دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١١٥٦
بَرید شاهیان ، سلسله ای از امیران مسلمان ترک نژاد دردکن که از ٨٩٧ تا ١٠٢٨ در بَیْدَر * فرمانروایی داشتند. مؤسس این سلسله قاسم بَرید، غلامی تُرک نَسَب ، بود که به محمد شاه سوم (حک : ٨٦٧ ـ٨٨٧)، سیزدهمین سلطان سلسلة بهمنیان ( رجوع کنید به بهمنیهای دکن * )، فروخته شد. قاسم شخصیت برجسته ای بود که در خوشنویسی و نوازندگی دست داشت و در میدان جنگ نیز شایستگی بسیار از خود نشان می داد. در عهد سلطنت محمد شاه ، به درجة کوتوالی (قلعه بیگی ) رسید و پس از درگذشت ملک حسن نظام الملک ، مقام صدارت دستگاه متزلزل بهمنیان را نیز قبضه کرد. او ناگزیر بود که اغلب با تیولداران نیرومند قلمرو حکومت در بیجاپور و احمد نَگَر و گُلکُنده که عملاً استقلال یافته بودند، مبارزه کند، ولی قدرت عمده اش ناشی از زندگی مداوم در پایتخت یعنی بیدَر بود. وی در ٩١٠ درگذشت و پسرش امیر برید جانشین او شد. قاسم قدرت بهمنیان را در هم شکست و باقیماندة قدرت آنان را نیز جانشین او از میان برد؛ تا اینکه پس از فرار کلیم اللّه ، آخرین امیری که اسماً حکومت می کرد، امیر برید در بیدر به اختیار مطلق رسید؛ اما ناچار شد که با علی عادلشاه بیجاپور که بیدر را پس از بیرون راندن حاکمِ بریدی به تصرف درآورده بود، دست و پنجه نرم کند. دیری نگذشت که ارگ شهر دوباره بازسازی شد، اما این کار زمانی صورت گرفت که دژهای قندهار و کَلْیانی ضمیمة بیجاپور شده بود. امیر برید کوشید تا همان گونه که محمود گاوان (وزارت :٨٦٢ـ٨٨٧)، عمل کرده بود، دست کم تیولداران کوچک را تحت نظارت مستقیم مرکز درآورد. ولی توفیق نیافت . وی در ٩٥٠ در گذشت و پسرش علی به جای او نشست .
علی برید شیفتة ادبیات و هنر و معماری بود. رنگین محل در داخل قلعة بیدر و مقبرة خوش ساخت خودِ وی دو بنا از آثار برجسته و نمودار ذوق اوست . دوران فرمانروایی او طولانی بود و خود نخستین فرد بریدی است که عنوان «شاه » بر خود نهاد، هر چند به لقب «المَلکِالمالک »، که بر صدفی زیبا در رنگین محل ترصیع شده است ، اکتفا می کرد. همچنین یکی از چهار امیر متّحدی بود که سرانجام در ٩٧٣ به حکومت رامارایا، امیر ویجَیانَگَر، پایان دادند. علی برید با دستیاری ابراهیم قُطب شاه ، فرماندهی جناح چپ جبهة متحدان را عهده دار بود؛ او در ٩٨٧ درگذشت .
پس از علی برید، بخت از این خاندان روی برتافت . نخست ابراهیم و سپس قاسم دوم جانشین او شد. پس از قاسم دوم ، فرزند خردسالش ، مشهور به میرزا علی برید شاه ، به حکومت رسید. اما یکی از خویشاوندانش ، به نام امیر برید شاه دوم ، او را بر کنار ساخت و تاج و تخت را تصرف کرد. پس از برید دوم ، امیری روی کار آمد که ، بنابر کتیبه ای دو زبانه ، میرزا ولی امیر بریدشاه نام داشت . در دورة این سلطان ، حکومت برید شاهیان به پایان رسید و در ١٠٢٨ بیدر به بیجاپور منضم شد.
از برید شاهیان سکه های اندکی به دست آمده است . هر چند فرشته می نویسد که حتی قاسم برید نیز به نام خود سکه زد، تنها سکه های شناخته شده یا سکه های مسی بهمنیان است که کلمة «امیرشاه » بر آن حک شده و به امیر برید دوم منتسب است و یا فلسها و نیم فلسهای مسی با عنوان «امیر برید السلطان » که هیچ تاریخی ندارد. تمام این سکه ها در موزة حیدرآباد نگهداری می شود.
منابع :
(١) تاریخ محمد قطب شاه ؛
(٢) محمدبن ابراهیم زبیری ، بساتین السلاطین (تاریخ بیجاپور) ، حیدرآباد دکن ١٣١٤؛
(٣) علی بن عزیزالله طباطبا، برهان مآثر ، دهلی ١٩٣٦؛
(٤) محمد قاسم بن غلامعلی فرشته ، گلشن ابراهیمی (تاریخ فرشته ) ، لکهنو ١٨٧٤؛
(٥) H. K. Sherwani, The Bahmanis of the Deccan ;
(٦) G.Yazdani, Bidar: its history and monuments , Oxford ١٩٤٧.
/ حبیب الرحمان خان شروانی ( د. اسلام ) /
آثار تاریخی . آثار تاریخی برید شاهیان در شهر بیدر واقع است . این خاندان ، که جانشین سلسلة استواری چون بهمنیان بودند، بناهای عالی فراوانی به ارث بردند، و بیش از ایجاد بناهای جدید به اصلاح و بازسازی بناهای قدیم پرداختند. ترقی سبک برید شاهی بیشتر در بنای مقبره هایی متجلی است که گورستان سلطنتی را در شش کیلومتری دیوار غربی شهر تشکیل می دهند. این گورستان به سبب باغهای وسیع اطراف مقبره ها منطقة پهناوری را در بر می گیرد.
