دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٠١٣
بَرَکَت ، در اصل به معنای ثبات و دوام یا رشد و فزونی (ابن منظور، ذیل «ب ر ک »؛ فخر رازی ، ج ٨، ص ١٥٨) و در قرآن به معنای فراوانیِ همراه با میمنت و بالندگی و افزونی خیروخوبی (در برابر شؤم به معنای رشد و فزونی شّر رجوع کنید به طبرسی ، ج ٥، جزء ٢٥، ص ١٠٧). راغب اصفهانی (ذیل «برک »)، ابن فارسِ (ذیل «برک ») و طبرسی (ذیل آیاتی که مشتقات «ب ر ک » در آنها آمده است ) فقط ثبوت را معنای اصلی آن می دانند و کاربرد قرآنی یا عرفی آن را در معانی دیگر به همین معنی باز می گردانند. بدین ترتیب ، مناسبت معنایی آن با مفاد بَرَکَ الاءِبل (= شتر به زانو نشست و در جای خود ماند)، روشن می شود. در اصطلاح موحّدون ، «برکت » به معنای پاداشی به کار رفته است که به حقوق نظامیان افزوده می شود. در گویشهای مغربی ، از این واژه ، با مفهوم قیدی ، معنای «به قدر کفایت » اراده می شود.
واژه های همخانوادة برکت در قرآن به صورتهای تبارَکَ، بارَکَ، بارَکْنا، بُورِکَ، بَرَکات (جمع برکت )، مبارَک و مبارکة (جمعاً ٣٢ مورد) آمده است که کلمه تَبارَک (تَبارک اللّه ، تَبارکَ اسمُ ربَّک ، تبارک الذّی ...) به طور اخص برای خدا به کار رفته است (دربارة معنای تبارک و وابستگی آن با معنای اصلی برکت رجوع کنید به طبرسی ، ذیل انعام : ٩٢، ١٥٥؛ فرقان : ١؛ زخرف : ٨٥؛ ابن منظور؛ راغب اصفهانی ؛ ابن فارس ، ذیل برک ). سایر مشتقات برکت در قرآن به اشخاص و امکنه ای نسبت داده شده است که از لحاظ مادی یا معنوی به این معنی ناظرند: زمین به لحاظ دربرداشتن نعمتهای گوناگون (اعراف :٩٦، ١٣٧؛ فصّلت :١٠)؛ سرزمین شام به لحاظ مواهب مادی و موقعیت خاصّ معنوی (اسراء:١؛ انبیاء:٧١، ٨١؛ سباء:١٨)؛ حضرت ابراهیم و اسحاق به لحاظ دوام و فزایندگی بخششهای الهی به ایشان (صافات : ١١٣)؛ حضرت موسی و فرشتگان وحی و وادی مقدس (نمل : ٨؛ قصص : ٣٠)؛ قرآن به لحاظ رستگار کردن انسانها (انعام : ٩٢، ١٥٥؛ انبیاء: ٥٠؛ ص :٢٩)؛ سرزمین مکه یا مسجدالحرام به لحاظ خیرات فراوان یا دوام بندگی خدا در آن (آل عمران : ٩٦)؛ حضرت عیسی به لحاظ وجود پُر فایده یا ارشاد به سوی خیرات و یا پایداری در ایمان (مریم : ٣١)؛ آب باران به لحاظ رویاندن گیاهان و روزی رساندن به بندگان (ق : ٩؛ اعراف : ٩٦)؛ درخت زیتون به لحاظ فواید بسیار (نور: ٣٥) و شب قدر به لحاظ ویژگیهای آن ، از جمله نزول یکبارة قرآن در آن (دخان : ٣؛ و نیز رجوع کنید به شب لیلة القدر * ).
برکت الهی همراه با رحمت و سلام شامل حال همراهان نوح در کشتی و اهل بیت ابراهیم نیز بوده است (هود:٤٨، ٧٣) که فراء (ج ٢، ص ١٨، ٢٣) و ابومنصور ازهری (ج ١، ص ٢٣١ـ٢٣٢) آن را به سعادت دایمی تفسیر کرده اند (نیز رجوع کنید به ابن منظور، همانجا). در روایات ، دعا برای برکت یافتن پیامبر و آل او، مانند حضرت ابراهیم و دودمانش ، بویژه در طرز صلوات فرستادن بر رسول اکرم صلی اللّه وعلیه وآله وسلّم ، که از خود آن حضرت نقل شده ، فراوان به چشم می خورد (ونسینک ، ج ١، ص ١٧٣؛ سیوطی ، ج ٥، ص ٢١٥ـ٢١٩؛ حرّ عاملی ، ج ٤، ص ١٢١٤) که خواستار دوام مواهب معنوی و کرامتهای الهی به آل رسول است (ابن منظور، همانجا).
