دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠٩١
بَرَوَه ، شهر ساحلی در سومالی . بیشتر سکنة آن از قبیلة تونی از سومالیان دِگِل اند که قوم اَجُران را از آنجا راندندو جای آنان را گرفتند و با اقوام گَلَة ناحیة بُران درآمیختند. خاک آن نسبتاً حاصلخیز است . از این شهر پوست و غلاّ ت و کره به بازار عرضه می شود و چرمسازی در آن رونق دارد.
بَرَوَه ممکن است همان «باوَری » یاقوت باشد که صادرکنندة عنبر بوده ، یا «بروة » ادریسی (گونة دیگر آن «مروه ») که درمرز سرزمین کفّار واقع بوده است ، ولی سایر جغرافیدانان مسلمان از آن نام نبرده اند. بَرّوس ، به نقل از یکی ازکتب تاریخ وقایع کلوه * که مفقود شده است ، می گوید که زیدیهای الاَحْسا * این شهر را بی درنگ پس از مَقدیشوبنا نهادند؛ یکی از راویانِ محلیِ استیگند مؤلف کتاب > سرزمین زنج < بنای آن را به خلیفه عبدالملک بن مروان در ٧٧نسبت می دهد. در قرن هشتم ، این شهر تابع حکومت پات بود. چینیها در حدود ٨٢١/١٤١٨ به «پو لا وا » سفر کرده اند.در ٩٠٩/ ١٥٠٣، دوازده شیخی که رویی لورنسو راواسکو به اسارت گرفت بروه را خراجگزار پرتغال کردند. در ٩١٢/ ١٥٠٧، تریستائوداکونها و آلبوکرک به این شهر هجوم بردندو آن را به آتش کشیدند؛ بروه چهار تا شش هزار مدافع گردآورد و غنایم گرانبهایی فراهم کرد و موقتاً نضج گرفت ،ولی پس از ترقی اقوام گَلَه رو به اضمحلال نهاد. سیادت پرتغال بر این شهر گاه گاه به رسمیت شناخته می شد.نویسندگان پرتغالی آن را کشوری جمهوری خوانده اند که حکومت آن با دوازده تن از شیوخ است ؛ گی یَن به وجود شورایی از رؤسای پنج قبیلة سومالیایی و دو قبیلة عرب و سلطانی اشاره می کند که برای مدت هفت سال انتخاب می شده و، به طوری که گی ین شنیده ، رسم براین بوده است که پس از پایان بود که در حدود ١٢٣٨/١٨٢٢ مدعی حق فرمانروایی برمزرویی ها شدند، ولی خراج آن گاهی به سران قبایل
سومالی پرداخت می شد. در ١٢٩٢/١٨٧٥ مدت دو ماه به تصرّف مصریها در آمد. انگلیس و آلمان در ١٣٠٣/١٨٨٦ طی اعلامیة مشترکِ خود، حکومت بوسعیدیان را بر این شهر به رسمیت شناختند. سه سال بعد، ایتالیا زمینهای ساحلی را تحت الحمایة خویش خواند و در نتیجه بروه نیز به زیر تسلّط آن کشور درآمد ( رجوع کنید به سومالی ). عملیات بندرسازی در آنجا آغاز شد با این امید که روزی بندرگاه تمام ناحیة جُب شود، ولی این عملیات ادامه نیافت .
منابع :
(١) محمدبن محمد ادریسی ، ( الکتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، قاهره ] بی تا. ) ، ج ١، ص ٥٨ [ ؛
(٢) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، ج ١، ص ٤٨٥؛
(٣) Beccari, Rerum A ¦ ethiopicarum Scriptores , vol. x, ٣٨٢;
(٤) R. Coupland, East Africa and its invaders and the exploitation of East Africa;
(٥) Guida dell' Africa Orientale Italiana ;
(٦) C. Guillain, Documents sur l'histoire, la gإographie et le commerce de l'Afrique orientale , tom. i, ٥٧٢-٥٧٣, tom. iii, ١٥٨ ff.;
(٧) J. Afr. S. , (١٩١٤-١٩١٥), ١٥٨;
(٨) Ming S ¤ hih , ch. ٣٢٦;
(٩) G. Piazza, La regione di Brava nel Benadir ;
(١٠) F. Storbeck, "Die Berichte der arabischen Geographen des Mittelalters دber Ost-Afrika", in MSOS , ١٧ (١٩١٤), ٩٧-١٦٩;
(١١) J. Strandes, Die Portugiesenzeit von Deatsch- und Englisch ;
Ost-Afrika,
(١٢) (شامل ارجاعات مهم پرتغالی است ) ;
(١٣) T`oung Pao ١٩٣٣, ٢٩٧ and ١٩٣٨-١٩٣٩, ٣٥٤.
/ بکینگام ( د. اسلام ) /