شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٣١٩ - تثليث بزرگترين انحراف مسيحيت
نتيجه اين كه ذات خداوند كه يك وجود غير متناهى است هرگز نمىتواند تعدد داشته باشد.
همچنين اگر معتقد باشيم ذات خدا مركب از «سه اقنوم»[*](سه اصل يا سه ذات) است لازم مىآيد كه هر سه محدود باشند، نه نامحدود و نامتناهى.
بعلاوه هر «مركبى» نيازمند به «اجزاى» خويش است و وجودش معلول وجود آنهاست و لازمۀ تركيب در ذات خدا اين است كه او نيازمند و معلول باشد در حالى كه مىدانيم او بىنياز است و علت نخستين عالم هستى است.
٤) از همه اينها گذشته چگونه ممكن است، ذات خدا در قالب انسانى آشكار شود و نياز به جسم و مكان و غذا و لباس و مانند آن پيدا كند؟ محدود ساختن خداى ازلى و ابدى در جسم يك انسان و قرار دادن او در جنين مادر، از بدترين تهمتهايى است كه ممكن است به ذات مقدس او بسته شود، همچنين نسبت دادن فرزند به خدا كه مستلزم عوارض مختلف جسمانى است يك نسبت غير منطقى و كاملا نامعقول محسوب مىشود، به دليل اين كه هركسى در محيط مسيحيت پرورش نيافته و از آغاز طفوليت با اين تعليمات موهوم و غلط خو نگرفته است از شنيدن اين تعبيرات كه برخلاف الهام فطرت و عقل است مشمئز مىشود و اگر خود مسيحيان از تغييراتى مانند «خداى پدر» و «خداى پسر» ناراحت نمىشوند به خاطر آن است كه از طفوليت با اين مفاهيم غلط انس گرفتهاند! ٥) اگر ديده مىشود كه جمعى از مبلغان مسيحى براى اغفال افراد كماطلاع در مورد مسئله تثليث، متشبث به مثالهاى سفسطهآميزى شدهاند، از جمله اين كه: وحدت در تثليث (يگانگى در عين سهگانگى) را مىتوان تشبيه به «جرم خورشيد» و «نور» و «حرارت» آن كرد كه سه چيز هستند و در عين حال يك حقيقتند و يا تشبيه به موجودى كرد كه عكس آن در سه آيينه بيفتد با اين كه يك موجود بيشتر نيست، سه موجود به نظر مىرسند! و يا آن را تشبيه به مثلثى مىكنند كه از بيرون، سه زاويه دارد و اما اگر زوايا را از درون امتداد دهيم به يك نقطه مىرسند.
[*]«اقنوم»: ع (به ضم همزه و نون) شخص، كالبد، اصل و سبب چيزى، اقانيم جمع. سه اقنوم يا اقانيم ثلاثه: در اصطلاح مسيحيان: اب، ابن، روح القدس. «فرهنگ فارسى عميد»