مقبرة قاسم اول (متوفی ٩١٠) بنایی کوچک و معمولی با گنبد مخروطیِ ساده است (یزدانی ، ص ١٤٩). مقبرة جانشین وی ، امیر برید اول ، به سبب مرگ ناگهانیش در ٩٥٠ ناتمام و بدون گنبد ماند. بر هر نمای آن ، طاقنمای دو اشکوبه ای است که طاقی میانی هر دو را قطع می کند و، چنانکه در نخستین بناهای بهمنیان معمول بوده ، قسمت بالای همة بناها دارای نقوش برجسته است (همان ، ص ١٥٠ـ١٥١). در دوران حکومت علی برید (٩٥٠ـ٩٨٧) فعالیتهای ساختمانی بیشتر شد؛
از جمله ، اصلاحات وسیع در بنای قلعه و برج و باروهای شهرها از قبیل استقرار چندین توپ بزرگ ؛
بازسازی رنگین محل با افزودن صدفکاری بسیار زیبا و یک صحنه منبّت کاری پرپیچ و تاب و منبّت کاریهایی که در آنها اسلوب هندوان با طرحهای اسلامی در آمیخته است (همان ، ص ٤٤ـ٤٩)؛
تغییرات عمده در ساختمان تَرْکَش محل ، خصوصاً در بخش فوقانی آن ، با طرح زنجیر و آویز، که از آن پس از وجوه ممّیزِ آثار برید شاهیان شد (همان ، ص ٥٧ـ٥٩). مقبرة علی که در مکان مناسبی قرار گرفته ، دارای مدخلی عظیم ، با طاقنماهای قوسی عریض و سردرهای کوتاه و اتاقهای فوقانی با طاقچه های هلالی زینتی متعدد است . دیوارهای مقبره هریک طاق قوس وار عریضی است که از میان آن ، آرامگاه که از مرمر سیاه شفاف ساخته شده نمایان است . ازینرو بخش داخلی مقبره باز و روشن و به کاشیهای الوان با نقش و نگارهای زیبا (همراه با اشعار عطّار و آیات قرآنی به خط ثُلث ) مزین است ، ولی در تزیین افراط نشده است . چون مقبره از اطراف باز است ، محراب ندارد. در عوض ، در جنب مقبره ، مسجدی مجزّا قرار گرفته که دارای مناره های بلند و سقف قوس دار است و نمای آن با گچبریهای زیبا زینت شده است . مقبره ، مدخل و مسجد، حفاظی با نقش سه پرّه دارند که یادگار دورة متأخر بهمنیان است (همان ، ص ١٥١ـ١٦٠). مقبرة ابراهیم (متوفی ٩٩٤) تقلیدی از آرامگاه پدر او اما در مقیاسی کوچکتر است که ناتمام مانده و آجرهای آهک اندود آن نمایان است . جرزهای کنده کاری شدة سه کنج نشان می دهد که چرخ هندوان بخشی از تزیین بوده است (همان ، ص ١٦٠ـ١٦١). این دو مقبره دارای گنبدی بزرگ است که روی پایه ای بلندتر قرار گرفته ، ولی در قسمت پایین به درون خمیده شده به نحوی که گنبد به شکل سه ربع یک کرة کامل درآمده و چنان است که بخش فوقانی آن نسبت به ساختمان اندکی سنگین به نظر می آید. خمیده ساختن بخشِ زیرینِ گنبد، از خصوصیات بناهای معاصر سلسله های قطب شاهیان (٩١٨ـ١٠٩٧) و عادلشاهیانِ (٨٩٠ـ١٠٩٧) گُلکُنده و بیجاپور بوده است .
مقبرة قاسم دوم ، فقط یک مدخل دارد و از تناسب بیشتری برخوردار است . نمونه ای دیگر از طرح باز را در گنبد محراب مسجد کالی (سیاه ) می توان مشاهده کرد (همان ، ص ١٩٦ـ١٩٧). مسجد جامع شهر ( رجوع کنید به بیدر)، که از بناهای متأخّر دورة بهمنیان است ، در عهد برید شاهیان مرمّت شده است (طرح زنجیر و آویز در لچکیهای نما؛
همان ، ص ١٠٣ـ ١٠٤). از دورة علی برید آرایشها بیشتر متوجه جزئیات شد، و نفوذ معماری هندی آشکارتر گردید. در بناهای برید شاهیان ـ از جمله مسجد کالی ـ نقشهایی که بر سنگ حک شده است غالباً برای چوب مناسبتر به نظر می رسد. بیشتر آثار متأخّر حاکی از آن خصوصیت ظاهر فریبی است که اغلب در ابنیة سلسله های رو به زوال مشاهده می شود.
منابع :
جزئیات کاملتر دربارة بسیاری از این بناها همراه با مآخذ مربوط در د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل dar" ¦ "B آمده است . برای ارجاعات کامل ، لوحه های بزرگ ، طراحیها، طرحها، و نظایر آنها بویژه ؤ
(٧) G. Yazdani, Bidar: its history and monuments , Oxford ١٩٤٧.
/ ج . برتن ـ پیج ، ( د. اسلام ) /
Vبرید شمال رجوع کنید به جراید در ایران