دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١١٩٧
بَقْلی ، روزبهان ، ابومحمدبن ابی نصربن روزبهان فسایی شیرازی ، معروف به «شیخ شطّاح » و «شطّاح فارس »، عارف و دانشمند سدة ششم و هفتم و سرسلسلة روزبهانیان. دودمان بقلی از دیلمیان مقیم فارس بوده اند (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٢) و از نسبت «بَقلی » بر می آید که روزبهان مدتی به فروش «بقُول » (سبزی و تره بار) اشتغال داشته است (بقلی ، ١٣٦٠ ش ، مقدمة معین ، ص ٥، ٨). اشتهار او به شطاح نیز به دلیل شطح * گویی بسیار او و توضیح و توجیه آن ، و دفاع از شطحیات صوفیان بوده که در آثار وی نیز نمایان است (همان ، مقدمة معین ، ص ٦(.
وی در ٥٢٢ در فسا به دنیا آمد و به گفتة خودش ، در میان نادانان ، گمراهان و میخوارگان پرورش یافت (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٢؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ١٦٧)؛ در مکتب به آموختن قرآن پرداخت و در محضر دانشمندان عصر به فراگرفتن علوم متداول مشغول شد. از همان اوان زندگی تمایلات عرفانی داشت تا اینکه در ٢٥ سالگی از خلق برید و در کوههای اطراف شیراز به عبادت و ریاضت پرداخت و قرآن را از برکرد و نزد نخستین مرشد خود، شیخ جمال الدین فسایی ، رفت و سپس به محضر یکی از زهاد کُرد به نام جاگیر (متوفی ٥٩١) رسید که در سامره می زیست (بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٨ ـ ٩، ٢١ـ٢٢) و از شیخ سراج الدین محمودبن خلیفه (متوفی ٥٦٢)، که خرقة او با دو واسطه به شیخ ابواسحاق کازرونی می رسید (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٦؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ١٨٤ـ١٨٥؛ جامی ، نفحات الانس ، ص ٢٦١). بقلی در سفر حج ، که مریدانش همراه وی بودند از شیخ ابوالصفا در واسط * خرقه گرفت و پس از حج به مصر و شام رفت و سرانجام به شیراز بازگشت و باقی روزگار خود را به تدریس ، تربیت مریدان و نگارش کتاب گذرانید (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ١٧٧ـ١٧٩). دیگر استادان وی عبارت بودند از: امام فخرالدین نصربن مریم (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٨؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٣٢)؛ ارشدالدین علی نیریزی * (متوفی ٦٠٤) که با بقلی در تأیید سماع موافق بود (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٨، ٣٤ ـ که به جای نیریزی ، تبریزی ضبط شده ـ ؛ روزبهان بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ١٨ـ٢٠؛ جنید شیرازی ، ص ٢٤٤)؛ و صدرالدین سِلَفی اصفهانی (٤٧٨ـ٥٧٦) که بقلی و ابونجیب سهروردی (٤٩٠ـ٥٦٣) در حدود ٥٥٧، در محضر او در اسکندریه صحیح بخاری را خواندند (بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٢٠ـ٢١؛ جنیدشیرازی ، ص ٢٤٣(.
مریدان وی از میان طبقات مختلف از جمله بزرگان و علما، صاحبان مشاغل و زنان بودند، و گویند که حتی نجم الدین * کبری (٥٤٠ ـ ٦١٨)، گاه کسانی را از خوارزم ، برای تربیت نزد وی می فرستاد ( رجوع کنید به قسمت آثار در همین مقاله ؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ١٧٩ـ١٨٠، ٢٢٤، ٢٣٣ـ٢٣٤).
اگرچه بقلی کرامت را برای عارف از جملة حجابهای وصال به حق می شمرد، کرامات زیادی از وی نقل کرده اند (همان ، ص ١٩١، ١٩٥، ٢٣٧). اتابک ابوبکر سعدبن زنگی (٥٩٩ ـ ٦٢٨) مدعی بود که در کودکی به دستبوسی شیخ بقلی نایل آمده و سی سال پادشاهی خطة فارس از برکت دست او یافته است (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ٥٣). پاره ای گزارشها نیز حکایت از بدگویی حاسدان از شیخ و تصمیم اتابک به اخراج وی و سپس انصراف او از این تصمیم دارد (همان ، ص ٤٢؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٢٥ـ٢٢٦).
