شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ١٢٨ - توصيف پيامبران بزرگ به «اوّاب»
معنى طريق و راه آمده است:لِلطّٰاغِينَ مَآباً.«و محل بازگشتى براى طغيانگران!» نبأ/ ٢٢.
و نيز در آيۀ:... وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ.
«... و براى پرهيزگاران بازگشت نيكويى است» ص/ ٤٩. كلمۀ «مَآب» به همان معنى «محل بازگشت» است، و اضافۀ «حسن» به «مآب» از قبيل اضافۀ صفت به موصوف است. (ج ٣١٤/١٩، ج ٣٩/٢٦ و ٦٠.)
توصيف پيامبران بزرگ به «اوّاب»
در سورۀ (ص) سه نفر از پيامبران بزرگ به عنوان «اوّاب» توصيف شدهاند:
«داود»[*]و «سليمان»[**]و «ايّوب»[***]، و در سورۀ (ق) آيۀ ٣٢ اين وصف براى همۀ بهشتيان ذكر شده است:
هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوّٰابٍ حَفِيظٍ.«اين بهشت همان است كه وعده شد بر همۀ بندگانى كه به درگاه خدا پناه برده و نفس را از حرام نگه داشتند» اين تعبيرات نشان مىدهد كه مقام اوّابين مقام والا و ارجمندى است و هنگامى كه به منابع لغت مراجعه مىكنيم مىبينيم، «اوّاب» از مادۀ «اوب» (بر وزن قول) به معنى رجوع و بازگشت است.
اين رجوع و بازگشت - مخصوصا با توجه به صيغۀ اواب كه صيغۀ مبالغه است دلالت بر تكرار و كثرت دارد - اشاره به اين است كه «اوابين» در برابر عواملى كه آنها را از خدا دور مىسازد اعم از زرق و برق جهان ماده، يا وسوسههاى نفس و شياطين، حساسيت بسيار دارند، اگر لحظهاى دور شوند بلافاصله متذكر شده بهسوى او بازمىگردند و اگر لحظهاى غافل شوند به ياد او مىافتند و جبران مىكنند.
اين بازگشت مىتواند به معنى بازگشت به اوامر و نواهى الهى باشد، يعنى مرجع و
[*]... وَ اُذْكُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا اَلْأَيْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ.«... و به خاطر بياور بندۀ ما داود صاحب قدرت و توبهكار را» ص/ ١٧.
[**]وَ وَهَبْنٰا لِدٰاوُدَ سُلَيْمٰانَ نِعْمَ اَلْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ.«ما «سليمان» را به داود بخشيديم، چه بندۀ خوبى! چرا كه همواره بهسوى خدا بازگشت مىكرد (و به ياد او بود). ص/ ٣٠:
[***]... إِنّٰا وَجَدْنٰاهُ صٰابِراً نِعْمَ اَلْعَبْدُ إِنَّهُ أَوّٰابٌ.«... ما او (ايّوب) را شكيبا يافتيم، چه بندۀ خوبى كه بسيار بازگشتكننده بهسوى خدا بود!» ص/ ٤٤.