد می کرد. بگین از ژابوتنسکی
تندروتر بود و در ١٣١٧ ش /١٩٣٨ از او انتقاد کرد (شریدة ،
ص ٨٨).
با آغاز جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ ١٩٤٥) و حملة ارتش آلمان به لهستان ، بگین به روسیه گریخت . در ١٣١٩ ش / ١٩٤٠، دستگاه اطلاعات و جاسوسی شوروی ( سابق ) وی را بازداشت کرد و به اردوگاه کار فرستاد. پس از حملة آلمان به روسیه (١٩٤١)، از زندان آزاد شد و به ارتش ژنرال لهستانی ، اندرس ، پیوست (عبدالله ، ص ٢٥).
در ١٣٢١ ش /١٩٤٢، بگین به عنوان سرباز وارد فلسطین شد و در «سازمان نظامی قومی یهود» (به اختصار: اَرگون )، که از «سازمان صهیونیسم تجدید نظرطلب » به رهبری فکری ولادیمیر ژابوتنسکی پیروی می کرد، به فعالیت پرداخت و یک سال بعد فرماندهی ارگون را بر عهده گرفت و دربارة ساکنان عرب فلسطینی به خشنترینِ اعمال ، از جمله کشتار «دیریاسین »، دست زد (شمالی و دجانی ، ص ٤٩). وی به مخالفت با قیمومت انگلستان بر فلسطین برخاست و در مهر ١٣٢٤/اکتبر ١٩٤٥ با تعداد دیگری از صهیونیستهای تندرو، «جنبش مقاومت یهود»
را ایجاد کرد که متشکل از ارگون و دیگر سازمانهای مخفی
برای فعالیت زیرزمینی بر ضد انگلیسیها بود (بگین ، ص ٩٠).
در ١٣٢٥ ش /١٩٤٦، ارگون هتل داودشاه را در قدس ، که
مقر فرماندهی قیمومت انگلیس بود، منفجر کرد (شمالی و دجانی ؛ عبدالله ، همانجاها؛ بگین ، ص ٢٣٩)؛ و همین امر سبب شد که سازمان بزرگ هاگانا، که برای تشکیل دولت یهودی با انگلستان همکاری می کرد، با ارگون و جنبش مقاومت یهود قطع رابطه کند.
پس از غصب فلسطین و تشکیل دولت اسرائیل در ١٣٢٧ ش / ١٩٤٨، بگین به فعالیت سیاسی روی آورد و جنبش معروف «حِروُت » (حرّیت ، آزادی )، مهمترین حزب دست راستی اسرائیل ، را تأسیس کرد و رهبری آن را بر عهده گرفت . در ١٣٢٨ ش / ١٩٤٩ به عضویت نخستین کنست (مجلس )
انتخاب شد و تا ١٣٦٣ ش /١٩٤٩ که از سیاست کناره گرفت ، در همة انتخابات عضویت کنست را به دست آورد.
در ١٣٣١ ش /١٩٥٢، دربارة پذیرش غرامت پرداختیِ آلمان اختلاف نظر سیاسی به وجود آمد. بگین که بشدت با آن مخالف بود، با به راه انداختن تظاهرات و استفاده از زور، کوشید
تا جلسات بحث را در کنست بر هم زند، و همین امر سبب
شد که به عنوان فردی بی اعتقاد به اصول دموکراسی ، از او
انتقاد شود. از ١٣٣٤ ش / ١٩٥٥، بگین در مقام رئیس بزرگترین حزب معارض (حِروت )، عملاً رهبری جناح معارض دولت
را در کنست در دست گرفت و برای تثبیت رهبری فردی
خویش بر حزب حروت ، همه رقبای مهم خود مانند اری ژابوتنسکی ، هلیل کوک ، شموئیل تامر ، و عازر وایزمن را از حزب اخراج کرد (شریدة ، ص ٨٩).
بگین هرگز نتوانست با بن گورین * ، نخست وزیر و
رئیس حزب کار که در همة کابینه های ائتلافی ، حزب حروت
را نادیده می گرفت ، مناسباتی ایجاد کند (عبدالله ، ص ٢٦). شدت اختلاف آن دو به حدی بود که بن گورین حتی از
ذکر نام بگین خودداری می کرد و از وی پیوسته به عنوان
«مردی که در کنست در کنارِ پاور ] نام یکی از نمایندگان
مجلس [ می نشیند» یاد می کرد. بنابراین ، در ١٣٤٤ ش / ١٩٦٥، حزب حروت ائتلاف «کاهان » را با حزب لیبرال ایجاد کرد
تا در روابط با حزب کار که از ١٣٢٧ ش /١٩٤٨ پیوسته حکومت را در دست داشت ، به نوعی مشروعیت دست یابد، و سرانجام در اردیبهشت ١٣٤٦/ مه ١٩٦٧، در آستانة جنگ ژوئن که
لوی اشکول کابینة جنگی ائتلافی تشکیل داد، بگین برای
نخستین بار وارد کابینه شد (همانجا) و تا ١٣٤٩ ش /١٩٧٠
در آن باقی ماند. اما در مرداد ١٣٤٩/ اوت ١٩٧٠، برای
اعتراض به پذیرش طرح ویلیام راجرز ، وزیر خارجة امریکا، که متضمن عقب نشینی اسرائیل از اراضی اشغالی سال ١٣٤٦ ش / ١٩٦٧ بود، بگین از کابینة خانم گلدا مایر استعفا کرد (خوند، همانجا).