بقلی هر هفته چند نوبت در مسجد عتیق و مسجد سُنقُری وعظ می کرد و کلامش تأثیر شگرفی داشت . او در اواخر عمر به نوعی فلج دچار شد، اما باز هم با شوق و به کمک مریدان به مسجد می رفت و وعظ می کرد و پس از بیان مختصری در باب معانی ظاهری آیات و روایات به توضیح معانی عرفانی آنها می پرداخت (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ٢٦، ٥٩؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٠٦، ٢٢٥ـ٢٢٦). وی در ٦٠٦ در شیراز درگذشت . مزارش در قبرستان محلة باغ نو (درب شیخ ) و جنب رباطی بود که بر اساس کتیبة قدمگاه ، خود آن را در ٥٦٠، در شیراز ساخته بود و بعدها مزارش به این رباط ملحق شد (بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ١٥ـ١٦؛ ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٤؛ روزبهان نامه ، مقدمة دانش پژوه ، ص ٢٧). در کنار مزار وی چند تن از فرزندان و نوادگان او به خاک سپرده شده اند (بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ١٧ـ ١٨). در گذشته ، بر زیارت این محل در روز سه شنبه تأکید می کردند و وضوگرفتن با آب چاه این رباط و نمازگزاردن بر مزار بقلی را موجب رواشدن حاجت می شمردند. این مزار و رباط که بتدریج به صورت نیمه مخروبه و نیمه متروکه در آمده بود، امروزه تعمیر و بازسازی شده است .
آثار . بقلی تألیف را نیز حجاب شمرده اما بیش از شصت اثر در علوم ظاهر و باطن داشته که برخی از آنها موجود است (همان ، مقدمة معین ، ص ٦٣ـ٧٧). آثار وی دربارة تصوف حدود ٢١ کتاب است که برخی از آنها بدین شرح است : اَلاِغانه یا شرح الحُجُبِ وَ الاَست'ار فی مَقاماتِ اَهل الانَوْارِ و الاسرار ، به عربی که شرح و تفسیر و تأویل حدیثِ معروف نبوی است که طبق آن ، پیامبر فرموده است : هر روز برای زدودن تیرگیهای بسیار اندکی که بر قلبم نشیند، بیش از هفتادبار استغفار می کنم . چون در این حدیث ، فعل غَیْن (وَ اِنَّهُ لَیُغ'انُ عَل'ی قَلْبی ) آمده است ، آن را «حدیث اِغانه » نامیده اند. (همان ، مقدمة معین ، ص ٧٣؛ ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ٨٤ ـ ٨٧؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٨٠ ـ ٢٨٩؛ روزبهان نامه ، مقدمة دانش پژوه ، ص ٣٧)؛ الانوار فی کشف الاسرار ، به فارسی دربارة مکاشفات اولیا و مقامات اهل معرفت و اسرار صوفیان ( روزبهان نامه ، مقدمة دانش پژوه ، ص ٣٨؛ بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٧١ـ٧٣)؛ بیان المقامات در بیان صد درجة آغاز، میانه و پایان راه سالکان صوفی ، و ویژگی آنها ( روزبهان نامه ، مقدمة دانش پژوه ، ص ٤٠)؛ سیر الارواح به عربی دربارة احوال روح و تصرف آن در نفس ، در باب اختلاف دانشوران در چیستی روح که قسمتی از آن در کتاب عبداللطیف آمده است (ص ٢٦٦ـ٢٦٩؛ بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٧٤)؛ کشف الاسرار و مکاشفات الانوار ، زندگینامة علمی و روحانی بقلی که در آن دعاوی شگفت انگیزی دربارة مکاشفات خود کرده است (بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٧١ـ٧٣؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣٥٠). این