در احادیث ، گوسفند و بز شیرده (مجلسی ، ج ٦١، ص ١١٦، ١١٨، ١٢٧ـ ١٣٨)، اسب (ابن حنبل ، ج ٣، ص ١١٤، ج ٤، ص ١٨٤)، آب (مجلسی ، ج ٦١، ص ١٣٤)، آتش (همانجا)، شیر، گوشت (مجلسی ، ج ٦٣، ص ٧٦)، نان (همان ، ج ٦٣، ص ٢٧٠ـ٢٧٤؛ نان در میان مردم «برکت » نام گرفته و بدان سوگند نیز می خورند رجوع کنید به دهخدا، ذیل واژه )، عسل (مجلسی ، ج ٦٣، ص ٢٩٤)، سرکه (همان ، ج ٦٣، ص ٣٠٣)، خانه ای وسیع در مکانی مناسب و با همسایگانی خوب (ج ٧٣، ص ١٥٤)، کارهایی چون اطاعت و ذکر خدا و خواندن قرآن (کلینی ، ج ٣، ص ٦١٠؛ مجلسی ، ج ٧٠، ص ٣٤١)، روزه گرفتن و خوردن سحری در ماه رمضان (ابن حنبل ، ج ٣، ص ١٢)، داد و ستد سهل و صادقانه (همان ، ج ٣، ص ٤٠٢؛ حرّ عاملی ، ج ١٢، ص ٣، ٥) و مهلت دادن برای پرداخت بها (ابن ماجه ، ج ٢، ص ٧٦٨)، اطعام مساکین (مجلسی ، ج ٧١، ص ٣٦٢، ٣٦٨)، به کار بستن احکام دینی ، پیوند با خویشان (همان ، ج ٧١، ص ٨٨ـ١٣٢ رجوع کنید به صلة رحم * )، رفتار نیکو با همسایگان (ج ٧١، ص ٩٧، ١٥٣)، مواسات * با برادران ایمانی (ج ٧١، ص ٣٩٥)، شستن دستها قبل و بعد از خوردن غذا (ج ٦٣، ص ٣٥٥)، صرف غذا با جمع (ج ٦٣، ص ٤٢٤؛ ابن ماجه ، ج ٢، ص ١٠٩٤)، نظافت بدن و خانه (مجلسی ، ج ٧٣، ص ١١٠، ١١٣، ١١٩، ٣١٤)، کم کردن هزینه های ازدواج (ابن حنبل ، ج ٦، ص ٨٢، ١٤٥) برکت آور هستند و در مقابل ، نپرداختن زکات (حرّعاملی ، ج ٦، ص ١٤)، ارتکاب گناه (مجلسی ، ج ٧٠، ص ٣٥٨)، دزدی و خیانت و شرابخواری و فحشاء (همان ، ج ٧٦، ص ١٩، ٢٣)، سماع غنا به افراط ، ظلم قضات ، خواب بامدادی (ج ٧٣، ص ١٨٤)، بی توجهی به نظافت خانه ، مال اندوزی از راه نامشروع (ابن حنبل ، ج ١، ص ١٩٠، ج ٣، ص ٤٣٤)، سوگند خوردن و دروغزنی در معاملات (همان ، ج ٣، ص ٤٠٣)، غافل ماندن از ذکر خدا و تلاوت قرآن برکت زدا شمرده می شوند (مجلسی ، ج ٧٣، ص ٣١٤ـ٣١٦، ج ٧٦، ص ٢٤٣). همچنین اگر جامعه ای به تقوا روی آورد، از برکات آسمان و زمین بهره خواهد برد (همان ، ج ٥٢، ص ٢٨٠، ٣٣٠؛ ابن حنبل ، ج ٢، ص ٤٨٢؛ ج ٤، ص ١٨٢). بنابر روایات ، فقر، تنگی معیشت (مجلسی ، ج ٧٠، ص ٣١٨، ٣٢٤)، کاهش باران و فراورده های زمینی از گیاهان و معادن آثار و نشانه های زوال برکت است . بااینهمه برکت را نباید تنها فراوانیِ کمّی دانست ، بلکه کفایت کردن موجود، هر چند کم ، نشانة آشکار برکت است . در داستانهای مربوط به برکت یافتن غذا یا آب اندک برای گروه بسیار، بر اثر دعا یا اعجاز رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم ، این معنی آشکار است .