در ١٣٥٢ ش /١٩٧٣، گروه بندی «لیکود» (وحدت ) با شرکت تعدادی از احزاب دست راستی به ریاست بگین تشکیل شد. پس از جنگ مهر ١٣٥٢/ اکتبر ١٩٧٣ و بروز بحثهای بازنگرانه در اسرائیل و نیز در محافل سیاسی امریکا، بگین (و ائتلاف لیکود) دریافت که فرصت برای رسیدن به حکومت
فراهم آمده است . برای نخستین بار در ١٣٥٦ ش /١٩٧٧ گروه لیکود در انتخابات پیروز شد و بگین در سمت نخست وزیری اسرائیل ، فعالیت جدیدی آغاز کرد. با این پیروزی ، برای
نخستین بار، صهیونیسم تجدیدنظرطلب با شعارهای قومی ، توانست صهیونیسم پراگماتیک ( صهیونیسم ناظر بر واقعیات و مصلحت اندیشی ) را شکست دهد (مهتدی ، ص ٤٧٨). لیکود تا ١٣٧١ ش / ١٩٩٢ در حکومت باقی ماند و تنها برای چهار سال (١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش / ١٩٨٤ ـ ١٩٨٨) قدرت را با حزب کار تقسیم کرد و در این مدت شعار اصلی لیکود این بود: «حق ملت یهود در ارض اسرائیل ابدی و غیرقابل بحث است » (همانجا). بگین در این فترت ، برای بهتر کردن چهرة خشن خود به برخی از کشورهای غربی سفر کرد و با تبلیغات ، خود را شخصیت مناسب برای حل کشمکش اعراب و اسرائیل معرفی کرد (خوند، همانجا). این تبلیغات مؤثر افتاد و بگین با کمک
امریکا، مهمترین کشور عربی (مصر) را از صحنة مبارزه بیرون کرد و انور سادات ، رئیس جمهور مصر، را به دیدار از اسرائیل و امضای موافقتنامة صلح در کمپ دیوید امریکا با نظارت جیمی کارتر ، رئیس جمهوری امریکا، واداشت ؛ ازینرو در ١٣٥٨ ش / ١٩٧٩ جایزة صلح نوبل مشترکاً به مناخیم بگین و انور سادات اعطا شد.
دورة حکومت بگین از نظر اقتصادی ، بدترین دوره برای اسرائیل بود، به طوری که نرخ تورم در یک سال به ٤٠٠% افزایش یافت (شریدة ، ص ٩٠). پس از خروج مصر از صحنة مبارزه ، بگین برای پایان دادن به مقاومت فلسطین برنامه ریزی کرد و در خرداد ١٣٦١/ژوئن ١٩٨٢ برای نابود کردن سازمان آزادی بخش فلسطین ، اخراج نیروهای سوریه از لبنان ، و تحمیل موافقتنامة صلح به لبنان ، به آنجا حملة نظامی کرد. در این
حمله ارتش اسرائیل کشتار و ویرانی فراوانی در لبنان به بار آورد
و دولت لبنان وادار شد که در اردیبهشت ١٣٦٢/ مه ١٩٨٣ به امضای موافقتنامة صلح با اسرائیل تن دهد. اما مقاومت شیعیان لبنان ، موجب تلفات بسیاری در ارتش اسرائیل شد و موافقتنامة
صلح نیز بی اعتبار گردید. بگین در شهریور ١٣٦٢/ سپتامبر ١٩٨٣ بدون ذکر دلیل استعفا کرد و اندکی بعد برای همیشه
از سیاست کناره گرفت . برخی بالا بودن تلفات ارتش اسرائیل
در لبنان ، و برخی دیگر اندوه ناشی از مرگ همسرش ، الیزه ،
را علت استعفای او دانسته اند. وی در ١٣٧٢ ش /١٩٩٣ در
هشتادسالگی درگذشت .