کتاب ، و نیز گزیده ای از آن چاپ شده است ؛ غلطات السالکین به فارسی در باب لغزشهایی که در راه سالکان پیش می آید (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣١٥ـ٣١٦؛ بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٧٦)؛ یواسین ، به عربی دربارة رازهای غامض معرفت ، با شطحیاتی غریب همراه با نقطه و دایره و اشکال دیگر که خود گوید آن را در برابر طواسین حلاج نوشته است (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٧٦ـ٢٧٩؛ روزبهان نامه ، مقدمة دانش پژوه ، ص ٤٥)؛ مَشرَبُ الارواح از لطیفترین مصنفات وی که در آن هزار ویک مقام از مقامات نیکان (مقامات عرفانی ) در بیست باب فراهم آمده ، و در همة موارد به اقوال پیشوایان بزرگ تصوف استناد شده است . بسیاری از احادیث امام علی علیه السلام نیز در آن نقل شده و بسیاری از مطالب و حتی عناوین آن با منازل السائرین خواجه عبدالله انصاری و احیاءالعلوم غزالی یکی است . این کتاب با تصحیح و مقدمة ترکی نظیف محرم خواجه (استانبول ، ١٩٧٣) به چاپ رسیده است . عبداللطیف (ص ٢٧١ ـ ٢٧٥) ده فصل از آخر باب اول آن را آورده است ؛ رسالة قدس یا قدسیه یا رسالة الاُنس فی روحِ القُدس در دوازده باب به فارسی که به درخواست مشایخ خراسان ، ترکستان و ماوراءالنهر نوشته شده است . این کتاب دربارة دوازده علم از علوم سالکان ، مانند علم توحید و معرفت است (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٨٨ـ٢٣٠). نسخه های خطی این رساله موجود است و به چاپ هم رسیده است و ابراهیم بن روزبهان ثانی و عبداللطیف بن روزبهان ثانی بخشی از آغاز آن را در تحفة اهل العرفان و روح الجنان آورده اند (بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٧٥ـ٧٦)؛ شرح شطحیات به فارسی دربارة معنای شطح ، اسرار حروف تهجی و احکام متشابهات حدیث که به درخواست یکی از مریدان نوشته و در آن علاوه بر گفتارهای رمزی صوفیان به بسیاری از آیات قرآن و احادیث نبوی و علوی استناد کرده است . این کتاب بیش از هر مطلبی به شرح سخنان حلاج و دفاع از او پرداخته ، ازینرو برخی آن را عمده ترین سند برای شناسایی احوال و حقایق زندگی حلاج شمرده اند. بخش شرح اقوال و احوال حلاج را لوئی ماسینیون در١٩١٣ در پاریس منتشر کرده ، و تمام آن نیز در١٣٤٩ ش به اهتمام جواد نوربخش ، و قبل از آن به تصحیح و مقدمة فرانسوی و ترجمة فصل اول به زبان فرانسوی به وسیلة انجمن ایرانشناسی فرانسه ، در تهران چاپ شده است (بقلی ، ١٣٤٤ ش ، ص ١٢ـ١٤؛ همو، ١٣٦٠ ش ، مقدمة معین ، ص ٧٠ـ ٧١؛ ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ٩٢ـ ٩٩؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٨٩ـ٣١٥)؛ منطق الاسرار ببیان الانوار به عربی در شرح شطحیات که بقلی کتاب فارسی خود را از این متن برگرفته (بقلی ، ١٣٦٠ ش ، مقدمة معین ، ص ٦٩ـ٧٠؛ روزبهان نامه ، مقدمة دانش پژوه ، ص ٤٤ـ٤٥)؛ عبهرالعاشقین ، در ٣٢ فصل در عشق و اقسام آن ؛ انسانی ، عقلی ، روحانی ، الهی و جمال پرستی . او در این اثر افزون بر استناد