شرح و تفسیر لغات قرآن بر اساس تفسیر نمونه - شریعتمداری، جعفر - الصفحة ٧٠٧ - خ١٦٤٨ افِضَة (واقعه/ ٣ )
نهايت ادب در سخن را مىرساند كه زبان، كليد قلب است.
ازسوىديگر دستور به تواضع و فروتنى مىدهد، تواضعى كه نشاندهنده محبت و علاقه باشد و نه چيز ديگر.
سرانجام مىگويد: حتى موقعى كه رو بهسوى درگاه خدا مىآورى پدر و مادر را (چه در حيات و چه در ممات) فراموش مكن و تقاضاى رحمت پروردگار براى آنها بنما.
مخصوصا اين تقاضايت را با اين دليل همراه ساز و بگو «خداوندا همان گونه كه آنها در كودكى مرا تربيت كردند تو مشمول رحمتشان فرما».
نكته مهمى كه از اين تعبير علاوه بر آنچه گفته شد استفاده مىشود اين است كه اگر پدر و مادر آنچنان مسن و ناتوان شوند كه به تنهايى قادر بر حركت و دفع آلودگيها از خود نباشند، فراموش نكن كه تو هم در كودكى چنين بودى و آنها از هرگونه حمايت و محبت از تو دريغ نداشتند محبت آنها را جبران نما. (ج ٧٥/١٢-٧٦، ج ٣٦٧/١٥.)
خٰافِضَة: (واقعه/ ٣.)[*]
از مادۀ «خَفْض» به معنى «فرودآورنده» در برابر واژۀ «رافعة» كه به معنى «بالا برنده» است.
آيۀ مورد بحث و بطور كلى سورۀ «واقعة» بر محور معاد دور مىزند (واژۀ «واقعة» به صورت سربسته اشاره به مسئله رستاخيز است).
به هر حال رستاخيز نه تنها با دگرگونى كائنات توأم است، بلكه انسانها هم دگرگون مىشوند، همان گونه كه در آيۀ مورد بحث آمده است:
«گروهى را پايين مىآورد و گروهى را بالا مىبرد!»(خٰافِضَةٌ رٰافِعَةٌ[١]).
مستكبران گردنكش و ظالمان صدرنشين سقوط مىكنند و مستضعفان مؤمن و صالح بر اوج قله افتخار قرار مىگيرند، گروهى در قعر جهنم سقوط مىكنند و گروه ديگرى در اعلىعليين بهشت جاى مىگيرند و اين است خاصيت يك انقلاب بزرگ و گستردۀ الهى! و لذا در روايتى از امام على بن الحسين (ع) مىخوانيم كه در تفسير آيۀ مورد بحث فرمود:
[*]خٰافِضَةٌ رٰافِعَةٌ.واقعه/ ٣.
[١]«خٰافِضَةٌ رٰافِعَةٌ»خبر مبتداى محذوفى است و در اصل: «هى خافضة رافعة» بوده است.