در زمینة فکری ، بگین سردمدار اندیشة جمع میان اعتقادات یهودی و ملی گرایی افراطی است . او به شعائر دینی یهود سخت پایبند بود، اما بر خلاف احزاب دینی ، معتقد نبود که نصوص تورات باید مصدر قوانین اسرائیل باشد.
بگین علاوه بر نوشتن مقالات بسیار در مطبوعات ، کتابهایی نیز تألیف کرده است ، از جمله : لَیلوت لیفاینم (شبهای سفید)، دربارة اردوگاههای کار در اتحاد شوروی ( سابق ) ؛ و همیرد (عصیان )؛ دربارة سازمانهای مخفی در فلسطین ، که هر دو به زبان عبری است (عبدالله ، ص ٢٧).
منابع :
(١) مناخیم بگین ، الارهاب ، یومیات قادة العدو ، ترجمة منیر بهجت حیدر، بیروت ١٩٨٣؛
(٢) مسعود خوند، الموسوعة التاریخیة الجغرافیة ، بیروت ١٩٩٤؛
(٣) محمد شریدة ، شخصیّات اسرائیلیّة ، بیروت ١٩٩٥؛
(٤) نصر شمالی و هشام دجانی ، الاحزاب والکتل السیاسیة فی اسرائیل ، دمشق ١٩٨٦؛
(٥) هانی عبدالله ، الاحزاب السیاسیة فی اسرائیل ، بیروت ١٩٨١؛
(٦) محمد علی مهتدی ، «شناخت سیاستهای داخلی و خارجی اسرائیل . ٢: احزاب سیاسی اسرائیل »، فصلنامة خاورمیانه ، سال ١، ش ٣ (زمستان ١٣٧٣).
/ محمدعلی مهتدی /
منابع :
(٧) ابن بشر، عنوان المجد ؛
(٨) ابن رزیق ، الفتح المبین فی سیرة السادة آل بوسعیدیین ؛
(٩) چاپ عبدالمنعم عامر و محمد مرسی عبدالله ، عمان ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٠) ( ابن منظور، لسان العرب ، چاپ علی سیری ، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢ ) ؛
(١١) علی بن عیسی اربلی ، کشف الغمة فی معرفة الائمة ، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٢) عبدالله بن عبدالعزیز بکری ، معجم ما استعجم من اسماءالبلاد والمواضع ، قاهره ١٩٥٤ـ١٩٥١؛
(١٣) عبدالله بن حُمَید سالمی ، تحفة الاعیان بسیرة اهل عمان ، قاهره ١٣٣٢ـ١٣٤٧؛
(١٤) حسین بن غنام وهابی ، روضة الافکار ، بمبئی ١٣٣٧؛
(١٥) ( یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥ ) ؛
(١٦) The Aramco reports on Al-Hasa and Oman ١٩٥٠-١٩٥٥, vol: Oman and the southern shore of the Persian Gulf, London ١٩٩٠;
(١٧) Arbitration concerning Buraimi and the common frontier between Abu Dhabi and Saudi Arabia, United Kingdom ١٩٥٥;
(١٨) Gazetteer of Arabia : a geographical and tribal history of the Arabian Peninsula , edited by sheila A. Scoville, Grag ١٩٧٦, s.v. "Baraimi (Oasis)";
(١٩) D.Harrison, Footstep in the sand, London ١٩٥٩;
(٢٠) H. Hazard, Eastern Arabia, New Haven ١٩٥٦;
(٢١) idem, Saudi Arabia, ١٩٥٦;
(٢٢) Iraq Petroleum Co., Handbook, London ١٩٤٨;
(٢٣) J. B. Kelly, "The Buraimi Oasis dispute", International Affairs, ٣٢ (١٩٥٦), ٣١٨-٣٢٦;
(٢٤) J.Lorimer, Gazetteer of the Persian Gulf, 'Oma n, and Central Arabia, Calcutta ١٩٠٨-١٩١٥;
(٢٥) Memorial of the government of Saudi Arabia [al-Buraym arbitration], ١٩٥٥;
(٢٦) S. Miles, The Countries and tribes of the Persian Gulf, London ١٩١٩;
(٢٧) J. Morris, Sultan in Oman , London ١٩٥٧;
(٢٨) H. Philby, Sa`udi Arabia , London ١٩٥٥;
(٢٩) E.Ross, Annals of Oman , Calcutta ١٨٧٤;
(٣٠) Selections from the records of the Bombay government , n.s.,XXIV, Bombay ١٨٥٦;
(٣١) B.Thomas, Alarms and excursions in Arabia , Indianapolis ١٩٣١;
(٣٢) Uniled Kingdom. Admiralty, A handbook of Arabia, London ١٩١٦-١٩١٧;
(٣٣) idem, Iraq and the Persian Gulf, London ١٩٤٤.
/ گ . رنتس و و. مولیگان ( د. اسلام ) /