به احوال واقوال عارفان و سروده های فارسی و عربی ، آیات قرآن وسخنان و احوال رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را به شیوه ای عرفانی تفسیر کرده است . بقلی این کتاب را به عَبهریا نرگسی تشبیه کرده که مشام جان عاشقان را عطرآگین می سازد. عبهرالعاشقین با تصحیح و مقدمة فارسی و فرانسوی و ترجمة فصل اول به زبان فرانسوی ، چاپ شده است (مقدمة معین ، ص ٨٣ ـ٨٦)؛ مکتوبات روزبهان حاوی مکاتبات وی با برخی از بزرگان عصر خویش است که از جملة آنها نامة او به شیخ نجم الدین کبری است (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ٢٣ـ ٢٥؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣١٩ـ٣٢٠). برخی دیگر از آثار بقلی عبارت اند از: لطائف البیان فی تفسیر القرآن و عرائس البیان در تفسیر و تأویل مشتمل بر اقوال عرفا و احادیث امامان شیعه ؛ المکنون فی حقایق الکلم النبویة ؛ المفاتیح فی شرح المصابیح در شرح احادیث ؛ الموشح فی المذاهب الاربعه و ترجیح قول الشافعی بالدلیل والمفتاح فی علم اصول الفقه ؛ الارشاد فی علم الکلام و مسالک التوحید فی علم الکلام در علم کلام ؛ الهدایة فی علم النحو و کتاب فی التصریف (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٤١ـ٢٤٢؛ بقلی ، ١٣٦٠ ش ، مقدمة معین ، ص ٦٨، ٧٧؛ روزبهان نامه ، مقدمة دانش پژوه ، ص ٣٧ـ٤٥).
بقلی در پارسی نویسی استاد بود و در آثار او تعبیرات بسیاری حاکی از توجه به شخصیتها، عناصر داستانی و مفاهیمی مربوط به ایران باستان وجود دارد، از جمله زندو پازند، ساسانیان ولایت (١٣٦٠ ش ، ص ٦٧٠، ٦٧٣). مجموعة سروده های او به دو زبان فارسی و عربی در دیوان المعارف فی الشعر گردآوری شده بود که شطحیاتی منظوم نیز در برداشت . در آثاری که به شرح احوال و آثار او پرداخته اند، نمونه های فراوانی از اشعار فارسی وی آمده است . مثنوی فارسی تحفة العرفان او چاپ شده است (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٢٢ـ١٣٢؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ١٦١ـ١٦٢، ١٧٥ و جاهای دیگر؛ نظیف محرم خواجه ، ص ١١٩ـ ١٣٨، متن روزبهان بقلی ).
از سروده های وی (برای نمونه رجوع کنید به عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣٣٦ـ ٣٣٨) بارها عارفان و شاعران استقبال کرده اند؛ از آن جمله مولوی * (٦٠٤ـ٦٧٢) در غزل مشهور منسوب به او با مطلع «بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست » (ص ٢٠٢)، به هماوردی با بقلی برخاسته و پاره ای از مضامین غزل وی را با عباراتی مشابه تکرار کرده است ، اما سعدی * (ص ٧٨١) در غزلی با همان وزن و قافیه ، با لحنی بس تند و تیز به مولوی پاسخ گفته است . بقلی به گویش نیریزی هم ابیاتی دارد (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١١٣(.
عقاید و آرای روزبهان بقلی . بقلی را در فروع دین ، شافعی شمرده اند، اما به طوری که از کتاب المُوشَّح بر می آید، او در حصار مذهب شافعی نمانده و گاه به رأی مذاهب دیگر عمل می کرده است (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣١٧ـ ٣١٨).