محمّدبن عبدالرحمان وصّابی (متوفی ١٦٦) مجموعة اعمال و ادعیة مستخرج از آیات و احادیث را در کتاب البرکه گردآورده است . فعل برکت به خداوند نسبت داده می شود و در روایات بسیاری از پیامبر نقل شده است که ایشان همواره برای اشخاص ، خواه فرد و خواه جمع ، محصول کشاورزی ، تجارت ، مواد غذایی و بعضی مکانها از خدا طلب برکت می کرده اند (ابن حنبل ، ج ١، ص ٢٥١، ٤٦٠، ج ٣، ص ١٠٥، ٤١٦، ٤١٨، ج ٤، ص ٣٦، ١٧١، ٣٧٦، ج ٦، ص ٥٦، ٢١٢، ٢٢٢، ٣٤٧، ٤٣٠؛ بخاری جعفی ، ج ١، ص ٢٣؛ ج ٣، ص ٢١٢؛ ج ٥، ص ٤٦، ج ٦، ص ٢١٦؛ ترمذی ، ج ٥، ص ٥٠٦). شماری از روایات تاریخی نشان می دهند که شخص پیامبر صلی اللّه علیه وآله وسلّم و اشیای منسوب به ایشان برکت آور بوده و مسلمانان ، حتی پس از رحلت آن حضرت ، از مرقد ایشان برکت می یافته اند (مجلسی ، ج ١٦، ص ٤٠١، ج ١٨، ص ٢٣ـ ٤٥؛ عسکری ، ج ١، ص ٤٣ـ ٤٨؛ سمهودی در چند فصل از کتاب وفاء الوفاء ). در کتب سیره آمده است که رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم ، در اثنای هجرت از مکه ، قصد دوشیدن گوسفندِ از شیر رفتة امّ مَعبَد کرد و از پستان گوسفند، به برکت تماس دست ایشان ، شیر فوران یافت . شیعه برای اهل بیت پیامبرصلی اللّه علیه وآله وسلّم نیز این فضیلت را قایل اند و نمونه هایی چند از برکت وجود ایشان ، درحیات و ممات ، گزارش شده است (از جمله رجوع کنید به مجلسی ، ج ٤٢، ص ٣١١ـ ٣٣٧، ج ٤٩، ص ٣٢٦ـ٣٣٧). برخی علما تبرک جستن به مرقد پیامبر را ناروا دانسته اند، لیکن دلیل
عمدة بیشتر ایشان ـ بر خلاف ابن تیمیه و پیروانش که اینگونه اعمال را شرک می دانند ـ حفظ ادب است . جواز تبرک جستن به منبر آن حضرت نیز مؤید همین معنی است . با اینهمه ، شواهد بیشماری از یاران رسول اکرم صلی اللّه علیه وآله وسلّم یاد شده که تماس بدنی با مرقد ایشان را نیکو و سبب برکت دانسته اند (امین ، ص ٤٢٩ـ ٤٤٨(.
برکت یافتن از اولیا و عالمان دینی در متون ، بویژه تذکره های عرفا، فراوان نقل شده است (دهخدا، ذیل واژه ). محل اقامت و مسکن اولیا و اشیای متعلق به آنان نیز مبارک تلقّی گردیده است .
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) ابن حنبل ، مسند احمدبن حنبل ، استانبول ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٣) ابن فارس ، معجم مقاییس اللغة ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قم ١٤٠٤؛
(٤) ابن ماجه ، سنن ابن ماجة ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٥) ابن منظور، لسان العرب ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٠٠ ) ؛
(٦) محمدبن احمد ازهری ، تهذیب اللغة ، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٦٧؛
(٧) محسن امین ، کشف الارتیاب ، تهران ١٣٤٧؛
(٨) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٩) محمدبن عیسی ترمذی ، سنن الترمذی ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(١٠) محمدبن حسن حر عاملی ، وسائل الشیعة الی تحصیل مسائل الشریعة ، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١١) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(١٢) حسین بن محمد راغب اصفهانی ، المفردات فی غریب القرآن ، چاپ محمد سید کیلانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٣) علی بن عبدالله سمهودی ، وفاء الوفا ، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٤) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور ، قم ١٤٠٤؛
(١٥) فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ( ١٩٨٠ ) ؛
(١٦) مرتضی عسکری ، معالم المدرستین ، تهران ١٤١٣/١٩٩٣؛
(١٧) محمدبن عمر فخررازی ، التفسیر الکبیر ، قاهره ( بی تا. ) ، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٨) یحیی بن زیاد فراء، معانی القرآن ، ج ٢، چاپ محمدعلی نجار، چاپ افست تهران ( بی تا. ) ؛
(١٩) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت ١٤٠١؛
(٢٠) محمد باقربن محمدتقی مجلسی ، بحارالانوار ، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢١) محمدبن عبدالرحمان وصّابی حبشی ، البرکه ، مصر ١٣٥٤؛
(٢٢) آرنت یان ونسینک ، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی ، لیدن ١٩٣٦ـ١٩٦٩.
/ حسن طارمی /