دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١١٦٧
بَرِیْلی (بَریلی ) ، شهری در یکی از نواحی اوتار پرادش هند، در فلاتی که رود رام گنگا در آن جریان دارد. در ٩٤٤ احداث شد و نام آن ، بنابر روایات ، مأخوذ از باس دیو است که از نظر کاسْت یک «بَرهیله راجْپوت » بود. این شهر برای متمایز شدن از رای بریلی ، زادگاه سیداحمد بریلوی * ، و نیز به سبب مجاورتش با یک نیزار (بانْس )، در نزد مردم به بانْس بَریلی مشهور است .
در زمان سلطنت اکبر، در این محل دژی ساختند تا از هجوم راجپوتهای رهیل کهند جلوگیری کنند. رفته رفته ، در اطراف دژ شهری به وجود آمد، و تا ١٠٠٥ تبدیل به یک «پَرْگَنَه » ( از تقسیمات کشوری قدیم هند ) شد. این شهر که از اهمیت چندانی برخوردار نبود، در زمان سلطنت شاه جهان مرکز کی تهر (نام قدیمی رهیل کهند) شد. علی قلی خان از ١٠٣٨ برآنجا حکومت می کرد. بعد از او، در ١٠٦٨ مکرند رای به حکومت رسید و شهر جدیدی احداث کرد. در دوران فرمانروایی مغولان هند، این شهر حاکم داشت . پس از مرگ اورنگ زیب در ١١١٩، هندوان بریلی حاکم مغولی را بیرون راندند، از پرداخت خراج خودداری کردند و قدرت را به دست گرفتند؛ اما پس از اندکی ، میان خودشان نزاع در گرفت ، و از علی محمد خان ، رئیس قبیلة رهیله ، دعوت کردند تا زمام امور را به دست گیرد. چیزی نگذشت که وی سلطة خود را تا المورا در کماون گسترش داد ولی در ١١٥٨ محمدشاه ، پادشاه دهلی ، به سوی او لشکر کشید و وی را به اسارت به دهلی برد. اما پس از مدت کمی وی از زندان آزاد شد و در ١١٦٠ مجدداً به حکمروایی بریلی رسید. پس از مرگش در ١١٦٢، حافظ رحمت خان جانشین او شد. حافظ رحمت خان پس از درگیریهای شدید با نیروهای اَوَدْه ، که بخشی از نیروهای مهرته حمایتشان می کردند، حاکم مطلق رهیل کهند شد. در ١١٨٤ نجیب الدوله با کمک لشکریان مهرته به فرماندهی سندهیا و هُلکر ، رحمت خان را شکست داد. شجاع الدوله به نجات رهیله ها شتافت ، ولی اندکی بعد، با آنها به دشمنی برخاست و رحمت خان ، رئیس آنها، را کشت . در ١١٨٨/١٧٧٤، سعادت یارخان به حکم وزیر اوده ، حاکم بریلی شد. در ١٢١٦/١٨٠١ سرتاسر رهیل کهند به دست انگلیسیان افتاد و بریلی نیز بدانها واگذار شد. در ١٢٢٠/١٨٠٥، امیرخانِ پِنْداری به بریلی حمله کرد اما با تلفات سنگین مجبور به عقب نشینی شد. در ١٢٣٢/١٨١٦ ساکنان آن ، به سبب تعیین مالیاتی محلی ، سر به شورش برداشتند ولی با شدت و خشونت با آنها رفتار شد. در ١٢٥٣/١٨٣٧ و ١٢٥٧/١٨٤٢، شورشهای شدیدی میان هندوها و مسلمانان در گرفت . در جریان شورش بزرگِ ١٢٧٣/١٨٥٧، خان بهادرخان ، نوة حافظ رحمت خان ، حاکم بریلی شد و آرامش شهر بکلی به هم خورد. در محرم ١٢٧٤/ سپتامبر ١٨٥٧، پس از سقوط دهلی ، رهبران شورشی ـ یعنی تفضّل حسین خان ، نواب فَرُّخ آباد، نانا صاحب از بتهور و فیروزشاه شاهزادة مغول ـ از شهر به صورت سنگر استفاده کردند اما شکست خوردند و در ١٠ رمضان ١٢٧٣/ ٥ مه ١٨٥٧ انگلیسیها بار دیگر آن را اشغال کردند. در ١٢٨٧/١٨٧١، هندوها و مسلمانان مجدداً شورش کردند و از آن پس ، چندین شورش مذهبی به وقوع پیوست و در ١٣٢٦ ش /١٩٤٧ با تأسیس پاکستان ، غالب مسلمانان از بریلی مهاجرت کردند.
ژنرال بخت خان * ، فرمانده هنگ بریلی که در هنگام شورش به فرماندهی کل نیروهای شورشی تعیین شد، اهل این شهر بود. احمد رضاخان (متوفی ١٣٠٠ ش / ١٩٢١) فقیه و عالمی که پیروانش «حزب الاحناف » را تشکیل دادند و در میان مردم به بریلَویان شهرت دارد، از مردم این شهر است . حزب الاحناف ، یکی از فرقه های حنفی است که برخلاف سایر اهل سنت حضرت پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم را عالم به غیب ، و آگاه از آینده می دانند. این اصل عقیدتی گاه موجب کشمکشهای شدیدی میان علمای شبه قارة هند و پاکستان شده است .
تنها بنای شایان ذکر در بریلی ، مقبرة حافظ رحمت خان است که فرزندش ذوالفقارخان آن را در ١١٨٩ بنا نهاده است . این مقبره چند بار مرمت شده ، و آخرین بار حکومت انگلیس آن را در ١٣٠٩/١٨٩١ـ١٨٩٢ تعمیر کرده است .
منابع :
(١) عبدالقادربن ملوک شاه بداؤنی ، منتخب التواریخ ، سلسله آثار هندی ، فهرست ؛
(٢) الطاف علی بریلوی ، حیات حافظ رحمت خان ، بداؤن ١٣٣٣/١٩١٣؛
(٣) العلم (فصلنامه )، ج ٣، ش ١، ص ٢٨ـ٣٢؛
(٤) گلزاری لال ، تواریخ بریلی ، نسخة خطی ؛
(٥) Imperial gazetteer of India , Oxford ١٩٠٨, VII, ٣-١٣;
JRAS
(٦) (١٨٩٧), ٣٠٣.
/ بزمی انصاری ( د. اسلام ) /