بقلی در تقدیس و تکریم امام علی علیه السلام و استفاده از احوال و اقوال آن حضرت ، اهتمام جدی داشته و او را «وصیّ رئیس » شمرده (١٣٤٤ ش ، ص ٩٥، ٣٢٥، ٤٤٠، ٥٤٣) و تفسیر عرفانیش ، عرائس (جاهای متعدد)، پر از اقوال امامان شیعه خصوصاً امام علی و امام صادق علیهماالسلام و نقل کراماتی از ایشان و حضرت فاطمه علیهاالسلام و حَسنین علیهماالسلام است (همو، ١٩٧٣، ص ٢٨٧ـ ٢٨٨، ٣١٢).وی خطبة «شقشقیه » را به آن حضرت منسوب می دارد (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣٠٢؛ بقلی ، ١٣٤٤ ش ، ص ٧١) و کلامی از امام علی علیه السلام در تخطئة معاویه می آورد (بقلی ، ١٩٧٣، ص ١٥٢) و همچنین به مسموم شدن امام حسن علیه السلام اشاره دارد (و ندیدی حسن را چون زهر دادند؟ رجوع کنید به همو، ١٣٤٤ ش ، ص ٢٥). در اخلاف وی ، همچون شیخ الاسلام روزبهان دوم (٦٠٣ـ٦٨٥)، عزالدین مسعود صدرالدین روزبهان ثالث ، نیز دلبستگی به خاندان علی و آثار ایشان مشهود بوده است ؛ چنانکه در برپایی مراسم عاشورا، اهتمام داشته اند (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٣٩؛ بقلی ، ١٣٦٠ ش ، مقدمة معین ، ص ٤٥ـ٤٦). در کتابهایی که نبیرگان روزبهان بقلی در مناقب او نگاشته اند، احادیثی در منقبت حضرت فاطمه و حسنین علیهم السلام و حدیث ثقلین آمده است (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣٤٨؛ ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ٢(.
او در تحصیل معرفت ، ضرورت واسطه میان حق و خلق را در همه جا تأیید نمی کند و در ربط میان خویش و پیامبر بدون استناد به روایت و سند، روایتهای بی واسطه می آورد و از «حَدَّثَنی نَبیُّن'ا مُحمدٌ» دم می زند و علوم و معارف صوفیان را برگرفته از «کشف » می داند (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ١٧٣، ٢٣٦؛ وزبهان نامه ، مقدمة دانش پژوه ، ص ٣٨ـ٣٩). در نظر و زبان روزبهان بقلی ، عشق از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است ، و کمتر واژه ای به اندازة عشق و مشتقات آن در آثار او تکرار شده است (بقلی ، ١٣٦٠ ش ، فهرست نامها و لغات و اصطلاحات ).
از نظر بقلی ، عشق سه مرتبه دارد: انسانی ، روحانی ، ربانی که هر مرحله نردبان مرحلة بعد است (١٩٧٣، ص ١٣٤ـ١٣٥). ظهور حق نیز متناسب با آن چیزی است که به حال عاشق لایق باشد و به دل او نزدیکتر (همان ، ص ٢٤٥(.
بقلی در بحث عشق بر جمال و جمال پرستی تکیه می کند و با توجه به اهمیتی که برای حسن و زیبایی قایل است به کلیة مظاهر طبیعت دلبستگی دارد؛ ازینرو، در مقام رؤیت و بیان حقایق ماوراءالطبیعی از پدیدارهای طبیعی ، چون آسمان ، آفتاب ، آیینه ، آتش ، باران ، سیب ، بنفشه ، یاسمین و گل سرخ کمک می گیرد ( روزبهان نامه ، فهرست پاره ای از لغات و ترکیبات ؛ عبهرالعاشقین و شرح شطحیات ، فهرست نامها و لغات و اصطلاحات ؛ شایگان ، ص ٣٤٠ به نقل از کشف الاسرار )؛ بخصوص «گل سرخ » در نظر او نمونة عالی زیبایی و مظهری از جمال مطلق و فیضهای نشأت یافته از اولیای حق است (بقلی ، ١٣٤٤ ش ، ص ١٥٣؛ شایگان ، ص ٣٥٥ به نقل از کشف الاسرار ؛ بقلی ، ١٣٦٠ ش ، مقدمة معین ، ص ٦٢؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٣٢ـ٢٣٣). بقلی به صور زیبا و جامه های آراسته علاقة خاصی داشته که در مکاشفات وی بازتاب یافته است ( رجوع کنید به ١٣٦٠ ش ، مقدمة معین ، ص ٦١؛ شایگان ، ص ٣٤٠ به نقل از کشف الاسرار ). نگارندگان سرگذشت او در توجیه این امر،به پاره ای احادیث استناد جسته اند (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٢١ـ٢٢٣)؛ بقلی به رقص و سماع سخت پایبند بوده و رقص را فرح روح و سماع را سفیر حق می دانسته ، به طوری که فرشتگان را در سماع می دیده است (١٣٤٤ ش ، ص ٦٣٣؛ همو، ١٩٧٣، ص ٨٦ـ٨٧؛ ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ٣٤، ٤٣؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢١٣). او در مقائیس السماع (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣٤٢) و همچنین در الانوار سخنانی در باب ویژگیهای لازم برای قوّال و مجمع سماع دارد. با اینهمه ، در آخر عمر از سماع بازمی ایستد و می گوید: من اینک از پروردگارم ، عز و جل ، سماع دارم و از آنچه از دیگران می شنوم رویگردانم (جامی ، نفحات الانس ، ص ٢٦١ـ٢٦٢).
در باب اهمیت جذبه ، میان بقلی و شیخ ابوالنجیب سهروردی (متوفی ٥٦٣) اختلاف وجود داشت . بقلی ، برخلاف سهروردی ، جذبه را بر سلوک برتری می دهد (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ١٩٧) . همین تفاوت نظر در میان حافظ و سعدی ، که بترتیب متأثر از یکی از این دو عارف بوده اند، دیده می شود.
رواج آثار روزبهان بقلی . آثار بقلی از روزگار خود وی به بعد مورد توجه عارفان و حکیمانی همچون شیخ شهاب الدین عمر سهروردی (٥٤٢ـ٦٣٢)، تاج الدین محمود اُشنهی همدانی ، نگارندة غایة الامکان و ابن عربی * بوده است (ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ٢٣، ٢٨). هر چند تأثیرپذیری گستردة ابن عربی از بقلی محل تأمل است ، مشابهتهایی میان تعبیرات این دو، احتمال اقتباس را قوت می بخشد؛ برای نمونه بخشهایی از العرفان فی خلق الانسان (عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٢٦٩ـ٢٧١) به «فص آدمی » در فصوص الحکم (ابن عربی ، ص ٤٨ به بعد) بسیار شبیه است . در فتوحات مکیه نیز ابن عربی به احوال بقلی اشاره کرده و داستان عشق وی به زن مغنیّه و سپس دل بریدن وی از او را آورده است (جامی ، نفحات الانس ، ص ٢٦٣). همچنین ابن عربی اثری به نام رسالة القدس دارد که همنام اثری از بقلی است (بقلی ، ١٣٦٠ ش ، مقدمة معین ، ص ٧٥ ـ ٧٦(.
شاعران پارسی گوی بارها اشعاری در ستایش وی سروده یا اقوال و احوال وی را به رشتة نظم درآورده اند؛ از آن جمله اند: فخرالدین عراقی (بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٣، ٦٠ـ٦١؛ چیمه ، ص ٢٤٦ـ٢٤٧)؛ عبدالرحمان جامی (ص ٣٩٦ـ٣٩٧)؛ داعی شیرازی (ج ٢، ص ١٦ـ١٧، ٦٨٥).
حافظ نیز اشعاری دارد که نمایندة اثرپذیری او از روزبهان بقلی است (غزل ١٠، ١١، ٧٥، ١٤٣؛ ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٢٢) و وابستگی او به سلسلة صوفیانة روزبهانیان نیز در مقاله ای در حرم دوست مورد بحث قرار گرفته است (ثبوت ، ص ٩٠ـ٩٢).
فرزندان روزبهان بقلی . شهاب الدین محمد که در حیات پدر درگذشت ؛ فخرالدین احمد (متوفی ٦٢٠) معروف به شافعی الزمان که از پدر خرقه گرفت و در حیات او و پس از وی به جای او وعظ می کرد؛ فخرالدین که کتاب الوجیز امام غزالی را ـ که در فقه است ـ به نظم در آورده و اشعاری به فارسی و عربی سروده است . فرزند فخرالدین ، شیخ الاسلام روزبهان ثانی (متوفی ٦٨٥) مریدان بسیار داشته و گویند که برخی از حاکمان غیر مسلمان به دست وی مسلمان شده بودند. خطبه ها و اشعار فارسی بسیار از وی باقیمانده است . فرزندان روزبهان ثانی (نبیره های روزبهان بقلی ) عبداللطیف و شرف الدین ابراهیم ، نیز هر یک کتابی در احوال و آثار شیخ روزبهان بقلی نوشته اند. از فرزند شرف الدین ابراهیم ، به نام صدرالدین روزبهان ثالث ، نیز پیش از این یاد کرده ایم (بقلی ، همان ، مقدمة معین ، ص ٤٥ـ٤٦؛ ابراهیم بن روزبهان ثانی ، ص ١٣٣ـ١٣٥؛ عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، ص ٣٤٩).
منابع :
(١) ابراهیم بن روزبهان ثانی ، تحفه اهل العرفان ، در روزبهان نامه ، چاپ محمد تقی دانش پژوه ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٢) ابن عربی ، فصوص الحکم ، و التعلیقات علیه بقلم ابوالعلاء عفیفی ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٣) روزبهان بقلی ، شرح شطحیات ، به تصحیح و مقدمة فرانسوی از هنری کُربین ، تهران ١٣٤٤ ش ؛
(٤) همو، عبهرالعاشقین ، با مقدمة هنری کربین و محمد معین ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٥) همو، عرائس البیان فی تفسیر القران ، نسخة خطی کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران ، ش ٩؛
(٦) همو، کتاب مشرب الارواح و هو المشهور بهزارُ و یک مقام ( بِالفِ مقامٍ و مقامٍ )، چاپ نظیف محرم خواجه ، استانبول ١٩٧٣م ؛
(٧) اکبر ثبوت ، «حافظ و پیرگلرنگ »، در حرم دوست : یادوارة استاد سادات ناصری ، چاپ ابراهیم زارعی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٨) عبدالرحمان بن احمد جامی ، مثنوی هفت اورنگ ، چاپ مدرس گیلانی ، تهران ( بی تا. ) ؛
(٩) همو، نفحات الانس ، چاپ محمود عابدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٠) معین الدین جنیدبن محمود شیرازی ، شدالازار فی حط الاوزار عن زوارالمزار ، چاپ محمد قزوینی و عباس اقبال ، تهران ١٣٢٨ ش ، چاپ مجدد تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١١) محمد اختر چیمه ، مقام شیخ فخرالدین ابراهیم عراقی در تصوف اسلامی ، اسلام آباد ١٣٧٢ ش ؛
(١٢) شمس الدین محمد حافظ ، دیوان ، چاپ خلیل خطیب رهبر، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٣) نظام الدین محمود داعی شیرازی ، کلیات شاه داعی شیرازی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٣٩ ش ؛
(١٤) روزبهان نامه ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
مصلح بن عبدالله سعدی ، متن
(١٥) کامل دیوان شیخ اجل سعدی شیرازی ، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(١٦) داریوش شایگان ، هانری کُربن : آفاق تفکر معنوی در اسلام ، ترجمة باقر پرهام ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٧) عبداللطیف بن روزبهان ثانی ، روح الجنان ، در روزبهان نامه ، چاپ محمدتقی دانش پژوه ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(١٨) جلال الدین محمدبن محمد مولوی ، کلیات دیوان شمس تبریزی ، با مقدمة جلال الدین همائی ، چاپ منصور مشفق ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٩) Nazif M. Hoca, Ru ¦ zbiha ¦ n al-Bak ¤ i ¦ ve Kita ¦ b Ka f al-Asra ¦ r' ile Fars a Bہzi iirleri, Istanbul ١٩٧١ .
/ اکبر ثبوت /